بهداشت روانی در دوران بلوغ چیست

بهداشت روانی در دوران بلوغ چیست –

نوجواني يكي از مهمترين و پرارزشترين دوران زندگي هر فرد محسوب مي‌شود زيرا سر آغاز تحولات و دگرگوني‌هاي جسمي و رواني در اوست و بلوغ نقطه عطفي در گذر زندگي او از مرحله كودكي به بزرگسالي است. بر اساس تعريف سازمان جهاني دوره نوجواني به گروه سني 10 تا 19 سالگي اطلاق مي‌شود و در اكثر كشورهاي جهان به خصوص كشورهاي درحال توسعه بخش قابل توجهي از جمعيت را نوجوانان تشكيل مي‌دهند. با توجه به اين واقعيت كه نوجوانان، پدران و مادران فردا هستند پرداختن به مسائل بهداشتي‌شان (به خصوص بهداشت روان آنان) نه فقط براي خود آنها بلكه براي خانواده‌ها، جامعه و نسل آينده سودمند است و در برنامه توسعه هر كشوري مي‌بايست به مسائل آنها توجه خاص شود.

بهداشت روانی در دوران بلوغ چیست

آشنا شدن با پديده‌هاي جديد در زندگي، ‌انسان را از بار هيجاني همراه آن پديده كه غالبا اضطراب و آشفتگي است مي‌رهاند، مطالعات روانشناختي نشان داده است كه تاثير منفي عوامل استرس‌زا كه همراه با آگاهي قبلي است بسيار كمتر از زماني است كه عوامل استرس‌زا ناگهان و بدون مقدمه به انسان وارد مي‌شوند. در زمينه برخورد با پديده بلوغ جنسي و تغييرات جسماني و رواني متعاقب آن هر اندازه آگاهي نوجوانان ما بيشتر باشد نتايج مبحث اين مرحله از زندگي در مسير آينده نوجوان بيشتر است. آگاهي نداشتن و يا عدم آگاهي كامل و صحيح، نوجوانان را گيج و سردرگم مي‌كند و اين حالات نتايج منفي و زيانباري بدنبال خواهد داشت. والدين و مربيان وظيفه دارند اطلاعات كافي در خصوص تغييراتي كه در طول و به دنبال بلوغ جنسي در نوجوان اتفاق مي‌افتد به تدريج و با استمرار ارائه كنند. عدم ارائه اطلاعات كافي و صحيح در مورد بلوغ باعث مي‌شود كه نوجوان از منابع ديگر كه معمولا انحرافي است، اطلاعات كسب كند و اين اطلاعات غلط مي‌تواند او را به انحراف كشاند. والدين و مربيان از يك تا دو سال قبل از بلوغ كامل نوجوان مي‌بايستي اقدامات زير را انجام دهند.

– او را آماده كنند كه به زودي و بتدريج تغييراتي را در جسم و روان خود احساس خواهد كرد.

– به طرق مختلف او را مطمئن كنند كه تغييرات ايجاد شده طبيعي است. – از اينكه اين تغييرات در او شروع شده به او تبريك بگويند و خاطرنشان كنند كه دوره جديدي در زندگي او آغاز شده است. – به او يادآوري نمايند كه اين تغييرات در جهت تكامل فردي و قدمي بسوي اجتماعي شدن اوست به همين دليل وظايف فردي و اجتماعي جديدي براي او منظور شده است. – خاطرنشان كنند كه اين تغييرات قطعا شروع مي‌شود اما زمان دقيق و مشخصي ندارد؛ بنابراين اگر ديرتر از ديگران هم شروع شود يك امر طبيعي است .

– به او بگويند كه تغييرات جسماني همراه با تغييرات رواني خواهد بود اين تغييرات رواني در سه بعد هيجاني، خلقي و رفتاري اتفاق مي‌افتد. نكته مهم در دوره بلوغ برقراري ارتباط صحيح با نوجوان است. كودك دلبند ديروز شما با تغييراتي كه درجسم و روانش روي مي‌دهد پا به دوران بزرگسالي مي‌نهد. او اينكه مي‌خواهد هويت جديدي را براي خودش به دست آورد، طبيعي است كه در برقراري رابطه با او مشكلاتي براي شما بوجود آيد. براي اين كه روابط شما والدين و مربيان با فرزند يا دانش‌آموز نوجوانشان صميمانه‌تر و گرمتر باشد، لازم است كه به نكات زير توجه كنيد.

پذيرش نوجوانان: گام اول براي ايجاد و تحكيم يك رابطه دوستانه و صميمي با نوجوان اين است كه او را با همه كمي‌ها و كاستي‌هايش قبول داشته باشيد. كاستي‌هاي رفتاري او را همچون نقاط قوت و توانايي‌هايش بپذيرد و او را به عنوان فردي كه داراي استقلال، سليقه‌هاي خاص و عقايد قابل ارائه است،‌ نگاه كنيد. احساساتش را پذيرفته و اعتماد به نفس او را با كم اهميت جلوه دادن اشتباهات و تقدير از كارهاي پسنديده‌اش بالا ببريد.

نوجوانانتان را درك كنيد: درك و برداشت از زندگي و مسائل آن متفاوت از برداشتي است كه نوجوان دارد. او زندگي را به ساده‌ترين وجه ممكن مي‌نگرد، بطوري كه عقايدش براي شما پوچ و مسخره است. نسبت به عقايدش بي‌اهميت نباشيد وي را مورد تمسخر قرار ندهيد. چرا كه اين استهزاء به تداوم رابطه عاطفي با فرزندان لطمه مي‌زند.

ارتباط را دو طرفه كنيد: در بسياري از اوقات و به دلايل گوناگون ممكن است شما والدين و مربيان به نوجوان بگوييد كه چه بكند و چه نكند و از او توقع حرف‌ شنوي نيز داشته باشيد. اين برخورد با نوجوان كه حاكي از ارتباط يك طرفه، معيوب و غير قابل دوام است، منجر به سركشي و عصيان نوجوان در برابر دستورات شما مي‌شود و به رابطه عاطفي و صميمانه بين شما و او لطمه مي‌زند. در اين مواقع بهترست در برخورد با نوجوان، هر زمان كه سخني را گفتيد از او نيز سخني بشنويد و نظر او را نسبت به وظايف محوله‌اش جويا شويد.

از دادن پند و اندرز مستقيم خودداري كنيد: نوجوانان از شنيدن نصيحت و اندرز مستقيم و اينكه آنها را يكجا ارائه كنيد و اشكالات رفتاري و گفتاري‌شان را تذكر بدهيد گريزان هستند.

نوجوانان اعمال خود را بي‌نقص مي‌دانند و تحمل شنيدن پند و اندرز از جانب شما را ندارند. جهت اصلاح رفتار، آنها را بطور غير مستقيم نسبت به اعمال و رفتار نادرست‌شان آگاه كنيد و خودتان الگويي براي آنها باشيد تا با پيروي از رفتار و گفتار شما روش صحيح برخورد را فرا گيرند. آزادي عمل به نوجوانتان بدهيد همچنان كه به كودك نوپا اجازه مي‌دهيم تا گاهي خود به تنهايي راه رفتن را امتحان كند و دفعاتي هم به زمين افتد، بايد به نوجوان هم اجازه داد كه تا حدودي پيامدهاي رفتارهايش را تجربه كند و طعم برخي سختيها را چشيده و براي زندگي مقاوم شود.

براي ارتباط با نوجوان وقت كافي بگذاريد: نوجوانان نيازمند توجه هستند، آنها مي‌خواهند صحبت كنند. اعتراض كنند و از هيجانات و اتفاقاتي كه در مدرسه مي‌افتد و يا از دوستانشان مي‌شنوند، حرف بزنند؛ هر چه زمان اين ارتباط با شما به عنوان مادر، پدر و يا مربي بيشتر باشد خرسندي آنها بيشتر شده و امكان ارتباط نادرست و غلط آنها كمتر خواهد شد. توجه به تاثير مشكلات اجتماعي: مشكلات اجتماعي تاثيرات ناخوشايندي بر نوجوانان دارد. عدم مداخله شما والدين و مربيان در بهبود شرايط اجتماعي، تاثير تلاش‌هايتان را در خانه و مدرسه كمرنگ مي‌كند.

انرژي سرشار نوجوانان نياز به تخليه دارد: در اين سنين نوجوان داراي انرژي فراوان جسماني است، بخشي از اين انرژي در غريزه جنسي نهفته است كه در شروع دوران نوجواني به طريق مقبول اجتماع قابليت ندارد. نوجوان مقادير ديگري از انرژي جسماني خود را به صورت رفتارهاي پرخاشگرانه مبارزه طلبي، حادثه‌جويي و .. تخليه مي‌كند. تشويق نوجوانان به انجام ورزشهاي مختلف، شركت در فعاليتهاي الگوسازي براي آنان و تحريك آنها بر همانندسازي با آن الگوها باعث مي‌شود تا آنها انرژي خود را به طريق منطقي تخليه كنند. وضعيت تحصيلي نوجوان را پيگيري كنيد: در اين سنين ممكن است كه فرزند شما نسبت به درس اظهار بي‌علاقگي نمايد و به اموري مثل افراط در ورزش كردن، رسيدگي به سر و وضع خود و … بپردازد، چنانكه مي دانيد پند، اندرز، سرزنش و مقايسه با ديگران كارساز نيست..

لذا علت بي‌توجهي او را نسبت به درس جستجو كرده و سعي در برطرف نمودن مشكل كنيد.

آموزش مهارت در برقراري روابط اجتماعي: نوجوانان در دوره بحران بلوغ نسبت به تعلق داشتن خود در گروه كودكان و يا بزرگسالان سردرگم مي‌شوند و ممكن است كه در ميان جمع خانواده يا دوستان و آشنايان، رفتارهاي بزرگتر از سن و يا گاهي كودكانه از خود بروز داده و روابط اجتماعي پسنديده‌اي برقرار نكنند، كه با شركت دادن فرزند نوجوانتان در جمع دوستان و آشنايان مهارت روابط اجتماعي او را افزايش دهيد؛ مثلا با فرزند نوجوان خود به گردشهاي دو نفره برويد و در بسياري از روابط اجتماعي نظير آشنا شدن با ديگران، خريد كردن از مغازه، پيدا كردن نشاني يك موسسه و درخواست انجام كاري از يك اداره با وي تمرين عملي كنيد.

استقلال طلبي نوجوان: نوجوان مي‌خواهد از قيد و بندهاي دوران كودكي كه او را به خانواده‌اش متصل كرده است، جدا شود و الگوهاي جديدي را جايگزين آنان كند. از طرفي نيز شديدا به خانواده وابسته است و مي‌خواهد كه توقعاتش را برآورده كنند. لذا حس استقلال‌طلبي خود را با مخالفت، مقاومت كردن و لجبازي با والدين و مربيان نشان مي‌دهد و اين نياز نوجوان براي شما مشكل‌آفرين مي‌شود. براي برخورد با اين رفتار نوجوان، بهترست هميشه با او به لحني صحبت كنيد كه احساس نكند برايش تصميم‌گيري مي‌كنيد آزادي را به تدريج و متناسب با سني كه دارد به او عطا كنيد و نظارت غير مستقيم داشته باشيد و اگر زماني دريافتيد كه از آزادي شما، سوء استفاده كرده به او تذكر داده و او را متوجه اعمالش بكنيد. بدانيد كه حذف آزادي، براي يك مدت كوتاه مي‌تواند برايش آموزنده باشد.

ویتامینهای مفید در باروری

ویتامینهای مفید در باروری –

به گفته برايان بنجامين كارتر سخنگوي مشهور و عمومي بين‌المللي در حوزه طب پيشگيري در كاليفرنيا طي مقاله‌اي به بررسي تاثير ويتامينها بر باروري مي‌پردازند. اين محقق بين‌المللي در اين خصوص خاطرنشان كرد: باروري يك روند پيچيده است كه به فيزيولوژي زنانه و مردانه بستگي دارد. اگرچه عوامل بسياري در امر ناباروري دخيل هستند و در صورت بروز اين مشكل بايد با متخصص يا مشاور مربوطه مشورت كرد اما به طور كلي مكملهاي مهمي وجود دارند كه بر اساس يك تقسيم‌بندي كلي براي كمك به باروري در تمام زوجهاي جوان به ترتيب ضروري، مهم و مفيد هستند. گروه اول گروه مكملهاي ضروري هستند. چنانچه نمي‌توانيد، تمام ويتامينها را كه در باروري مؤثر هستند مصرف كنيد، مي‌توانيد ضروري‌ترين آنها را از طبقه‌بندي زير انتخاب كنيد.

ویتامینهای مفید در باروریسلنيوم يك ويتامين حياتي براي باروري است – در واقع سلنيوم يك ماده معدني است. اما اين ماده تاثيري بر كمي تعداد اسپرمهاي توليد شده و يا نازايي ندارد. ويتامين C يكي ديگر از ويتامينهاي ضروري براي باروري است. اين ويتامين در توليد اسپرم تاثيرگذارست. از جمع شدن آنها در يك نقطه جلوگيري كرده و آنها را وادار به حركت مي‌كند. ويتامين E، يكي ديگر از اين گروه مكملهاست. اين ويتامين نقش مهمي در متعادل كردن توليد هورمون و حمل اكسيژن به اندامهاي جنسي دارد. «روي» نيز يك مكمل ديگر و در واقع مانند سلنيوم يك ماده معدني است.

اين عنصر نيز در عملكرد مطلوب اندامهاي توليدمثلي نقش مؤثر دارد. وي اضافه كرد: گروه دوم مكملهاي مهم هستند. DMG يكي از اين دسته ويتامينهاست. اين ويتامين توليد اكسيژن را در خوني كه به كليه بافت‌ها از جمله اندامهاي توليد مثلي مي‌روند، افزايش مي‌دهد. ويتامين دوم اين گروه اوكتاكوزانول نام دارد. گياهك گندم منبع غني اين ماده است و به توليد هورمونها كمك مي‌كند.

كارتر در ادامه اظهار داشت: ويتامينهاي گروه سوم مكمل‌هاي مفيد هستند كه نسبت به دو گروه ديگر در درجه سوم اهميت قرار مي‌گيرند. دسته اول اسيد‌هاي چرب ضروري هستند. نقش اين اسيدها طبيعي كردن عملكرد و فعاليت‌ غده‌ها و بويژه در سيستمهاي توليدمثلي است. گروه دوم منگنز نام دارد. اين منگنز بايد به صورت جداگانه از كلسيم مصرف شود. اين عنصر باعث طبيعي شدن توليد هورمونهاي جنسي مي‌شود. ويتامين A نيز در اين مجموعه گنجانده شده است چه با بتاكاروتين طبيعي و يا تركيبات كاروتونوئيدي همراه باشد. ويتامين A نقش تنظيم عملكرد غدد توليدمثلي را بر عهده دارد. آخرين گروه تركيبات ويتامين B با B5 و B6 اضافي است. اين تركيبات تنظيم كننده عملكرد غدد جنسي است.

در حالي كه B5 تنظيم توليد هورمونهاي جنسي و B6 براي تركيبات ژنتيكي مورد نياز است. اين متخصص آمريكايي در پايان تاكيد كرد كه ساير ويتامينها براي كمك به باروري شامل كارنيتين، آرگينين، روي، سلنيوم و ويتامين B-12 نقش مهمي در افزايش تعداد اسپرمها و ميزان تحرك آنها دارد. همچنين بسياري از ويتامينهاي آنتي اكسيدان براي درمان ناباروري درمان مفيد هستند كه از آن جمله مي‌توان به ويتامين C، ويتامين E، گلاتاتيون و كوانزيم Q‌10 اشاره كرد.

روشهای پیشگیری از انتقال عفونت

روشهای پیشگیری از انتقال عفونت –

همان طور که مي دانيد فلور طبيعي يا باکتري هايي که به طور طبيعي روي پوست وجود دارند دو دسته هستند؛ دسته اول فلور يا باکتري هاي گذرا و موقت و دسته دوم با کتري هاي مقيم و دايمي.باکتري هاي گذرا با فعاليت هاي عادي روزانه به سطح پوست در معرض هواي آزاد متصل و بخصوص زير ناخنها به مقدار فراوان يافت مي شود.با شستشوي مرتب دستها، هر دو شکل بيماريزا و غيربيماريزاي اين باکتري ها از ميان مي روند؛ اما باکتري هاي مقيم به طور طبيعي در چين و چروک دستها با تعداد و انواع ثابت وجود دارند و بسختي به پوست چسبيده اند و براي شستن آنها بايستي از برس و مواد شوينده استفاده و آنها را از پوست جدا کرد.در عين حال باکتري هاي موقت در صورتي که به تعداد زياد و مدت طولاني در سطح پوست بمانند به باکتري هاي مقيم تبديل مي شوند؛ بنابراين شستن دستها به طور مرتب براي جلوگيري از اقامت دايم باکتري ها در پوست حايز اهميت است

روشهای پیشگیری از انتقال عفونت

اين مساله درباره کارکنان محيطهاي درماني بخصوص کادر پرستاري که در تماس مداوم با بيماران هستند اهميت بسيار بيشتري دارد، بنابر اين لازم است در اينجا به مساله ديگري توجه کنيم و آن استفاده از زيورآلات و داشتن ناخنهاي بلند است که طبعا در انتقال ميکروارگانيسم ها نقش ويژه اي دارد.تحقيقات گسترده اي که بتازگي در اين زمينه انجام شده مويد اين قضيه است. پرستاران انگشتر دست نکنند بتازگي دريکي از مراکز پزشکي شيکاگو در کشور امريکا مطالعه اي روي پرستاران بخش آي سي يو (I.C.U) انجام شده که رابطه مستقيم ميان آلودگي دستها و استفاده از انگشتر را ثابت مي کند.در اين مطالعه که با عنوان تاثير استفاده از زيورآلات در آلودگي دستها و مقايسه شوينده هاي بهداشتي انجام شد، عوامل آلوده کننده موجود در پوست دستها با، يا بدون انگشتر مشخص شد و اثرات مواد ضدعفوني کننده گوناگون برآنها مورد بررسي قرار گرفت.نتايج اين بررسي نشان داد که وجود حلقه هاي انگشتر در دست پرستاران سبب افزايش تجمع استافيلوکوک ارئوس ، باسيل هاي گرم منفي و انواع کانديدا (نوعي قارچ) مي شود. بديهي است وقتي تعداد انگشترها بيشتر باشد ميزان آلودگي بيشتر خواهد بود.همچنين در اين تحقيق طي 282 مورد نمونه برداري که از دستهاي پرستاران پس از انجام کار مراقبتي با بيمار و بار ديگر بعد از شسستن دست با استفاده از يکي از 3نوع ماده شوينده بهداشتي انجام و کشت تهيه شد، نتايج جالبي به دست آمد.

اين 3 ماده پاک کننده شامل دستمال هاي آغشته به الکل ، ماده ضدباکتري خشک و آب و صابون ساده بودند. وجود هر گونه خراش يا بريدگي در دست ، داشتن ناخن بلند و استفاده از حلقه هم در گزارش قيد شده بود.يکي از نتايج به دست آمده اين بود که صابون به شکلهاي جامد و يا مايع که بسته به سليقه افراد انواع متفاوتي از آن استفاده مي شود تمام اثرات پاک کنندگي مورد نياز براي رفع باکتري هاي سطح پوست را دارد؛ اما شوينده هاي حاوي مواد ضدعفوني کننده قوي سبب خشکي و تحريک پوست مي شوند.اين تحريکات پوستي سبب خارش و ايجاد خراش و التهاب در سطح پوست مي شود و در واقع در رسيدن به هدف اصلي که از ميان بردن ميکروارگانيسم هاي پوست است خلل ايجاد مي کنند، ضمن اين که فرد در شستشوهاي بعدي بام شکل مواجه مي شود، بنابراين شستن دستها با آب و صابون معمولي عموما براي بهداشت فردي کارکنان بيمارستان ها توصيه مي شود و شستشو با فرآورده هاي ضدميکربي حاوي موادکشنده يا متوقف کننده ارگانيسم هاي پوست فقط در موارد اسکراب جراحي استفاده مي شود.همچنين اين مطالعه نشان داد که آلودگي دستهاي پرستاران بخصوص اگر با ناخن بلند يا زيورآلات همراه باشد، در بيشتر موارد به انتقال عفونت به خود آنها يا محيط خارج از بيمارستان منجر مي شود.

براساس آخرين دستورالعمل هاي بهداشتي براي شستشوي دست که در اکتبر 2003 مطرح شده خارج کردن انگشتر، دستبند و ساعت پيش از انجام مراقبت هاي بهداشتي و تماس با بيمار پيشنهاد مي شود و نوع و جنس آنها تاثيري در ميزان آلودگي ندارد.بيمارستان ها مي توانند با آموزش صحيح کارکنان درباره خطرات آلودگي و انتقال آن به ديگران و ارائه آمارهاي موثق در خصوص انواع شوينده ها، اطلاعات لازم براي جلب همکاري را به آنان بدهند و با انجام آزمايش ها و تهيه کشت به صورت دوره اي برمحيطهاي کار و دستهاي کارکنان نظارت و کنترل کيفي دقيق داشته باشند.

تجربه نشان مي دهد، استفاده از زيورآلات بخصوص اگر با جواهرات تزئيني همراه باشد، ضمن کمک به انتقال ميکروارگانيسم ها، مي تواند منجر به پارگي دستکش هاي استريل و از ميان رفتن شرايط استريل حين کار شود و احتمال نفوذ عوامل خارجي مثل خون يا ترشحات و تماس با پوست پرستار را بيشتر کند؛ البته در اينجا مشکلي وجود دارد و آن اين است که خيلي از پرستاراني که حين کار، انگشترها يا زيورآلات خود را براي جلوگيري از آلودگي از دست خارج مي کنند، ممکن است با اين کار آنها را گم کنند و براي هميشه از دست بدهند؛ بنابر اين خارج کردن آنها پيش از ورود به محيط بيمارستان عاقلانه تر است.با وجود آن که هنوز تحقيقات و مطالعات بيشتري براي دانستن تاثير ناخنهاي بلند يا وسايل زينتي در سير درماني مورد نياز است ، مرکز کنترل بيماري ها (CDC) دستورالعمل هاي ويژه اي براي به حداقل رساندن احتمال عوامل بيماريزا از سوي کارکنان ارائه و در اختيار بيمارستان ها قرار داده است ؛ اما همان طور که قبلا ذکر شد همکاري فعال کارکنان برپايه دانش اصولي بيش از هر چيز در رعايت مقررات موثر است.آنچه همه بايد بدانند اين است که گر چه پرستاران به طور مستقيم در فرآيند عملي انتقال عفونت نقش ندارند، اما در واقع مي توانند يکي از حلقه هاي زنجيره انتقال عفونت را تکميل کنند و براي جلوگيري از اين مساله ، شستن دستها نبايد دست کم گرفته شود.موضوع بسيار مهمتر از اين است که کسي بگويد براي شستن دست وقت ندارم.

نقش آهن در دوران بارداری و شیر دهی

نقش آهن در دوران بارداری و شیر دهی –

مصرف غذاهاي سرشار از آهن در دوران بارداري و شيردهي از ايجاد كم خوني فقر آهن در نوزاد جلوگيري مي كند، از جمله اين غذاها مي توان به انواع سبزي ها مانند اسفناج، حبوبات و لبنيات اشاره كرد.با وجود مشاهده انواع كم خوني ها در بين كودكان، كم خوني فقرآهن درصد بالايي را به خود اختصاص مي دهد و اكثر كم خوني هايي كه در كودكان مشاهده مي شود از نوع كم خوني فقرآهن است، تغذيه صحيح بيشترين اثر را روي سلامت جنين دارد، از اين رو به مادران توصيه مي شود غذاهايي را انتخاب كنند كه پروتئين، ويتامين، املاح و كالري كافي را براي مادر و جنين او فراهم كند.به اين منظور 5 گروه غذايي ميوه و سبزي، لبنيات، گوشت، ماهي، تخم مرغ و حبوبات، غلات (مخصوصا نان سبوس دار) و چربي ها و شيريني ها توصيه مي شود. به بانوان باردار توصيه مي شود در سه ماه اول حاملگي حتي الامكان بر دفعات غذا خوردن خود بيفزايند و حجم هر وعده غذايي را كاهش دهند. براي تأمين كلسيم مورد نياز توصيه مي شود روزي نيم ليتر تا يك ليتر شير مصرف شود و در صورت تمايل نداشتن به مصرف شير مي توانند از منابع ديگر حاوي كلسيم مانند كره، پنير، كشك و ماست استفاده كنند. نقش آهن در دوران بارداری و شیر دهی

به خانم هاي باردار توصيه مي شود از خوردن شيريني و نشاسته و چربي زياد خودداري كنند.بطور متوسط يك خانم باردار تا آخر دوره بارداري خود نبايد بيش از 10 تا 12 كيلو اضافه وزن پيدا كند چرا كه چاقي زياد ممكن است باعث بروز عوارضي در حاملگي و زايمان آنها شود.كم خوني ناشي از فقر آهن يكي از شايع ترين مشكلات كودكان در كشورهاي در حال توسعه است كه با ارتقاء آگاهي و آموزش والدين مي توان از عوارض آن پيشگيري كرد و كودكاني سالم و با نشاط پرورش داد.كم خوني فقر آهن به علت كاهش مقدار آهن موجود در بدن ايجاد مي شود كه ناشي از كاهش مصرف آهن يا عدم جذب كافي و مناسب آن و يا به علت از دست دادن آهن مي باشد.كاهش ميزان آهن معمولا نتيجه تغذيه ناكافي و يا غيرصحيح و بي اطلاعي از منابع مناسب تأمين كننده آهن است.

كاهش جذب آهن نيز به علت مصرف انواع غذاهاي كم ارزش از نظر نوع آهن موجود در آنها و يا مصرف هم زمان موادي است كه از جذب آهن در دستگاه گوارش جلوگيري مي كند از دست دادن آهن معمولا به صورت خونريزي هاي مزمن به صورت غيرمحسوس از دستگاه گوارش، ادراري يا خونريزي هاي ماهيانه خانم ها مي باشد. آموزش و پيشگيري در حقيقت بايد از زمان بارداري شروع شود. مطالعات و پژوهش ها نشان داده است كه احتمال تولد نوزاد با وزن كم يا زايمان هاي زودرس در مادراني كه كم خوني فقر آهن دارند بيشتر است.بنابراين تغذيه صحيح و مصرف آهن به صورت مكمل در رشد و تكامل خوب جنين و تولد نوزادان سالم نقش دارد، بايد توجه داشت كه بطوركلي احتياج به آهن در دوران بارداري افزايش مي يابد و گروه هاي در معرض خطر مانند: مادراني كه سابقه سقط يا تولد نوزاد كم وزن دارند، مادراني كه اضافه وزن يا كمبود وزن دارند، يا مادراني كه كمتر از 2 سال از حاملگي قبلي آنان گذشته است و يا مادراني كه بيش از 4 فرزند دارند بايد بيش از ديگران به اين مسئله توجه داشته باشند. مادران با سن پائين بهتر است تحت نظر پزشك قرار گيرند و توصيه هاي بهداشتي و تغذيه اي ويژه دريافت كنند.

دكتر نظري مي افزايد: امروزه ثابت شده است تغذيه صحيح مادر در دوران بارداري همراه با مصرف كاني هاي آهن، روي، اسيد فوليك، ويتامين هاي C,A و Dباعث رشد خوب جنين و تولد نوزاد سالم و طبيعي مي شود و حتي از بيماري هاي دوران كودكي و بزرگسالي جلوگيري مي كند.وي درباره اهميت تغذيه نوزاد با شير مادر مي گويد: اهميت تغذيه نوزاد با شير مادر به علت جذب بهتر آهن است، بعد از شش ماهگي كه غذاي كمكي كودك شروع مي شود انتخاب غذاهاي باارزش غذايي بالاتر با استفاده از منابع آهن كه جذب بهتري دارند مانند: گوشت، جگر، تخم مرغ و مصرف كاني هاي گياهي غني از آهن مانند: حبوبات، اسفناج، ميوه هاي سبز و زرد، خصوصا اگر همراه با ويتامين C مصرف شود مفيد است. بايد توجه داشت گاهي مصرف همزمان برخي مواد مي تواند از جذب آهن جلوگيري كند مثلا مصرف زياد چاي به علت داشتن ماده «تانين» و يا مصرف زياد مواد فيبري حاوي فيتات و فسفات از جذب آهن جلوگيري مي كند.از علل ديگر كاهش ميزان آهن بدن و كم خوني مي تواند، دفع نامحسوس خون از طريق دستگاه هاي مختلف بدن باشد. يك علت شايع ديگر كم خوني، مصرف زودرس و زياد شير گاو و ايجاد آلرژي هاي گوارشي است.وي تصريح مي كند، ضروري است والدين علائم كم خوني هاي فقر آهن را بشناسند تا در صورت بروز بيماري با درمان زودرس از عوارض آن پيشگيري كنند.

البته نوزادان و كودكان در مراحل اوليه كم خوني معمولا بدون علامت مي باشند.به تدريج رنگ پريدگي، خستگي، بي حوصلگي، كاهش اشتها، بي قراري، كاهش فعاليت هاي فيزيكي، كاهش مقاومت در برابر بيماري ها، كاهش دقت و توجه و يادگيري، اختلال در رشد و تكامل عصبي و… ايجاد مي گردد كه با دقت والدين و مراجعه به هنگام و درمان كم خوني مي توان از عوارض آن جلوگيري كرد.امروزه ثابت شده است تغذيه صحيح مادر در دوران بارداري همراه با مصرف كاني هاي آهن، روي اسيد فوليك، ويتامين هاي C,A و D باعث رشد خوب جنين و تولد نوزاد سالم و طبيعي مي شود و حتي از بيماري هاي دوران كودكي و بزرگسالي جلوگيري مي كندبه بانوان باردار توصيه مي شود در سه ماهه اول حاملگي حتي الامكان به دفعات غذاخوردن بيفزايند ولي حجم غذاهاي مصرفي در وعده هاي غذايي را كاهش دهند

داروهای خطرناک در دوران بارداری

محققان علوم پزشکی می گویند بسیاری از زنان باردار داروهایی استفاده می کنند که نقایص جنینی به دنبال دارند.

مصرف اکثر داروها در دوران بارداری ممنوع است و زنان بارداری فقط در صورتی که پزشک آنان اجازه دهد می توانند از برخی داروها و به مدت محدود استفاده کنند.

برخی داروها ، ممکن است سبب سقط جنین شوند و برخی داروها نیز در صورت مصرف در دوران بارداری ،‌ نقایص مادرزادی برای جنین در پی خواهند داشت.

با توجه به گزارشات جدیدی که در مود تراتوژن بودن اکثریت داروها رسیده، بهتر است از تجویز هر نوع دارویی در دوران حاملگی خودداری شود.

باید یادآور شویم که به دلیل اینکه در سه ماهه اول حاملگی، ساختمان اندامها و اعضای مختلف جنین تشکیل شده و شکل واقعی خود را پیدا می کند، تجویز دارو در این دوره خاص از حاملگی ، بسیار پرمخاطره است و تنها باید در مواردی اقدام به تجویز دارو برای یک خانم باردار نمود که ضرورت و فوریت داشته باشد و جان مادر و جنین در معرض خطر جدی قرار گیرد و حتی میزان تجویز هر داروی ضروری نیز باید محدود به حداقل مقدار مؤثر آن باشد. خانواده های محترم و بخصوص مادران باردار باید از مصرف خودسرانه دارو جدا بپرهیزند.

داروهای خطرناک در دوران بارداری

البته مصرف تعداد محدودی از داروهای پر مصرف در دوران بارداری بسیار خطرناک می باشند .

این داروها شامل داروهای حاوی هورمویهای جنسی، مشتقات ارگوتامین ، برخی مشتقات ویتامین آ و ویتامین د ، برخی داروهای ضد انعقاد ، داروهای ضد سرطان ، داروهای ضد تشنج ، بنزودیازپین ها و غیره می باشند

ویتامین آ یکی از ویتامین های ضروری در دوران بارداری است ولی با دوزهای بالا تر از ۶۰۰۰ واحد در روز اثرات نامطلوبی در رشد و نمو جنین دارد و جزئ داروهای خطرناک در دوران بارداری است مطالعات بر روی حیوانات نشان داده است که ویتامین آ با دوزهای بالا باعث ایجاد ناهنجاریهایی در سیستم اعصاب مرکزی ، چشم ، سقف کام و دستگا تناسلی ادراری می شود بنابر این مصرف زیاد غذاها و داروهای سرشار از ویتامین آ از جمله روغن کبد ماهی ، جگر گوسفند، کره ،مولتی ویتامین و غیره در دوران بارداری توصیه نمی گردد

محدود بودن اطلاعات در مورد اثر داروها بر روی جنین به عنوان یک اصل کلی باید از مصرف داروها در دوران بارداری اجتناب شود .

داروها را از لحاظ عوارض جنینی به پنج گروه تقسیم می کنند که شامل گروهای A,B,C,D,X می باشند .

مصرف داروهای گروه أی و بی با توجه به اطلاعات موجود در دوران بارداری مجاز اعلام شده است .

داروهای گروه سی با احتیاط فراوان و فقط در صورت ضرورت می توانند مصرف شوند مصرف

داروهای گروه دی در دوران بارداری( مگر در شرایط ویژه وأن هم با حداقل دوز و حداقل دوره مصرف) غیر مجاز است داروهای گروه ایکس به هیچ عنوان نباید در دوران بارداری مصرف شوند .

با توجه به اهمیت موضوع در اینجا به داروهای گروه D و X اشاره میشود

گروهD شامل داروهای زیر است :

۱-chorionic Gonadotrophin(HCG) 2-Clomiphene 3-estrogens 4- Danazol 5-dihydroergotamine 6-Emetine 7-Ergotamin-c 8-finasteride 9-fluorouracil 10-flurazepam 11-fluvastatine 12-isotretinoine13-lovastatine 14-Menotropins(HMG) 15-Methyltestestorone 16-progestrone 17-Quinin 18-Warfarin

گروه X شامل داروهای زیر است :

۱-Amikacin 2-amiodarone 3-amitriptiline 4-ASA 5-Atenolol 6-Azoathioprine 7- Antineoplastics 8-Belladona pb 9-captopril 10-carbamazepine 11-carbimazole 12-chlormethine 13-chlordiazpoxide 14-clidinum-c 15-cyclopentolate 16-cyprotron compound 17- Danazole 18- Diazepam 19-Diazoxide 20-Doxycycline 21-codeine 22-hydroxyurea 23-Ibuprofen 24-imipramine 25-indomethacin 26-Insulin 27-Lithium carbonate 28-Lorazepam 29-Medroxyprogestrone 30-Megestrol 31-Methimazole 32-Methotrexate 33-Midazolam 34-Multivitamine therapeutic 35-Nandrolone 36-Naproxen 37-oxazepam 38-Nortriptiline 39-Penicillamine 40-Perphenazine 41-phenobarbital 42-phenytoin 43-primidone 44-propylthiouracil 45-spironolactone 46-streptomycin 47-sulfadiazine 48-Tamoxifen 49- Testestrone 50-Tetracycline Tobramycin 51-Valproate sodium 52-Vitamin A 53-Vitamin

دقت کنید که لیست بالا شامل تمام داروهای این گروه ها نمی باشد و نبود نام یک درارو در این لیست ها دلیل بر بی خطر بودن آن در بارداری نیست و حتما با پزشک خود مشورت کنید .

نکاتی برای نگهداری دارو در منزل

نکاتی برای نگهداری دارو در منزل –

امروزه در بيشتر خانه ها قدری دارونگهداری می شود.اين دارو ها معمولاً در يخچال يا در جعبه ی کمک ها ی اوليه گذاشته می شوند و معمولاً شامل باقی مانده ی داروهائی است که به طور ناقص مصرف شده اند.
از قرار معلوم منظور از نگهداری داروها در منزل اين است که يک روزی از آنها استفاده شود.استفاده ی مجدد از اين دارو ها علاوه بر اينکه اغلب خود سرانه وبدون تجويز پزشک خواهد بود ،احتمالاً کاربرد نادرست داشته وخطر مصرف دارو ها ی فاسد و تاريخ گذشته را هم به همراه دارد . علاوه بر اين امکان مصرف اين دارو ها توسط کودکان يا افرادی که اختلالات روحی دارند وجود دارو لذا به نظر می رسد ضررهای نگهداری دارو در منزل دربسياری از موارد بيشتر از فايده آن است هر وقت يکی از افراد خانواده بيمار شود و نياز به مصرف دارو پيداکند شايسته است توسط پزشک معاينه شود و تجويز دارو توسط پزشک معالج انجام گيرد وهمان موقع دارو از دارو خانه تهيه شود وبااين حال اگر بخواهيم دارو در منزل نگهداری کنيم بهتر است به موارد زير توجه کنيم ،

دارودر منزل

1-تاجای ممکن دارو در منزل نگهداری نشود .

2- دارو های بدون برچسب ويا دارو های فله ای را هرگز در منزل يا محل کار نگه نداريم و آنها را دور بيندازيم .

3- حد اقل هر سه ماه يک بار همه ی داروهای موجود در منزل را از نظر تاريخ مصرف بررسی کنيم وداروهای تاريخ گذشته را در سطل آشغال بيندازيم .

4- هرگز داروئی را در جعبه داروی ديگری نگذاريم.

5- به شرايط نگهداری دارو که روی جعبه دارو يا در برشور آن ذکر شده توجه کنيم.

6- باقی مانده ی محلول سرم ، قطره وشربت هائی که به طور ناقص مصرف شده اند قابل نگهداری نيست و بايستی حتماً دور ريخته شوند.

7- داروها را حتماً در محلی مناسب و دور از گرما ، رطوبت ، و نور مستقيم آفتاب قرار دهيد. اين محل بايد دور از دسترس کودکان کنجکاو باشد.

8- بهتر است ليستی از داروهای موجود در منزل تهيه شود ودر محل نگهداری داروها نصب شود. هر چند وقت يک بار اين ليست بازبينی شود. می توان تاريخ انقضای هر دارو را هم در اين ليست نوشت.

9- داورئی را که نمی شناسيد ، در منزل نگه نداريد.اينگونه داروها را می توان به هلال احمر يا مؤسسات خيريه اهدا کرد. داروها را به افراد فقير و محتاج ندهيد زيرا ممکن است آنها را خودسرانه مصرف کنند وخطراتی متوجه آنها شود.

10- يادمان باشد مصرف خودسرانه دارو ويا تجويز دارو برای ديگران مجاز نيست. بری استفاده از داروهای موجود در منزل ، هر بار با پزشک خود مشورت کنيم.

11- سرنگ و يا دستکش استريل نيز تاريخ انقضای مصرف دارند.پاره شدن کاغذ پوشش سرنگ و دستکش سبب غير استريل و غير قابل استفاده شدن آنها می شود.

دکتر حامد دقاق زاده

متخصص بيماريهاي داخلي – استاديار دانشگاه علوم پزشکي اصفهان

فلكشن دفرميتي زانو

اصلاح فلكشن دفرميتي زانو –

دكتر سيد عليرضا ابراهيم زاده

دانشيار گروه جراحي استخوان و مفاصل دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي – درماني استان اصفهان

مقدمه‌

افرادي‌ كه‌ به‌ علت‌ عوارض‌ بيماري‌ پليوميليت‌ (فلج‌ اطفال‌) دچار فلكشن‌ دفرميتي‌ زانو مي‌گردند، در موقع‌ راه‌ رفتن‌ مجبور مي‌شوند دست‌ خود را روي‌ زانو قرار دهند، يا از عصا استفاده‌ نمايند و يا مچ‌ پا را در اكئينوس‌ ببرند تا از خم‌ شدن‌ زانو در فاز Stance جلوگيري‌ نمايند(1و2).

مبتلايان‌ به‌ فلج‌ اطفال‌ اغلب‌ دچار ضعف‌ كوآدريسپس‌ مي‌باشند كه‌ برتري‌ قدرت‌ عضلات‌ همسترينگها (خم‌ كننده‌ زانو) بر كوآدريسپس‌ (راست‌ كننده‌ زانو) موجب‌ بروز فلكشن‌ دفرميتي‌ (خميدگي‌ زانو) مي‌گردد كه‌ گاهي‌ اوقات‌ همراه‌ با كوتاهي‌ عضلات‌ همسترنيگهاي‌ داخلي‌ و يا خارجي‌ مي‌باشد(1).

درمان‌ اين‌ دفرميتي‌ را عده‌اي‌ طويل‌ كردن‌ و در مواردي‌ قطع‌ همسترينگها و گاهي‌ كپسولتومي‌ خلف‌ زانو مي‌دانند(3) كه‌ بعد از آن‌ اندام‌ را در گچ‌ قرار داده‌ و براي‌ به‌ دست‌ آوردن‌ اصلاح‌ بيشتر، به‌ دفعات‌ اقدام‌ به‌ Wedge نمودن‌ گچ‌ مي‌نمايند(3) و براي‌ ريمودل‌ شدن‌ مفصل‌ براي‌ مدت‌ طولاني‌ بريس‌ مي‌پوشند.

از آنجا كه‌ در بيماران‌ بالغ‌، مفصل‌، فرم‌ نهايي‌ خود را پيدا كرده‌ است‌ و به‌ اصطلاح‌ تمام‌ گودي‌ و بلندي‌ موجود در مفصل‌ كاملاً مقابل‌ هم‌ قرار دارند. اقدام‌ فوق‌ دو مشكل‌ مي‌تواند براي‌ بيماران‌ ايجاد نمايد:

– اوّل‌ آن‌ كه‌ اين‌ تطابق‌ ( Containment ) از بين‌ نرود و در موقع‌ راه‌ رفتن‌ براي‌ بيمار مشكلاتي‌ نظير درد و حتي‌ تغييراتي‌ در حد استئوآرتريت‌ ايجاد نمايد؛

– دوم‌ آن‌ كه‌ دفرميتي‌ مجدداً و به‌ تدريج‌ عود نمايد(4). از اين‌ رو، در بيماران‌ بالغ‌ كه‌ فلكشن‌ دفرميتي‌ هم‌ زياد نيست‌ (كمتر از 30 درجه‌)، با سوپراكنديلار استئوتومي‌ به‌ راحتي‌ مي‌توان‌ دفرميتي‌ را اصلاح‌ كرد بدون‌ آن‌ كه‌ هيچ‌ گونه‌ تغييري‌ در وضع‌ تطابق‌ مفصل‌ ايجاد نمايد و يا عود كند(5).

فلكشن دفرميتي زانو

روشها

در يك‌ مطالعه‌ تجربي‌، بيماران‌ مبتلا به‌ فلكشن‌ دفرميتي‌ زانو كه‌ همگي‌ بالغ‌ بودند و ميزان‌ فلكشن‌ دفرميتي‌ آنها كمتر از 30 درجه‌ بود و بين‌ سالهاي‌ 1374 تا 1379 در بيمارستان‌ الزهراء (س‌) و بيمارستان‌ سعدي‌ تحت‌ درمان‌ قرار گرفته‌ بودند، انتخاب‌ شدند. 21 بيمار را سوپراكنديلار استئوتومي‌ نموده‌ و 18 بيمار را با آزاد كردن‌ نسج‌ نرم‌ خلف‌ زانو و گچ‌گيري‌ تحت‌ درمان‌ قرار داديم‌. تمام‌ بيماران‌ قدرت‌ عضله‌ چهار سر ران‌ كمتر از دو مثبت‌ (+2) داشتند، هيچ‌ گونه‌ درماني‌ قبلاً نشده‌ بودند، براي‌ راه‌ رفتن‌ دست‌ خود را روي‌ زانو مي‌گذاردند، مچ‌ پا را در اكئينوس‌ قرار مي‌دادند، اين‌ بيماران‌ به‌ دفعات‌ زمين‌ مي‌خوردند، در تمام‌ بيماران‌ يك‌ اندام‌ گرفتار بود كه‌ درمان‌ لازم‌ داشت‌ و اندام‌ ديگر يا سالم‌ بود يا كاملاً فلج‌ كه‌ از بريس‌ استفاده‌ مي‌كردند .تمام‌ بيماران‌ هيپ‌ و ستون‌ فقرات‌ نرمال‌ داشتند و اندام‌ فوقاني‌ آنها قابل‌ استفاده‌ بود.

تكنيك‌ جراحي‌. در بيماراني‌ كه‌ آزاد كردن‌ نسوج‌ نرم‌ انجام‌ مي‌شد، بيمار را روي‌ شكم‌ خوابانده‌ و با انسزيون‌ به‌ پوست‌ و مشخص‌ كردن‌ تاندون‌، اقدام‌ به‌ آزاد كردن‌ و در مواردي‌ كه‌ كنتراكچر خيلي‌ شديد نبود، طويل‌ كردن‌ همسترينگها مي‌گرديد. چنانچه‌ با اين‌ عمل‌ اصلاح‌ قابل‌ توجه‌ به‌ دست‌ نمي‌آمد، با كنار زدن‌ عروق‌ و اعصاب‌ ناحيه‌ پويليته‌، كپسول‌ مفصل‌ را در خلف‌ باز كرده‌، هم‌ در داخل‌ و هم‌ در قسمت‌ خارج‌ آن‌ را قطع‌ مي‌كرديم‌. سپس‌ زخم‌ را دوخته‌ و در وضع‌ اصلاح‌ شده‌ گچ‌گيري‌ مي‌شد. اگر اصلاح‌ كافي‌ نبود، چند روز بعد گچ‌ بيمار را Wedg مي‌نموديم‌ و با به‌ دست‌ آوردن‌ اصلاح‌ به‌ حد كافي‌، گچ‌ را بعد از 3 الي‌ 4 هفته‌ باز مي‌كرديم‌. بيماراني‌ كه‌ براي‌ آنها تصميم‌ به‌ استئوتومي‌ مي‌گرفتيم‌، تحت‌ بي‌هوشي‌، انسزيون‌ طولي‌ در سمت‌ لاترال‌ روي‌ پوست‌ داديم‌، نسوج‌ نرم‌ كه‌ معمولاً به‌ علت‌ ضعف‌ كوآدريسپس‌ خيلي‌ ضخيم‌ نبود، كنار زده‌ با دريل‌ ناحيه‌ سوپراكنديلار ران‌ را دريل‌ كرده‌ با استئوتوم‌ آن‌ را ضعيف‌ نموديم‌، قسمت‌ ديستال‌ به‌ محل‌ استئوتومي‌ را به‌ اكستنشن‌ آورديم‌ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ در قسمت‌ قدام‌ ران‌ كورتكس‌ قطعه‌ پروكسيمال‌ داخل‌ قطعه‌ ديستال‌ Interlock گردد. در اين‌ وضعيت‌ محل‌ استئوتومي‌ پايدار بوده‌ و چون‌ كورتكس‌ خلقي‌ به‌ صورت‌ Green Stick شكسته‌ شده‌، به‌ خوبي‌ جوش‌ خواهد خورد. در بيماراني‌ كه‌ از عضلات‌ قوي‌ برخوردار بودند و احساس‌ مي‌شد شكستگي‌، ناپايدار شود، با دو عدد پين‌ متقاطع‌ ثابت‌ مي‌گرديد. سپس‌ گچ‌ بلند ران‌ به‌ مدت‌ 4 الي‌ 6 هفته‌ گرفته‌ و بعد از باز كردن‌ گچ‌، حركت‌ مفصل‌ و با كنترل‌ جوش‌ خوردگي‌ محل‌ استئوتومي‌ اجازه‌ راه‌ رفتن‌ با تحمل‌ وزن‌ را به‌ بيمار مي‌داديم‌. براي‌ كليه‌ بيماران‌ قبل‌ از عمل‌ جراحي‌، راديوگرافي‌ لاترال‌ و محل‌ استئوتومي‌ در نظر مي‌گرفتيم‌.

نتايج‌

براي‌ هر دو گروه‌ بعد از عمل‌، گچ‌ بلند ران‌ از نوك‌ انگشت‌ تا كشاله‌ ران‌ مي‌گرفتيم‌. در آنهايي‌ كه‌ آزادسازي‌ نسج‌ نرم‌ شده‌ بودند، بعد از 3 تا 4 هفته‌ و آنهايي‌ كه‌ استئوتومي‌ شده‌ بودند، بعد از 4 تا 6 هفته‌ گچ‌ آنها باز مي‌شد. همگي‌ محدوديت‌ حركت‌ زانو داشتند كه‌ به‌ تدريج‌ و ظرف‌ 1 تا 2 ماه‌ دامنه‌ حركت‌ آنها طبيعي‌ مي‌شد. مدت‌ پيگيري‌ بيماران‌ 6 ماه‌ بود. بيماراني‌ كه‌ آزاد سازي‌ نسج‌ نرم‌ خلف‌ زانو شده‌ بودند، از 18 مورد 3 مورد بين‌ 10 تا 15 درجه‌ عود دفرميتي‌ داشتند و يك‌ مورد درد همراه‌ با 10 درجه‌ عود دفرميتي‌ داشت‌ (22 درصد).

در بيماراني‌ كه‌ سوپراكنديلار استئومي‌ شده‌ بودند، فقط‌ يك‌ مورد (7/4 درصد) دچار تأخير در جوش‌ خوردن‌ شد و اجباراً مدت‌ بي‌حركتي‌ مفصل‌ طولاني‌ و در نتيجه‌ زانو دچار مختصر محدوديت‌ حركت‌ فلكشن‌ گرديد و تا آخر خم‌ نشد (دامنه‌ حركت‌ صفر تا 110 درجه‌). در بررسي‌ به‌ عمل‌ آمده‌، بيماراني‌ كه‌ سوپراكنديلار استئوتومي‌ شده‌ بودنده‌ همه‌ راضي‌ بودند.

بحث‌

در اثر ضعيف‌ كوآدريسپس‌ و برتري‌ قدرت‌ عضلات‌ همسترينگها موجب‌ ايجاد فلكشن‌ كنتراكچر در زانو مي‌گردد(1). چون‌ معمولاً فلج‌ اطفال‌ در كودكان‌ به‌ وجود مي‌آيد و پس‌ از مدت‌ كوتاهي‌ اگر كوآدريسپس‌ فلج‌ باشد، زانو خم‌ مي‌شود، در اين‌ وضع‌ نيز بيمار به‌ رشد خود ادامه‌ مي‌دهد و در نتيجه‌ رشد مفصل‌ در حالي‌ كه‌ در فلكشن‌ است‌ ادامه‌ مي‌يابد(2). در موقع‌ راه‌ رفتن‌ و به‌ خصوص‌ در فاز Stance كوآدريسپس‌ بايد زانو را به‌ هيپراكستنشن‌ ببرد تا در 5 درجه‌ آخر اكستنش‌ Medial Rotation ران‌ روي‌ ساق‌ اتفاق‌ افتد و در نتيجه‌ كلترال‌ ليگامانها و Posterior Obique lig به‌ اندازه‌ كافي‌ Tight شود و موجب‌ قفل‌ شدن‌ (پايدار شدن‌) زانو در اكستنشن‌ گردد(4). در مبتلايان‌ به‌ فلج‌ اطفال‌ كه‌ كوآدريسپس‌ ضعيف‌ است‌ و نمي‌تواند زانو را كاملاً اكستند نمايد، بيمار مجبور است‌ با زانوي‌ خميده‌ (ناپايدار) راه‌ برود(6) كه‌ در نتيجه‌ موجب‌ خم‌ شدن‌ ناگهاني‌ زانو به‌ موقع‌ تحمل‌ وزن‌ و افتادن‌ مكرر مي‌گردد(2). از اين‌ رو بيماران‌ نياز به‌ درمان‌ دارند. اگر بيمار كودك‌ باشد، مي‌توان‌ با Passive streching و Wedging cast آن‌ را اصلاح‌ كرد. اگر زاويه‌ خميدگي‌ زانو نيز خيلي‌ زياد باشد، در هر سني‌، اجباراً بايد هم‌ آزادسازي‌ نسج‌ نرم‌ و هم‌ استئوتومي‌ انجام‌ داد(5و7). اما در مواردي‌ كه‌ بالغ‌ باشد و ميزان‌ خميده‌گي‌ زانو به‌ حدي‌ باشد كه‌ با Passive Streching اصلاح‌ نشود و ضرروت‌ عمل‌ جراحي‌ توأم‌ نسج‌ نرم‌ و استئوتومي‌ را هم‌ نداشته‌ باشد، مي‌توان‌ با روش‌ آزاد سازي‌ نسوج‌ نرم‌ خلف‌ زانو و سپس‌ Wedging cast و يا با سوپراكنديلار استئوتومي‌ آنها را در درمان‌ كرد. در مطالعه‌ ما سوپراكنديلار اكستنشن‌ استئوتومي‌ نتايج‌ بهتري‌ داشته‌ است‌.

References

1- Cravener EK, Device for over coming non bony flixion contracture of the knee, J Bone Joint Surg, 12: 437; 1990.

3- Hart VL, Corrective cast for flexion, Contracture derormity of the knee, J Bone Joint Surg, 16: 970; 1994.

4- Leony JC. Alade CO. Fang D, Supracondylar femoral osteotony for knee flexion contracture resulting from poliomyelitis, J Bone Joint Surg, 64B: 198; 1982.

5- Haas SL, Correction of extrem flexion contracture of the knee joint, J Bone Joint Surg, 20: 839; 1998.

2- Conneran, The treatment of flexion contractures of the knee in poliomyelitis, J Bone Joint Surg, 52-B: 138; 1970.

6- Asirvathan R. Rooney RJ. Watts HG, proximal tibial extesion osteotomy to correct knee flexion contracture, J Pedia Orto, 11: 646; 1991.

7- Johnson EW, Results of modern metods of treatment of poliomyelitis. J Bone Joint Surg, 27: 223; 1945.

کرفس

نام علمی دارو (ژنریک): کرفس

نام علمی گیاه: Apium graveolens
نام انگلیسی گیاه: Celery
بخش مورد استفاده: تخم

کرفس
اثرات درمانی گیاه کرفس :
محرک تمایلات جنسی، ضد انگل، آنتی اسپاسمودیک، ضد نفخ، دیورتیک، به عنوان داروئی که قاعدگی را جلو می اندازد(emmenagogue)، ملین، آرامبخش و تنظیم کننده فشار خون است.
کرفس به عنوان دیورتیک ملایم و ضد عفونی کننده مجاری ادارای شناخته شده است و علائم آنفلوانزا و دردهای سرماخوردگی را کاهش می دهد.
اثرات ملایمی در دردهای با منشاء عصبی دارد.
دانشمندان بر روی اثرات ضد سرطان کرفس در حال مطالعه هستند.

اصلی ترین ماده موثره موجود در اسانس تخم کرفس لیمونن (limonene) به میزان 80 درصد است.

منبع : دارو یاب قسمت داروهای گیاهی – پزشکی

کندر

نام علمی دارو (ژنریک): کندر

نام علمی گیاه:Boswellia papyrifera

کندر

اسانس هاي موجود در كندر ، داراي اثر شل كنندگي بر روي عضلات عروق بالاخص عروق مـغـزي بوده و مـوجب بر طرف شدن اسپاسم و تنگي عروق و در نتيجه خون رسانی بهتر به بافـت و سلـولها مي گردد.
یکی از مهم‌ترین خواص بسیار مفید و جالب توجه آن، تقویت حافظه و مرتفع‌کننده فراموشی و ضعف حافظه‌است.
با توجه به تحقیقاتی که روی بیش از ۱۰۰ نفر از مادرانی که قبل از زایمان به مدت طولانی (۳ الی ۴ ماه) از کندر استفاده کرده‌اند معلوم شد که مصرف بیش از حد آن موجب بیش‌فعالی کودکان آنها شده اما مادرانی که به مدت یک ماه یا کمتر از کندر استفاده کرده‌اند کودکانشان بیش‌فعال نشده و همچنین از هوش بالایی برخوردارند.
موارد استعمال كندر در پزشكي اسلامي و سنتي:
اكثر منابع مهم پزشكي سنتي ايران به تبعيت از كتاب شريف طب نبي، از كندر بعنوان داروي افزايش دهنده هوش و حافظه و برطرف كننده فراموشي نام برده و افزون براين آنرا در درمان التهابات و بثورات جلدي و زخم هاي دروني از جمله زخم روده توصيه نموده اند

مکانیسم اثر

مشتقات بوزوليك اسيد موجود در كندر ، بخصوص استيل 11- كتو بوزوليك اسيد، از لحاظ فارماكولوژي بسيار فعال بوده و بطور خاص باعث مهار سنتز لوكوترين آندوژن مي گردد .
برخلاف داروهاي غير استروئيدي ضد التهاب، عصاره كندر فاقد خاصيـت اسيدزائي در دستـگاه گوارش مي باشد. عصاره كندر بخصوص اسيد بوزوليك يك پنتاسيكليك تري ترپنوئيدو مشتقات استيله آن روي توليد آنتي بادي ها و مصونيت سلولي هر دو اثر مي نمايد. اسيد بوزوليك يك مهار كننده بسيار قوي ليپواكسي ژناز مي باشد. و از اين طريق توليد لوكوترين را مهار مي كند، بخصوص LTB-4 كه يك عامل كموتاكيك فعال است. تجارب باليني روي 81 نفر بيمار مبتلا به روماتيسم همراه با گروه كنترل و پلاسبو و تحت درمان با عصاره كندر بطور قابل ملاحظه اي كاهش درد و التهاب را با يك دوره درمان سه ماهه نشان داد.

کنگر فرنگی

نام علمی دارو (ژنریک): کنگرفرنگی

کنگر فرنگی

نام علمی گیاه: Cynara scolymus
نام انگلیسی: Artichoke

۱-ترشح صفرا از کبد را افزایش می‌دهد.
۲-تقویت اعمال کبد.
۳-جلوگیری از تجمع چربی در سلولهای کبدی، تحریک کلیه در دفع اوره و کلسترول.
۴-پایین آوردن کلسترول وتری گلیسیرید خون.
۵-درمان یرقان قولنج کبدی، سنگ کیسهٔ صفرا، آب آوردن شکم.
۶-درمان سنگ کلیه، قولنج کلیه، درمان ازدیاد اورهٔ خون .
۷-درمان بیماریهای پوستی خارشدار.
۸-تب‌بر است. و نیزدر درمان رماتیسم و یبوست موثر است.

منبع : دارو یاب داروهای گیاهی پزشکی