نارسایی اولیه آدرنالین چیست

نارسایی اولیه آدرنالین چیست –

بیماری آدیسون یا نارسایی اولیه آدرنال، درنتیجه نارسایی آدرنال در تولید کورتیزول و همچنین گاهی آلدوسترون رخ می‌دهد. اصلی‌ترین علت آن در کشورهای توسعه‌یافته، آدرنالیت اتوایمیون (آسیب غده آدرنال توسط سیستم ایمنی خود فرد) و در کشورهای درحال‌توسعه، توبرکولوز می‌باشد.
شیوع:
وقوع بیماری آدیسون به میزان ۱ تا ۴ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر در سال در همه سنین و در هر دو جنس می‌باشد.

بیماری ادیسون چیستعلل ایجادکننده کم‌کاری غده فوق کلیوی (آدرنال):
۱-نارسایی اولیه آدرنال (بیماری آدیسون):
۱-۱: بیماری‌های اتوایمیون: تخریب کورتکس آدرنال توسط سیستم ایمنی می‌تواند مسئول بیش از ۸۰% موارد نارسایی این غده باشد. نارسایی آدرنال زمانی رخ می‌دهد که حداقل ۹۰% کورتکس آدرنال از بین رفته باشد. در این موارد، اغلب کورتیزول و آلدوسترون هر دو کاهش می‌یابند.
در موارد اتوایمیون، گاهی فقط غده آدرنال به‌تنهایی درگیر می‌شود؛ درحالی‌که در برخی موارد دیگر، سایر غدد اندوکراین (Polyendocrine deficiency syndrome) نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند.
۲-۱: توبرکولوز: عفونت توبرکولوز می‌تواند موجب تخریب غده آدرنال شود. توبرکولوز مسئول کمتر از ۲۰% موارد نارسایی آدرنال در کشورهای توسعه‌یافته و بیشترین عامل نارسایی آدرنال در کشورهای درحال‌توسعه می‌باشد.
در سال ۱۸۴۹ که دکتر توماس آدیسون (Thomas Addison) برای نخستین بار نارسایی آدرنال را تشخیص داد، توبرکولوز شایع‌ترین عامل این بیماری بود.
۳-۱: سایر علل کمتر شایع: عفونت‌های مزمن به‌ویژه عفونت‌های قارچی، گسترش سلول‌های سرطانی از سایر بافت‌ها به غدد آدرنال، آمیلوئیدوز (یک بیماری که موجب ساخت یک پروتئین غیرطبیعی و آسیب به بافت‌های مختلف می‌شود)، برداشت غده آدرنال توسط جراحی، عفونت‌های وابسته به ایدز، خونریزی درون غدد آدرنال، سپسیس (عفونت باکتریایی خون)، ناهنجاری‌های گرانولوماتوز، نقایص ژنتیکی مرتبط با تکامل غدد آدرنال و … نیز از جمله سایر علل کمتر شایع نارسایی اولیه غدد آدرنال هستند.

۲-نارسایی ثانویه و ثالثیه آدرنال (نارسایی مرکزی آدرنال):
نارسایی ثانویه آدرنال، درنتیجه کمبود تولید ACTH به وجود می‌آید. بدون وجود ACTH، غدد آدرنال تحریک نشده و تولید کورتیزول متوقف می‌شود. در این موارد، برخلاف نارسایی اولیه آدرنال، تولید آلدوسترون تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد.

۲-۱: مصرف داروهای گلوکوکورتیکوئیدی سنتتیک: در مواقعی که فرد برای درمان بیماری‌های التهابی از قبیل آرتریت روماتوئید، آسم و کولیت زخم شونده (Ulcerative colitis)، داروهایی از قبیل پردنیزون برای مدت طولانی مصرف می‌نماید، آزاد شدن CRH و ACTH، متوقف می‌گردد. درنتیجه‌ی عدم تولید ACTH، این غدد شروع به آتروفی و کوچک شدن کرده و به دلیل عدم وجود اثر تحریکی ACTH روی غدد آدرنال، این غدد قادر به تولید کورتیزول نیز نخواهند بود.
۲-۲: کاهش اندازه غده هیپوفیز و توقف تولید ACTH درنتیجه‌ی تومورها و عفونت‌های غده هیپوفیز، نرسیدن جریان خون به غده هیپوفیز، رادیوتراپی درمانی غده هیپوفیز، برداشت غده هیپوفیز توسط جراحی و ….
۲-۳: برداشت قسمتی از غده هیپوتالاموس توسط جراحی.
۲-۴: آسیب محور هیپوتالاموس- هیپوفیز.

علائم و نشانه‌های بیماری آدیسون

علائم و نشانه‌ها به‌تدریج ظاهرشده و ممکن است شامل درد شکم، ضعف (weakness)، خستگی، بی‌اشتهایی، کاهش وزن، تهوع، اسهال و … ‌شود. درنتیجه افزایش مقادیر ACTH، تیره شدن پوست (به دلیل افزایش رنگ‌دانه‌های پوست) در برخی از نواحی بدن نیز ممکن است رخ دهد.
به علت کمبود مینرالوکورتیکوئیدها، فرد دچار هیپوناترمی، هیپرکالمی، اسیدوز متابولیک، کاهش حجم خون و کاهش فشارخون می‌گردد.
آلدوسترون که اصلی‌ترین مینرالوکورتیکوئید است باعث افزایش بازجذب سدیم و دفع پتاسیم و هیدروژن در ادرار می‌گردد؛ بنابراین، کاهش آلدوسترون باعث از دست رفتن سدیم ادرار (کاهش سدیم خون؛ هیپوناترمی)، کاهش از دست دادن پتاسیم از طریق ادرار (افزایش پتاسیم خون؛ هیپرکالمی) و کاهش دفع یون‌های هیدروژن از طریق ادرار (افزایش یون‌های هیدروژن خون و درنتیجه، کاهش pH خون و ایجاد اسیدوز متابولیک) می‌گردد.
هیپرکالمی (افزایش پتاسیم خون) از طریق اختلال در تولید آمونیوم (NH4+) و دفع اسید در ادرار، نقش مهمی در ایجاد اسیدوز متابولیک ایفا می‌کند. هیپرکالمی موجب اختلال در تولید آمونیوم در توبول پروگزیمال از طریق القاء “آلکالوز داخل سلولی” در سلول‌های توبولار می‌گردد. این اختلال ناشی از مبادله سلولی پتاسیم با هیدروژن (ورود پتاسیم به درون سلول و خروج یون‌های هیدروژن از سلول) می‌باشد.
افزایش دفع سدیم در ادرار باعث از دست دادن آب بیشتری از طریق ادرار (کاهش آب بدن) و درنتیجه کاهش حجم خون و کاهش فشارخون می‌گردد.
تظاهرات بیماری در نارسایی مرکزی آدرنال (نارسایی ثانویه و ثالثیه)، مشابه بیماری آدیسون است؛ با این تفاوت که در اینجا به دلیل سطح ACTH پایین، افزایش رنگ‌دانه‌های پوست مشاهده نمی‌شود.
در برخی شرایط، کریز آدرنال (Adrenal crisis) ممکن است رخ دهد که با علائمی از قبیل کاهش فشارخون، استفراغ، درد در ناحیه پایین کمر و از دست دادن هوشیاری می‌تواند همراه باشد. کریز آدرنال می‌تواند توسط استرس (صدمه، جراحی و یا عفونت) تحریک گردد.

تست‌های آزمایشگاهی
در برخی موارد می‌توان با اندازه‌گیری میزان پایه کورتیزول سرم، امکان تشخیص و یا رد هیپوکورتیزولیسم و هیپرکورتیزولیسم را مطرح نمود. در برخی موارد نیز برای تشخیص قطعی و یا تشخیص افتراقی نارسایی اولیه از نارسایی مرکزی آدرنال می‌توان از اندازه‌گیری مقادیر پلاسمایی ACTH، تست‌های تحریکی ACTH، متی‌راپون و یا انسولین استفاده کرد.
۱-اندازه‌گیری میزان پایه کورتیزول:
میزان کورتیزول سرمی ساعت ۸ صبح کمتر از ۳ میکروگرم در دسی لیتر، نشانه نارسایی آدرنال بوده و نیازی به آزمایش‌های دیگر نیست. در مبتلایان به هیپوکورتیزولیسم، چنانچه خون‌گیری در هنگام استرس انجام شود، سطح کورتیزول در دامنه طبیعی قرار می‌گیرد؛ ازاین‌رو، میزان طبیعی کورتیزول، تشخیص هیپوکورتیزولیسم را رد نمی‌کند. از طرفی، میزان کورتیزول تصادفی بیش از ۲۵ میکروگرم در دسی لیتر در هنگام استرس، نارسایی آدرنال را رد می‌نماید.
ترشح کورتیزول به‌صورت طبیعی، دارای یک الگوی روزانه می‌باشد؛ بدین‌صورت که در ساعت ۸-۶ صبح دارای بیشترین مقدار بوده و در نیمه‌شب به کمترین مقدار خود می‌رسد.
۲-اندازه‌گیری میزان ACTH پلاسمایی:
اندازه‌گیری میزان ACTH در ساعت ۸ صبح (ACTH پایه)، ممکن است برای تمایز نارسایی اولیه آدرنال (مقادیر بیش از ۱۰۰- ۵۰ پیکوگرم در میلی‌لیتر) از نارسایی مرکزی آدرنال (کمتر از ۱۰ پیکوگرم در میلی‌لیتر) مفید باشد.
میزان ACTH دارای تغییرات روزانه می‌باشد؛ به‌نحوی‌که میزان آن در ساعت ۱۰- ۸ شب، نصف تا دوسوم مقدار آن طی ساعات ۸- ۴ صبح می‌باشد.
برای اندازه‌گیری ACTH، لوله نمونه باید روی ظرف حاوی آب یخ قرار گرفته و در صورت نیاز به نگهداری، در دمای ۲۰- درجه سانتی‌گراد ذخیره شود.
جدول: افتراق انواع هیپوکورتیزولیسم بر اساس مقادیر پلاسمایی کورتیزول، ACTH و CRH
نوع هیپوکورتیزولیسم    کورتیزول    ACTH    CRH
آدرنالی (اولیه)             پایین       بالا       بالا
هیپوفیزی (ثانویه)         پایین        پایین    بالا
هیپوتالاموسی (ثالثیه)   پایین       پایین    پایین

۳-تست تحریکی ACTH با کوسین‌تروپین
تست تحریکی ACTH، رایج‌ترین تست برای ارزیابی بیماران مشکوک به هیپوکورتیزولیسم می‌باشد. در این آزمایش، ابتدا سطح کورتیزول خون یا ادرار (و یا هر دو) (به‌عنوان میزان پایه) اندازه‌گیری شده و سپس به بیمار کوسین‌تروپین (Cosyntropin) (یک ACTH سنتتیک تجارتی) تزریق می‌شود. کورتروسین (Cortrosyn) یا سیناکتن (Synacthen)، نام‌های تجاری کوسین‌تروپین هستند.
پس از تزریق، در فواصل زمانی مشخص، سطح کورتیزول خون یا ادرار (و یا هر دو) اندازه‌گیری می‌شود.
این تست ممکن است به‌صورت تست تحریکی سریع (Rapid stimulation test) و یا ۳ روزه انجام شود.
تست تحریکی سریع، تنها یک تست غربالگری بوده و به دنبال نتایج غیرطبیعی آن، باید تست تحریکی ۳ روزه انجام شود.
۱-۳: تست تحریکی سریع (Rapid stimulation test): ابتدا یک نمونه خون برای اندازه‌گیری میزان پایه کورتیزول تهیه می‌شود. سپس ۲۵۰ میکروگرم از کوسین‌تروپین به‌صورت وریدی (IV) و یا عضلانی (IM) در طی ۲ دقیقه تزریق ‌شده و در طی ۳۰ و ۶۰ دقیقه پس از تزریق، مجدداً نمونه‌گیری انجام می‌شود.
۲-۳: تست تحریکی ۳ روزه: ابتدا یک نمونه خون برای اندازه‌گیری میزان پایه کورتیزول تهیه می‌شود. سپس ۲۵۰ میکروگرم از کوسین‌تروپین به‌صورت عضلانی (IM) به فواصل هر ۸ ساعت به مدت ۳- ۲ روز متوالی تزریق می‌شود. میزان کورتیزول در فواصل ۱۲، ۲۴، ۳۶، ۴۸، ۶۰ و ۷۲ ساعت پس از تزریق، اندازه‌گیری می‌گردد.
پاسخ طبیعی، افزایش سطح کورتیزول خون و ادرار، متعاقب تزریق کوسین‌تروپین (کورتروسین) می‌باشد. در موارد طبیعی، میزان کورتیزول خون در تست تحریکی سریع باید بیش از ۷ میکروگرم در دسی لیتر و در تست تحریکی ۳ روزه باید بیش از ۴۰ میکروگرم در دسی لیتر باشد.

۴-تست تحمل انسولین (ITT):
از تست تحمل انسولین (ITT) برای ارزیابی محور هیپوتالاموس- هیپوفیز استفاده می‌شود. برخلاف تست تحریکی ACTH، ITT، کل محور هیپوتالاموس- هیپوفیز را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. در صورت سالم بودن محور هیپوتالاموس- هیپوفیز، هیپوگلیسمی حاصل از انسولین موجب تحریک هیپوتالاموس برای ترشح CRH و تحریک هیپوفیز برای ترشح ACTH شده که موجب افزایش میزان کورتیزول می‌شوند.
ابتدا یک نمونه خون جهت اندازه‌گیری مقادیر پایه کورتیزول از بیمار گرفته شده و سپس ۱/۰ واحد انسولین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به بیمار تزریق می‌شود. سپس در طی فواصل ۳۰، ۴۵، ۶۰، ۹۰ و ۱۲۰ دقیقه، مجدداً از بیمار نمونه‌گیری می‌شود.
پاسخ مناسب افزایش کورتیزول، باید بیش از ۵۵۰ نانومول در لیتر (بیش از ۲۰ میکروگرم در دسی لیتر) باشد.
تست ITT در افراد بالای ۷۰ سال، افراد با سابقه تشنج و بیماران ایسکمیک قلب نباید انجام شود. در این بیماران، به‌جای تست ITT، می‌توان از تست تحریکی ACTH استفاده نمود. کاربرد اصلی تست ITT، ارزیابی بیمارانی است که پاسخ مشکوکی به تست تحریکی ACTH داشته‌اند.
توصیه می‌شود که برای انجام این آزمایش، با توجه به کاهشی که در میزان قند بیمار (هیپوگلیسمی) به وجود می‌آورد، وسایلی از قبیل گلوکومتر برای اندازه‌گیری سریع قند بیمار (در صورت لزوم) و محلول دکستروز برای تجویز احتمالی در دسترس باشد. بهتر است این آزمایش زیر نظر متخصص غدد و یا در محلی که به ایشان دسترسی وجود داشته باشد، انجام شود.
۵-تست تحریکی متی‌راپون:
کاربرد این تست نیز در ارزیابی محور هیپوتالاموس- هیپوفیز می‌باشد. اساس این تست، اثر مهاری متی‌راپون روی β ۱۱- هیدروکسلاز است. نتیجه این اثر مهاری، کاهش تولید کورتیزول (از ۱۱- داکسی کورتیزول) و درنتیجه، افزایش جبرانی در ترشح CRH (از هیپوتالاموس) و ACTH (از هیپوفیز) می‌باشد؛ که به‌نوبه خود، موجب تحریک سنتز استروئیدها و تجمع ۱۱- داکسی کورتیزول می‌شوند.
در نارسایی مرکزی آدرنال، CRH و (یا) ACTH تولید نشده و افزایشی در ۱۱- داکسی کورتیزول رخ نمی‌دهد.
در این آزمایش، ابتدا از بیمار یک نمونه خون جهت داشتن سطح پایه کورتیزول گرفته شده و سپس متی‌راپون به میزان ۳۰ میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در ساعت ۱۱ شب تجویز می‌شود. ساعت ۸ روز بعد مجدداً از بیمار یک نمونه خون گرفته می‌شود.
برای جمع‌آوری ادرار ۲۴ ساعته نیز، ابتدا یک ادرار ۲۴ ساعته برای اندازه‌گیری میزان
۱۷- هیدروکسی کورتیکواستروئیدهای (۱۷-OHCS)  پایه از بیمار گرفته شده و سپس متی‌راپون به میزان ۷۵۰-۵۰۰ میلی‌گرم هر ۶-۴ ساعت از ساعت ۱۱ شب در طی ۲۴ ساعت تجویز می‌شود. سپس از ساعت ۸ صبح روز بعد، بیمار نسبت به جمع‌آوری ادرار ۲۴ ساعته اقدام می‌نماید. ادرار ۲۴ ساعته باید در طی مدت جمع‌آوری در یخچال و یا روی ظرف یخ نگهداری شود.
متعاقب تست تحریکی متی‌راپون، در موارد طبیعی، میزان ۱۱- داکسی کورتیزول خون باید به بیش از ۷ میکروگرم در دسی‌لیتر و میزان کورتیزول به کمتر از ۱۰ میکروگرم در دسی‌لیتر برسد. مقدار طبیعی میزان دفع ۱۷- هیدروکسی کورتیکواستروئیدها (۱۷-OHCS) نیز در ادرار ۲۴ ساعته باید به بیش از ۲ برابر حد پایه برسد.
متعاقب تجویز متی‌راپون ممکن است بیمار دچار کریزهای شبه آدیسونی (Addisonian crisis) شود که در این مورد باید درمان شامل برگشت شوک، برقراری جریان خون و تجویز استروئیدهای ضروری (هیدروکورتیزون) صورت گیرد.
به‌منظور پیشگیری از بروز عوارض جانبی معدی- روده‌ای (GI side effects) متی‌راپون، باید با هر وعده آن، یک لیوان شیر مصرف شود.
۶- ۱۷- هیدروکسی استروئیدها (۱۷-OHCS):
اندازه‌گیری سطح ۱۷- هیدروکسی کورتیکواستروئیدها (۱۷-OHCS) در ادرار ۲۴ ساعته، نشان‌دهنده وضعیت عملکرد غده آدرنال می‌باشد. کاهش سطح ۱۷-OHCS در بیماران دارای نارسایی غده آدرنال مشاهده می‌شود.
مقدار طبیعی ۱۷-OHCS در ادرار ۲۴ ساعته، ۱۰- ۳ میلی‌گرم در ۲۴ ساعت (۶/۲۷- ۳/۸ میکرومول در روز) در آقایان و ۸- ۲ میلی‌گرم در ۲۴ ساعت (۱/۲۲- ۲/۵ میکرومول در روز) در خانم‌ها می‌باشد.
۷-جستجوی اتوآنتی‌بادی‌ها:
ممکن است آنتی‌بادی‌های خاصی مانند آنتی‌بادی ضد آنتی‌ژن ۲۱- هیدروکسیلاز در بیمار مورد بررسی قرار گیرند.
مقدار طبیعی آنتی‌بادی ۲۱- هیدروکسیلاز کمتر از ۱ واحد در میلی‌لیتر می‌باشد.

سایر مطالعات و بررسی‌ها:
در بیماران مبتلا به نارسایی اولیه آدرنال، تکنیک‌های CT “توموگرافی کامپیوتری” شکمی یا MRI “تصویربرداری رزونانس مغناطیسی” با تأکید روی غدد آدرنال برای تشخیص علت به کار می‌روند. غدد آدرنال بزرگ، نشان‌دهنده عفونت، خونریزی و یا بیماری‌های متاستاتیک هستند.
CT یا MRI هیپوفیز نیز در بیماران دارای هیپوکورتیزولیسم ثانویه یا ثالثیه (نارسایی مرکزی آدرنال) باید انجام شود.

لایه فاسیکولاتای غده فوق کلیوی، مسئول سنتز گلوکوکورتیکوئیدها است که مهم‌ترین آن‌ها، کورتیزول می‌باشد که بر روی متابولیسم پروتئین‌ها، لیپیدها و به‌ویژه کربوهیدرات‌ها اثر دارد. در لایه رتیکولاریس نیز، سنتز کورتیزول و تولید مقادیر کم هورمون‌های جنسی صورت می‌گیرد. ACTH با اتصال به گیرنده‌های موجود در سطح سلول‌های سنتز کننده کورتیزول، موجب افزایش غلظت سیتوزولی cAMP شده که خود از طریق فعال‌سازی پروتئین کیناز A، منجر به فسفریلاسیون و فعال‌سازی “پروتئین‌های تنظیم‌کننده حاد سنتز استروژن” (StAR) می‌شوند.

بیوسنتز گلوکوکورتیکوئیدها:
گلوکوکورتیکوئیدها شامل مجموعه‌ای از هورمون‌های استروئیدی ۲۱ کربنه هستند که کورتیزول، مهم‌ترین آن‌ها می‌باشد. هورمون‌های تولیدشده در قسمت خارجی (کورتکس) غده فوق کلیه، از کلسترول مشتق می‌شوند.

ACTH: Adrenocorticotropic hormone; هورمون آدرنوکورتیکوتروپیک
DHEA: Dehydroepiandrosterone; دهیدرواپی آندروسترون
DOC: Deoxycorticosterone; داکسی کورتیکواسترون
StAR: Steroidogenic acute regulatory; (پروتئین‌های) تنظیم‌کننده حاد سنتز استروژن

سنتز و کنترل ترشح کورتیزول:
سنتز کورتیزول در کورتکس آدرنال، تحت کنترل ACTH (Adrenocorticotropin hormone) (هورمون آدرنوکورتیکوتروپین) از بخش قدامی غده هیپوفیز قرار دارد.
ACTH دارای هر دو اثر استروئیدوژنیک (سنتز استروژن) و تروفیک (تغییر اندازه سلول) بر روی کورتکس آدرنال می‌باشد. برعکس، کمبود ACTH موجب آتروفی (کوچک شدن اندازه سلول‌ها) این لایه‌ها خواهد شد.
ترشح ACTH خود تحت تأثیر CRH (Corticotropin-releasing hormone) (هورمون آزادکننده کورتیکوتروپین) از غده هیپوتالاموس می‌باشد.
ترشح CRH، ACTH و کورتیزول با یک ریتم شبانه‌روزی صورت می‌گیرد. بیشترین مقدار ترشح کورتیزول در اوایل صبح (۸-۴ صبح) بوده و سپس در طی روز، میزان ترشح آن کاهش می‌یابد. ترشح کورتیزول به‌صورت ضربانی بوده و تعداد این ضربآن‌های ترشحی در صبح، بیشتر می‌باشد.

تولید کورتیزول از طریق فیدبک منفی، موجب مهار آزاد شدن CRH و ACTH می‌گردد. مصرف مقادیر زیاد گلوکوکورتیکوئیدهای اگزوژن (خارجی) نیز از طریق مهار فیدبک منفی بر هیپوتالاموس و هیپوفیز موجب کاهش سطح CRH و ACTH می‌شوند. در صورت سرکوب طولانی (بیش از چند هفته) گلوکوکورتیکوئیدهای خارجی، ممکن است سرکوب دائمی هیپوفیز و درنتیجه، آتروفی غدد فوق کلیه رخ دهد.

انتقال کورتیزول در گردش خون:
حدود ۷۵% کورتیزول موجود در خون به CBG (گلبولین متصل شونده به کورتیزول) و حدود ۱۵% آن به آلبومین متصل می‌شود. حدود ۱۰% کورتیزول موجود در گردش خون به فرم آزاد وجود دارد.

کاتابولیسم کورتیزول:
اولین مرحله در غیر فعال‌سازی کورتیزول، اکسیداسیون عامل هیدروکسی کربن شماره ۱۱ به عامل کتونی و تولید کورتیزون است. حدود ۱% کورتیزول و کورتیزون بدون تغییر از طریق ادرار دفع می‌شده؛ درحالی‌که اغلب آن‌ها دستخوش تغییراتی دیگر در کبد (گلوکورونیده شدن و سولفاته شدن) می‌شوند و سپس از طریق ادرار دفع می‌گردند.
اغلب متابولیت‌های موجود در مسیر سنتز و کاتابولیسم کورتیزول شامل داکسی کورتیکواسترون، کورتیزول، کورتیزون و متابولیت‌های احیاء شده آن‌ها، داستروئیدهای ۲۱ کربنه‌ای هستند که دارای ۲ گروه هیدروکسی بر روی کربن‌های ۱۷ و ۲۱ بوده و به “۱۷- هیدروکسی کورتیکواستروئیدها ” (۱۷-OHCS) موسوم هستند. در بررسی اختلالات متابولیسم گلوکوکورتیکوئیدها از اندازه‌گیری ۱۷-OHCS استفاده می‌شود.

هیپوکورتیزولیسم:
علل نارسایی آدرنال یا کاهش کورتیزول خون به ۳ نوع اولیه (آدرنالی)، ثانویه (هیپوفیزی) و ثالثیه (هیپوتالاموسی) تقسیم‌بندی می‌شوند. علل ثانویه و ثالثیِه کاهش کورتیزول خون، تحت عنوان “علل مرکزی ” نیز نامیده می‌شوند.

شایع‌ترین علت نارسایی اولیه آدرنال که بیماری آدیسون نیز نامیده می‌شود، آدرنالیت اتوایمیون (بیش از ۷۰% موارد) می‌باشد. توبرکولوز، سپسیس، ناهنجاری‌های گرانولوماتوز، بیماری متاستاتیک، خونریزی و ایدز جزو سایر علل ایجادکننده بیماری آدیسون هستند.

شایع‌ترین علت نارسایی مرکزی آدرنال، سرکوب محور هیپوتالاموس- هیپوفیز به علت درمان طولانی‌مدت با استروئیدها است. اصلی‌ترین اختلاف نارسایی مرکزی آدرنال با نارسایی اولیه آدرنال، طبیعی بودن تولید مینرالوکورتیکوئیدها و فعالیت رنین به همراه میزان پایین ACTH در نارسایی مرکزی آدرنال می‌باشد.

نارسایی مرکزی آدرنال به‌مراتب شایع‌تر از نارسایی اولیه آدرنال (بیماری آدیسون) می‌باشد.

************************************

مراد رستمی: کارشناس ارشد بیوشیمی بالینی، دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز.معصومه جرفی: کارشناس ارشد میکروب‌شناسی، دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز

ماهنامه اخبار آزمایشگاهی

ضررهای نگه داشتن ادرار زنان و مردان

ضررهای نگه داشتن ادرار زنان و مردان _ نگه داشتن ادرار یکی از اشتباه ترین کارهایی است که افراد در قبال سلامتی خود انجام می دهند. احساس دفع ادرار به منزله یک هشدار مهم برای بدن است که باید به آن توجه نمود. مصرف غذاها و مایعات به پر شدن مثانه منجرمی‌شود. مثانه فقط حجم معینی را در خود نگه می دارد و زمانی که بیشترازحد پر ‌شود، به مغز علامت نیاز به دفع ارسال می‌کند.

ضررهای نگه داشتن ادرار زنان و مردان

*عفونت معده:

نگه‌داشتن ادرارنه ‌تنها باعث درد در قسمت تحتانی شکم می شود بلکه خطر ابتلا به عفونت معده را هم افزایش می دهد.زمانی که میکروب‌های موجود در ادرار از بدن خارج نمی شود، فرد دچار عفونت معده هم می‌شود.

* عفونت مجرای ادراری:
نگه ‌داشتن ادراربرای مدت ‌زمان طولانی، بدن را در معرض باکتری‌های مضرقرار می‌دهدو احتمال ابتلا به عفونت ادراری (UTI) یا عفونت مثانه را افزایش می‌دهد.

* درد هنگام دفع:
نگه ‌داشتن ادرار اگر به طور مدام تکرار شودباعث درد شدید هنگام دفع ادرار می‌شود.

* تب:
نگه ‌داشتن ادرار برای مدت طولانی، مانع دفع باکتری موجود در بدن می‌شود و این به ‌نوبه خود باعث بروز تب خواهدشد.

ضررهای نگه داشتن ادرار زنان و مردان

* تورم مثانه و خطر بروز سرطان:
هنگام مصرف آب مثانه به‌آرامی پرمی‌شود و در صورت دفع نشدن مثانه متورم می‌شود. پیشگیری نکردن از تورم مثانه به سرطان مثانه منجر می شود.

* سنگ کلیه :
آب به پاک ‌سازی کلیه‌ها کمک می‌کند. اما زمانی که ادرار برای مدت طولانی نگه ‌داشته شود، به ‌طورجدی روی کلیه تاثیر می گذارد و به سنگ کلیه و درد منجر می شود.

* کیست:
کیست کلیه نوعی التهاب است. این‌ مشکل عمده ای است که بیشتر در زنان رخ می‌دهد.

* درد در قسمت تحتانی شکم:
نگه‌داشتن طولانی‌مدت ادرار، در قسمت تحتانی شکم درد ایجاد می‌کند.

منبع : پزشک تو ضررهای نگه داشتن ادرار زنان و مردان

اطلاعاتی درباره سرطان کیسه صفرا

اطلاعاتی درباره سرطان کیسه صفرا –

سرطان کیسه صفرا سرطانی است که در داخل کیسه صفرا آغاز می شود. کیسه صفرا اندام کوچک و گلابی شکلی است که در قسمت راست شکم، درست در زیر کبد قرار دارد. کیسه صفرا، مایع گوارشی تولید شده توسط کبد (صفرا) را ذخیره می‌کند. سرطان کیسه صفرا شیوع بالایی ندارد. در صورتی‌که سرطان کیسه صفرا در مراحل اولیه شناسایی شود، شانس درمان آن بسیار زیاد است. ولی دراغلب موارد سرطان کیسه صفرا در مرحله نهایی، یعنی زمانی که پیش آگهی آن در اغلب موارد، بسیار بد است، شناسایی می‌شود. تشخیص سرطان کیسه صفرا به دلیل این که علائم و نشانه‌های اختصاصی ندارد، مشکل است. همچنین طبیعت نسبتاً پنهان کیسه صفرا، شرایط رشد سرطان کیسه صفرا را بدون اینکه قابل ردیابی باشد، آسان‌تر کرده است.

سرطان کیسه صفرا علائم و نشانه‌های سرطان کیسه صفرا :

درد شکم، به ویژه در قسمت راست بالایی شکم
نفخ شکم
خارش
تب
از بین رفتن اشتها
کاهش وزن بی‌دلیل
تهوع
زردی پوست و سفیدی چشم (یرقان)

لازم است بیمار با مشاهده این علائم، به پزشک مراجعه کند. علت بروز سرطان کیسه صفرا، بطور دقیق مشخص نیست. پزشکان معتقدند سرطان کیسه صفرا زمانی شکل می‌گیرد که تغییراتی در DNA سلول‌های سالم کیسه صفرا (موتاسیون یا جهش) ایجاد شود. این جهش‌ها منجر به رشد غیر‌قابل کنترل سلول‌ها می‌شوند و این رشد ادامه پیدا می‌کند، در حالی‌که سایر سلول‌های سالم، عمر طبیعی دارند و می‌میرند. این سلول‌ها ی متراکم شده، تشکیل تومور را می‌دهند که می‌تواند در بخشی از کیسه صفرا رشد کند و به سایر نواحی بدن انتشار یابد.
سرطان کیسه صفرا، در اکثر موارد از سلول‌هایی که سطح داخلی کیسه صفرا را پوشش داده‌اند، آغاز می‌شود که به این نوع از سرطان کیسه صفرا، “آدنوکارسینوما” می‌گویند. این نامگذاری بر مبنای ظاهر سلول‌های سرطانی در زیر میکروسکوپ انجام شده است.

عواملی که می‌توانند در افزایش ریسک سرطان کیسه صفرا دخیل باشند عبارتند از:

جنسیت: سرطان کیسه صفرا در زنان بسیار شایع است.
سن: ریسک سرطان کیسه صفرا با افزایش سن بالا می‌رود.
وزن: اشخاص چاق ریسک بالاتری برای ابتلا به سرطان کیسه صفرا دارند.
سابقه سنگ کیسه صفرا: کسانی که سابقه سنگ کیسه صفرا داشته‌اند، ابتلا به این سرطان در آنها بسیار شایع‌تر بوده است. با این وجود سرطان کیسه صفرا در این دسته از افراد بندرت دیده می‌شود.
سایر بیماری‌های کیسه صفرا: سایر بیماری‌های کیسه صفرا که می‌توانند ریسک سرطان کیسه صفرا را بالا ببرند عبارتند از:
کیسه صفرای پورسلین، کیست کلدوکال و عفونت مزمن کیسه صفرا.
در صورتی‌که علائم و نشانه‌ها منجر به نگرانی بیمار شوند، باید توسط پزشک خانوادگی خود و یا یک پزشک عمومی مورد معاینه قرار گیرد. چنانچه پزشک به وجود سرطان کیسه صفرا مشکوک شود، ممکن است او را به یکی از پزشکان متخصص زیر ارجاع دهد:

متخصص گوارش
جراح
انکولوژیست

از آنجا که مدت زمان ملاقات بیمار با پزشک ممکن است کوتاه باشد و اغلب مطالبی پوشیده می‌مانند، بهتر است بیمار با آمادگی قبلی به پزشک مراجعه کند. در اینجا اطلاعاتی موجود است که می‌توانند در آمادگی بیمار و انتظاراتی که بیمار از پزشک خود باید داشته باشد، موثر واقع شوند. ازقبیل: سوال درباره برخی محدودیت‌ها مانند محدودیت در رژیم غذایی، یادداشت‌برداری از هر گونه علائمی که تجربه کرده است، یادداشت هر گونه استرس یا تغییر عمده‌ای که بتازگی رخ داده است، تهیه فهرستی از داروهای مصرفی اعم از ویتامین‌ها یا مکمل‌های دارویی، در جریان قرار دادن دوست یا عضوی از خانواده از موضوعات مرتبط با بیماری تا در صورت لزوم از کمک او بهره مند شود و بالاخره نوشتن سوالاتی که لازم است از پزشک پرسیده شود.

برخی از سوالات اساسی راجع به سرطان کیسه صفرا که می‌توان از پزشک پرسید عبارتند از:
مرحله‌ای از سرطان که بیمار درگیر آن است.
شرح گزارش آسیب‌شناسی از زبان پزشک و اینکه آیا می‌تواند نسخه‌ای از آن گزارش را داشته باشد؟
آیا نیاز به انجام آزمایش‌های بیشتری هست؟
چه گزینه‌هایی برای درمان سرطان کیسه صفرا وجود دارد؟
فواید و ریسک هر گزینه درمانی چیست؟
آیا گزینه‌ای غیر از توصیه سایر پزشکان وجود دارد که به بیمار ارائه دهد؟
از پزشک سوال شود که اگر یکی از نزدیکان شما در شرایط مشابه بیمار باشد، چه توصیه‌ای به او خواهید کرد؟
آیا امکان اخذ نظر متخصص دیگری وجود دارد؟ چه میزان هزینه دارد و آیا تحت پوشش بیمه هست یا نه؟
آیا بروشور و یا اطلاعات مکتوبی که بتوان از آن استفاده کرد وجود دارد و چه سایت اینترنتی را توصیه می‌کند؟
و سایر سوالاتی که به نظر می‌رسد بایستی از پزشک خود بپرسد.

احتمالا پزشک نیز سوالاتی را از بیمار خواهد پرسید. آمادگی بیمار برای پاسخ به این سوالات، باعث می‌شود که بیمار زمان بیشتری را برای کسب اطلاعات از پزشک خود داشته باشد.
سوالاتی که پزشک ممکن است بپرسد عبارتند از:
چه زمانی اولین علائم را در خود مشاهده کردید؟
آیا علائم ممتد بودند یا گاهگاهی بروز می کردند؟
شدت علائم چه میزان بوده است؟
آیا چیزی وجود دارد که به نظر برسد علائم را تشدید کند؟
آیا چیزی وجود دارد که علائم را بدتر کند؟

آزمایش‌ها و اقدامات مورد استفاده در تشخیص سرطان کیسه صفرا عبارتند از:
آزمایش خون: آزمایش خون برای ارزیابی عملکرد کبد که می‌تواند در تعیین علت ایجاد علائم و نشانه‌ها به پزشک کمک کند.
اقدامات لازم برای تهیه تصاویری از کیسه صفرا: اقدامات تصویر‌برداری که منتج به تهیه تصاویری از کیسه صفرا می‌شوند شامل: “اولتراسوند”، “سی تی اسکن” و “ام آر آی” است.

تعیین گستردگی سرطان کیسه صفرا
زمانی که پزشک سرطان کیسه صفرا را تشخیص می‌دهد، سعی می‌کند که از میزان گستردگی (مرحله یا stage) سرطان آگاه شود. تشخیص مرحله سرطان کیسه صفرا، به تعیین پیش‌آگهی و انتخاب روش درمانی آن کمک می‌کند.
آزمایش‌ها و اقداماتی که برای تعیین مرحله سرطان کیسه صفرا بکار می‌روند عبارتند از:

جراحی مقدماتی

پزشک ممکن است به منظور بررسی فضای داخل شکم، جهت مشاهده علائم گستردگی سرطان کیسه صفرا، عمل جراحی را تجویز کند.
در روش لاپاراسکوپی، جراح شکاف کوچکی داخل شکم باز می‌کند و دوربین کوچکی را درون آن قرار می‌دهد. دوربین این امکان را برای جراح فراهم می‌کند تا اندام‌های اطراف کیسه صفرا را از نظر میزان گسترش سرطان بررسی نماید.

آزمایشات بررسی مجاری صفراوی

ممکن است به توصیه پزشک، یک محلول رنگی درون مجاری صفراوی تزریق شود تا از مسیری که محلول رنگی طی می‌کند تصویربرداری شود. این روش، می‌تواند انسداد را در مجاری صفراوی نشان دهد. این آزمایشها ممکن است شامل اندوسکوپی معکوس کلانژیوپانکراتوگرافی، کلانژیوگرافی تشدید مغناطیسی و کلانژیوگرافی درون کبدی زیر جلدی باشند.

بررسی های تکمیلی تصویری

اکثر مبتلایان به سرطان کیسه صفرا تحت یک سری اسکن قرار می‌گیرند تا مشخص شود که آیا سرطان گسترش یافته یا در محل خود ثابت است. اینکه چه نوع اسکنی بایستی انجام شود، بستگی به شرایط بیمار دارد. اسکن های شایع عبارتند از: سی تی اسکن از قفسه سینه و شکم، اولتراسونوگرافی و “ام آر آی” کبد و PET اسکن.

مراحل سرطان کیسه صفرا عبارتند از:
مرحله ۱ – در این مرحله سرطان کیسه صفرا محدود به لایه‌های درونی کیسه صفرا است.
مرحله ۲ – در این مرحله، سرطان کیسه صفرا به لایه خارجی کیسه صفرا هجوم برده است و احتمال دارد به خارج از کیسه صفرا گسترش یابد.
مرحله ۳ – در این مرحله سرطان کیسه صفرا به یک یا چند اندام نزدیک مانند کبد، روده کوچک یا شکم هجوم می‌برد. همچنین ممکن است در غدد لنفاوی مجاور نیز منتشر شود.
مرحله ۴ – آخرین مرحله سرطان کیسه صفرا شامل تومورهای بزرگی است که چند اندام مجاور را درگیر می‌کنند و تومورهایی با سایزهای مختلف که به مناطق دورتر بدن انتشار می‌یابند. انتخاب روش درمانی برای یک بیمار بستگی به مرحله بیماری، وضعیت عمومی وی و تقاضای او دارد. اولین هدف درمان، برطرف کردن سرطان کیسه صفرا است، اما چنانچه این امر میسر نباشد، بکمک سایر روش‌های درمانی ممکن است سرعت بیماری را کنترل کنند و تا جایی که مقدور باشد بیمار را در وضعیت آرامی قرار دهند.

جراحی در مرحله آغازین سرطان کیسه صفرا
جراحی ممکن است یکی از روش‌های انتخابی درمان سرطان کیسه صفرا در مرحله آغازین باشد و شامل موارد زیر است:
جراحی برداشتن کیسه صفرا:سرطان کیسه صفرا در مرحله آغازین که محدود به کیسه صفرا است با برداشتن کیسه صفرا مداوا می‌شود و به آن “کله سیستکتومی” گفته می‌شود.

جراحی برداشتن کیسه صفرا و قسمتی از کبد:

سرطان کیسه صفرا که به خارج از کیسه صفرا و به کبد نفوذ کرده است گاهی با جراحی و برداشتن کیسه صفرا و قسمت‌هایی از کبد و مجاری صفراوی که اطراف کیسه صفرا هستند، درمان می‌شود. اینکه آیا درمان‌های تکمیلی پس از جراحی موفقیت آمیز، احتمالاً شانس عدم عود سرطان کیسه صفرا را افزایش دهند یا خیر، هنوز مشخص نیست. برخی مطالعات به این مطلب اشاره کرده‌اند، لذا پزشک ممکن است در برخی موارد، شیمی‌درمانی، پرتودرمانی و یا ترکیبی از هر دو را پس از عمل جراحی توصیه کند.

درمان سرطان کیسه صفرا در مرحله انتهایی
سرطان کیسه صفرائی که به قسمت‌های دیگر بدن سرایت کرده است، با جراحی قابل درمان نمی‌باشد؛ اما پزشکان درمان‌هایی را جهت کاهش علائم و نشانه‌های سرطان بکار می‌گیرند تا بیمار آرامش بیشتری را احساس کند.
این درمان‌ها ممکن است شامل مورد زیر باشند:

شیمی درمانی: شیمی‌درمانی، درمان داروئی است که با استفاده از داروهای شیمیایی سلول‌های سرطانی را از بین می‌برند.
پرتو درمانی: در پرتودرمانی از اشعه‌های پر انرژی مانند اشعه ایکس برای کشتن سلول‌های سرطانی استفاده می‌شود.

آزمون‌های بالینی: در بررسی‌های بالینی از داروهای جدید یا تجربی برای درمان سرطان کیسه صفرا استفاده می‌شود.

روش‌های تخلیه مجاری صفراوی مسدود شده
سرطان کیسه صفرای پیشرفته می‌تواند موجب انسداد مجاری صفراوی و بدنبال آن، مشکلات دیگری شود. روش‌های رفع انسداد، می‌توانند کمک‌کننده باشند. برای مثال جراح می‌تواند یک لوله توخالی فلزی (استنت) را درون یک مجرا قرار دهد تا آن مجرا باز بماند یا با انجام عمل جراحی، مجاری صفراوی اطراف مجاری مسدودشده را تغییر مسیر دهد (بای پاس مجرا).

آگاه شدن از این موضوع که انسان مبتلا به یک بیماری تهدید کننده حیات است، می‌تواند نابود کننده باشد و پرداختن به تشخیص سرطان کیسه صفرا می‌تواند بسیار مشکل باشد، زیرا این بیماری در اغلب موارد، پیش‌آگهی ضعیفی دارد. ایده‌هایی برای آموختن چگونگی مواجه شدن با سرطان کیسه صفرا وجود دارد که عبارتند از:
پرسیدن سوالاتی درباره سرطان کیسه صفرا: نوشتن سوالاتی که شخص در باره سرطان دارد و پرسیدن آن‌ها در مراجعه بعدی به پزشک و پرسش از منابع قابل اطمینانی که می‌توانند اطلاعات بیشتری را در اختیار بیمار قرار دهند.
بیمار با کسب اطلاعات بیشتر در باره سرطان کیسه صفرا و روش‌های درمان آن، می‌تواند آسودگی خاطر بیشتری در هنگام اتخاذ روش درمانش، داشته باشد.

برقراری ارتباط با دوستان و خانواده: تشخیص سرطان در بیمار، می‌تواند برای دوستان و خانواده آن شخص نیز نگران کننده باشد. بایستی سعی کرد که آن‌ها در جریان زندگی بیمار قرار گیرند. دوستان و اعضاء خانواده می‌خواهند بدانند که آیا کمکی از دستشان برای بیمار بر‌مِی‌آید یا خیر. باید اموری را که تصور می‌شود می‌توان از سایرین کمک گرفت، در نظر داشت. از جمله: مراقبت از خانه هنگام بستری بودن بیمار در بیمارستان و یا حضور در کنار بیمار فقط جهت هم صحبت بودن با او.
بیمار با حضور افراد مراقبت کننده متشکل از دوستان و خانواده، احساس امنیت و آرامش بیشتری خواهد داشت.
حضور یک هم‌صحبت: حضور یک هم‌صحبت که تجربه مواجهه با فرد مبتلا به بیماری تهدید کننده حیات را داشته است، مشورت گرفتن از یک مشاور، پزشک اجتماعی، فرد روحانی و یا گروه حمایت کننده مبتلایان به سرطان توصیه می‌شود.
نوشتن خواسته‌های پزشکی: به منظور کسب اطمینان از شناخت و رعایت خواسته‌های بیمار، اقداماتی صورت پذیرد.

ماهنامه اخبار آزمایشگاهی
دکتر محسن منشدی
آزمایشگاه تشخیص طبی دکتر منشدی

در مواقع اضطراب ذهن چه تغییراتی می کند؟

در مواقع اضطراب ذهن چه تغییراتی می کند؟ _ اضطراب و دلشوره می توانند تاثیرات زیادی روی ذهن افراد داشته باشند. از تعریق زیاد گرفته تا مختل شدن تفکر درست و بیقرارری از عوارض اضطراب هستند. آیا تا بحال اضطراب و دلشوره داشته اید؟ آیا در خانواده فردی مضطرب دارید؟ آیا تا بحال تلاش کرده اید تا خود و یا افراد مضطرب خانواده را کمی آرامتر کنید؟

اضطراب ذهن

اختلال اضطرابی GENERAL ANXIETY DISORDER یا اضطراب و دلشوره عمومی چیست؟

برای کسانی که یک اضطراب ساده را تجربه میکنند، راههای فراوانی وجود دارد اما برای فردی که پیوسته مضطرب است و دچار نگرانی دائم است چطور؟

اگر فکر میکنید با راه حلی ساده و به اثبات رسیده برای چند اضطراب ساده، میتوان نگرانی را از فردی که دائم نگران است، برطرف کرد، باید بگویم این راه جواب نمی دهد؛ چون برای اینگونه افراد نه راههای زیادی وجود دارد و نه مشابه دیگر راههاست. برای اینکه بهتر با اینگونه افراد آشنا شویم، بهتر است از زبان یکی از این افراد بشنویم اضطراب آنها چگونه است و آیا میتوان از طریقی به آنها کمک کرد یا خیر؟

در مواقع اضطراب ذهن چه تغییراتی می کند؟

GENERAL ANXIETY DISORDER  که به طور اختصار GAD گفته می شود یک اختلال اضطرابی یا اضطراب و دلشوره عمومی است.نگرانی در این افراد مزمن شده و در واقع در آنها تثبیت گشته است. اینگونه از اضطراب، نسبت به دیگر انواع اختلالات اضطرابی که برای بوجود آمدن آنها، علت خاصی موجود است، متفاوت است
و در واقع علت خاصی در آن وجود ندارد. بطور مثال در اختلال اضطراب اجتماعی، فرد در هنگامیکه در یک محیط اجتماعی قرار میگیرد، دچار نگرانی و اضطراب میگردد و با خارج شدن فرد از محیط اجتماعی، احساس نگرانی تمام میشود. اما در یک فرد مبتلا به اضطراب منتشر، همه چیز ممکن است باعث احساس اضطراب شود و علت خاصی در آن موجود نیست
تا درمان سریع و خاصی هم داشته باشد. محققان دریافته اند که اگر دست کم 3 علامت از علامات شش گانه زیر را داشته باشید، باید نسبت به اختلال اضطراب عمومی مشکوک شده و به دنبال درمان باشید.

علایم شش گانه ابتلا به اختلال اضطراب یا دلشوره و نگرانی عمومی:

1- بیقراری

2- به راحتی خسته شدن

3- مشکل در تمرکز

4- تحریک پذیری

5- تنش عضلانی

6- دشواری در به خواب رفتن

و حالا سخنانی از زبان یک فرد مبتلا به اضطراب عمومی:

1- وقتی مضطرب میشویم، نمیتوانیم آن را کنترل کنیم

درست در این حالت، موجی از نگرانی ما را احاطه میکند؛ ما بهترین تلاش خود را میکنیم تا آن را به عقب زده و آنچه را میخواستیم، انجام دهیم اما این اضطراب بسیار قوی تر از ماست و ما قادر به کنترل آن نیستیم.

2- ما را مجبور به کاری نکنید چون اضطراب ما با آن، کنار نمی رود

هنگامی که شما ما را مجبور به کاری میکنید، دقیقآ حالت اضطرابی ما بدتر میشود؛ وقتی ما را در یک موقعیت محدود قرار میدهید، احساس میکنیم واقعآ گرفتار شده ایم و این حس گرفتاری، ما را بیشتر مضطرب و ناامید می سازد.

3- وقتی مضطرب میشویم، احساس میکنیم واقعا بی پناه هستیم

گاهی درست در بدترین زمان ممکن، اضطراب، روی خود را به ما نشان می دهد؛ بطور مثال میخواهیم در مسابقه ای شرکت کنیم، اما این حس از ما سبقت گرفته و ما را عقب نگه میدارد. گاهی برخی افراد به ما میگویند: فقط برو و انجامش بده و به چیزی فکر نکن …..این کلمات به هیچ وجه به ما کمکی نمیکند، چون واقعآ نمیتوانیم آن را کنترل کنیم.

4- اگر تنها به اضطراب نیز فکر کنیم، مضطرب میشویم

زمانی که فکر میکنیم ،” الان اضطراب من شروع میشود” ، در واقع بیشتر عصبی شده و مضطرب میشویم؛ چون اضطراب در زمانهای نامناسب، به راستی بدتر میشود. درست زمانی که نیاز داریم تا بهترین باشیم، خودش را نشان میدهد و باور کنید، درکش اصلا ساده نیست.

5- زمانهایی هم هست که میتوانیم توجه خود را روی چیز دیگری متمرکز کنیم

ولی زمانهایی هم هست که این کار عملی نیست. با اینکه تلاش خود را میکنیم، اما واقعیت این است که موفق نمیشویم تا آن را کنترل کنیم و این عدم کنترل، بیشتر اوقات اتفاق می افتد.

6- این اضطراب در بیشتر مواقع ما را فلج میکند

خیلی کارها وجود دارد که ما مایل به انجام آن هستیم و یا دوست داریم تا چیزی را داشته باشیم، اما به دلیل اضطرابمان، از آن دست میکشیم. باور کنید برخلاف آنچه مردم عقیده دارند، افراد مبتلا به این اختلال، تنبل نیستند. باور کنید ما هم دوست داریم نقشه و یا طرحی را اجرا کنیم ، ولی وقتی که به دلیل اضطراب، اجرای آن به هم میخورد،
احساس ناامیدی میکنیم. ما نمیخواهیم بی خیال طرح خود شویم ولی به دلیل شروع اضطراب، ناچار به کنسل کردن آن میشویم. در این حالت دچار ناامیدی و افسردگی زیادی میشویم.

7- ما به راستی از افرادی که در هنگام شروع حملات اضطرابی، ما را درک میکنند، تشکر میکنیم

هنگامی که ما در حال انجام دادن طرحی هستیم و یا نقشه ای می ریزیم، درست در همان زمان این حملات شروع میشود؛ اما افرادی نیز هستند که خود را با ما وفق میدهند و میدانند که این، یک رخداد کوتاه مدت است؛ پس، تنها ما را به خانه برده و مطمئن میشوند که به سلامت در خانه هستیم. باور کنید، این افراد در واقع بهترین دوستان ما هستند.

8- ما هم آرزو داریم تا یک فرد معمولی باشیم و باور کنید خود، نخواسته ایم تا یک فرد مضطرب باشیم

این، احتمالآ بدترین چیزی است که از ما می پرسید: ” نمیتوانی روی خودت کار کنی؟ حتمآ میتوانی ” ، این پرسش شما، ما را و احساس ما را بدتر میکند؛ چون احساس میکنیم غیرطبیعی هستیم و در نتیجه ناامیدی به سراغ ما میاید. بخصوص وقتی فکر میکنید ما بطور عمد هرچه را شما میگویید، انجام نمی دهیم و با این گفته که ” به هر حال ، اگر نرمال هم بودی کمکی نمی کردی” ، واقعا ما را افسرده تر میسازید.

هنگام اضطراب ذهن چه تغییراتی می کند؟

وقتی مضطرب میشویم، احساس میکنیم واقعا بی پناه هستیم‎

9- ما این را میدانیم که در بیشتر مواقع ، اضطراب ما غیرمنطقی است

ما خوب میدانیم که این احساس در بیشتر اوقات، پایه محکمی نداشته و در نتیجه دلیل منطقی نیز برای آن وجود ندارد؛ اما خواهش میکنیم حتی در همان زمانی که بدون دلیل منطقی، اضطراب به سراغ ما آمده، اجازه دهید تا زمانی آرام باشیم تا این احساس کمتر شود. زمانی که در یک محل مطمئن هستیم، وقتی از ما می پرسید:

چه شده؟

چرا این احساس را داری؟

اینجا که راحتی ؟! ……

براستی از پاسخ دادن عاجز هستیم چون گاهی نمیدانیم که اصلا دلیل بوجود آمدن آن چه بوده است.

10- زمانی که حس میکنیم مضطرب هستیم، هر حسی در ما شدت می گیرد

وقتی این حملات شروع میشود، احساس میکنیم همه چیز با شدت همراه است مثلا صداها، بلندتر از آنچه باید باشند به گوشمان می رسد و احساس گرمای زیادی داریم. وقتی فضای کافی در اطرافمان باشد و کمی هوای تازه و سرد به ما میخورد، احساس آرامش بیشتری داریم.

11- هنگامی که کاری را به اتمام میرسانیم، به راستی به خودمان افتخار میکنیم

آنچه به نظر شما کوچک و ناچیز به نظر می آید، از نظر ما بسیار بزرگ است. بطورمثال زمانی که چیزی مثل یک مقاله را ارائه می دهیم و یا طرحی را که در سر داشتیم با موفقیت به پایان می رسانیم، واقعآ به خودمان افتخار میکنیم. این جمله ما را بسیار خوشحال می کند:  “میدانیم که این کار چقدر سخت بوده و تو برای پیشبرد آن خیلی تلاش کرده ای ” .

12- ازما میخواهید: ” نفس عمیق بکش و تمرین آرام بودن انجام بده ” …خواهش میکنم بس کنید چون جواب نمی دهد

میدانیم که قصد کمک دارید ولی باور کنید جواب نمی دهد. ما ترجیح میدهیم در هوای آزاد باشیم . این کار بیشتر از تنفس عمیق برای ما جواب میدهد چون باعث میشود تا احساس امنیت ما برگردد و آرام شویم.

13- گاهی با احساس اضطراب، بیدار میشویم

در این زمان، این احساس در تمام روز با ماست . همه ما مبتلایان به این اختلال، آرزو داریم تا این حالت کمتر رخ دهد یا حداقل اگر با چنین حالتی در صبح، بیدار شدیم، در آن روز اتفاقات مهیج برای ما رخ ندهد.

14- کافئین بدترین دشمن ماست

کافئین برای ما همچون یک دشمن است چون در واقع ما را بیشتر وحشت زده و عصبی میکند. گرچه، این، باعث نمیشود تا دست از نوشیدن قهوه برداریم؛ برعکس زمانی که میخواهیم کاری انجام دهیم، ممکن است حتی به ما کمک نیز بکند. پس با اثرات جانبی و نامطبوع این دشمن، کنار می آئیم.

15- زمانی که منطقه امن خود را ترک میکنیم، از دست اندیشه های وحشتناک خود به ستوه می آئیم

هنگامی که خانه را ترک میکنیم ( که برای ما مثل یک منطقه امن است )، بطور مداوم زیر بمباران نگرانی های زیر احاطه میشویم :

– نکند فراموش کرده ام در را قفل کنم؟

– اگر اجاق گاز روشن باشد چه؟

– نکند پنجره ها باز مانده باشد ؟……

گاهی با این احساس مبارزه میکنیم ولی بهتر است بدانید که اغلب ما، دوباره برمیگردند تا با امتحان کردن دوباره، از دست این اندیشه های مزاحم خلاص شوند.

16- وقتی با ما حرف میزنید کمکی به ما نمی کنید

با ما مثل بچه ها رفتار نکنید ؛ اگر احساس اضطراب دائمی داریم، به معنی این نیست که مغز ما هم از بین رفته و کار نمی کند. خیلی خوب می فهمیم که شما چه میگوئید، تنها زمانی  کافی میخواهیم برای آرام شدن.

17- به ما نگوئید : ” اینها فقط در سر تو اتفاق میفتد”

باورکنید، این احساس بسیار واقعی است و خیلی هم قوی. آن را حتی برای بدترین دشمنان خود نیز آرزو نمیکنیم. پس خواهش میکنم این جمله ها را به ما نگوئید.

18- از شما به خاطر این درک که ما را می فهمید و میدانید که گاهی این احساس از کنترل ما خارج است، تشکر میکنیم

زیرا احساس نگرانی درباره احساس شما نسبت به خودمان، و اینکه چه توضیحی بدهیم که شما قانع شوید، ما را بیشتر در اضطراب می اندازد. این اضطراب کمی طول خواهد کشید. ولی این درک شما، به ما بسیار کمک میکند تا اضطراب خود را با صرف زمانی ( چه کوتاه و چه بلند )، کمی آسانتر کرده و آرام شویم.

درمانی برای مبتلایان به اختلال اضطراب عمومی

این درست است که درمان موفقیت آمیز این اختلال دشوار است ؛ اما با ترکیبی از رویکردهای روانکاوی، شناختی، رفتاری و بالاخره زیستی، میتوان زندگی را برای این گروه از مبتلایان، کمی آسانتر کرد.

منبع: پزشک تو در مواقع اضطراب ذهن چه تغییراتی می کند؟

موارد مصرف پماد کالاندولا

موارد مصرف پماد کالاندولا چیست .

موارد مصرف پماد کالاندولا :

پماد کالاندولا علاوه بر دارا بودن خاصیت ضد التهاب جلدی، با تسریع در عمل گرانولاسیون و تحریک تشکیل سلولهای جدید، موجب ترمیم و تسکین پوستهای حساس و ملتهب شده ، گردش خون را بهبود بخشیده و پوست را تقویت می کند و با دارا بودن این خواص در موارد زیر مورد استفاده قرار می گیرد :

۱-درماتیت های آلرژیک و درماتیت ناشی از پرتودرمانی سرطان ها.

۲- سوختگی های ادراری نوزادان.

۳- آزردگی های جلدی ناشی از خراش ها و بریدگیهای سطحی.

۴- خشکی و ترک های پوست.

۵- گزیدگی حشرات.

۶- پیشگیری و درمان آفتاب سوختگی

پماد کالاندولا  اجزاء و مواد موثره :

پماد کالاندولا دارای ۲ درصد عصاره اختصاصی تهیه شده در دینه ایران از گلهای Calendula off. (حاوی کاروتنوئیدها، فلاونوئیدها، ساپونوزیدها، کالندین، تانن، موسیلاژ و اسانس) ، موم طبیعی زنبور عسل و روغن گیاهی است. هر ۱۰۰ گرم پماد کالاندولا دارای حداقل ۳۵ میلی گرم فلاونویید بر مبنای روتین می باشد .

اثرات درمانی و فارماکولوژی :

فلاونوییدهای موجود در عصاره گیاه کالاندولا مانند آپی ژنین با بلوکه کردن مسیر آراشیدونیک اسید باعث مهار فسفولیپاز A و مهار مسیرهای سیکلواکسیژناز و لیپواکسیژناز شده و به این ترتیب اثر ضد التهابی خود را اعمال می کند .

تری ترپنوییدهای موجود در این گیاه مانند فارادیول -۳ میریستیک اسید استر و فارادیول ۳-پالمتیک اسید استر و تاراگزاسترول دارای اثرات ضد التهاب و ادم موضعی بوده و این اثر قابل مقایسه با ایندومتاسین می باشد .

کاروتنوییدهای کالاندولا مانند فلاوگزانتین و لوتئوگزانتین و لیکوپن با اثر آنتی اکسیدان خود باعث از بین بردن رادیکالهای آزاد شده و کمک به بهبود زخمها می کنند . همچنین این ترکیبات همراه با تانن موجود در گیاه در پیشگیری و بهبود حالت سرخی ، ورم و دردناشی از آفتاب سوختگی که در اثر اشعه ماورا بنفش ایجاد می شود ، موثر گزارش شده است .

عصاره کالاندولا از طریق تنظیم فعالیت پیش التهابی سیتوکین ها و مهار آنزیم سیکلواکسیژناز به صورت موضعی پاسخ التهابی بعد از تروما را کاهش داده و از طرفی با افزایش کلاژن هیدروکسی پرولین و هگزوزامین موجب بهبود گرانولاسیون و بازسازی بافت آسیب دیده و بهبود زخم ها می شود .

دستور مصرف :

پماد کالاندولا از نظر کاهش شدت درماتیت ناشی از پرتودرمانی دارای اثر معادل کورتیکواستروییدها بوده و در عین حال فاقد عوارض جانبی دراز مدت آنها می باشد و می توان از کالاندولا جهت پیشگیری از درماتیت حاد ناشی از اشعه درمانی استفاده کرد .

پس از تمیز کردن پوست، مقدار کافی از پماد، روزی چند بار بر روی پوست مالیده شود.

تداخلات دارویی :

هیچگونه گزارشی در مورد اثر تداخلی این پماد با سایر داروها وجود ندارد.

عوارض جانبی :

به ندرت واکنش های حساسیتی

موارد منع مصرف :

پماد کالاندولا ، پمادی اختصاصا گیاهی با پایه ای از موم طبیعی زنبور عسل است که برای استفاده از آن موارد منع مصرف ، احتیاط و هشدار خاصی تا کنون ذکر نشده است .

نکات قابل توجه :

* نتایج بررسی ها نشان می دهد، مصرف کرم کالاندولا در دوران پرتودرمانی سرطان سینه، التهاب پوست را کاهش می دهد.

* از این گیاه برای رفع ناراحتی معده، زخم معده، مشکل قاعدگی، عفونت چشم و التهاب استفاده می شود.

* خاصیت ضدعفونی کننده دارد و هنگامی که روی محل گزیدگی زنبور مالیده شود، درد و ورم را کاهش می دهد.

* از این گل برای درمان کچلی، ناراحتی مثانه و کلیه، وجود خون در ادرار و خون ریزی رحم استفاده می شود.

* استفاده از کرم آن در بهبود بواسیر و جوش کودک موثر است. * این کرم برای پوست های چرب و آکنه دار مفید است.

* گل های تازه این گیاه را که در آب ولرم خیس شده روزی یک بار به مدت ۱۰ دقیقه به طور مستقیم روی پوست قرار دهید.

* برای رفع قرمزی پوست، با دم کرده این گل پوست را بشویید.

* لوسیون تهیه شده از آن برای درمان پیچ خوردگی پا مفید است.

* درد معده و یبوست را برطرف می کند.

* زخم بستر، خشکی لب، زخم پا، کبودی و واریس را درمان می کند.

* برگ های این گل منبع ویتامین C و فلاوانوئید است.

* بهتر است زنان باردار و شیرده از این گیاه استفاده نکنند.

منبع : پارسیان لب

کلیه های خود را پاکسازی کنید

کلیه های خود را پاکسازی کنید _ پاکسازی و سم زدایی کلیه ها می تواند عملکرد این اندام مهم بدن را بهبود بخشیده و احساس سلامت را هم برای ما به ارمغان آورد. یکی از موثرترین راه‌های طبیعی برای پاکسازی کلیه و سم‌زدایی از کلیه‌ها، پیروی از تغذیه متعادل و یک برنامه غذایی مناسب می‌باشد که در این مقاله، شرح داده شده است.امروزه زندگی در شهرهای بزرگ و صنعتی، استرس های کاری، غذاهای حاضری و ناسالم، مصرف کافئین بیش از حد و الگوی نامناسب خوابیدن، همگی باعث ورود سموم مختلف به بدن می شود.

کلیه

اما سوال اینجاست که چه اندامی از بدن مجبور است این میزان از سم را تحمل کند؟

جواب این سوال کلیه ها می باشد. این عضو از بدن به طور پیوسته در 24 ساعت 7 روز هفته به کار مشغول بوده و همانند یک فیلتر، تمام سموم بدن را خارج می کند.زمانی که میزان مواد سمی بدن بیشتر از حد توان سم زدایی این عضو کوچک شود، عملکرد کلیه ها آهسته می شود و در نتیجه به مرور مستعد تولید سنگ، عفونت، کیست و تومور شده و در نهایت مرگ این عضو حیاتی را به دنبال خواهد داشت.

کلیه های خود را پاکسازی کنید

مصرف آب زیاد
مهم‌ترین کار برای سم زدایی منظم کلیه ها، مصرف هر چه بیشتر آب طبیعی است.نوشیدن 8 لیوان آب در روز می تواند کار کلیه ها را در پاکسازی سموم بدن آسان کند که در نتیجه، ادراری شفاف و فاقد هرگونه بوی تند و زننده ایجاد می شود. وقتی رنگ ادرار، زرد بسیار تیره می شود، یعنی دچار غلظت شده و سموم به اندازه کافی از بدن خارج نشده اند.اما رنگ زرد شفاف نشان می دهد که کلیه ها کار خود را به خوبی انجام داده و سموم با موفقیت از بدن خارج شده اند.اما، اگر رنگ ادرار شفاف باشد، یعنی اینکه سیستم به خوبی فیلتر شده و سم زدایی با موفقیت صورت گرفته است.

کافئین و نوشیدنی های گازدار به جای آب
مایعاتی مثل نوشابه های گازدار و یا نوشیدنی های حاوی کافئین هرگز نمی توانند جایگزین های مناسبی برای آب باشند.همچنین، بسیاری بر این باورند که انواع چای و آبمیوه های مختلف می توانند به سم زدایی کلیه ها کمک کنند. اما از لحاظ پزشکی ثابت شده که تنها آب طبیعی به این فرآیند یاری می رساند.

علیرغم اینکه این دسته از نوشیدنی ها، انواع ویتامین و مواد معدنی مختلفی دارند اما به دلیل داشتن کافئین و شکر زیاد، به کلیه ها آسیب رسانده و نمی توانند وظیفه آب را در روند سم زدایی کلیه ها به درستی انجام دهند.

میوه ها، دوست کلیه ها
میوه ها و سبزیجات سرشار از ماده معدنی پتاسیم هستند و نقش مهمی در پاکسازی کلیه ها ایفا می کند.مرکباتی مثل انگور، لیموشیرین، پرتقال، طالبی، موز، کیوی، زردآلو و آلو بخارا و همچنین شیر و ماست حاوی مقدار زیادی پتاسیم می باشند.

گنجاندن این دسته از مرکبات و میوه ها در برنامه غذایی روزانه، تعادل الکترولیتی خون را حفظ کرده و عملکرد بهینه کلیه ها را در پی خواهد داشت.مثلا، نوشیدن یک لیوان آب انگور، صبح ها و عصرها می تواند به کلیه ها کمک کند تا بدن را از شر اسید اوریک اضافی خلاص نماید

البته جذب پتاسیم بیش از حد نیز باعث بروز اختلالی بنام هایپرکالمی شده که می تواند باعث ایست قلبی شود.از علائم افزایش پتاسیم در خون می توان به نامنظمی ضربان قلب و اختلالات نوار قلب (موج P کوتاه و T بلند)، کاهش هوشیاری، خستگی و ضعف عضلانی اشاره کرد.نیاز روزانه یک فرد سالم به پتاسیم، 4/7 گرم است.

افزودن جو به رژیم غذایی
جو ،که از خانواده غلات کامل می باشد، می تواند کلیه ها را از سموم پاک کرده و از رسیدن آسیب به کلیه ها در بیماران دیابتی با قند کنترل نشده، ممانعت کند.بنابراین، از جوی کامل و یا آرد تهیه شده از آن به جای آرد جوی تصفیه شده در برنامه غذایی روزانه خود استفاده کنید.مثلا می توانید مقداری جوی کامل را در یک لیوان آب ریخته و آن را شب تا صبح به حال خود رها کنید سپس صبح ناشتا، مایع را صاف کرده و بنوشید. مطالعات نشان می دهد که مصرف منظم این مایع، باعث تثبیت سطح کراتین خون در بیماران دیابتی می شود.

اجتناب از مصرف پروتئین بیش از حد
تحقیقات پزشکی ثابت کرده است که تنها غذایی که باعث ایجاد آسیب در کلیه ها می شود، مصرف بیش از حد پروتئین می باشد.زیرا، بدن برای سوخت و ساز پروتئین ها باید زحمت زیادی بکشد.در نتیجه مواد اضافی زیادی موسوم به کراتین ایجاد می شود.بدین ترتیب، اگر مقدارکراتین خون بالا برود، کلیه ها به خوبی نمی توانند آن را فیلتر کنند و دچار اختلال می شوند.

منبع : پزشک تو کلیه های خود را پاکسازی کنید

افت سریع دمای بدن در زمستان ها

افت سریع دمای بدن در زمستان ها _ در فصول زمستان باید به فکر کاهش دمای بدن بود و ممکن است که ناگهان دمای بدن کاهش قابل توجهی پیدا کند. اگر در شرایطی با سرمای بسیار شدید و مهلک قرار گرفته‌اید، باید هر چه سریع‌تر دمای بدن خود را بالا ببرید وگرنه دچار هیپوترمی یا همان افت سریع دمای بدن خواهید شد

دمای بدن

گاهی اوقات ممکن است در معرض هوای سرد قرار بگیرید و یا اینکه با کسی مواجه شوید که دچار افت شدید دمای بدن شده است؛ بنابراین، دانستن اینکه چگونه می توان دمای بدن را افزایش داد از اهمیت بالایی برخوردار است. مصرف غذا و نوشیدنی های مناسب، تحرک و پوشش درست، می توانند به افزایش دمای بدن کمک کنند.
اگر گرم کردن در محیط گرم انجام شود، مراقب باشید دمای بدن را بیش از حد بالا نبرید.زیرا این بار ممکن است دچار گرما زدگی شده و بدن تان با کاهش شدید آب مواجه شود.با توجه به اهمیت موضوع، در مقاله پیش رو، روش هایی کاربردی و موثر گرم کردن بدن عنوان شده است.

افت سریع دمای بدن در زمستان ها

کنترل شرایط مهلک

* تشخیص علایم هیپوترمی
زمانی که بدن در حال از دست دادن حرارت با سرعت بیشتری نسبت به تولید آن می باشد، هیپوترمی رخ می دهد. با افت دمای بدن به زیر 35 درجه سانتیگراد، اندام های مختلف، کارایی خود را از دست داده و نمی توانند فعالیت های عادی خود را انجام دهند.
بنابراین، افت سریع دمای بدن می تواند سلامت و زندگی فرد را به خطر اندازد. این شرایط معمولا با بی حس شدن انگشتان دست ها، پاها و همچنین لب ها همراه بوده و می تواند منجر به آسیب های طولانی مدت در بدن شود.بدین ترتیب، به محض اینکه این علائم را مشاهده کردید، باید بدن خود را فورا گرم کنید.از علایم هیپوترمی خفیف می توان به موارد زیر اشاره کرد،لرزش بدن، سرگیجه، گرسنگی، تهوع، نفس نفس زدن، گیجی خفیف، کاهش سطح هوشیاری، صحبت کردن سخت و مقطع، سستی و همچنین افزایش ضربان قلب در هیپوترمی شدید، علایم فوق وخیم تر می شوند و در این حالت معمولا لرزش بدن متوقف شده و قدرت کلام به شدت افت می کند.همچنین، شخص دچار رخوت شدید و خواب آلودگی شده و قدرت تصمیم گیری وی به طرز چشمگیری مختل می شود. مثلا، حتی ممکن است لباس های گرم خود را در بیاورد.در ضمن، ضربان قلب به شدت افت کرده و تنفس عمیق، می شود. کمی بعد، هوشیاری به آرامی از بین رفته و در نهایت، اگر کمک به موقع نرسد، مرگ رخ می دهد.

* رهایی از سرما
اگر دمای بدن تان به شدت در حال افت می باشد، باید به سرعت از دست سرما خلاص شوید.بنابراین اگر بیرون و در هوای باز هستید، بلافاصله سعی کنید یک اتاق و یا سرپناهی گرم پیدا نمایید.حتی خارج شدن از مسیر باد نیز می تواند به شما کمک کند. بدین ترتیب، اگر نمی توانید سرپناهی پیدا کنید، پشت یک دیوار و یا یک مانع سنگر بگیرید.

* درآوردن لباس های خیس
لباس های خیس خود را عوض کنید. در ضمن، تا جای ممکن چندین لباس گرم روی هم پوشیده و یک لایه محافظتی در مقابل سرما ایجاد کنید.حتما سر و گردن خود را با کلاه و شال گردن از سرما محفوظ بدارید.قبل از اینکه لباس های خیس خود را عوض کنید، مطمئن شوید که لباس های گرم و خشک در اختیار دارید.

* گرم کردن مرکز بدن
دست ها، پاها و انگشتان معمولا اولین جاهایی هستند که دچار سرمازدگی و افت دما می شوند.اما، هرگاه سرما به هسته اصلی بدن سرایت کند، شرایط وخیم تر می شود.بنابراین، بلافاصله شکم و کشاله های ران خود را گرم کنید تا دمای بدن تان افزایش یافته و سرعت گردش خون بالا رود. دستان تان را زیر بغل و یا بین پاهای تان قرار دهید. همچنین، مثل جنین بدن خود را خم کرده و دما را بین نیم تنه بالا و پاهای تان حبس کنید. درضمن انگشتان پاهای تان را خم کنید تا سرمای کمتری به آنها برسد.

گرم ماندن در هوای سرد

* پوشیدن لباس اضافی
پوشیدن چند لایه لباس، حرارت را درون بدن محبوس کرده و باعث افزایش دمای کلی بدن می شود. برای این کار می توانید از الگوی پوشش زیر استفاده کنید:
زیرپوش، عرقگیر، پیراهن، ژاکت و پالتو

* استفاده از کلاه، شال گردن و دستکش
بیشتر حرارت بدن از سر خارج می شود؛ بنابراین، با پوشیدن کلاه دمای بدن خود را حفظ نمایید.در ضمن، دستکش و شال گردن نیز می توانند از افت دمای بدن شما، به خوبی ممانعت کند.در دمای سرد حتما از دستکش استفاده کنید، زیرا از سرد شدن انگشتان به طور موثری جلوگیری کرده و در نتیجه، بدن دمای زیادی از دست نمی دهد.

* استفاده از پتو و لوازم دیگر
اگر به هر دلیلی باید بدن تان را سریع گرم کنید و همچنین لباس بیشتری در اختیار ندارید، می توانید یک پتو برداشته و به دور خود بپیچید.اگر در طبیعت هستید، می توانید از برگ های درختان استفاده کنید. حتی برگ های نوک تیز درختان کاج می توانند با کنترل هوای سرد، شما را از سرما حفظ کنند.

* خوردن غذا و نوشیدنی های گرم
فرآیند هضم و جذب غذا و به طور کلی سوخت و ساز، حرارت بدن را بالا می برد. بنابراین می توانید با خوردن هر نوع غذایی، بدن خود را گرم کنید.فراموش نکنید که بدن در سرما، به طور طبیعی تلاش می کند تا خود را با افزایش مقدار سوخت و ساز، گرم کند که این کار باعث چربی سوزی می شود.
بنابراین مصرف نمک، کمک می کند که برای ادامه این روند طبیعی، سوخت کافی به بدن تان برسد.مصرف غذا و نوشیدنی های گرم، علاوه بر بالابردن سوخت و ساز بدن، دمای بدن را هم افزایش می دهد.خوردنی های گرم و در عین حال شیرین، موجب سوختن کالری بیشتر در بدن می شود.
بنابراین، مواردی از قبیل چای، قهوه، شکلات داغ، شیر گرم شده با عسل، آب گوشت و یا سوپ می توانند انتخاب های مفیدی برای گرم کردن تان باشند.

* داشتن تحرک
تحرک، مثل پیاده روی سریع، دویدن و یا حرکات کششی می توانند دمای بدن را ثابت نگه داشته و تاثیر سرما را کم کنند. البته مواظب باشید!اگر کسی دچار هیپوترمی شده باشد، حرکات سریع و ناگهانی بدنی ممکن است باعث ایست قلبی شود.بنابراین، هرگز او را ماساژ و یا تکان ندهید. این کار زمانی که سرمازدگی خیلی شدید نیست، کاربرد دارد.

منبع : پزشک تو افت سریع دمای بدن در زمستان ها

درباره فشار تکراری به مفاصل و راه درمان

درباره فشار تکراری به مفاصل و راه درمان _ فشاری که به مفاصل در اثر کارهای یکنواخت و طولانی مدت ایجاد می گردد بسیار مضر است و منجر به آسیب به تاندون ها می شود. معمولا افرادی که یک کار خاص را برای مدت ها به طور تکراری انجام می دهند، بیشتر به آسیب فشار تکراری Repetitive strain injury) ) مبتلا می شوند، مانند افراد تایپیست.

مفاصل و راه درمان

این آسیب (RSI) زمانی اتفاق می افتد که فشار زیادی روی یک مفصل ایجاد می شود و تاندون ها و عضلات دور آن را می کشد. وقتی این فشار به طور مکرر ادامه یابد، بدن زمانی برای نوتوانی خود و استراحت نخواهد داشت. در این هنگام، بدن با افزایش میزان مایعات آن ناحیه (ادم) برای کاهش فشار روی تاندون یا عضله واکنش نشان می دهد.

این نوع آسیب سیستم عضلانی اسکلتی و دستگاه عصبی ممکن است توسط انجام کارهای یکنواخت، کارهای دشوار بدنی، قرار گرفتن در برابر ارتعاش ها، فشار یا فشرده شدن مکانیکی و یا قرار گرفتن در موقعیت های سخت به صورت دائمی ایجاد می شود.

این بیماری با نام های ترومای تجمعی و یا اختلالات و آسیب های تکراری استرس، صدمات حرکت تکراری و یا اختلالات اسکلتی عضلانی و سندرم استفاده بیش از حد شغلی و یا ورزش نیز شناخته شده است.

درباره فشار تکراری به مفاصل و راه درمان

مشکلاتی که در اثر آسیب فشار تکراری ایجاد می شوند عبارتند از:

– سندرم تونل کارپال: منطقه ای در مچ دست که عصب مدیان در آن وارد می شود، تونل کارپال نام دارد. در این سندرم عصب مدیان ورم می کند. هر گونه ورم در عصب این منطقه می تواند منجر به ایجاد درد و بی حسی و سوزن سوزن شدن و یا احساس ضعف در انگشتان دست شود.

– سرویکال رادیکولوپاتی: تحت فشار قرار گرفتن دیسک گردن که معمولا در اثر نگه داشتن گوشی تلفن روی شانه ایجاد می شود.

–  اپیکوندیلیتیس: درد پشت آرنج که بیماری آرنج تنیس باز هم نامیده می شود.

–  کیست گانگلیون: تورم و ایجاد توده ای روی مچ دست که در اثر یک ماده ژله  مانند که از پوشش مفصل یا تاندون تراوش می شود ایجاد می گردد.

–  دیستروفی رفلکس سمپاتیک: وضعیتی که در آن دست ها خشک و متورم می شوند و کنترل عضلات از بین می رود و درد به صورت مداوم وجود دارد.

– التهاب تاندون: پاره شدن و التهاب تاندون هایی که استخوان ها را به عضلات وصل می کند.

پیشگیری از آسیب فشار تکراری موقع کار با کامپیوتر

– محل قرارگیری مناسب برای کامپیوتر، تایپ کردن درست و درست نشستن موجب ارگونومیک شدن محیط کامپیوتر می شود (یعنی خستگی و ناراحتی کمتری ایجاد می کند) و از بروز آسیب های فشار تکرار جلوگیری می کند.همیشه صاف بنشینید. قوز کردن یا دولا شدن روی کیبورد فشار زیادی روی گردن، پشت و ستون فقرات وارد کرده و موجب این آسیب می شود

– در مصرف کامپیوتر هم درست مثل سایر تجهیزات، هدف کاهش فشار و تکرار است تا اطمینان حاصل شود که استراحت کافی وجود دارد و طرز نشستن و قرارگیری صحیح است.

– مبلمان مربوط به کامپیوتر اگر موجبات درست نشستن را فراهم نکند، خطرساز خواهد بود. کامپیوتر نباید روی هر میزی که در دسترس است قرار گیرد. میز کامپیوتر میز مشخصی است که برای استفاده از آن طراحی شده است.

– اگر کامپیوتر توسط بیشتر از یک نفر استفاده می شود، راحت بودن صندلی تنها مسئله مهم نیست. باید بتوانید قد صندلی، زاویه پشت و محل قرارگیری دست ها را تنظیم کنید.

– کمر حتماً باید به جایی تکیه داشته باشد.

– برای تایپ کردن و استفاده از موس، مچ ها باید در وضعیت خنثی قرار گیرند نه خم شده یا کشیده شده.

– زاویه آرنج ها با بازوها باید 90 درجه باشد. آرنج ها باید نزدیک پهلوهای بدن قرار بگیرند تا مچ دست تان را برای تایپ کردن خم نکنید.

درباره فشار تکراری به مفاصل و راه درمان

نباید فاصله دست هایتان از کیبورد زیاد باشد، زاویه ساعد و بازو باید 90 درجه باشد

– بالای مانیتور باید هم تراز با پیشانی کاربر باشد. فاصله  از مانیتور باید 60 سانتیمتر باشد. اگر مانیتور توسط همه اعضای خانواده استفاده می شود، مانیتوری خریداری کنید که تنظیم آن ساده باشد.

– کیبورد باید 70 تا 75 سانتیمتر بالاتر از سطح زمین قرار داشته و قابل تنظیم باشد تا برای افراد بلندقدتر بالاتر رفته و برای کوتاه قدترها، پایین بیاید.

– همیشه صاف بنشینید. قوز کردن یا دولا شدن روی کیبورد فشار زیادی روی گردن، پشت و ستون فقرات وارد کرده و موجب این آسیب می شود.

– از سفت کردن شانه های خود خودداری کنید.

– پشت میز ، پاها باید در وضعیت راحتی قرار بگیرند و کف پاها باید صاف روی زمین باشد. در ضمن پاها و لگن باید عمود بر ستون فقرات باشند و زاویه آنها 90 تا 100 درجه باشد.داشتن استراحت های مرتب بین کار برای پیشگیری از این آسیب ضروری است. شما باید چشم ها، پشت، مچ ها و گردنتان را هر نیم ساعت یکبار استراحت دهید

– محکم کوبیدن روی دکمه های کیبورد کاری غیرضروری است و می تواند هم به خود فرد و هم کیبورد آسیب بزند. یک تماس سبک برای تایپ کردن بهتر است.

– نباید فاصله دست هایتان از کیبورد زیاد باشد. زاویه ساعد و بازو باید 90 درجه باشد. انگشتان و مچ دست نیز موقع تایپ کردن باید در یک راستا باشند.

– داشتن استراحت های مداوم و مرتب بین کار برای پیشگیری از این آسیب ها ضروری است. شما باید چشم ها، پشت، مچ ها و گردنتان را هر نیم ساعت یکبار استراحت دهید.

– انجام حرکات کششی، خوردن یک نوشیدنی یا تنقلات و یا قدم زدن در بین کار به شما کمک می کند در آینده دچار درد نشوید. دردناک شدن، خسته شدن، سوزش و خارش یا خشک شدن چشم ها، تار شدن دید یا دوبینی، حساسیت زیاد به نور همه از نشانه های فشار بر چشم هستند
از این رو باید هر از گاهی چشم هایان را از صفحه مانیتور گرفته و به چیزی دورتر تمرکز کنید. بودن نور مناسب و کافی موقع کار با کامپیوتر، فشار وارد بر چشم ها را کمتر می کند.

– خیلی اوقات آسیب های فشار تکراری با استفاده کردن از ابزارهای کار نامناسب ایجاد می شود. از این رو بهتر است در انتخاب صندلی، مانیتور، دستگاه ها و کیبوردتان دقت کنید و سایز مناسب را تهیه کنید.

درمان آسیب های فشار تکراری

علائم فشار تکرارشونده شامل سوزش، بی حسی و درد می شود که نشانگر وجود عصب پیشرونده و تخریب عضلانی است. اگر از خستگی مفرط و یا خشک شدن گردن و پشت تان شکایت دارید، حتما نزد پزشک بروید.در صورت نادیده گرفتن درد و فقط مصرف داروهای مسکن برای تسکین درد، وضعیت بیمار وخیم تر و دوره درمان طولانی تر می شود

در صورت ابتلا به عارضه آسیب فشار تکراری، پزشکان انجام ورزش، فیزیوتراپی و مصرف دارو را توصیه می کنند که مدت زمان بهبود سه هفته تا شش ماه طول می  کشد.در صورت نادیده گرفتن درد و فقط مصرف داروهای مسکن برای تسکین درد، وضعیت بیمار وخیم تر و دوره درمان طولانی تر می شود.

پزشک ممکن است برای از بین بردن تورم و درد، درمان های سرد را توصیه کند و برای کاهش اذیت و تسریع بهبودی نیز استراحت را سفارش نماید.وقتی تورم و درد از بین رفت، پزشک یک برنامه توانبخشی را توصیه خواهد کرد که عضلات را به آرامی ورزش دهد و عدم حرکت مفصلی پیشگیری کند.بخش دیگری از درمان، استفاده از داروهای ضدالتهاب برای از بین بردن درد است.

منبع : پزشک تو درباره فشار تکراری به مفاصل و راه درمان

تمام روش های درمانی بیماری پسوریازیس یا صدف

تمام روش های درمانی بیماری پسوریازیس یا صدف _ بیماری پسوریازیس یا در اصطلاح عامه صدف به علت نقص در سیستم ایمنی بدن رخ می دهد و در آن پوست بصورت فلس در آمده و خارش ایجاد می کند. روش‌های بسیار زیادی برای درمان پسوریازیس وجود دارد. درمان‌های خوراکی، موضعی و نیز بیولوژیک برای این بیماری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

بیماری پسوریازیس

درمان روزانه:

اگرچه هیچ درمانی برای پسوریازیس وجود ندارد اما درمان‌های خوراکی و موضعی زیادی وجود دارد که افراد می‌توانند از آن برای مدیریت بیماری خود استفاده کنند. درمان‌های موضعی که معمولا به صورت مستقیم بر روی پوست اعمال می‌شوند، می‌توانند خارش و التهاب پوست را کاهش دهند، ظاهر پوست را بهبود ببخشند و تولید سلول‌های غیر عادی را کمتر کنند. تولید سلول‌های غیر طبیعی یکی از دلایل اصلی بیماری پسوریازیس محسوب می‌شود.

اولین خط دفاعی در بدن:

اگر شرایط شما به چند ناحیه خاص محدود شده است، داروهای موضعی اولین خط دفاعی بدن محسوب می‌شوند. می‌توان بیماران را به دو گروه مجزا طبقه بندی کرد. یکی از این گروه ها افرادی هستند که تنها چند نقطه بر روی بدن دارند. برای درمان این بیماران معمولا از داروهای موضعی استفاده می‌شود.
بیمارانی که نقاط فراوانی بر روی بدن دارند را نمی‌توان با درمان موضعی به طور کلی بهبود بخشید. زیرا اعمال اینگونه داروها بر روی تمامی نقاط کمی دشوار است. برای افراد مبتلا به پسوریازیس که بیشتر نقاط بدن پوشیده شده است، داروهای خوراکی و بیولوژیک‌ها بهتر جواب می‌دهند.

تمام روش های درمانی بیماری پسوریازیس یا صدف

درمان ترکیبی:

پزشک ممکن است بخواهد از درمان‌های ترکیبی استفاده کند. در چنین شرایطی به بیمار توصیه می‌شود داروها را به صورت منظم بر روی نواحی مشخص شده اعمال کند و مطمئن شود همه بخش‌ها به خوبی پوشش داده شده است.

کرم‌های مرطوب کننده:

یکی از درمان‌های اصلی برای بیماری پسوریازیس مرطوب نگه داشتن روزانه پوست است. این موضوع در فصل‌های سرد و خشک سال از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به بیماران توصیه می‌شود از پمادهایی همچون لوسیون‌ها و وازلین برای کمتر کردن خارش و قرمزی استفاده کنند. یافتن یک محصول مناسب برای پوست، به فرایند آزمون و خطا نیاز دارد. هر چند شما می‌توانید از یک پزشک متخصص نیز برای اینکار مشورت بگیرید. بعد از انتخاب محصول مناسب، سعی کنید آن را بلافاصله بعد از حمام اعمال کنید.

قطران زغال‌سنگ:

هنوز مشخص نیست این درمان قدیمی چگونه می تواند به بیماران مبتلا به پسوریازیس کمک کند. دکتر رابرت ای کالب در این باره می گوید: ما هنوز طرز کار و فرایند این ماده را به خوبی نمی‌دانیم. پزشکان بر این باورند که این ماده می‌تواند تولید بیش از حد سلول‌های پوستی را کمتر کند.
یکی از مزیت‌های اصلی این ماده این است که عوارض جانبی زیادی ندارد. البته باید به خاطر داشته باشید که قطران زغال سنگ بدبوست و می‌تواند باعث ایجاد لکه بر روی لباس شود.

استروئیدهای موضعی:

استروئیدها، نقطه اتکاء درمان موضعی هستند. استروئیدهای موضعی که با عنوان کورتیکواستروئیدهای موضعی نیز شناخته شده اند یکی از مهم ترین و رایج ترین راه‌حل‌های موضعی است که می‌توان از آن استفاده کرد.

استروئیدها چگونه کار می‌کنند؟

استروئید می‌تواند التهاب را کاهش دهد، خارش را تسکین ببخشد و توسعه نقاط جدید را کندتر نماید. اگرچه این نوع درمان موثر است اما استروئیدهای موضعی تهاجمی می‌تواند باعث نازک شدن پوست شود. بنابراین بیشتر متخصصان پوست توصیه می‌کنند از این درمان به صورت دوره‌ای و در یک محدوده خاص استفاده شود. مهم ترین چالشی که در این مورد وجود دارد استفاده از مزایای استروئیدها بدون آسیب وارد شدن به بدن است.

آنالوگ‌های ویتامین D:

ویتامین D مصنوعی( داروهایی که تولید بیش از حد سلول‌های پوستی را کنترل می‌کند) باعث کاهش خارش پوست می‌شود. اینگونه موارد همانند محصولات استروئیدی موضعی سریع عمل نمی‌کنند اما باعث نازک شدن پوست نخواهند شد و این خود مزیت بزرگی است.

مراقبت‌های تکمیلی:

بیشتر پزشکان از آنالوگ‌های ویتامین D به عنوان مکمل استروئید استفاده می‌کنند. زمانی که بیماری با استفاده از استروئید تحت کنترل قرار گرفت می‌توان از مشتقات ویتامینD استفاده کرد.

مشتقات ویتامین A:

مشتقات ویتامین A همچون تازاروتین رشد سلول‌های پوستی را کندتر می‌کند و از التهاب آن می‌کاهد. آن‌ها معمولا در نواحی همچون صورت، پوست سر و ناخن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. با این وجود امکان ایجاد خارش نیز وجود دارد.

اسید سالیسیلیک:

این نوع درمان که معمولا به همراه داروهای موضعی مورد استفاده قرار می‌گیرد، می‌تواند التهاب را کاهش دهد و به حذف تکه‌هایی که در پوست ظاهر می‌شود کمک نماید. اسید سالیسیلیک بدون نسخه و با تجویز پزشک موجود است. شما می‌توانید این ماده را به صورت لوسیون، صابون، شامپو و سایر اشکال تهیه کنید.

داروهای خوراکی:

سال‌هاست که از داروهای خوراکی برای درمان این بیماری استفاده می شود. در سال‌های اخیر بیمارانی که پسوریازیس متوسط تا شدید داشتند به داروهای بیولوژیک جدید روی آورده اند. اما داروهای خوراکی نیز اهمیت خاص خود را دارند.

مدیریت روزانه:

خوشبختانه، پسوریازیس قابل مدیریت است. درمان‌هایی که برای این بیماری وجود دارد موثرتر، امن تر و ساده تر از سال‌های گذشته هستند.

متوتروکسات:

متوتروکسات چیست؟ این دارو متعلق به گروه داروهای شناخته شده با نام آنتی متابولیت‌ها است. متوتروکسات در تولید بیش از حد سلول‌های پوستی که باعث ایجاد این بیماری می شود تداخل ایجاد می‌کند. متوتروکسات معمولا هفته‌ای یکبار و با دوز ۳۰ میلی گرم مصرف می‌شود. با این وجود دوز آن به مقادیر کمتر تقسیم می‌شود و در دوره ۲۴ ساعتی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اطلاعات بیشتر در مورد متوتروکسات:

مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که این دارو در ۷۰ الی ۸۰ درصد بیماران مبتلا به پسوریازیس موثر بوده است. مطالعه انجام شده در سال ۲۰۱۳ نشان می دهد که ۶۰ درصد از بیمارانی که این دارو را دریافت کرده اند فرایند درمان بهتری داشته اند. معمولا نتایج بهبود بعد از دو الی سه ماه دیده می‌شود.

سیکلوسپورین:

سیکلوسپورین یک داروی سرکوب کننده ایمنی است که با سرکوب کردن سلول‌های ایمنی معیوبی که سیگنال رشد دوباره پوست را ارسال می‌کنند با بیماری پسوریازیس مبارزه می‌کند. این دارو معمولا یکبار در روز به صورت کپسول یا خوراکی مصرف می‌شود.

Acretin:

این دارو یک رتینوئید( نوعی ویتامین A مصنوعی) است. این دارو روزانه یکبار مصرف می‌شود.

آدالیمومب:

این دارو معمولا برای درمان پسوریازیس و آرتریت روماتوئید استفاده می‌شود. در دوره کنترل شده طولانی مدت، بین ۵۵ تا ۷۰ درصد بیمارانی که از این دارو استفاده کرده بودند ، تعداد پلاک‌هایشان ۷۵ درصد کاهش یافته بود.

رمی کید(اینفلیکسیماب):

هر هشت هفته یکبار، این دارو به صورت وریدی در مطب پزشک تزریق می‌شود. دو تحقیقی که در این مورد انجام شده است نشان می‌دهد که این دارو حدود ۸۰ درصد موثر بوده است.

انبرل (اتانرسپت):

یکی از اولین بیولوژیک‌های تایید شده برای پسوریازیس، انبرل است که نسبتا داروی امنی است و می‌توان آن را تحمل کرد. اثربخشی این دارو حدود ۴۵ تا ۶۰ درصد بوده است.

Amevive:

Amevive تنها بیولوژیک طراحی شده است که به صورت متناوب استفاده می‌شود. یکی از تحقیقات انجام شده نرخ موفقیت ۳۰ درصد را در طول دوره درمان ۱۲ هفته نشان داده است. اگر این دارو بیش از ۶۰ هفته مورد استفاده قرار گیرد، اثربخشی بالای ۵۰ درصد را خواهد داشت. با این وجود مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که Amevive در طولانی مدت اثربخشی کمتری خواهد داشت.

اوستکناماب:

این دارو هر سه ماه یکبار تزریق می‌شود. از آنجایی که اوستکناماب یک مدولاتور سلول T یا مهار کننده TNF نیست، می‌توان به عنوان جایگزین برای بیمارانی استفاده شود که به سایر داروها پاسخ مثبتی نداده‌اند. در یک ازمایش بالینی نرخ پاسخدهی این دارو بین ۶۵ تا ۸۰ درصد تعیین شده است.

منبع :پزشک تو تمام روش های درمانی بیماری پسوریازیس یا صدف

راه های انتقال انواع ویروس هپاتیت

راه های انتقال انواع ویروس هپاتیت _ بیماری هپاتیت انواع مختلفی دارد که راه های انتقال آن ها هم  شبیه به هم می باشد. بیشتر از طریق انتقال فرآورده های خونی این ویروس ها منتقل می شوند. وقتی التهاب در کبد ایجاد شود، بیماری هپاتیت روی می‌دهد،عوامل ایجادکننده التهاب در کبد، ویروس ها، قارچ، میکروب‌ها و حتی داروهایی مانند استامینوفن است.

راه های انتقال انواع ویروس هپاتیت

مردم بیش تر هپاتیت نوع A و B و C را می‌شناسند، حذف هپاتیت نوع B تا سال 2030 میلادی یا 1410 شمسی قرار است انجام شود؛ اين هپاتیت در ایران واکسن دارد؛ اما هپاتیت نوع C در هیچ جای دنیا واکسن ندارد. همچنين هپاتیت A واکسن دارد؛ ولي در ایران واکسن آن موجود نیست.

راه های انتقال انواع ویروس هپاتیت

هپاتیت نوع A از راه‌های خوردن مواد غذایی آلوده و تماس با بیمار منتقل می‌شود، نشانه‌های آن شامل مواردی مانند بی اشتهایی، تهوع، استفراغ و افزایش آنزیم‌های کبدی است. بیشتر موارد آن بدون بروز یرقان عارض می‌شود.

هپاتیت B از طریق سرنگ‌های آلوده و همچنین انتقال خون و فرآورده‌های خونی آلوده منتقل می‌شود، بیمارانی که همودیالیز می‌شوند، افراد مبتلا به تالاسمی ما‍ژور که خون دریافت می‌کنند، مبتلایان به هموفیلی و پرسنل پزشکی و پرستاری در معرض خطر بیماری قراردارند و بهتر است واکسن مربوط به هپاتیت B را دریافت کنند.

هپاتیت C از طریق تزریق فرآورده‌های خونی آلوده و استفاده از سرنگ مشترک در معتادان تزریقی منتقل می‌شود، البته انتقال جنسی این نوع هپاتیت بسیار بسیار نادر است.

واکسیناسیون علیه هپاتیت B، چند درصد ایمنی ایجاد می‌کند؟

بعد از دو سه ماه تکمیل دوره واکسیناسیون، بالای 96 درصد افراد، آنتی‌بادی محافظت کننده خواهند داشت. البته استثنائاتی هم هست که در افراد چاق، افراد سیگاری، افرادی که نقص ایمنی دارند و افرادی که HIV مثبت هستند، دیده می‌شود .
پزشکان، پرستاران، دندانپزشکان و کسانی که همودیالیز می‌شوند، ده سال یکبار آنتی‌بادی را چک کنند.

آیا انتقال هپاتیت از مادر به جنین وجود دارد؟

در مورد هپاتیتC انتقال بسیار نادر است، اما در مورد هپاتیت B اگر در فاز فعال باشد، انتقال صورت می‌گیرد و احتمال انتقال بالاست. بنابراین اگر مادر مبتلابه هپاتیت B باشد به کودک او ایمونوگلوبین B در هنگام تولد تزریق می‌شود. در مورد هپاتیت C ایمونوگلوبین وجود ندارد، زیرا انتقال از مادر به جنین انتقال شایعی محسوب نمی‌شود.

علائم هپاتیت C :

ضعف، سستی، خمودی، بی‌حالی و بی‌اشتهایی عارض می‌شود. در هپاتیت حاد بی‌اشتهایی، مهم ترین علامت است. ادرار پررنگ، مدفوع کمرنگ و خارش هم مشاهده می‌شود.لازم به ذکر است هپاتیت C در خیلی از موارد اتفاقی، و ضمن انتقال خون یا چکاپ سالانه کشف می‌شود. مهم است که در مراکز ناباروری بیمار از نظر وجود هپاتیت‌B، هپاتیت C و همچنین بیماری ایدز بررسی شود.
این نوع هپاتیت فقط از طریق استفاده از سرنگ مشترک در معتادان تزریقی، تزریقات غیر ایمن، تزریق خون و فرآورده‌های خون منتقل می‌شود، در حال حاضر با طرح واکسیناسیون کشوری که در نوزادان انجام می‌شود، هپاتیت‌B به مرحله کنترل رسیده است یعنی شیوع هپاتیت B در افراد کم خطر به 2/1 درصد از جمعیت مردم رسیده است؛ البته داروی بسیار موثری داریم که در مورد هپاتیت B معجزه می‌کند.

در مورد هپاتیت C در حال حاضر به جای داروهای قدیمی که تزریقی بود و بسیار سمی و یک سال بیمار مجبور بود آمپول دریافت کند، قرص خوراکی به بازار آمده که البته با یک قرص به مدت سه ماه دوره درمان انجام می‌شود و بالای 96 درصد بیمار بهبود می‌یابد.
بعد از آن هم مریض دچار سیروز نمی‌شود و حتی بیمار مبتلا به سیروز هم با مصرف این دارو بهبود می‌یابد و به سرطان کبد نمی‌رسد.

منبع: پزشک تو راه های انتقال انواع ویروس هپاتیت