رفتار مناسب با اختلال جنسی همسر

رفتار مناسب با اختلالات جنسی همسر –

عجیب نیست اگر همسران مردانی که دچاراختلال جنسی می شوند، رضایت کمتری از روابط زناشویی شان گزارش کنند. معمولا با طولانی شدن زمان این مشکل ،روابط همسران بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرد. مطالعات نشان می دهد که زنانی که همسرانشان دچار انزال زودرس است از مشکلات جنسی و زناشویی بیشتری رنج می برند، عدم بر انگیختگی و خشکی واژن و نرسیدن به ارگاسم از مشکلات شایع این خانمهاست.

مطالعات نشان می دهد زنانی که همسرشان مبتلا به انزال زودرس است ،ابتدا از بیان کردن و یادآوری موضوع در گفتگوهای روزانه پرهیز می کنند زیرا می ترسند به احساسات همسرشان خدشه ای وارد کنند و یا موجب شوند که او احساس ناتوانی بیشتری را تجربه کند.سکوت و عدم بیان موضوع و نگفتن آنچه زن را آزار می دهد اغلب در طولانی مدت بر روابط روزانه او با همسرش اثر گذاشته و موجب دوری او از همسرش می شود.

رفتار مناسب با اختلال جنسی همسراما در بعضی مواقع زن بی اختیار واکنشهایی نشان می دهد که توسط مرد به عنوان تاییدی بر ناتوانی او در روابط جنسی تعبیر می شود و به همین دلیل از در گیر شدن در روابط جنسی و پیشنهاد رابطه زناشویی خودداری می کند. مثلا وقتی همسرش در مورد مسائل مردانه و مردانگی صحبت می کند، شانه بالا می اندازد و با پرسشگری به او نگاهی می کند.

با گذشت زمان، زن درون خود دچار احساسات منفی نسبت به همسرش می شود و نمی تواند بیش از این خشم و ناراحتی خود را از او که کلا از روابط زناشویی اجتناب می کند پنهان کند و واکنشهایی را نشان می دهد، مثلا در گفتگوهای روزانه با طعنه و کنایه موضوع را یاداوری می کند و یا طی دعواهایی که ظاهرا ربطی به موضوع زناشویی ندارد ، موضوع عدم توانایی مرد و یا بی علاقگی او به روابط زناشویی را یاداوری می کند.

این یاداوریها موجب پرهیز بیشتر مرد از موقعیتهای زناشویی و احساس ناتوانی بیشتر او می شود و بر روابط دو نفره تاثیری بسیار منفی می گذارد و می تواند موجب بروز مشکلات ارتباطی شود.

یافته های تحقیقات نشان دهنده آن است که زنانی که همسرانشان مبتلا به اختلال جنسی نعوظ هستند معمولا خودشان را سرزنش می کنند، زیرا فکر می کنند به اندازه کافی برای همسرشان جذاب نیستند و یا عملکرد زناشویی خوبی ندارند. در حالی که همسران مردانی که دچار انزال زودرس هستند شوهرشان را برای این مساله سرزنش می کنند.

با گذشت زمان یادآوری موضوع موجب خشم و عصبانیت مرد شده و او از هر گونه فعالیتی که منجر به بروز تجربه منفی اختلال نعوظ و یا انزال زودرس شود امتناع می کند و یا به دنبال درمانی می گردد تا فقط از سرزنشهای همسرش خلاص شون.در این مرحله درمانهای مشاوره ورانی به همراه درمانهای دارویی بسیار موثر است .

آیا این مشکل قابل درمان است؟

صبر داشته باشید و امیدوار باشید ، این وضعیت کاملا قابل درمان است مدتی از نزدیکی بپرهیزید و بتدریج از معاشقه شروع کنید و به همسرتان نزدیک شوید. نگران از دست رفتن ازدواج و همسرتان نباشید در صورتی که از او بخواهید وضعیت شما را در ک کند و واکنشهای ملایمتری نشان دهد، بتدریج اضطراب شما کاهش خواهد یافت.

استفاده از تمرینهای شروع توقف برای انزال زودرس توسط خود و همسرتان در این مورد می تواند بسیار کمک کننده باشد. در اختلال نعوظ نیز استفاده از داروهای مانند تادالافیل همزمان با مشاوره روانی بسیار موثر خواهد بود. اگر مبتلا به این پدیده هستید پیشنهاد می کنم ابتدا این نوشتار را با همسرتان به اشتراک بگذارید و سپس برای درمان مشورت با یک مشاور ماهر در این زمینه بسیار کمک کننده خواهد بود.

منبع: روزنامه جام جم

وابستگی همسر به مادرش

ابتدا باید تشخیص دهید واقعا همسرتان به مادرش وابسته است یا نه. مرد وابسته، حتی اگر ظاهرا مستقل شده باشد به لحاظ عاطفی و عقلی به مادرش وابسته است. بدون مشورت با او تصمیم نمی گیرد، صحبت های مادرش می تواند عقیده او را کاملا دگرگون کند و به خاطر مادرش، خیلی از کارهایی را که دوست دارد انجام دهد اما می داند مادرش مخالف است، انجام نمی دهد.

به نقل از پزشک تو ،اما خیلی از مردها این طور نیستند. برای بسیاری از مردها، تنها زن زندگی و تنها موضوع مهم زندگی مادرشان است. آنها هرقدر هم که بزرگ شده باشند باز پسر خوب مامان هستند که نه نمی گویند و بدون اجازه مادرشان آب نمی خورند. اگر خواستگار شما چنین شخصیتی دارد یا نامزد کرده اید و متوجه وابستگی همسرتان به مادرش شده اید، کار سختی پیش رو دارید. باید واقعا با سیاست و درایت پیش بروید تا بتوانید اعتماد همسرتان را جلب کنید و از تنش های احتمالی پیشگیری نمایید.

وابستگی همسر به مادرشکدام مرد وابسته است؟

ابتدا باید تشخیص دهید واقعا همسرتان به مادرش وابسته است یا نه. مرد وابسته، حتی اگر ظاهرا مستقل شده باشد به لحاظ عاطفی و عقلی به مادرش وابسته است. بدون مشورت با او تصمیم نمی گیرد، صحبت های مادرش می تواند عقیده او را کاملا دگرگون کند و به خاطر مادرش، خیلی از کارهایی را که دوست دارد انجام دهد اما می داند مادرش مخالف است، انجام نمی دهد. از کوچک ترین فرصتی برای بودن در کنارش استفاده می کند و نمی تواند به درخواست های مادرش حتی اگر برخلاف مصلحت او باشد، نه بگوید.خیلی از مردها این کار را با توجیه آنکه به مادرشان احترام می گذارند یا دلشان نمی آید مادرشان را ناراحت کنند انجام می دهند اما در واقع ناتوان از تصمیم گیری مستقل هستند و نمی توانند بدون مادرشان زندگی را ادامه دهند.

اعتماد همسرتان را جلب کنید

اگر همسرتان به مادرش وابستگی زیادی دارد، باید کارهایی انجام دهید تا همسرتان به شما اعتماد کند و تصمیمات شما را بی نقص یا حداقل کم نقص بداند؛ یعنی به نحوی به همسرتان ثابت کنید که من هم مثل مادرت به تو علاقه دارم و برای زندگی مان تدبیرهای لازم را در نظر گرفته ام. البته نباید توقع داشته باشید که همسرتان در مقابل هر اظهار نظر مادرش بایستد و آن را مخالف استقلال در زندگی اش بداند. برخورد نامناسب با مادرها در چنین مواقعی، عواقب خوبی در زندگی مشترک شما نخواهد داشت و در آینده مشکلاتی ایجاد خواهد کرد.

بدگویی نکنید

نباید هیچ گاه از مادر و خانواده شوهرتان در برابر همسرتان بدگویی کنید. بعضی از خانم ها، اشتباه می کنند و زمانی که از خانواده همسرشان رفتاری را می بینند که مطابق میل آن ها یا متناسب با آداب و رسوم خانوادگی شان نیست، مدام آن را به همسر آینده یادآوری می کنند. در چنین حالت هایی، معمولا اعتماد همسر شما نسبت به شما سلب می شود، چون فکر می کند که همسرش نمی تواند با مادر او رفتار درستی داشته باشد؛ یا همسرش از همین ابتدای ارتباط در حال ناسازگاری است و وقتی زندگی تان را زیر یک سقف شروع کنید، اوضاع از این هم بدتر می شود. بنابراین به همسرتان نشان دهید که بد خانواده او را نمی خواهید.

مرد وابسته، حتی اگر ظاهرا مستقل شده باشد به لحاظ عاطفی و عقلی به مادرش وابسته است. بدون مشورت با او تصمیم نمی گیرد، صحبت های مادرش می تواند عقیده او را کاملا دگرگون کند

دچار سوءتفاهم نشوید

همه توصیه های مادرشوهرتان را دخالت در نظر نگیرید. همچنین گاهی شوهری با نظر مادرش موافق است و این که در برابر آن موضع نمی گیرد، نشان دهنده استقلال نداشتن او نیست. معمولا توصیه های مادرها به پسر و عروس شان از روی خیرخواهی و منطقی است، ولی بعضی دخترهای جوان همین توصیه های درست را هم نمی پذیرند. با این حال و اگر یکی از همین توصیه ها را مادر خودشان یا زن همسایه به آن ها داشته باشد روی آن حساسیتی ندارند ولی با شنیدن یک نصیحت از مادرشوهرشان احساس می کنند که در زندگی شان دخالت شده و به استقلال شان ضربه خورده است.

مدیریت کنید

اگر مادرشوهرتان نصیحتی کرد که از نظر شما درست نبود، این مسئله باید مدیریت شود. در این مواقع لازم نیست که زن و شوهر این مسئله را خیلی بزرگ جلوه دهند و با یکدیگر اوقات تلخی کنند. زوج ها باید با یکدیگر هم اندیشی کنند و این گونه هم فکر نکنند تصمیماتی که خودشان می گیرند قطعا درست و نصیحت های دیگر قطعا اشتباه است. باید علاوه بر سپاسگزاری از مادر برای این توصیه، از او عذرخواهی کنید و بگویید که نظر ما در حال حاضر یک مقداری متفاوت است.

اگر شما بزرگترید

اگر با فاصله سنی معکوس ازدواج می کنید، یعنی خانم از آقا بزرگتر است باید در نظر داشته باشید که در هنگام ازدواج نباید سن پسر کمتر از 25 سال باشد. می توان گفت از 25سالگی به بعد، مردها به پختگی و استقلال می رسند و می توانند شخصا انتخاب کننده همسر آینده شان باشند و اگر همسری بزرگتر از خود را برگزیده اند، دلایل منطقی برای این کار داشته و مستقل تصمیم بگیرند.

روشهای نادرست برای اصلاح رفتار همسر

روشهای نادرست برای اصلاح رفتار همسر –

شاید شما هم از دست بعضی رفتارهای همسرتان خسته شده‌اید و فکر می‌کنید تغییر رفتارهای او بدون جر و بحث، امکان پذیر نیست. البته توجه داشته باشید که ممکن است بعضی از این رفتار‌ها فقط از نظر شما اشتباه باشد که در این صورت باید ذهنیات خودتان را تغییر دهید.

 ما گاهی می‌خواهیم به هر قیمتی که شده، رفتار همسرمان را تغییر دهیم حتی اگر شده با توسل به زور! این قدرت نمایی از اخم کردن شروع می‌شود و تا جر و بحث و تهدید به جدایی پیش می‌رود.

این دعواهای کلامی، اگر هم تغییری در رفتار همسرمان ایجاد کند، ظاهری و موقتی است. در این مواقع، همسر شما هر زمان فرصتی پیدا کند به رفتار خود بر می‌گردد و در صدد تلافی برمی آید تا مرهمی بر احساسات جریحه دار شده خود بگذارد.

روشهای نادرست برای اصلاح رفتار همسربازی با احساسات همسر

جمله‌هایی مانند «اگر من را دوست داری پس…» یا «با این کارت نشان دادی که مرا دوست نداری»، گاهی از زبان زوجین شنیده می‌شود؛ در این شیوه، همسران سعی می‌کنند با به غلیان درآوردن دیگ احساسات یکدیگر روی هم تاثیر بگذارند. ممکن است چنین روشی در مدت کوتاهی جواب دهد، اما در بلند مدت، ممکن است باعث بی‌علاقگی زن و شوهر به یکدیگر شود.

تکرار بیش از حد

در بعضی مواقع برای تغییر رفتارهای همسرمان، به تکرار بیش از حد متوسل می‌شویم و مرتب رفتار او را به رویش می‌آوریم و از او می‌خواهیم آن را تغییر دهد. وقتی مسئله‌ای بیش از حد تکرار شود، جایگاه و اهمیت خود را از دست می‌دهد و به مسئله‌ای پیش پا افتاده تبدیل می‌شود. زن و شوهر‌ها باید توجه داشته باشند که در صورت متوسل شدن به این شیوه، ضمن عصبی کردن طرف مقابل، امکان موفقیت را از دست می‌دهند.

با طعنه و کنایه حرف زدن

روش طعنه و کنایه زدن، روش محبوب بسیاری از افراد برای تغییر رفتارهای همسرشان است. توجه داشته باشید که با این برخورد‌ها، احساس همسرتان نسبت به شما تغییر می‌کند و محبتش رو به سردی می‌رود؛ بنابراین شما باید انتظاراتتان را شفاف برای همسرتان مطرح کنید و دلایل اشتباه بودن رفتار‌هایش از نظر خودتان را برای او توضیح دهید.

مقایسه کردن برای ایجاد انگیزه تغییر

یکی دیگر از روش‌های نادرست، مقایسه کردن است و ما احساس می‌کنیم برای تغییر رفتارهای همسرمان، نیاز داریم در او انگیزه ایجاد کنیم و یکی از اشتباه‌ترین روش‌هایی که به این منظور انتخاب می‌کنیم، مقایسه همسرمان با دیگران است. نتیجه مقایسه نیز شبیه به ۲ روش پیشین است و جز برانگیختن ناراحتی و حتی شاید احساس حسادت نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت.

حل مشکل با دعوا

معمولا هنگام دعوا، مشکلی مطرح می‌شود و طرفین متوجه موضوع می‌شوند، اما در یک فضای متشنج نمی‌توان انتظار داشت به نتیجه‌ای مطلوب دست یافت، بلکه باید منتظر پیامدهای ناخواسته و نامطلوب بود. بنابراین دعوا و جر و بحث هم نتیجه‌ای برای تغییر رفتارهای نامطلوب همسر نخواهد داشت.

گروکشی برای تغییر رفتارهای همسر

در این روش سعی می‌کنیم برآوردن خواسته‌های همسرمان را به تغییر رفتار او منوط کنیم؛ یعنی استفاده از جمله معروف «اگر تو فلان کار را انجام دهی، آن وقت من هم فلان کار را انجام خواهم داد». این کار موجب ایجاد سیکل معیوب لج و لجبازی می‌شود و به سرعت دعوا و لجبازی بالا می‌گیرد و رابطه تلخ می‌شود.

به طور طبیعی در یک زندگی مشترک، هر ۲ نفر خواسته‌هایی از هم دارند و می‌توانند از آن به عنوان سلاح استفاده کنند. این شیوه نه تنها جواب نمی‌دهد بلکه به هیچ عنوان شایسته روابط میان همسران نیست و در تضاد کامل با عشق بی‌قید و شرط است که یکی از مهم‌ترین عناصر تشکیل دهنده یک زندگی موفق است.

تحقیر و تمسخر همسر حتی با زبان طنز

تحقیر و تمسخر یکی دیگر از روش‌های اشتباه مورد استفاده زوجین برای تغییر رفتارهای همسرشان است. گاهی به خیال خودمان با زبان طنز اشتباه طرف مقابل را به او گوشزد می‌کنیم، اما در‌‌ همان زمان به شدت همسرمان را می‌آزاریم، تحقیر می‌کنیم و چه بسا اعتماد به نفس او را خدشه دار کنیم و به رابطه‌مان آسیب بزنیم. بنابراین بهتر است همسران تلاش کنند به همدیگر قدرت و اعتبار ببخشند و عزت نفس همدیگر را بهبود دهند باعث پیشرفت و رشد یکدیگر شوند.

احتیاج به تربیت همسر

گاهی اوقات فکر می‌کنیم خودمان بی‌عیب و نقص هستیم پس وظیفه خود می‌دانیم در راه رفع عیوب دیگران بکوشیم، اما در این میان فراموش می‌کنیم همسرمان شاگرد ما و از آن مهم‌تر، کودک نیست که ما بخواهیم نقش بزرگ‌تر را برای او بازی کنیم. همسرمان این روش را نمی‌پسندد، ناراحت می‌شود و ما هم به مقصود خود نمی‌رسیم.

بشناسید، بپذیرید و مدیریت کنید

این اشتباه است اگر فکر کنیم بعد از ازدواج می‌توانیم همسرمان را به کلی تغییر دهیم. تنها چیزی که می‌توان به تغییر در آن امید بست، چند نمونه رفتاری است که آن هم باید با ملاحظاتی ویژه انجام شود؛ بنابراین اگر می‌خواهید راحت زندگی کنید، در صدد تغییر همسرتان بر نیایید بلکه تلاش کنید در رابطه با او از ۳ راهکار «بشناسید، بپذیرید و مدیریت کنید» بهره ببرید.

در این روش، شما باید ابتدا همسرتان و دیدگاه‌هایش را بشناسید، سپس آن‌ها را بپذیرید و در پایان به جای تغییر سعی در مدیریت آن‌ها داشته باشید.

برای تغییر رفتارهای همسرتان در کنار او باشید نه در مقابل او. همچنین فراموش نکنید که هر فردی برای داشتن رفتار بهتر، نیاز دارد احساس بهتری داشته باشد. هر روشی که موجب برانگیخته شدن احساسات منفی در فرد شود، به طور یقین او را برنمی انگیزد تا رفتار بهتری داشته باشد، اما ایجاد هیجانات مثبت موجب می‌شود که فرد برای پیشرفت و شادکامی خود و همسرش بکوشد.

چه دوستانی برای زندگی مشترک تهدید هستند

چه دوستانی برای زندگی مشترک تهدید هستند –

بعضی ها به محض متاهل شدن دور همه رفقای گذشته را خط می کشند و بی خیال همه خاطرات قدیمی می شوند. برخی هم دوستان شان را تا اندازه ای به دنیای بعد از ازدواج شان راه می دهند که انگار آب از آب تکان نخورده و هیچ تغییری در زندگی شان ایجاد نشده است. درست است که رفقا پیراهنی نیستند که روز به روز عوض شان کنید اما به هر حال به قول سهراب سپهری همیشه «دوستانی بهتر از آب روان» نصیب تان نمی شود؛

به همین دلیل گاهی لازم است همراهان تان را پس از ازدواج غربال کنید و آنهایی که برای زندگی مشترک تان خطرناکند را کنار بگذارید. ما در این مطلب به ۸ گروه از دوستان خطرناکی اشاره کرده ایم که می توانند دوام زندگی مشترک تان را تهدید کنند و شما و همسرتان را به جان هم بیندازند اما شک نکنید این فهرست همیشه قابل گسترده شدن است.

چه دوستانی برای زندگی مشترک تهدید هستنددوستان اهل بازی «من از تو خوشبخت تر هستم»

می توانید حدس بزنید این دوستان چه جور آدم هایی هستند؟ آنها اصرار دارند با شما وارد رقابت بر سر دارایی های شان شوند؛ مثلا مدام از روابط عالی با همسرشان حرف بزنند و شرح بدهند شریک زندگی شان مثل یک بره مطیع است و آنقدر عاشق که جانش را کف دستش گذاشته و هر دم، آماده است آن را فدای شان کند. تصویری که آنها از زندگی شان می سازند، همیشه اغراق آمیز است. همه افتخارشان خلاصه می شود در مارک لباس ها، لوازم منزل شان، درآمد بالا، تفریحات اعیانی، خریدهای آنچنانی، سفرهای اعجاب انگیز و دوردور کردن در فروشگاه های گران قیمت.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

مهم ترین ضرر همنشینی با این دست آدم ها، مقایسه کردن زندگی خودتان با آنها و افزایش حس نارضایتی در شماست. نتیجه این بازی هم از همان اول معلوم است؛ زندگی مشترک تان هرقدر هم که خوب باشد آنها همیشه یک برگ برنده برای رو کردن دارند تا ثابت کنند اهمیتی ندارد چقدر برای خوشبختی دست و پا بزنید، آنها همیشه از شما خوشبخت تر هستند.

این گروه از دوستان، بی آنکه نظر شما را بپرسند، شما را به یک رقابت احمقانه بر سر بیشتر به دست آوردن و بیشتر داشتن وارد می کنند و انتظارات تان از زندگی مشترک و همسرتان را تا جایی بالا می برند که هیچ وقت به آنچه دارید، راضی نمی شوید.

دوستان اهل بازی «من چقدر بدبختم!»

رفتار این گروه دقیقا برعکس گروه قبلی است. کارشان فقط نق زدن است. آنها زندگی شما را با مال خودشان مقایسه می کنند و دائما غبطه می خورند و با حسرت تمام نشدنی شان تاثیری منفی بر زندگی مشترک تان می گذارند.

مهسا که دوستی با یکی از این آدم ها را تجربه کرده است، تعریف می کند در یک مهمانی خانوادگی همان دوست حسرت خور، مدت ها حرکات شوهر او را زیر نظر گرفته بود و همین که دور هم جمع شده بودند تا گپی بزنند، خطاب به شوهر مهسا گفته بود: «شما چه همسر مهربانی هستید. شوهر من هیچ وقت در کارهای خانه کمکم نمی کند. شوهرم می گوید، مرد واقعی نباید در خانه دست به سیاه و سفید بزند.

خوش به حال زن تان. واقعا شما با این همه کار بیرون از خانه چطور به کمک کردن در خانه هم می رسید؟» حسرت خوردن این دوست اما به همین جا ختم نشده بود. او در مهمانی بعدی، حسودی کرده بود که چرا شوهر مهسا او را «عزیزم» خطاب می کند اما شوهر خودش، اسمش را صدا می کند و بعد باز موضوع کمک کردن شوهر مهسا در امور خانه را پیش کشیده بود و با خنده ای از سر لج گفته بود: «شما مثل یک کدبانو کار می کنید!»

چه خطری تهدیدتان می کند؟

خودتان را جای مهسا بگذارید. احساس می کنید با نشان دادن این واکنش ها همسرتان چه احساسی پیدا می کند؟ دوستان حسرت خور گذشته از انرژی منفی ای که با خود به هر جمعی می آورند، می توانند در شما یا شریک زندگی تان احساس برتری کاذبی ایجاد کنند و شما دو نفر را در اوج خوشبختی به جان هم بیندازند.

دوستانی که زیادی صمیمی می شوند

این گروه از دوستان، حد و مرزی برای ارتباطات شان نمی شناسند. آنها دیگران را بیش از اندازه به حریم خصوصی شان وارد می کنند و به خود هم اجازه وارد شدن به خط قرمزهای زندگی دیگران را می دهند. چنین افرادی دعوای زن و شوهری شان را خیلی راحت به خانه شما می آورند، سرزده سراغ تان می آیند و برنامه های تان را به هم می زنند و از اینکه در مناسبات زندگی خصوصی تان دخالت کنند، ابایی ندارند.

آنها با همسرتان هم به اندازه شما صمیمی می شوند و مثل یک دوست قدیمی بی نیاز به حضور شما با او وارد ارتباط شده و حتی درددل می کنند و گاهی حتی دایه عزیز تر از مادر می شوند و همسر شما را به عنوان دوست صمیمی و قدیمی شان معرفی می کنند.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

بی تعارف و خیلی سریع، نام آن دوستانی را که در روابط با همسرتان حد و مرز نمی شناسند، از فهرست رفقای صمیمی تان حذف کنید.هر ارتباطی تعریفی دارد. رابطه همسر شما و دوستان تان هم از این قاعده مستثنا نیست. فراموش نکنید همیشه پس از ازدواج این امکان وجود دارد که برخی دوستان عمدی یا غیر عمدی تلاش کنند بیش از حد با همسرتان صمیمی شوند.

ممکن است تصور کنید شما جوان و برازنده هستید و همسرتان شما را برای زندگی مشترک انتخاب کرده است پس این بیش از حد صمیمی شدن ها، تاثیری در نظر همسرتان نسبت به شما ندارد اما در اشتباهید. به هرحال روابط تعریف نشده و خارج از عرف یک دوست، همیشه وسوسه ای دائم برای شریک زندگی شماست که راه لغزش را برایش هموار می کند. گاهی شنیدن درد دل های دیگران و همدردی با آنها می تواند ما را بیش از اندازه به آنها نزدیک کند.

به این سوال پاسخ دهید

در روابط انسانی باید مدام هدف ها را بسنجیم و از خود بپرسیم منظور اصلی مان از ارتباط با دیگری چیست. دوستانی که بلد نیستند به درستی به این سؤال جواب بدهند در ارتباط با آدم های دیگر از جمله همسر شما با چالش مواجه می شوند و چه بسا حتی دچار سوء برداشت شوند.

دوستان خیانتکار

این افراد یا از زندگی با شریکی که انتخاب کرده اند ناراضی اند و به همین دلیل در جای دیگری به دنبال خوشبختی می گردند یا اینکه خود را اهل تنوع یا قربانی یک عشق ناگهانی معرفی می کنند و رابطه ای موازی با زندگی مشترک شان را شکل می دهند. ممکن است این افراد از سر شرم یا به هر دلیل دیگری این رابطه را از شما و دیگران پنهان کنند یا اینکه برعکس شما را محرم رازهای مگوی شان تلقی کنند و خاطرات و اتفاق هایی که در این رابطه تجربه می کنند را با شما تقسیم کنند.

دوستانی که به همسرشان خیانت می کنند، عهدشکنی های شان را با آب و تاب برای تان تعریف می کنند، دست به دامن توجیه های مسخره می شوند، دلیل های عجیب و غریب می تراشند تا شما را قانع کنند که حق داشته اند عهدشان را در زندگی مشترک شان بشکنند و راه بیفتند پی هوس شان.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

رفت و آمد با آنها دو اشکال بزرگ دارد؛ اولا آهسته آهسته، زشتی عهدشکنی پس از ازدواج برای تان کمرنگ می شود و امکان دارد تغییر باورهای تان بی آنکه متوجه باشید به تغییر رفتار منجر شود. پژوهشگران می گویند بسیاری از رفتارهای ناخوشایند و واکنش های نادرست از طرف دیگران به ما منتقل می شوند. آنها می گویند رفتارهای مخرب به نوعی واگیردار هستند و بی آنکه بدانید می توانند زندگی شما را به تسخیر خود در بیاورند.

از طرف دیگر همسر شما هم خواسته یا ناخواسته بخاطر این معاشرت ها در معرض ویروس واگیردار خیانت قرار می گیرد.

ثانیا زندگی مشترک تان همیشه در خطر است چون کسی که به عهدش با نزدیک ترین شریکش یعنی همسرش وفا نکرده است می تواند در رفاقتش با شما هم بی وفا باشد و زندگی مشترک تان را به خطر بیندازد.

خطر دیگری هم در کمین تان است

شما محرم رازهایی می شوید که نه از عهده فاش کردن شان برمی آیید و نه توان نگه داشتن شان را دارید. هر زمان که همسر دوست خیانتکارتان را می بینید، احساس می کنید وظیفه نجات دادن زندگی اش را با گفتن چنین رازی دارید و از سوی دیگر در قبال حرفی که مجوز به زبان آوردنش را ندارید هم مسئولید و هم ممکن است با مطرح کردن این موضوع فاجعه ای را به بار بیاورید که توان تحمل عواقبش را ندارید.

دوستانی که ازدواج تان توی کت شان نمی رود

این گروه ارزشی برای وقت شما در زندگی مشترک قائل نیستند. آنها درک نمی کنند که پس از ازدواج بخشی از وقت و قلب شما متعلق به همسرتان است و شما را تمام و کمال می خواهند. اگر به این افراد بگویید نمی توانید همه روزتان را همراه شان در پاساژها دوردور کنید یا در کافی شاپ ها بنشینید و قهوه دوبل بخورید یا به درددل آنها گوش کنید، شما را به جوگیر بودن یا عوض شدن متهم می کنند و برای همیشه روی تان خط می کشند.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

اگر بخواهید این افراد را در کنار خود حفظ کنید، باید برخی مناسبات زندگی مشترک را زیر پا بگذارید. برای چنین دوستانی محدودیت های شما در مجردی سفر رفتن قابل درک نیست. آنها نمی پذیرند شما گذشته از همسرتان با خانواده او هم وصلت کرده اید و باید وقتی را برای بودن در کنار دوستان دیگر و فامیل ها هم در نظر بگیرید. برای این افراد پذیرفتنی نیست که شما مسئولیت رسیدگی به امور خانه را دارید و نمی توانید ۸ شب خسته و بی رمق به خانه بازگردید و قبل از آمدن به تنهایی شام تان را بخورید.

اگر بخواهید چنین دوستانی را حفظ کنید، احتمالا از سوی همسرتان انگ بی مسئولیتی می خورید و اگر هم بخواهید از زندگی مشترک تان محافظت کنید، احتمالا مدام باید طعنه ها و گلایه های آنها را تحمل کنید اما یادتان نرود دوستان واقعی باید به این شراکت جدید در زندگی تان احترام بگذارند و در غیر این صورت همراه های مناسبی برای ادامه مسیر دوستی نیستند.

دوستانی که عادت های بد دارند

دوستان وراج که ارزشی برای زمان قائل نیستند، دوستان اهل دود و دم، دوستان قانون شکن، دوستان فحاش و بددهن و خلاصه دوستانی که می دانید عادت های ناپسندشان در حدی خطرناک است که امکان دارد همنشینی با آنها به زندگی مشترک تان آسیب بزند، نباید در فهرست دوستان پس از ازدواج تان باقی بمانند.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

در نظر داشته باشید که هر رفیقی نقاط ضعفی هم دارد اما گاهی برخی صفات ناپسند یک به اصطلاح دوست، بلای جان تان می شود. یادتان نرود بسیاری از صفات ناپسند واگیر دارند و زودتر از خصوصیات پسندیده اطرافیان تان به شما منتقل می شوند. شاید در آغاز فحاشی های یک دوست برای تان آزاردهنده شود اما به مرور گروه واژگان شما شبیه به هم می شود و حتی لحن و حالت حرف زدن تان هم به یکدیگر شباهت پیدا می کند حتی اگر احساس کنید توان ایستادگی در برابر این هجوم را دارید، نمی توانید از توانایی همسرتان در این مورد هم مطمئن باشید.

دوستانی که آتش بیار معرکه اند

همه می دانند آسمان هیچ زندگی مشترکی همیشه آفتابی نیست و گاهی وقت ها هم ابری می شود. این جور وقت ها دوستان واقعی تلاش می کنند به شما و همسرتان برای بازسازی زندگی تان کمک کنند اما دوستانی هم وجود دارند که به جای بازسازی روابط تان، آتش بیار معرکه می شوند و در لباس مشاوری امین، مدام تحریک تان می کنند که مبادا از خطای همسرتان بگذرید یا با جرات در حضور همسرتان به اشتباه های تان اعتراف و طلب بخشایش کنید.

حتی اگر قهرتان با وجود کارشکنی های شان، سرانجام به آشتی برسد آنها آرام نمی گیرند طوری که انگار دلخوری شان از مشکلات زندگی شما از خودتان هم بیشتر است به همین علت است که اگر همسرتان در جمع حضور نداشته باشد یا درباره اش بد می گویند یا آنقدر به ضعف های زندگی تان اشاره می کنند و از آنها می پرسند که دست آخر سردرددل شما هم باز شود.

بعد یک گوش خوب برای غیبت شنیدن می شوند و همه نکات منفی را به خاطر می سپرند و در گفت وگوهای بعدی با همان الفاظ و صفت ها درباره همسرتان حرف می زنند اما شما دیگر نمی توانید بابت توهین های شان به آنها گلایه کنید چون بخش عمده حرف های شان با استناد به گفته های شما در زمان آن درددل های دوستانه است!

چه خطری تهدیدتان می کند؟

چرا آنها نمی توانند زندگی آرام شما را تحمل کنند؟ جالب است بدانید گاهی رفتارهای جسورانه ای که این نوع دوستان برای برخورد با همسرتان به شما توصیه می کنند، آرزوهایی است که برای زندگی مشترک خودشان دارند؛ آرزوهایی که سرکوب شده است و نتوانسته اند عملی شان کنند چون می دانسته اند که این رفتارها زندگی مشترک شان را خراب می کند.

برای مثال مردی که در زندگی مشترکش همیشه از ترس رفتار پرخاشگرانه همسرش، ساکت و سر به زیر بوده است در اداره وقتی ماجرای مشاجره دوستش را با همسرش می شنود به او پیشنهاد می کند گاهی زنش را کتک بزند؛ رفتاری که او پیشنهاد می کند در واقع گرایش سرکوب شده ای در خودش است که نتوانسته در زندگی مشترک خودش اجرایی اش کند چون می داند که همسرش با پرخاشگری اش برخورد خواهد کرد.

گروه دیگری از دوستان «آتش بیار معرکه»، توصیه های بدی برای شما دارند چون خودشان، تجربه های بدی در زندگی مشترک داشته اند و بیشتر از آنچه به شما پیشنهاد می کنند از زندگی یاد نگرفته اند. برخی از آدم های این گروه زندگی هایی از هم پاشیده دارند و طبیعتا تجربه های شان از همان زندگی را به شما هم منتقل می کنند.

برای نمونه امکان دارد دوستی که زندگی اش به علت خیانت همسرش به طلاق رسیده است به محض اینکه درددل شما را درباره کم توجهی و حواس پرتی همسرتان بشنود به شما هشدار دهد که احتمالا شریک زندگی شما هم در حال خیانت کردن است.

در حقیقت این گروه تجربه های ناخوشایند خودشان را به زندگی دیگران «تعمیم» می دهند. «تعمیم دهی» یک «خطای شناختی» است و معمولا وقتی اتفاق می افتد که مهارت لازم برای تحلیل چالش ها را نداشته باشم.

آنها با تعمیم دهی های نابجا، محیطی تاریک، ترسناک و پر از گزند و بی اعتمادی را در زندگی مشترک برای تان توصیف می کنند در حالی که اگر بخواهید واقع گرایانه به زندگی نگاه کنید، می فهمید آنقدرها هم که این دوستان توصیف می کنند تلخ نیست مگر آنکه خودتان فقط دنبال ناخوشی هایش بگردید.

اما این دوستان گروه سومی هم دارند؛ کسانی که درکی از مشکل شما ندارند و توصیه هایی کلیشه ای و انتزاعی را برای تان سرهم می کنند. اگر شما با دوست مجردتان در مورد بدخلقی امروز همسرتان درددل کنید، احتمال اینکه فکر کند دعوا نمک زندگی شماست، بسیار کم خواهد بود.

او با شنیدن توصیف های شما، رفتار همسرتان را به موقعیت های دیگر تعمیم می دهد و از اینکه شما آنقدر ساده اید که حاضر به جدا شدن از چنین مردی نیستید، عذاب می کشد و البته این عذاب را به شما هم منتقل می کند. چنین دوستی نمی تواند بپذیرد زندگی زیر یک سقف با چالش هایی هم همراه است که گذر زمان و شناخت بیشتر شما و همسرتان از یکدیگر به کم شدن شان کمک می کند.

دوستانی از جنس مخالف

شاید بپرسید که تا کجا می توان با جنس مخالف دوستی کرد. ما می گوییم هر زمان، روابط دوستانه شما با چنین دوستی به حدی رسید که در حضور همسرتان مجبور شدید سطح ارتباط تان با او را پنهان کنید یا حس کردید حریم های تان در حال فراموشی است یا اگر شک کردید که شاید بخشی از وظایف همسرتان را روی دوش او انداخته اید؛ مثلا سنگ صبور یا مشاورتان شده است، باید نگران شوید و سطح ارتباط تان را با او اصلاح کنید. اگر دیر بجنبید، زندگی مشترک تان به خطر می افتد.

منبع: سیب سبز

هیپنوتيزم چيست

هیپنوتيزم چيست –

امروزه تعاريف  بسيار متنوع ،متفاوت و بعضاً پيچيده‌اي از هيپنوتيزم شده است اما جدا از تعريف آن، اين حالت را مي‌توان بسادگي با چند مثال بسط و شرح داد و سپس تعريف منطقي از آن را ارائه نمود. احتمالاًبراي شما نيز بارها رخ داده است كه در حال رانندگي  بدون آنكه زمان و مكان را را درك كرده باشيد چندين كيلومتر مسافت را همراه با پيچ‌هاي تند جاده  كرده باشيد. يعني زماني كه به خود آمده‌ايد مشاهده نموده‌ايد مسافت غريبي را طي نموده‌ايد شايد از اين حالت كمي ترس بر شما مستولي شده باشد كه طبيعي است. و يا زماني كه در خيابان در حال قدم زدن بوده‌ايد چندين خيابان عريض و طويل را پيموده‌ايد از كنار صدها انسان گذشته‌ايد، از لابه‌لاي ماشينهاي كه با شتاب بسيار بالا در حال عبور بوده‌اند گذر كرده‌ايد چه ساختمانها ،ماشينها و عابراني را نديده‌ايد و از خود اين سوال را با كمي ترس پرسيده‌ايد چگونه  چنین چیزی  ممكن است؟اگر زماني كه اين اعمال را انجام مي‌داديد لحظه‌اي خواب بوده باشيد مطمئناً يا از مسير خود منحرف مي‌شديد و به مانعي برخورد مي‌كرديدو يا… در هر صورت نتيجه آن فاجعه بار و تاسف آميز و خطرناك خواهد بود. پس شما مطمئناً خواب نبوده‌ايد.

هیپنوتيزم چيست؟ این حالت میتواند در هنگام مطالعه ،فیلم نگریستن و یا حتی با تلفن صحبت کردن نیز رخ دهد. کودکان معمولاً زمانی که قصه ای را می شنوند هیپنوز میشوند بهمین دلیل است که روانشناسان اغلب عنوان می دارند اگر مطلبی را می خواهید به کودک تان آموزش دهید مثلا مسواک زدن و غیره آن را هنگام قصه گفتن برای کودک خود بازگو کنید  به عنوان مثال در پایان قصه خرگوش یا شنگول و منگول قبل از خوابیدن آنها مسواک می زنند بعد به رختخواب می روند و می خوابند. کودک شما هیچگاه چنین مسواک زدنی را فراموش نخواهد کرد  .اما سوالی که باقی می ماند این است براستی چه  اتفاقي رخ داده است؟ و اين چه نوع حالتي است؟

اين حالت همان هيپنوتيزم است.به عقيده نگارنده  هيپنوتيزم يك حالت هوشياري مطلق همراه با تمركز شديد است.در آن لحظات مغز كاملاً هوشيار است و همه چيز را بدقت زير نظر دارد اما بر يك چيز متمركز است

.پس مطمئناً آن حالت بر خلاف باور عموم نه تنها خواب نيست بلكه هوشياري است.اگر در آن زمان دستي بر شانه شما خورده شود يا ماشيني با بوق‌هاي خود شما مورد مخاطب قرار دهد شما از آن حالت بسرعت خارج مي‌شويد بشرطي كه شما كانون خطاب باشيد ومخاطب شما باشيد پس در حالت هيپنوز نمي‌توان كسي را وادار به عملي نمود كه مخالف وجدان اوست چرا كه او هوشيار است و ذهن او همه چيز را تحت كنترل شديد دارد.از اين حالت شگرف مغز در پزشكي و روانشناسي، امروزه در دنيا استفاده‌هاي فراوان‌مي شود وبا استفاده از آن به كمك هزاران بيمار نيازمند مي‌شتابند.با هيپنوتيزم با انجام يكسري روشها اين حالت بالقوه را بالفعل تبديل مي‌نمايند و آن را از حالت غير ارادي به شيوه اي ارادي بدل مي‌كنندتا بتوانند از آن براي درمان بيماريها و بسياري از مشكلات بشر استفاده كنند.كه آنرا هيپنوتراپي مي‌نامند يعني درمان به كمك هيپنوتيزم. به منظور وقوف بيشتر و بهتر بر كارايي و توانمندیهای هيپنوتيزم در عرصه ناشناختهاي درون مغز به یک سوال كليدي اما مهم پاسخ داده مي شود.

آيا هيپنوتيزم همان تلقين است؟

 بررسي  دكتر اروين در مودنا ايتاليا حكايت ازآن داردكه كاركرد مغز در هيپنوتيزم و تلقين بدون هيپنوز كاملاً متفاوت از همديگر هستند او براي دست يافتن به اين نتايج دو گروه از افراد را مورد تجزيه و تحليل اسكن‌هاي مغزي قرار داد. گروه اول كساني بودند كه طرح‌هاي سياه و سفيد را با كمك هيپنوتيزم بصورت رنگي مي‌ديدند. دسته دوم افراد بسيار تلقين‌پذيري بودند كه بدون هيپنوز تصاوير سياه و سفيد را تنها با تلقينات داده شده به آنها رنگي مي ديدند.  در گروه اول كورتكس ديداري مغز هنگام ديدن تصاوير مغز فعال مي‌گرديد. اما در گروه دوم قسمتهاي ديگر مغز فعال مي گريدنديعني گروه دوم می‌پنداشتند که تصاویر رنگی است و مغز آنها در حال تفکر و سعی و تلاش برای رنگی جلوه دادن تصاویر بود در حالیکه در گروه اول تصاویر را واقعاً رنگی می دیدند.

در حال حاضر تحقيقات زيادي در دنيا برروي چگونگي تاثير هيپنوتيزم بر روي كاركرد مغز و چگونگي استفاده ازآنها در درمان بيماريها صورت مي‌‌پذيرد و هر روز با اين دانش دريچه‌اي ديگري بر شگفتيهاي مغز گشوده مي‌شود. واين علم مي‌رود با كمك به بيماران جسمي-ذهني افقي روشن‌تر وبهتر را در عرصي پزشكي رقم زند.اميد آنكه روزي اين علم بدور از تبليغات نادرست و كاذب همچون ديگر كشورها به كمك هزاران بيمار نيازمند بشتابد.

بهنام لطفی فر
وبلاگ هیپنوتراپی

چطور استرس را مدیریت کنیم

چطور استرس را مدیریت کنیم – مردم می توانند مدیریت استرس را یاد بگیرند و زندگی شادتر و سالم تری را تجربه کنند.

در اینجا راهنمایی هایی به منظور کمک به شما در راستای کنترل و مدیریت استرس ارائه شده اند:

– نگرش مثبت را در زندگی برگزینید.

– این مساله را بپذیرید که در زندگی اتفاقات و رویدادهایی وجود دارند که شما قادر به کنترل کردن آنها نیستید.

– به جای پرخاشگر بودن، قاطع باشید. به جای اینکه خشمگین شوید، دفاعی برخورد کنید و یا اینکه منفعل باشید، احساسات، عقاید و باورهای خویش را ابراز کنید.

– فنون آرام سازی را یاد بگیرید و تمرین کنید، یوگا، مدیتیشن و تای چی را امتحان کنید.

– به طور منظم ورزش کنید. زمانیکه بدن شما متناسب باشد، بهتر می تواند با استرس مبارزه کند.

چطور استرس را مدیریت کنیم– به طور سالم و متوازن غذا بخورید.

– یاد بگیرید که زمان خویش را به طور موثرتری منظم کنید.

– محدودیتها را به طور مناسبی تنظیم کنید و درخواستهایی که استرس بیش از حدی در زندگی شما ایجاد می کنند را رد کنید.

– برای سرگرمیها و علایق خویش زمان اختصاص دهید.

– به میزان کافی استراحت کنید و بخوابید. بدن شما برای ترمیم خویش پس از رویدادهای استرس زا، به زمان نیاز دارد.

– به منظور کاهش استرس به الکل، داروها و رفتارهای وسواسی اعتماد نکنید.

– در جستجوی حمایتهای اجتماعی بیشتر باشید. زمان بیشتری را با کسانی که دوستشان دارید سپری کنید.

– به دنبال درمان توسط یک روانشناس یا دیگر متخصصان آموزش دیده در حوزه مدیریت استرس باشید تا راهکارهای سالمتری را برای کنار آمدن با استرس در زندگی بیاموزید.

مهدیه گنجه
منبع: webmed.com

چطور زندگی بدون استرس داشته باشیم

چطور زندگی بدون استرس داشته باشیم –

در زندگی امروز نمی توان فشارهای روحی و روانی حاصل از وقایع روزمره زندگی را بطور كل حذف و كنار گذاشت، شما هرچقدر هم  آرام و ریلكس باشید ممكن است درطول روز به دلایل مختلف دچار استرس گردید. ترافیك و  شلوغی خیابان، كارهای زیاد ناتمامی كه باید انجام  دهید كه ممكن  است موجب بروز استرس در شما گردند. بهتر است راههای مواجهه و مقابله با آنها را آموخت تا شدت نیافته و به افسردگی و درماندگی تبدیل نشوند. شیوه های متعددی برای آرام سازی جسم و روان مطرح شده است. انتخاب مناسب بستگی به خود شما دارد.
دکتر اکبرپور متخصص اعصاب و روان در گفت و گو با خبرنگار مجله پزشکی مادر توصیه هایی برای كاهش استرس ارائه کردند:

چطور زندگی بدون استرس داشته باشیمآرام سازی عضلات
از آنجا که گرفتگی عضلات یکی از نشانه های استرس است. آرام سازی عضلات، گرفتگی بدنی را کاهش داده و چرخه استرس را متوقف خواهد کرد.

برنامه ریزی
آشفتگی ، بی نظمی و نبود سازمان دهی در كارها و برنامه ها می تواند تولید استرس کند. برنامه ها و طرح های متعدد كه به صورت همزمان پیش می روند اغلب منجر به سردرگمی و استرس می شود، بنابراین هر زمان كه امكانش باشد طرح ها را یكی بعد از دیگری به انجام برسانید. به این صورت كه طرحی را شروع كرده ، روی آن كار كنید تا تمام شود.

محدویت ها و ضعف های خود را بشناسید
بسیاری از ما برای خود اهداف دست نیافتنی، آرمان گرایانه و غیرمنطقی تعیین می كنیم، در نتیجه هر قدر هم كه كارایی و عملكرد ما بالا باشد یك نوع حس شكست یا نبود رضایت و صلاحیت در خود احساس می كنیم. این نكته ی مهم را نباید فراموش كنیم كه ما هرگز نمی توانیم كامل و بی نقص باشیم. پس برای خود اهدافی تعیین كنید كه  دست یافتنی و قابل دستیابی باشند.

سخت نگیرید
وقتی بدلیل موضوعی دچار استرس می شوید، از خودتان سؤال كنید كه آیا آن موضوع اینقدر اهمیت دارد كه بخاطرش دچار پریشانی شوید.

تفریح و سرگرمی
شما هر از چند گاه  نیاز دارید كه از فشار زندگی فرار كنید و به تفریح و سرگرمی روی آورید.

دوری از محل استرس زا
هنگامی كه احساس استرس شدید می كنید بهتر است بطور فیزیكی خود را از محیط دور كنید. كمی قدم زده و نفسی تازه كنید.

چای سبز
قهوه، ادویه، كاكائو كه سرشار از مواد پنهانی كافئینی هستند، محركهایی می باشند كه دستگاه عصبی را تحریك كرده و می توانند شما را نسبت به فشار روانی مستعدتر سازند. بنابراین پزشكان مصرف مواد كافئین دار را منع می كنند.

نفس عمیق بكشید
تنفس بجز داشتن اثرات حیات بخش می تواند در آرام نمودن شما نیز بسیار موثر باشد. هنگام استرس نفس عمیق بكشید و خود را  از لحاظ جسمانی و روانی آرام كنید.

پرهیز از رقابت ها و چشم و هم چشمی های بیجا
موقعیت هایی در زندگی وجود دارد كه جنبه ی رقابتی دارد و ما نمی توانیم از آنها اجتناب كنیم. درگیر شدن افراطی می تواند ایجاد تنش و اضطراب شدید كند و ما را تبدیل به فردی پرخاشگر كند.

تمرینات آرام بخشی
این تمرینات می تواند در كل عضلات یا در برخی از عضلات صورت گیرد. مدیتیشن (مراقبه و تفكر) ، یوگا یا هر نوع از فنون مربوط به آرامش ذهن را می توان از معلمان و مربیان مختلف و روان پزشكانی كه به صورت رسمی تأیید شده اند و مجوز دارند، فرا گرفت.

ورزش
اگر به جای ورزش و نرمش هایی كه انجام آنها برایتان سخت و طاقت فرساست ، ورزشی را انتخاب كنید كه واقعاً  از آن لذت می برید ، احتمالاً بیشتر به آن خواهید پرداخت و وقت بیشتری را به آن اختصاص خواهید داد.

بیان احساسات و تنش های درونی
یك دوست، یك مشاور یا یك روان پزشك پیدا كنید تا بتوانید آزادانه و به راحتی با او صحبت كنید. بیان احساسات و تنش های درونی خود به یك شخص درد آشنا و دلسوز، می تواند به صورت فوق العاده ای مفید باشد.

 ترجمه :  مریم کریمی

کاستن استرس شروع سال تحصیلی

شروع سال تحصیلی همواره با تغییرات و چالشهای بسیاری همراه است. از جمله کلاسهای جدید، هم کلاسی ها و هم اتاقی های جدید، و برای عده ای حتی تجربه محیطی جدید. هیچگونه جای تعجبی نیست که افراد، اندکی احساس استرس و دلشوره داشته باشند. استفاده از یک برنامه مشخص برای کاهش استرس در شروع هر ترم ، امری منطقی به نظر می رسد. مانند زمانی که قبل از شروع فصل سرما، از واکسنهای سرماخوردگی برای پیشگیری استفاده می کنیم. استفاده از برنامه کاهش استرس در اول هر ترم، مانند استفاده از واکسن سرماخوردگی برای پیشگیری از ابتلا به آن است. بدین ترتیب به بهترین شکل خود را در مقابل استرس هایی که در طول ماه در انتظارتان است، ایمن می سازید. مخصوصاً استرس های میان ترم ها و امتحانات پایان ترم. واکسن کاهش استرس شامل چهار جزء اساسی است که به آن اشاره می شود:

کاستن استرس شروع سال تحصیلیکاستن استرس شروع سال تحصیلیخواب کافی:

 سعی کنید خواب شبانه کافی داشته باشید تا بتوانید هنگام روز، سرحال و با انرژی باشید و با خستگی و کسالت، کلاسها را سپری نکنید. نه تنها کنار آمدن با استرس در هنگام کسالت بدنی و خستگی امری سخت و غیرممکن است، بلکه بر اساس آخرین دستاوردهای علمی، کمبود خواب باعث کاهش عملکرد سیستم ایمنی بدن نیز می گردد. سعی کنید بدن خود را به میزان مشخصی خواب و در ساعت مشخص عادت دهید تا انرژی کافی بدنتان تامین شود.

ورزش کردن:

انجام فعالیت ها و ورزش های هوازی از جمله ایروبیک، باعث افزایش استقامت بدن می گردد و بدن را در مقابل مشکلات روانی و جسمانی ایجاد شده به سبب استرس، انعطاف پذیر و مقاوم می سازد. (نکته: برخی از بهترین تمرینات هوازی عبارتند از: راه رفتن سریع، راه رفتن آهسته، شنا، دوچرخه سواری، اسکیت، تنیس، بسکتبال، والیبال، اسکواش، حرکات نرمشی سبک، و استفاده از تمامی دستگاههای موجود در باشگاههای ورزشی از جمله گام شمارها، تریدمیل و …)

فعالیتهای هوازی موجب تخلیه هورمون های استرس می شوند و باعث تقویت آن دسته از اعضاء بدن می شوند که در اثر استرس آسیب می بینند، خواب را بیشتر می کنند و موجب افزایش انرژی بدن می شوند. اینها تنها چند مورد از مزایای این گونه ورزش ها بود. بیشتر باشگاههای ورزشی، دوره های آموزشی برای آشنایی تازه کارها با وسایل ورزشی و دستگاهها، برگزار می کنند تا ترس افراد تازه کار، کاهش یافته و با نحوه استفاده صحیح وسایل آشنا شوند.

تغذیه مناسب:

استفاده از یک برنامه غذایی سالم و متعادل یکی دیگر از اجزاء اصلی برنامه کاهش استرس است. رعایت یک الگوی مناسب تغذیه، نیازمند توجه به موارد زیادی است. به عنوان مثال نهارهای سنگین مملو از گوشت، باعث می شود در بعد از ظهر فرد سست و بی حال شود. علاوه بر آن مصرف کافئین، الکل و سایر داروها باعث افت انرژی بدن می گردند.

مدیریت زمان:

مدیریت زمان از موارد بسیار مهمی است که هر شخص باید در اولویت برنامه های خود قرار دهد. برای شروع کار لازم است هر فرد یک لیست از کارهای مهم و اولویت های اصلی برنامه اش را تهیه کند. همچنین از یک برنامه پشتیبان در صورتی که در برنامه اصلی اش وقفه ای ایجاد شود، استفاده کند. برای مثال در برنامه باید این موارد ذکر شود: کارهایی که باید هر روز، هر هفته و یا هر ماه انجام شوند، مشخص گردند. کارهایی که انجامشان برایتان مهم است و در بخشی دیگر فعالیتهایی که به عنوان تفریح انجام می دهید، ذکر گردند. این موضوع مهمی است که مشخص شود، چگونه بین فعالیتهای اجتماعی و زندگی شخصی خود، تعادل ایجاد می کنید. چه زمانی را به تامین نیازهای اولیه خود از جمله خوردن، خوابیدن، ورزش کردن و استراحت اختصاص می دهید. از موارد ذکر شده یک لیست تهیه کنید یا آنها را در تقویم روزانه خود در زمان های پیش بینی شده، مشخص کنید. این روش به شما کمک می کند که اولویت های زندگی تان را مشخص کنید و برای فعالیتهای مهم در برنامه روزانه خود یک زمان مشخص اختصاص دهید.

تاثیری که استرس در زندگی هر شخص دارد، متناسب با ادراک وی از عوامل استرس زا می باشد. همواره نگرش مثبت به مسائل و مشکلات داشته باشید و به یاد داشته باشید که استرس، همیشه عاملی منفی و آزار دهنده نیست، بلکه می توانید با مهار کردن عوامل استراس زا، از آنها به عنوان انگیزه ای برای سازماندهی بهتر فعالیتها و وظایف خود بهره ببرید. علاوه بر این اگر یک فهرست از زمانهایی که دچار استرس می شوید و یا عواملی که باعث نگرانی و استرس شما می شوند تهیه کنید، قادر خواهید بود از روشهای مشخصی در برنامه خود برای مقابله و کاهش این عوامل استفاده کنید.

اگر راهکارهای دیگری برای آرامش نیاز دارید، از یوگا ، تصاویر ذهنی هدایت شده و یا تمرین های تنفسی دیافراگم استفاده کنید. از همین حالا شروع کنید، نفس عمیق بکشید و نگه دارید 2….3….4…. ، حالا نفس خود را بیرون دهید 2….3….4….

گروه ترجمه : نیوشا وکیلی
منبع: medicinenet.com

تاثیر استرس بر افراد

تعریف استرس برای دانشمندان مشکل است زیرا یک پدیده ذهنی است که برای هریک از ما متفاوت است. چیزهایی که برای بعضی اشخاص استرس زا هستند ممکنه برای دیگران خوشایند باشد. همچنین هر یک از ما پاسخ متفاوتی به استرس می دهیم بعضی مردم سرخ می شوند، بعضی مردم بیشتر می خندند در حالیکه عده دیگر رنگ پریده می شوند و کمتر می خورند تعداد پاسخهای فیزیکی مثل پاسخ های هیجانی وجود دارد که در زیر 50 تا از نشانه ها و علائم استرس آمده است:

تاثیر استرس بر افراد سردرد مکرر، سفت شدن فک یا درد فک

فشار دادن دندانها

لرزش لبها و دست ها

لکنت زبان

درد گردن – درد پشت و اسپاسم عضلانی

سبکی سر،سرگیجه، حالت غش کردن

سرخ شدن – تعریق

دست ها و پاها سرد شد، یا عرق کرد

خشکی دهان مشکل در بلع کردن

مکرراً سرما خوردگی عفونت کردن یا زخم های تپ خال

جوش – خارش پوست دانه های قرمز پوست

حمله های آلرژی مکرر و بدون علت

سوزش سر دل – درد معده- تهوع

آروغ زدن

یبوست – اسهال

سخت نفس کشیدن – آه کشیدن

حملات ناگهانی پانیک (اضطراب)

درد قفسه سینه – طپش قلب

مکرراً ادرار کردن

تمایل جنسی کم

اضطراب، نگرانی، احساس گناه و عصبی شدن بیش از حد

خشم زیاد- ازکوره در رفتن، خصومت

افسردگی تغییرات خلقی مکرر

افزایش یا کاهش اشتها

بی خوابی – کابوس شبانه- رویاهای آشفته

اختلال در تمرکز – افکار شلوغ

سخت یاد گرفتن مطالب جدید

فراموشی – گیج بودن

اشکال در تصمیم گیری

زود گریه افتادن و افکار خودکشی

احساس تنهایی و بد بودن

توجه کم به ظاهر خود داشتن

عادات عصبی ضرب زدن با انگشتان

زود از کوره در رفتن- تحریک پذیر بودن

واکنش زیاد

افزایش تعداد تصادفات کوچک

رفتارهای وسواس و اجبار

کاهش کیفیت کار و مفید بودن

دروغ گفتن یا معذرت خواستن بخاطر کم کاری

تند سخن گفتن

حساس شدن و مشکوک شدن

اشکال در ارتباطات

دور شدن و جدا شدن از جامعه

دور شدن وجدا شدن از جدا شدن از جامعه

احساس خستگی، ضعف مداوم

استفاده مکرر از داروهای بدون نسخه

افزایش یا کاهش وزن بدون رژیم

استفاده زیاد از سیگار – الکل – یا دارو

قمار بازی یا رفتارهای تکانی

همانطور که در بالا شرح داده شد، استرس می تواند دامنه تاثیرات وسیعی در هیجانات، خلق و رفتار داشته باشد. نکته مهم دیگر که کمتر مورد توجه قرار می گیرد اثرات استرس بر سیستم های مختلف بدن، ارگانهای و بافنهای کل بدن است که در زیر توضیح داده می شود:

تعدادی اختلال هیجانی و فیزیکی در ارتباط با استرس وجود دارد شامل افسردگی – اضطراب – حمله قلبی – سکته افزایش فشار خون، اختلالات سیستم ایمنی که باعث متعد شدن بدن به عفونت می شود. بیماریهای ویروسی از سرماخوردگی گرفته تا تب خال و AIDS و سرطانهای خاص از بیماریهای اترایمیون مثل آرتریت روماتوئید و MS بعلاوه استرس می تواند اثرات مستقیمی روی پوست داشته باد (مثل راش، درماتیت اتوپیک) اثر روی دستگاه گزارش ( مثل GGRD ((ریفلاکس))، زخم معده – IBS(سندرم روده تحریک پذیر) کولیت اولسراتیو) می تواند باعث بیخوابی و تشدید اختلالات دژ تراتیو عصبی مثل بیماری پارکینسون شود.

در حقیقت مشکل است که فکر کنیم استرس روی یک بیمار اثر نمی گذارد و هیچ قسمت از بدن وجود ندارد که تحت تاثیر استرس قرار نگیرد.

گردآوری: ط.رحمانی- بخش روان اطفال بیمارستان امام حسین

راهکار برای دور کردن استرس

راهکار برای دور کردن استرس – در این مطلب از سایت پزشک تو نکاتی رای دور نگه داشتن استرس از زندگی برایتان آورده ایم

راهکار برای دور کردن استرس1- تغذیه سالم داشته باشید ، نوشیدن الکل و مصرف بد غذا ، استرس را زیاد میکند .

2- حامی و پشتیبان خود باشید. شما مجبور نیستید همه انتظارات و مطالبات دیگران را بر آورده کنید ، گاهی گفتن “نه” لازم است ، بخاطر داشته باشید!

3- سیگار کشیدن و سایر عادت های بد را ترک کنید . علاوه بر سایر مضرات سیگار ، نیکوتین موجود در آن ، خاصیت تحریک کنندگی دارد . به ازای هر ترک عادت بد ، پاداشی برای خود در نظر بگیرید.

4- مرتب ورزش کنید . یک ورزش غیر رقابتی انجام دهید و در ورزش ، برای خود هدفهای معقولی انتخاب کنید. ثابت شده است که ورزش ایروبیک باعث آزاد سازی اندورفین – ماده ای آرامش بخش در مغز ، میشود . (در حقیقت بهتر است بگوییم که ورزش تنها و یا اصلی ترین راه حفظ تندرستی است . چرا که اگر ورزش کنید ، خود به خود خیلی از مسائل را رعایت کرده اید ، مثلا تغذیه خوب خواهید داشت ، سیگار نخواهید کشید ، اعتماد بنفس بالایی خواهید داشت و….مترجم.)

5- روشهای تمرکز فکر و رسیدن به آرامش ذهن را آموخته و بکار ببندید . هر روز دقایقی خود را رها کنید . در یکی از روش ها مهارت کسب کنید . از ترکیب تمرکز کردن و ورزش بهترین نتیجه را می توانید بدست آورید.

6- حدود مسئولیت خود را بپذیرید. آنچه را که در توان شماست انجام دهید و آنچه را که خارج از مسئولیت شماست به دور افکنید .

7- عوامل استرس زا را کاهش دهید . بیشتر مردم حس میکنند که زندگی کوتاه ولی از انتظارات و توقعات بی شمار سرشار است . اما توانایی آدمها در مدیریت این توقعات و درجه بندی آنها و حذف و نگهداشتن آنها ، در کاهش استرس و فشارهای ذهنی بسیار موثر است.

8- با ارزشهای مورد احترام خود زندگی کنید. بیشتر کارهای شما ، بازتاب افکار شما نیز است . پس حس خوب بودن مهمتر است از اینکه چقدر کارتان زیاد است . کارها را بر اساس ارزشی که برای شما دارند ، انجام دهید.

9- هدف ها و انتظارات واقع بینانه از خود داشته باشید . خیالبافی نکنید . بدانید که موفقیت 100% در کارها همیشه در دسترس نیست.

10- خودتان را فراموش نکنید . وقتی از خودتاندلگیر میشوید و احساس پوچی و شکست میکنید ، بخاطر بیاورید که چه کارهایی را با موفقیت و درستی انجام داده اید. از موفقیت های گذشته خود لذت ببرید و احساس خوبی کسب کنید.

رعایت این نکات نیز ، به کاهش سریع استرس کمک میکند :  
– تمرکز کردن
– شل و آزاد کردن ماهیچه ها و رها سازی بدن
– رها سازی ذهن
– معطوف کردن توجه به موزیک مورد علاقه
– بکارگیری بیوفیدبک
– مشاوره با افراد کارشناس

بیوفیدبک چیست؟
جمع آوری اطلاعات مربوط به درد های ماهیچه ای ، ضربان قلب و سایر علائم حیاتی به فرد در هنگام رها سازی وآرمیدگی بدن، کمک میکند . آدم با داشتن این آگاهی ها، علت هایی که موجب دردهای فیزیکی و عضلانی میشود را ، میتواند تحت کنترل در آورد . بیوفیدبک به آدم کمک میکند که در مواقع استرس زا ، پاسخ مناسب را انتخاب کند. بطور مثال وقتی سردرد میگرنی به آرامی شروع میشود ، بسیاری ، به کمک بیوفیدبک قادر به توقف حمله میشوند ، پیش از آنکه به اوج برسد .

 چند راهکار برای مقابله با بی خوابی:

حتما شما هم بی خوابی های ناشی از ناراحتی ، نگرانی های گوناگون و یا عوارض داروها را تجربه کرده اید . وقتی باز دچار این حالت شدید ، نکات زیر را رعایت کنید:

– سعی کنید ساعت خوابتان  را منظم کنید . سر یک ساعت معین به بستر بروید ، و سر ساعت معین برخیزید.
– از راحتی بستر و وسایل پیرامون خود مطمئن شوید.
– محل خوابتان را تاریک و ساکت نگه دارید.
– از تختخواب خود فقط برای خواب استفاده کنید. برای انجام کار یا تماشای تلویزیون از آن استفاده نکنید .
– در طول روز از چرت زدن زیاد بپرهیزید.
– وقتی احساس عصبانیت و یا اضطراب دارید ، با همسر یا یک دوست و رفیق مطمئن ، صحبت کنید .
– به موسیقی آرامش بخش گوش دهید (به چیز های خوب و آرام بخش فکر کنید)
– از قرص های خواب آور استفاده نکنید .
– سعی کنید اگر داروی مدر مصرف میکنید ، چند ساعت قبل از خواب باشد ، تا مجبور نشوید نصف شب برای رفتن به توالت بیدار شوید.
– از مصرف کافئین بپرهیزید.
– مرتب ورزش کنید ! اما دو تا سه ساعت قبل از خواب ، از ورزش بپرهیزید.
– اگر خوابتان نبرد از رختخواب بیرون بیایید و سعی کنید خود را آرام کنید و افکار مثبت را تقویت کنید ، و پس از رسیدن به آرامش به بستر برگردید.

منبع: my.clevelandclinic.org