میکروتسه یا نمونه برداری بیضه

میکروتسه یا نمونه برداری بیضه  –

میکروتسه
میکروتسه یا نمونه برداری( بیوپسی) بیضه با میکروسکوپ چیست ؟

در مواردی که تعداد اسپرم ها در آزمایش اسپرموگرام صفر است و بررسی هورمونی نرمال است یا هورمون FSH افزایش یافته است، نیاز به نمونه برداری از بیضه می باشد.

این عمل هم جنبه تشخیصی برای ارزیابی علت مشاهده نشدن اسپرم در مایع منی دارد و هم در صورتی که در بررسی اولیه اسپرم مشاهده شد، می توان آن را فریز و منجمد نمود و برای روش کمک باروری میکرواینجکشن (ICSI) استفاده نمود. این عمل جراحی با یک برش حدود 1 سانتی متر روی پوست کیسه بیضه و سپس برش روی سطح بیضه انجام می شود و می توان آن را با بی حسی موضعی یا بیهوشی عمومی انجام داد.

در صورتی که نمونه برداری اولیه منفی باشد و اسپرم مشاهده نشده باشد یا سایز بیضه ها بسیار کوچک باشد، باید از عمل جراحی نمونه برداری بیضه با میکروسکوپ یا میکروتسه (MicroTESE) کمک گرفت، که در این روش با برش بزرگتر روی پوست و سطح بیضه و با بزرگنمایی میکروسکوپیک از نقاط با نمای مناسب تر بافت بیضه که احتمال بیشتری برای وجود اسپرم در آن ها مطرح است، نمونه برداری انجام می شود.

در این عمل نیز در صورتی که در بررسی اولیه اسپرم مشاهده شد می توان آن را فریز نمود و برای روش کمک باروری میکرواینجکشن (ICSI) استفاده نمود.

روش نمونه برداری سوزی بیضه ( FNA ) یا اپیدیدیم ( PESA ) :
در برخی موارد که لوله واز تشکیل نشده یا فردی که قبلا وازکتومی شده و کاندیدای گرفتن اسپرم از بیضه می باشد یا در مواردی که بافت بیضه ها، غنی از اسپرم هستند، می توان برای پرهیز از عمل نمونه برداری بیضه و کاهش هزینه و عوارض عمل از روش نمونه برداری سوزی بیضه (FNA) یا اپیدیدیم (PESA) کمک گرفت، که با بیحسی موضعی و وارد کردن سوزن داخل بیضه یا اپیدیدیم و مکش مقدار اندکی از بافت به داخل سرنگ و بررسی آن زیر میکروسکوپ قابل انجام است.پزشک تو

سندرم کلاین فلتر چیست

یکی از شایع ترین اختلال کروموزومی و ژنتیکی در مردان است، که منجر به صفر شدن اسپرم ها می گردد. بروز آن 1 در هر 500 مرد می باشد و الگوی اصلی کروموزومی در این سندرم به صورت  47XXY می باشد (یک کروموزوم اضافی X وجود دارد). علت آن نامشخص است و معمولا سابقه فامیلی در بستگان دیده نمی شود.

 کلاین فلتر برخی علایم و نشانه های شایع سندرم کلاین فلتر عبارتند از :
– در دوران کودکی ممکن است اختلال هوش و دیرتر شروع به صحبت کردن وجود داشته باشد.
– صفر بودن اسپرم ها (آزوسپرمی)، بزرگی پستان ها (ژنیکوماستی)، بیضه های سفت و کوچک (کوچکتر از 2 سانتی متر)، علایم تاخیر بلوغ و تکامل جنسی، بلندی قد و اندام ها، ضریب هوشی کمترو کاهش میل و توانایی جنسی از جمله علایمی است که پس از سن بلوغ در این بیماران دیده می شود.

این افراد در آینده مستعد برخی بیماری ها و اختلالات هستند، اما احتمال بروز آنها زیاد نیست :
اضافه وزن و چاقی، دیابت (بیماری قند بالا)، بیماری های تیرویید، پوکی استخوان در سنین پایین تر، پوسیدگی دندان ها و افزایش خطر برخی تومورها (مانند پستان).

این افراد معمولا نابارور هستند و تعداد اسپرم ها اغلب صفر است. اگر در دوره جوانی تشخیص داده شود، برای ظاهر شدن صفات ثانویه جنسی مانند رویش موهای بدن، باید با نظر پزشک هورمون مردانه تجویز گردد. اما اگر با ناباروری مراجعه کرده باشند و اسپرم در آزمایش مایع منی داشته باشند، می توان از آن برای لقاح خارج رحمی استفاده نمود.

اما اگر تعداد اسپرم ها صفر باشد، باید از روش نمونه برداری میکروسکوپیک بیضه (میکروتسه) کمک گرفت. در صورت یافتن اسپرم می توان آن را منجمد نمود و برای لقاح خارج رحمی یا ICSI به کار برد. هرچقدر فرد جوان تر باشد و بیضه سایز بزرگتری داشته باشد احتمال یافتن اسپرم بیشتر است.در صورت مشاهده نشدن اسپرم در نمونه برداری بیضه ها، درحال حاضر گزینه بعدی درمانی در این بیماران، اهدا جنین می باشد.

پزشک تو

کتر پیمان صالحی
جراح و متخصص کلیه و مجاری ادراری و ناباروری
Dr Peyman Salehi, Urologist

فریز اسپرم چیست

اسپرم ، سلول جنسی مرد است که تولید آن طی مراحل متعددی ( حدود سه ماه ) به اسپرم بالغ تبدیل می‌‌‌شود. حساسیت سلولهای زایای مرد در مقابل ابتلا به عفونتها ، ضربه ، تأثیر عوامل محیطی همانند آلودگی‌های شغلی و همچنین داروها بخصوص شیمی درمانی و اشعه درمانی بسیار قابل توجه است. به‌ گونهای که این عوامل میتوانند منجر به تخریب فرآیند اسپرم سازی شده و تا مرحله توقف کامل روند تولید اسپرم ، پیش روند.شیمی درمانی ، اشعه درمانی ، جراحی و یا مجموعه‌ای از این اقدامات که در درمان سرطان مورد استفاده قرار میگیرد ، میتوانند موجب ناباروری مرد شود.

اسپرمانجماد یا فریز اسپرم

انجماد اسپرم و نگهداری آن در شرایط مناسب ( که معمولا بانک اسپرم نام گذاری می شود) روشی برای حفظ سلول های اسپرم است. تاریخچه انجماد اسپرم به بیش از 200 سال قبل برمی گردد. Spellazani در سال 1776گزارش كرد كه مایع سیمن یخ زده حیوان در برف، پس از ذوب تحرک اسپرم خود را بدست آورده است.

در سال  Metegazza متوجه شد كه تعداد كمی ازاسپرم های مایع منی كه بهمدت طولانی در حرارت منهای 15 درجه سانتیگرادذخیره شده بود پس از ذوب دوباره تحركخود را بدست آورده اند. بعدها بانک اسپرم برای نگهداری اسپرم های حیوانات و انسان پیشنهاد گردید .امروزه فریز اسپرم ، تخمک و جنین ها از اهمیت زیادی برخوردار است. فریز، فرایندی است که طی آن اسپرم ، تخمک و یا جنین در دمای بسیار پایین نگهداری و حفاظت می‌شوند. دمای بکار رفته معمولاً حدود منهای ۱۹۶درجه سانتیگراد یعنی نقطه جوش نیتروژن مایع است.

فریز اسپرم در چه مواردی استفاده میشود ؟

انجماد اسپرم این امکان را برای ما فراهم می آورد تا اسپرم ها را برای سال ها در شرایط ذخیره نگهداری کنیم و در مواقع نیاز آنها را از شرایط ذخیره خارج و جهت انجام مراحل لقاح ، شامل لقاح خارج رحمی مورد استفاده قرار دهیم . این تکنیک در مورد آندسته از بیمارانی که تحت درمان های خاص از جمله شیمی درمانی و رادیوتراپی قرار می گیرند به این دلیل که انجام درمان های ذکر شده ممکن است منجر به کاهش و یا از دست رفتن کامل توانایی تولید اسپرم گردد، کاربرد وسیعی دارد. این تکنیک برای فردی که دارای تعداد سلول های اسپرم اندک باشد نیز بکار می رود.

از دیگر مواردی که فریز اسپرم می تواند کاربرد داشته باشد می توان به بیوپسی بیضه اشاره کرد، به این دلیل که نمونه برداری ( بیوپسی ) بیضه برای بیمار خوش آیند نیست می توان از نمونه جمع آوری شده، در یک سیکل درمانی استفاده کرد و همچنین نمونه هایی از بیوپسی را هم جهت استفاده در سیکل های بعدی با استفاده از تکنیک فریز ، ذخیره و نگهداری کرد. البته بایستی دانست که حتی با استفتده از بهترین تکنیکها جهت فریز اسپرم ، باز هم کیفیت اسپرم فریز شده پس از انجام ذوب به خوبی اسپرم تازه نمیباشد. به همین علت بسیاری معتقدند که بجز در موارد ضروری ، استفاده از اسپرم تازه جهت درمانهای کمک باروری بهتر میباشد.

همانگونه که ذکر شد ، یکی از روشهای قابل قبول حفظ باروری مردان مبتلا به سرطان و یا افراد در معرض تخریب اسپرم سازی، قبل از هرگونه اقدام درمانی، انجماد اسپرم و نگهداری آن در بانک اسپرم است. انجماد بافت بیضه کودکانی که تحت شیمی درمانی و اشعه درمانی قرار میگیرند نیز امکان فرزند‌دار شدن آنها را پس از بلوغ و ازدواج فراهم مینماید.

علاوه بر بیماران سرطانی ، افراد دیگرنیز به‌دلایل مختلف ذیل میتوانند اسپرم خود را در بانک اسپرم فریز نمایند:
* ذخیره و نگهداری اسپرم برای مردانی که قادر به تولید مایع منی در زمان­‌های مورد نیاز نیستند.
* ذخیره و نگهداری اسپرم جهت انتخاب زمان مناسب باروری
* ذخیره و نگهداری اسپرم قبل از اعمال جراحی سیستم تناسلی که توانایی انزال و روند تغییر تولید اسپرم را مختل می‌­نمایند.
* ذخیره و نگهداری اسپرم برای مردانی که با مواد رادیواکتیو، اشعهX، سموم و مواد شیمیایی خطرناک و مضر برای دستگاه تولید­مثل سروکار دارند.
*ذخیره و نگهداری اسپرم برای پیش‌بینی هرگونه بیماری مقاربتی، عمل جراحی سیستم تناسلی و هرگونه بیماری که ممکن است در توانایی انزال و روند تولید اسپرم ایجاد اختلال نمایند.

علت بروز ناباروری چیست

علت بروز ناباروری –

20 درصد علت ناباروری فقط به مردان  اختصاص دارد و در 30 تا 40 درصد موارد علت ناباروری مربوط به هر دو نفر  است.
یکی از موضوعاتی که این روزها  شاهد روند رو به رشد آن هستیم ناباروری است. عوامل مختلفی در بروز این اختلال نقش دارند که از آن جمله می‌توان به میزان سلامت مردان و زنان، وضعیت تغذیه، آلودگی هوا و … اشاره کرد.  برای کسب اطلاعات بیشتر  در زمینه علت بروز ناباروری و درمان‌های مربوطه گفتگویی با  دکتر پیمان صالحی، متخصص جراحی کلیه و مجاری ادراری و دارای مدرک ناباروری پژوهشگاه رویان تهران و مرکز ناباروری یزد ترتیب دادیم :

 علت بروز ناباروری چیستدرابتدا ناباروری را بطور خلاصه تعریف کنید ؟
ناباروری به ناتوانی زوجین برای باروری پس از یک سال نزدیکی بدون پیشگیری گفته می‌شود. بنابراین تا یک سال باید فرصت داد تا مشخص شود آیا زن و شوهر در تعریف ناباروری قرار می‌گیرند یا خیر مگر آنکه مشکل دیگری به طور همزمان به وجود آید که نیاز به بررسی زودتر داشته باشد. لازم به یادآوری است احتمال بارداری در یک زوج نرمال 20 تا 25 درصد در ماه و 75درصد در6 ماه و  90درصد در یک سال است.

آیا ازروی علایم ظاهری می‌توان پی برد که فردی نابارور است ؟
همانگونه که در سووال قبلی اشاره شد  وقتی فرد پس از ازدواج اقدام به بچه دار شدن کند و حداقل یکسال از زمان قطع پیشگیری  بگذرد و بچه‌دار نشود تعریف ناباروری شامل حال وی خواهد شد. ضمن اینکه بیش از 80 تا 90 درصد این افراد در حال حاضر با روش‌های کمک باروری قادر به بچه دار شدن خواهند بود که باز به آنها نازا یا نابارور نمی‌گویند. نکته دیگر اینکه در بسیاری از موارد مرد یا زن کاملا از نظر باروری طبیعی هستند اما همسر آنها دچار یک بیماری جدی است که مانع بارداری شده است که باز هم در این موارد به فرد سالم، نابارور گفته نمی‌شود. یک حالت دیگر نیز وجود دارد که در آن زن و شوهر هردو در محدوده نرمال هستند اما طی سال‌ها باروری رخ نداده است که به چنین مواردی ناباروری با علت ناشناخته گفته می‌شود.

آیا  از روی علایم ظاهری به ناباروری فرد می‌توان پی برد ؟
در برخی بیماری‌ها چه در خانم‌ها چه در آقایان ممکن است علایمی در ظاهر فرد یا هنگام معاینه بالینی وجود داشته باشد که مطرح کننده مشکل هورمونی یا ژنتیکی یا جنسی در وی باشد. مثلا ظاهر نشدن صفات ثانویه جنسی(رویش موهای بدن, رشد بیضه ها و آلت و .. در مردان) یا لمس نشدن بیضه ها در معاینه مردان یا نداشتن رحم در خانم ها و موارد مشابه.

لطفا به آماری از نازایی دردنیا  و به ویژه در ایران اشاره کنید ؟
طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت شیوع ناباروری در کل دنیا  حدود 12 تا 15 درصد  است که این آمار در کشوری مانند انگلیس 7 درصد و در کشورهای آفریقایی 30 درصد گزارش شده است. در ایران آمارهای مختلفی از مطالعات و مراکز گوناگون گزارش شده که متوسط شیوع آن در ایران حدود 15 تا 20 درصد است. یعنی با این شیوع افراد، ناباروری را تجربه می کنند. اما با روش‌های گوناگون کمک باروری شامل دارو و روش های جراحی یا کمک باروری آزمایشگاهی این شیوع تا حدود پنج درصد کاهش خواهد یافت. یعنی بیشتر آنها به مرور زمان یا با کمک درمان بارور می شوند.

شیوع علل ناباروری در مردان و زنان چقدر است ؟
از کل موارد ناباروری 20درصد علت ناباروری فقط مربوط به مرد  است و در 30 تا 40 درصد موارد علت ناباروری مربوط به هر دو نفر  است. یعنی آقایان حداقل در 50 درصد موارد ناباروری دخیل هستند.

برای بررسی قدرت باروری در مردان چه آزمایشاتی انجام می‌شود ؟
پس از معاینه نوبت به آزمایشات مورد نیاز می رسد که مهمترین آنها آزمایش آنالیز منی یا اسپرموگرام یاSemen Analysis  است که باید حداقل دو یا سه آزمایش منی برای تصمیم گیری وجود داشته باشد. با توجه به حساسیت، این آزمایش باید در آزمایشگاهی انجام شود که به طور تخصصی آن را انجام می‌دهند. پس از مشاهده آزمایشات اسپرم با توجه به معاینه و نتیجه آزمایشات ممکن است نیاز به آزمایشات تکمیلی خون مانند بررسی هورمونی و همچنین سونوگرافی بیضه ها یا بررسی ژنتیکی و کروموزومی باشد که در این مرحله درخواست می شود.

در مورد روش‌های درمان  نازایی توضیح دهید ؟
درمان زوج نابارور باید پس از طی سیر شرح حال ، معاینه و اقدامات تشخیصی که باید توسط تیمی که در این زمینه مهارت و تخصص لازم را داشته باشند با در نظر گرفتن شرایط زوجین آغاز شود. این روش‌ها در خانم ها و آقایان متفاوت است. در موارد ساده با تجویز دارو مشکل، قابل درمان است گاهی برای خانم ها شاید نیاز به عکس رنگی رحم یا لاپاروسکوپی و … باشد .

همچنین درآقایان ممکن است جراحی هایی مانند نمونه برداری از بیضه ها یا جراحی واریکوسل یا بازکردن لوله ها (پس از عمل وازکتومی)  انجام شود. اگر با این اقدامات شرایط برای بارداری فراهم نشد از روشهای کمک باروری آزمایشگاهی مانند آی-یو-آی ،  آی-وی-اف   یا میکرواینجکشن استفاده خواهد شد.

شایع ترین بیماری‌های عامل ناباروری در مردان چه مواردی هستند ؟
واریکوسل یا واریس بیضه شایع‌ترین علت قابل اصلاح ناباروری در مردان  است. واریکوسل می‌تواند باعث کاهش رشد بیضه و در نهایت کوچک شدن بیضه شود.

همچنین با اثر بر اسپرم‌ها باعث کاهش حرکت و تعداد آنها و تغییر مورفولوژی(شکل ظاهری) آنها خواهد شد. در مواردی که واریکوسل در معاینه با شدت متوسط تا شدید وجود دارد نیاز به عمل جراحی میکروسکوپیک برای اصلاح آن  احساس می‌شود.  از طرفی در مواردی که تعداد اسپرم ها در مایع منی صفر باشد پس از بررسی اولیه نیاز به نمونه برداری از بیضه ها برای بدست آوردن اسپرم و استفاده از آن برای کاشت جنین وجود دارد.

آیا عوامل محیطی و شغلی نیز در ناباروری نقش دارند ؟
بله. قطعا این موارد هم در ناباروری تاثیر گذارند و هم ممکن است موجب سقط شوند. لازم به یادآوری است در مشاغلی که با گرما, دود و مواد شیمیایی سرو کار دارند این خطر وجود دارد. کشیدن سیگار, مصرف تریاک, الکل, کوکایین, ماری جوآنا و سایر مواد مخدر نیز اثرات نا مطلوبی بر کیفیت اسپرم ها می گذارند.

همچنین حشره کش ها و سموم مورد استفاده در کشاورزی ممکن است بر بیضه ها و تخمدان‌ها اثرات منفی داشته باشند. در برخی مطالعات، مطرح شده که سونا و وان آب گرم در درازمدت می تواند موجب کاهش حرکت اسپرم ها شود. آلودگی هوا, استرس های شغلی, برخی غذاها مانند فست فودها, بالارفتن سن ازدواج, مواجهه با امواج موبایل و …  نیز می توانند اثرات منفی در این زمینه داشته باشند.

آیا آلودگی هوا در بروز نازایی موثر است ؟
بله آلودگی هوا یکی از فاکتورهایی است که علاوه بر تهدید سلامت قلبی عروقی و سرطان زایی، خطر اختلال در باروری را نیز به دنبال خواهد داشت. با توجه به اینکه این آلودگی ممکن است  توسط خودروها یا کارخانه ها ایجاد شود. لازم به ذکر است احتمال مواجهه در افرادی که در ترافیک و خیابان یا مناطق صنعتی کار می کنند بیشتر است. مطالعات گوناگونی نیز در این زمینه انجام شده است.

آیا مصرف قرص‌های ضدبارداری یا روش‌های دیگر جلوگیری از بارداری امکان نازایی را افزایش می‌دهند ؟
در مورد قرص ها, آمپول‌های هورمونی و کاشتنی ها که البته برخی از انواع آنها کنار گذاشته شده‌اند باید گفت که پس از قطع کردن آنها ممکن است تا چندین دوره سیکل‌های عادت ماهیانه خانم‌ها دچار اختلال شود اما پس از مدتی به روال طبیعی باز خواهد گشت. در مورد روش‌هایی مانند بستن لوله ها در خانم ها و آقایان امکان بازگشت باروری به فاکتورهای گوناگونی بستگی دارد و باید با عمل جراحی این کار انجام شود.

به عنوان نمونه در آقایانی که وازکتومی انجام داده‌اند هر چه سن فرد پایین‌تر باشد و مدت زمان کمتری از عمل گذشته باشد شانس موفقیت عمل افزایش می‌یابد. ضمن اینکه این عمل باید با روش میکروسکوپیک انجام شود. که در حال حاضر میزان بازگشت وازکتومی با روش میکروسکوپیک و ظاهر شدن اسپرم در آزمایش پس از عمل در مراکز ما حدود 80 تا 90 درصد است.

به تعویق انداختن بچه دار شدن چند درصد به بروز نازایی کمک می‌کند ؟
با توجه به اینکه به تعویق انداختن بارداری موجب بالارفتن سن زوجین و به ویژه خانم‌هاست اینکار سبب کاهش توانایی بارداری می‌شود ضمن اینکه هر چه زوجین در سنین بالاتری به ما مراجعه کنند فرایند درمان مشکل تر خواهد شد.

آیا اشعه های هنگام عکسبرداری و رادیولوژی در بروز نازایی تاثیر دارد ؟
به طور کلی انجام اقدامات رادیولوژیک جزیی از فرایند تشخیصی برای کلیه بیماری‌ها است.  لازم به یادآوری است روش هایی مانند سونوگرافی و ام آر آی بدون اشعه و روش هایی مانند رادیوگرافی با اشعه ایکس و سی تی اسکن دارای تشعشعات هستند. برای تصمیم گیری جهت انجام یک روش تصویربرداری باید فواید و معایب و هزینه های آن در کنار هم مقایسه شود و اگر دیده شد انجام آن در سیر درمان تاثیر مثبت دارد باید انجام شود. طبیعی است اشعه روش‌های رادیوگرافیک در محدوده مجاز ، با نظارت پزشک و با قراردادن محافظ های سربی برای نقاط حساس بدن قابل انجام است در غیر این صورت می‌توانند زیان بار باشند.

نکاتی برای سال اول ازدواج

وقتي درباره تلخي‌ها و شيريني‌هاي ازدواج با افراد متاهل صحبت مي‌کنيد، همگي معتقدند اولين سال زندگي مشترک، سخت‌تر از بقيه آن است. حتي بعضي متاهل‌ها وقتي به يک مجرد مي‌رسند فورا شروع به نصيحت مي‌کنند: «تا ازدواج نکردي فکر مي‌کني چه خبره» يا «مرغ همسايه غازه». ولي اين حرف‌ها واقعا چقدر روي شما تاثير دارد؟ مثلا ممکن است باعث شود از ازدواج کردن منصرف شويد؟! اکثر مواقع اين‌طور نيست. يعني بيشتر افراد به خاطر شنيدن چنين چيزهايي تمايل به ازدواج را از دست نمي‌دهند. اما همه دوست دارند روش‌هايي را ياد بگيرند تا ورود به دنياي تاهل از همان اول خوب و موفقيت‌آميز باشد. اين روش‌ها درست مثل زيربناي يک ساختمان هستند. وقتي از همان ابتدا براي زندگي مشترک خود زحمت بکشيد و مسووليت‌پذير باشيد،‌ مطمئنا بناي اصلي زندگي شما هم بهتر خواهد شد. کارشناسان خانواده اين روش‌ها را در 10 فرمان طبقه‌بندي مي‌کنند:

نکاتی برای سال اول ازدواج1 قبل از هر چيز عاشق خودتان باشيد:تعجب نکنيد! تا وقتي که هر يک از شما براي خودش ارزش قايل نشود، نمي‌تواند براي ديگري مفيد باشد. به خودتان اهميت بدهيد. سعي کنيد هميشه طوري زندگي کنيد که کمترين فشار و استرس را متحمل شويد. شاد بودن شما فاکتوري است که باعث احساس رضايت و شادي در همسرتان هم خواهد شد.

2 آسان‌گير و شوخ‌طبع باشيد: با شروع زندگي مشترک، بايد کم‌کم بياموزيد که بهتر است به مشکلات خنديد. اگر براي حل مسايل خود راه‌هاي منطقي را که بلد بوديد به کار برديد ولي باز هم مشکل حل نشد، خيلي سخت نگيريد. مطمئن باشيد خوش‌اخلاقي شما و گذر زمان 2 عاملي هستند که دست به دست هم مي‌دهند و هر ناممکني را ممکن مي‌کنند.

3 نوبتي عصباني بشويد: تصور کنيد همسرتان پس از يک روز کاري سخت به شما مي‌رسد و شروع مي‌کند به شکايت کردن از در و ديوار و غر زدن و نق زدن. بهتر است اجازه بدهيد خودش را خالي کند، البته تا جايي که رفتارش شما را آزار ندهد. بعد از تمام شدن حرف‌هاي همسرتان، شما هم فرصت داريد مشکلاتي را که در طول روز برايتان پيش آمده براي او تعريف کنيد. به اين شکل هر دوي شما هم مي‌شنويد و هم شنيده مي‌شويد. مي‌توانيد بعد از برگشتن اوضاع به حالت عادي بيشتر و مفصل‌تر در مورد مسايل با هم بحث کنيد.

4 با هم حرف بزنيد: شما و همسرتان هر دو انسان‌هاي بالغي هستيد. پس نيازها و خواسته‌هايتان را خيلي روشن و منطقي با هم در ميان بگذاريد. هر دوي شما بايد بدانيد که همسرتان کجا و چه وقت به شما نياز دارد. علاوه بر آن خط‌قرمزهاي يکديگر را هم بايد بشناسيد يعني وقتي در حل مساله‌اي نيازي به دخالت شما نيست، به زور خود را وارد ماجرا نکنيد.

5 پيش هرکسي که مي‌رسيد، درددل نکنيد: تا حد ممکن مشکلات زندگي مشترک خود را بيرون از خانه نبريد. سعي کنيد همه مسايل را خودتان دو نفري حل کنيد. نهايتا اگر به نتيجه نرسيديد، فقط از کارشناسان و مشاوران خانواده کمک بگيريد. مثلا فرض کنيد همسر شما خيلي شلخته است. اگر اين مساله را پيش دوستان و نزديکان خود بازگو کنيد، احتمالا هرکس نظر خودش را براي بهبود اوضاع مي‌گويد ولي هيچ‌يک از نظراتي که اطرافيان مي‌دهند علمي و کارشناسانه نيست. بنابراين به احتمال خيلي زياد مشکل به هيچ‌وجه حل نخواهد شد. تنها اتفاقي که مي‌افتد اين است که اعتبار و شخصيت همسر شما و به تبع آن آبروي شما به خطر مي‌افتد.

6 نقاط‌قوت و ضعف يکديگر را بشناسيد و سپس تقسيم کار کنيد: بيشتر آدم‌ها دوست ندارند قبول کنند که برخي ديگر مي‌توانند کار خاصي را بهتر از آنها انجام دهند ولي پس از ازدواج بايد وجود بعضي استعدادها‌ي خاص را در همسر خود قبول کنيد. درست همان‌طور که او هم وظيفه دارد توانايي‌هاي ويژه شما را بشناسد. مثلا ممکن است يکي از شما دو نفر استعداد بهتري در برنامه‌ريزي مالي داشته باشد. خوب بهتر است تنظيم خرج خانه به اين فرد سپرده شود. البته مواظب باشيد اين تقسيم وظايف تبديل به ديکتاتوري نشود. يعني مشورت هر دوي شما در چنين اموري لازم است اما بهتر است برنامه‌ريزي کلي را کسي که توانايي بيشتري دارد انجام بدهد.

7 محبت و عشق خود را ابراز کنيد: اهميت ابراز عشق به همسر را شايد بارها در مقالات روان‌شناسي مختلف شنيده يا خوانده باشيد اما واقعا چند نفر را مي‌شناسيد که هميشه و هر روز اين کار را انجام ‌دهند؟ خود را عادت بدهيد که حتما اين توصيه را عملي کنيد چون واقعا ساده و موثر است. اگر در خانه هستيد و همسرتان از بيرون برمي‌گردد، به پيشواز او برويد. هر روز يکديگر را در آغوش بگيريد و ببوسيد. از گفتن جمله دوستت دارم هرگز خسته نشويد. اين جمله هيچ‌وقت تکراري نمي‌شود و هميشه اثرگذار است.

8 به هر بهانه‌اي از همسر خود تعريف کنيد: وقتي همسرتان لباس خود را عوض مي‌کند به او بگوييد چقدر دوست‌داشتني شده. يا مثلا بگوييد فلان رنگ چقدر به او مي‌آيد. چقدر خوب آشپزي مي‌کند، چقدر خوب صحبت مي‌کند يا چقدر زيبا مي‌خندد…

9 لازم نيست هميشه کارهاي مشترکي انجام دهيد: شما و همسرتان هر دو به زمان‌هايي براي تنها بودن نياز داريد. در اين اوقات هريک از شما مي‌تواند به سرگرمي مورد علاقه خودش برسد. مثلا وقتي شما کتاب مي‌خوانيد همسرتان تلويزيون ببيند. يا وقتي شما در اينترنت وب‌گردي مي‌کنيد او آشپزي يا باغباني يا هر کار ديگري که دوست دارد انجام دهد.

10 تاريخ‌هاي مهم رابطه‌تان را جشن بگيريد: از هر مناسبتي براي جشن گرفتن استفاده کنيد. تاريخ اولين آشنايي، اولين قرار، خواستگاري، ازدواج يا هر چيز ديگري. اين جشن مي‌تواند خيلي ساده، رمانتيک و به اصطلاح دونفره باشد. مثلا شام مخصوصي درست کنيد و روي ميز شمع بگذاريد. همين کار به‌نظر ساده موجب تداوم عشق شما خواهد شد.

متن اصلی منبع: Holistic living
برداشت شده از هفته نامه سلامت

نقش والدین در ازدواج موفق

نقش والدین در ازدواج موفق – ازدواج به عنوان یکی از مهم ترین موضوعات خانوادگی باید در قالب و چارچوب خاص خود قرار گیرد و این که گفته شود زمانه تغییر کرده است و جوانان این دوره و زمانه با گذشته بسیار فرق کرده اند نمی تواند پاسخ منطقی و قابل قبولی باشد.
این جوانان هم درست در همان خانواده هایی رشد و پرورش یافته اند که جوانان سال های قبل بزرگ شده اند و تنها به سبب پیشرفت فناوری و گسترده شدن دامنه ارتباطات نمی توان جوانان را به حال خود گذاشت تا شریک زندگیشان را انتخاب کنند. بعضی از خانواده ها در این زمینه کوتاهی می کنند و دلیل شان هم این است که جوان هر کسی را که خودش انتخاب می کند می پذیرد و با او کنار می آید و اگر ما کسی را انتخاب کنیم مشکلات بعدی اش هم گریبان خودمان را می گیرد. پدر و مادر باید همراه و مشاور جوان باشند و با استدلال و منطق وی را قانع کنند که انتخابش درست است یا نادرست که بی گمان جوان نیز آن را خواهد پذیرفت.

در این خصوص با دکتر اسماعیلی به گفت وگو نشستیم.وی عضو هیئت علمی دانشکده روان شناسی دانشگاه تربیت معلم تهران درباره اهمیت نقش خانواده می گوید: ازدواج مقدمه تشکیل خانواده است. وقتی ۲ زوج جوان ازدواج می کنند در واقع پایه های خانواده را شکل می دهند. اگر رابطه بین زن و شوهر را از این منظر نگاه کنیم درمی یابیم وقتی خانواده رو به کمال می رود که این رابطه سالم و برپایه اصول صحیحی شکل گرفته باشد. از این رو جوان باید معنای خانواده را بداند نه این که فقط از نظر عاطفی و روحی با فرد موردنظر خود مشترکاتی داشته باشد. بنابراین وقتی زوج جوان ازدواج می کنند، اصولا با فضای جدید خانواده های یکدیگر روبه رو می شوند. پسر یا دختر در خانواده هایی متفاوت رشد کرده اند و عضو آن هستند و ویژگی های آن خانواده را دارند. وقتی آشنایی صورت می گیرد در کنار اشتراکات، بی گمان تفاوت هایی را هم خواهند دید. اگر جوانان آمادگی مواجهه با تعارضات را نداشته باشند، نخواهند توانست زندگی مشترک موفقی را تجربه کنند و بیشتر در معرض آسیب های بعدی و طلاق هستند.

نگاهی به آمارهای طلاق و بررسی علل و عوامل این پدیده در جامعه کنونی ما نشان می دهد ازدواج هایی که در آن دختر و پسر پیوند مستحکمی با خانواده طرفین پیدا نکردند بیشتر در معرض آسیب و طلاق است. زیرا قواعد و آداب و رسوم و ویژگی های خاص خانواده ها را از هم متمایز می کند. وقتی ازدواج دو نفر بدون توجه به این قواعد صورت بگیرد، طبیعی است ازدواج آسیب پذیر خواهد بود. خانواده ها باید در بستر مشترکات مهمی که با هم دارند تصمیم به پیوند ازدواج فرزندانشان بگیرند.اما گاهی اوقات پسر یا دختر نسبت به هم علاقه عاطفی پیدا می کنند و ازدواج خود را بی نیاز از مشورت و هماهنگی با خانواده ها می دانند، آن ها اغلب خارج از چارچوب خانواده عمل می کنند و وارد فرآیند چانه زنی می شوند و تصمیم خود را برای ازدواج با یک فرد خاص اعلام و برخواسته خود پافشاری می کنند.

در چنین مواردی والدین براساس هنجارها و تفاوت دیدگاه هایی که با جوان دارند، اغلب مخالفت می کنند و از سویی احساس می کنند ثمره تلاششان در زندگی از بین می رود. مجموعه افکار، ایده ها، مصلحت ها و تجربیات متفاوت باعث می شود اغلب خانواده ها در برابر خواسته جوانان مقاومت کنند و تن به درخواست های آنان ندهند. اما مشکلی که هم اکنون در جامعه مشهود است، این است که موارد قابل توجهی از ازدواج ها خارج از فضای مشورت و توافق و همراهی خانواده ها صورت می گیردگرچه در نهایت ممکن است خانواده ها تسلیم خواسته جوانان شوند. اما هسته و ریشه های مشکلات به جای خود باقی می ماند و پس از فروکش کردن احساسات عاطفی و هیجانی، عشاق دیروز تبدیل به کینه توزان امروز می شوند.

در بحث آسیب شناسی ازدواج به دلایل مختلف علمی جامعه شناسی، روان شناختی توصیه کارشناسان این است که نباید پیوند ازدواج، با ساختار و چارچوب خانواده قطع شود. یعنی تصمیم جوانان برای ازدواج باید با مشورت خانواده همراه باشد زیرا این کار از بسیاری از مشکلات بعدی جلوگیری می کند.

نقش خانواده در ازدواج موفق
شیفتگی های افراطی در جوانان به تصمیمات ناگهانی منجر می شود و خانواده ها را هم درگیر مشکل خودخواسته ای می کند که تبعات زیادی دارد. مشورت با افراد باصلاحیت ازجمله خانواده و بستگان بسیار اساسی است به طوری که در اغلب موارد پدر و مادر بهترین مشاور جوانان هستند. دکتر اسماعیلی به نقش خانواده در تثبیت ازدواج جوانان اشاره می کند و می گوید: پس از ازدواج هم ارتباط و احترام خانواده ها به یکدیگر می تواند در محکم شدن پیوند ازدواج تاثیر داشته باشد. پیوند عاطفی اولیه در ازدواج باید به پیوند عاطفی و ایجاد شبکه اجتماعی بین ۲ خانواده منجر شود.نکته قابل توجه این است که شیفتگی بین دختر و پسر به تناسب بهایی که هر یک برای آن می پردازند، آسیب هایی را به آنان وارد می کند. معمولا در سن نوجوانی و جوانی دختران عاطفی تر و آسیب پذیرتر هستند و این یک زنگ خطر جدی برای بسیاری از خانواده هاست.

پسران اغلب در این سنین تحت تاثیر هیجانات جنسی به دختران گرایش پیدا می کنند. دختر اغلب وقتی با پسری ارتباط برقرار می کند می خواهد او را به عنوان مرد زندگی، همیشه همراه خود داشته باشد، یعنی خود را برای یک ارتباط طولانی آماده می کند. اما پسران اغلب به قصد ازدواج با دختران ارتباط برقرار نمی کنند و پس از فروکش کردن هیجانات خود از ازدواج سرباز می زنند، گاهی هم با توسل به شیوه های فریب و حیله به بهره برداری موقت از دختران دست می زنند. گذشته از این فرهنگ ها واژه زن ارزش خاصی دارد و توام با قداست و پاکی و حیاست. بر همین اساس پس از تشکیل پیوند عاطفی دختر، همان نسبتی که پیوندش ریشه دار و عمیق بوده است، دچار آسیب شدید می شود.توصیه ما به دختران این است که سعی کنند در دام احساسات و هیجانات گرفتار نیایند و چنانچه به قصد ازدواج با کسی ارتباط برقرار کردند حتما از مسیر خانواده ها و با مشورت آن ها صورت بگیرد.

دکتر اسماعیلی درباره آمادگی جوانان برای رویارویی با جنس مخالف می گوید: این آمادگی در واقع زمینه سازی می خواهد و باید از همان دوران کودکی فضای ایمن و سالم برای تربیت فرزندان فراهم شود تا اضطراب، بی اعتمادی، شک و تردید و فاصله عاطفی به وجود نیاید. والدین و فرزندان باید احساس همدلی داشته باشند تا بتوانند حرف یکدیگر را بفهمند. اگر این حس وجود نداشته باشد و بچه ها از منظر عاطفی دچار خلاء شده باشند، به محض اولین برخورد عاطفی با جنس مخالف دچار هیجانات شدید می شوند.

بنابراین هر قدر والدین با بچه ها رابطه عاطفی و مثبتی داشته باشند، بچه ها کمتر به جست وجو و ارضای عواطفشان در خیابان می پردازند و کمتر دچار شیفتگی های مفرط می شوند.والدین در دوران نوجوانی می توانند نقش مشورتی ایفا کنند. بسیاری از مسائل در دوران نوجوانی برای آن ها به وجود می آید که نمی توانند آن را با والدین خود در میان بگذارند.منظور ما پدر و مادر صمیمی نیست. پدر و مادر علاوه بر صمیمیت باید مشاوران خوبی باشند و پس از جلب اعتماد آن ها یا خودشان کمک کنند یا آن ها را به سمت مشاوران دیگر سوق دهند. در قدم اول والدین باید این ضرورت را حس کنند که فرزند آن ها به مشورت نیاز دارد.

والدین باید توجه داشته باشند که بین ویژگی های رفتاری پدر و مادر و فرزند آن ها باید تعادلی وجود داشته باشد، محبت کردن همراه با آماده کردن او برای مقابله با مشکلات باشد. لذا فرزندی که محبت دریافت می کند باید صمیمیت را هم تجربه کرده باشد، باید مهارت های مختلف زندگی را یاد گرفته باشد. محبت تامین بی حد و حصر نیازهای فرزندان نیست بلکه باید آموزشی باشد. پدر و مادر باید بتوانند شخصیت فرزند را به طور همه جانبه پرورش دهند و مسائل اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و روانی را با نوعی آگاهی و دانش درآمیزند تا بتوانند فرزند عاقل و دانایی تحویل جامعه دهند. پزشک تو

ویژگیهای رفتاری خانواده سالم

ویژگیهای رفتاری خانواده سالم –

– خانواده سالم ( خانواده دمکرات)

1 – افراد خانواده سرزنده و با محبت هستند و همه رفتار و اعمال آنان با نوعی اصالت توام است.

2 – افراد خانواده به طور آشکار رنج و ناراحتی و نیز احساس همدری خود را نسبت به افراد دیگر خانواده بیان می کنند.

3 – افراد خانواده از ریسک (‌خطر کردن )‌ معقول و سنجیده نمی هراسند و می دانند که ممکن است با خطر کردن اشتباهاتی نیز داشته باشند ‍ ، ولی اشتباهات شخصی هم می تواند خود مقدمه ای برای شناخت اشکالات شخصی و بنابراین زمینه ای جهت رشد و کسب تجربه بیشتر باشد.

4 – افراد خانواده برای یکدیگر ارزش و احترام قایل اند و یکدیگر را دوست دارند و از این احساس خود شادمان هستند.

5 – روابط افراد خانواده با یکدیگر هماهنگ و روان است و با آهنگی پرمایه و روشن با یکدیگر سخن می گویند.

6 – زمانی که در خانواده سکوت برقرار است ‍، سکوتی است آرامبخش و نه سکوت مبتنی بر ترس یا احتیاط.

7 –  وقتی  در خانواده سرو صدا هست ‍، صدای فعالیتی پر معنی است و نه غرشی رعد آسا و برای خفه کردن صدای دیگران.

8 – هریک از اعضاء خانواده می دانند حق آن را خواهند داشت که حرف خود را به گوش دیگران برسانند و در این زمینه نیازی به سکوت و تحمل فشار حاصل از آن نمی باشد.

9 – اگر یکی از اعضای خانواده هنوز فرصتی برای صحبت کردن پیدا نکرده است ‍، به دلیل تنگی وقت بوده است و نه کمی محبت ‍ ،‌ کم توجهی یا بی ملاحظه بودن اعضای دیگر خانواده .

10 – اعضای خانواده به راحتی یکدیگر را نوازش می کنند و در آغوش گرفتن فرزندان توسط پدر و مادر امری است عادی و توام با تجربه عشق و محبت خانوادگی.

ویژگیهای رفتاری خانواده سالم
11 – افراد خانواده صادقانه با هم صحبت می کنند ، با علاقه به سخنان یکدیگر گوش می دهند ، با یکدیگر رو راست و صادق هستند و به راحتی علاقه خود را به یکدیگر نشان می دهند.

12 – افراد خانواده به راحتی و آزادنه با یکدیگر درد دل می کنند و این حق را دارند که درباره هر موضوعی (‌ مثل ناکامیها ، ترسها ، صدمه هایی که دیده اند ،‌ خشم خود ،‌ انتقاد از دیگری ، خوشیها یا کامیابیها )‌ ،‌ با یکدیگر سخن بگویند.

13 – افراد خانواده برای کارهای خود برنامه ریزی می کنند و در این راه اگر مشکلی با مزاحم اجرای برنامه های از قبل تعیین شده آنان شود ،‌ به سادگی خود را با آن تطبیق می دهند و در نتیجه قادر هستند بدون تجربه احساس ترس یا واهمه ،‌ بیشتر مشکلات زندگی خود را حل و فصل کنند.

14 – در خانواده ،‌ زندگی آدمی و احساسات بشری، بیش از هر عامل دیگری مورد توجه و احترام است.

15 – در خانواده ،‌ پدر و مادر خود را مدیر یا رهبر خانواده می دانند و نه رئیس یا ارباب خانواده و نیز می دانند که در موقعیت های مختلف چگونه به فرزندان خود بیاموزند تا به مرحله یک انسان واقعی بودن نزدیک شوند.

16 – اعضای خانواده در مورد اشتباهات خود (‌ در قضاوت ، رفتار ،‌ بروز هیجانها و … ) به همان سهولتی با یکدیگر سخن می گویند که در مورد اعمال ، کردار و گفتار صحیح خود اظهار نظر می کنند.

17 – رفتار اولیای خانواده با آنچه به فرزندان خود می گویند – یا توصیه می کنند – مطابقت کامل دارد و در این راه از خود صداقت بسیار نشان می دهند.

18 – پدر و مادر خانواده مانند هر مدیر یا رهبر موفق ،‌ نسبت به زمان حساس هستند و مترصد آن می باشند تا از هر فرصت مناسب برای سخن گفتن و تعامل با فرزندان خود ،‌ استفاده کنند.

19 – اگر یکی از افراد خانواده مرتکب اشتباهی شد و نادانسته خسارتی ایجاد نمود ، پدر و مادر و بزرگترها در کنار او قرار می گیرند تا از او حمایت کنند . این رفتار باعث خواهد شد تا فرزند بی دقت ،‌ بر احساس ترس یا گناه خود فایق آید و از فرصت آموزشی که پدر و مادر برای او فراهم کرده اند ،‌ بیشترین بهره را بگیرد.

20 – اولیاء خانواده می دانند که فرزندانشان عمدا بدی نمی کنند. به همین دلیل ،  اگر متوجه شوند که فرزند آنان در زمینه ای خرابکاری کرده است به این نتیجه می رسند که یا سوء تفاهمی در کار بوده است و یا احساس ارزش فردی و احترام به خویشتن ،‌ در فرزند آنان کاهش پیدا کرده است و باید برای این مشکل راه حلی را پیدا کرد.

21 – اولیا خانواده می دانند هنگامی فرزند آنان برای یادگیری آمادگی بیشتری خواهد داشت که خود را با ارزش بداند و احساس کند که دیگران نیز برای او ارزش قایل هستند.

22 –  اولیاء‌ خانواده می دانند که هر چند با شرمنده ساختن کودک و تنبیه بدنی فرزندان می توان رفتار آنان را تغییر  داد ،‌ اما این آگاهی را نیز دارند که آثار این تنبیه ها بر ذهن آنان باقی می ماند و به سادگی و به سرعت قابل ترمیم نمی باشد.

23 – وقتی یکی از فرزندان خانواده عملی را انجام می دهد که برای تصحیح عمل یا کار او الزامی به نظر می آید ،  پدر و مادر آموزش فرزند خود را با گوش دادن – حس کردن – فهمیدن – و در نظر گرفتن زمان و دوره خاص رشد او ، آغاز می کنند.

24 – پدر و مادر خانواده می دانند که در زندگی هر شخص مشکلاتی پیش خواهد آمد و اجتناب از همه مشکلات زندگی امکان ناپذیر می باشد . بنابراین گوش به زنگ آن هستند که برای هر مشکل تازه ،‌ راه حلی پیدا کنند و به فرزندان خود نیز می آموزند تا چگونه در حل مشکلات از خلاقیت و نو آوری بهره بگیرند.

25 – اولیای خانواده می دانند که تغییر و تحول از ویژگیهای زندگی است ، بنابراین ، می پذیرند که فرزندان آنان به سرعت مراحل مختلف رشد را طی می کنند و هیچگاه نباید سد راه رشد و تغییر فرزندان خود شوند.

خلاصه :

گفته می شود که از هر صد خانواده تنها در صد اندکی می دانند که چه باید کرد و به مرحله سلامت و بالندگی قابل توجه رسیده اند. محصول خانواده های پریشان یا آشفته فرزندان بیمار ،‌ نومید ، افسرده ، بزهکار و ضد اجتماعی ،‌ معتاد و …. است و اکثریت افراد مبتلا به بیماری های روانی و اختلالات رفتاری ،‌ الکلیک ، معتاد ‍ ‍، فقیر ،‌ از خود بیگانه ،‌ جانی و … در خانواده های پریشان رشد پیدا کرده اند.

می توان ویژگیهای مهم خانواده های پریشان و خانواده سالم را چنین خلاصه کرد.

خانواده آشفته :

1 – در  خانواده ارزش و احترامی که هر فرد برای خود قائل است در حد پائین می باشد.

2 – ارتباطها غیر مستقیم ، مبهم و کاملا نادرست است.

3 – قواعد و مقررات خانواده ،‌ خشک ، نامردمی ، ناسازگار و همیشگی است.

4 – پیوند و رابطه با جامعه بسته ، مایوس کننده و یاس آور است و براساس ترس انجام می گیرد.

خانواده سالم یا بالنده

1 – سطح ارزش و احترامی که هر فرد برای خود قایل است ، در حد معقول و منطقی می باشد.

2 – ارتباطها مستقیم ،‌ واضح ، صریح و مبتنی بر درستکاری است.

3 – قواعد قابل انعطاف ، انسانی ، منطقی دستخوش تغییر است.

4 – پیوند با جامعه باز ، سالم و امید بخش می باشد.

انسانهای موفق چه ویژگیهایی دارند

انسانهای موفق چه ویژگیهایی دارند –

در بحث قدرت عقل یا جسم، همیشه قدرت عقل پیروز است. همیشه با نیروی عقل است که می توان کارهای بزرگ انجام داد.

شاید برای شما هم جالب باشد بدانید، انسان های موفق با فکرهای بزرگ و روحیه خوش‌بین و مثبت‌گرا  چطور فکر می کنند؟ چه در مغز آنها می گذرد که تا این اندازه موفق هستند؟ دید آنها به دنیا چیست و چه کارهایی برای ارتقا روح و توسعه دید خود انجام می دهند؟ در این میان، شاید بد نباشد ابتدا برخی از کارهایی که آنها هرگز انجام نمی دهند را بدانیم. اگر مشتاق دانستن هستید، در ادامه با ما همراه باشید.

انسانهای موفق چه ویژگیهایی دارند1.    حس پشیمانی وقتمان را میگیرد پس درگیرش نیستند

کم پیش می آید آدم موفقی را ببینیم که از کرده خود پشیمان باشد یا برای یک کار اشتباه ناراحت باشد. آنها همیشه مسوولیت کارهای خود را به عهده می گیرند و می دانند هر نتیجه ای حاصل شده است، به واسطه کارهایی است که انجام داده اند. آنها به خوبی درک کرده اند که زندگی به هیچ عنوان منصفانه نیست و فراز و فرود بسیاری دارد. آنها از تجربیات خود به خوبی استفاده می کنند و سعی می کنند راه های اشتباه پیشین را دوباره تکرار نکنند.  اگر در نتیجه کارهایی که کرده اند نتیجه خوبی حاصل نشود، نه ناامید می شوند و نه به دنیا بد و بیراه می گویند. یک عبارت ساده می گویند: «روشی دیگر را امتحان می کنم.» ناامیدی برای آنها مفهومی ندارد.

2.    اعتماد به نفس  کافی دارند

افراد باهوش و موفق هرگز طوری رفتار نمی کنند که دیگران از آنها حس بد بگیرند، یا احساس کنند که این افراد در کارها و تصمیمات آنها دخالت می کنند. آنها به خوبی روی رفتار خود تسلط دارند و می توانند احساسات خود را مدیریت کنند. همین تسلط بر قدرت و احساسات درونی باعث می شود تا بیشتر مواقع واکنش های مناسب و درست داشته باشند.

3.    از تغییر  و تحول نهراسیم

افراد باهوش و موقعیت‌شناس از هر تغییری استقبال و برای پیشبرد بهتر آن مبارزه می کنند. این افراد اصولا چیزی به نام ترس در وجود خود ندارند. ریسک پذیری بالایی دارند و تلاش و چالش به آنها انرژی دوبرابر می دهد.

4.    وقت خود را برای کارهایی که نمی توانند کنترل کنند، تلف نمی کنند

افراد باهوش و موفق اصولا از چیزی خیلی شکایت نمی کنند. به طور مثال، اگر در ترافیک سنگین گرفتار شوند، غر نمی زنند. حتی در مورد افراد دیگر به اصطلاح غیبت نمی کنند. وقتی نمی توان اخلاق و روحیات یک انسان را تغییر داد، چرا برای او انرژی صرف کنید؟ افراد باهوش به خوبی می دانند که چگونه از انرژی و وقت خود برای مسایل مفیدتر و با ارزش تر استفاده کنند. تنها چیزی که برای آن وقت می گذارند، اصلاح رفتار و تلاش های خودشان است.

5.    نگران توجه و تعریف شنیدن از دیگران نیستند

یک انسان باهوش همیشه در تلاش است که مهربان، منصف و خوش اخلاق باشد و خوبی ها و محبت های دیگران را قدر بداند و اطرافیان را برای کارهای درست و خوبشان تحسین کند. این کارها را برای جلب محبت آنها انجام نمی دهد، بلکه برای ارتقا روح خودشان این روش را انتخاب کرده اند. در ضمن، در شرایط بد و ناراحت کننده نیز سعی می کنند تحمل بالایی داشته باشند و با متانت و نزاکت رفتار می کنند.

6.    از ریسک کردن نترسیم

افرادی که به طور ذهنی بسیار باهوش و برجسته هستند، از اینکه در موقعیت های پرخظر قرار بگیرند، هیچ هراسی ندارند. البته منظورمان این نیست که بی فکر خودشان را در دام خطرهای احمقانه می اندازند، بلکه بسیار حساب شده و با فکر به سراغ موقعیت هایی می روند که احتمال می دهند نتیجه خوبی داشته باشد. آنها هه جوانب ریکسی که می خواهند انجام دهند را می پذیرند و موانع احتمالی را در نظر می گیرند.

7.    در گذشته زندگی نمی کنند

نگاه به گذشته این مزیت را دارد که می توانید از تجربه های پیشین برای ساختن فرصت های خوب برای زندگی امروز خود استفاده کنید. اما افراد باهوش هرگز خود را در غم و ناراحتی ها و شکست های گذشته غرق نمی کنند و وقت خود را برای از دست دادن آرزوهای ذهنی خود تلف نمی کنند. آنها همیشه در لحظه زندگی می کنند و برای آینده خود برنامه ریزی های درست دارند.

8.    یک اشتباه را بارها تکرار نمی کنند

انسان از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود. انسان باهوش کسی است که وقتی راهی را رفت و دید اشتباه است، دوباره آن را تکرار نکند. انسان باهوش همیشه مسوولیت اشتباهات خود را قبول می کند و از آنها درس می گیرد تا دوباره تکرارشان نکند.

9.    از موفقیت دیگران ناراحت نمی شوند

کم نیستند آدم هایی که چشم ندارند موفقیت های دیگران را ببینند. این افراد همیشه در سطح پایین فکری خود می مانند و شاهد هیچ نوع پیشرفتی در زندگی نخواهند بود. اما درست برعکس، انسان های باهوش و موفق، از دیدن موفقیت اطرافیان بسیار شادمان می شوند. این افراد به خوبی به مهارت ها و قدرت فکری خود ایمان دارند و به همین واسطه موفقیت دیگران به آنها حس حسادت نمی دهد. آنها برای موفقیت های خود تلاش می کنند و در کنار دیگران خود را بالا می کشند.

10.    پس از شکست ناامید نمی شوند

شاید بسیار شنیده باشید که می گویند، هر شکست پلی است برای پیروزی. این عبارت شاید کلیشه شده باشد. اما انسان های باهوش بسیار به آن اعتقاد دارند. آنها از شکست های خود به عنوان فرصت هایی برای پیشرفت و بهتر شدن یاد می کنند. با هر شکست، یک قدم به پیروزی نزدیک تر می شوند، زیرا ایرادهای کار و تصمیمات خود را متوجه می شوند.

11.    از تنهایی نمی ترسند

افراد باهوش از اینکه تنها باشند، نمی ترسند. از این فرصت سکوت و آرامش برای برنامه ریزی برای آینده، یادداشت ایده ها یا انجام کارهای مفید استفاده می کنند. آنها خوشحالی خود را به دیگران وابسته نمی دانند. از در جمع بودن بسیار خوشحال هستند، اما در تنهایی های خود نیز می توانند دلایلی برای شادی داشته باشند.

12.    فکر نمی کنند دنیا به آنها بدهکار است

آنها با توجه به شرایط اقتصادی جامعه و وضعیت حقوق ها کاملا درک می کنند که باید خودشان تلاش کنند تا به موفقیت برسند. آنها به مهارت های خود ایمان دارند و اگر زندگی آن طور که می خواهند نیست، آن را گردن دیگران نمی اندازند.

13.    عجول نیستند

افراد باهوش برای رسیدن به اهداف خود تلاش و برنامه ریزی می کنند و می دانند برخی از کارها در کوتاه مدت نتیجه نمی دهند و باید برای رسیدن به نتیجه دلخواه، صبر داشته باشند. آنها از انرژی خود برای تحقق اهداف بهره می گیرند و پس از پشت سر گذاشتن هر کدام از موانع یا مراحل سخت، خود را تشویق می کنند و جشن می گیرند.پزشک تو

دلایلی غلط برای ازدواج

ازدواج به عنوان سنتی پسندیده در تمامی جوامع در طول تاریخ از جایگاه خاصی برخورداربوده است . شروع زندگی مشترک روزنه ای بر ارضای نیازهای زیستی، روانی و اجتماعی می باشد ، با این حال بنا به دلایل متعدد امروزه بسیاری از ازدواجها به طلاق منجر می شود .
انگیزه های افراد برای تشکیل زندگی مشترک، متعدد است ، بعضی از این انگیزه ها به دلیل ناهمخوانی با واقعیتهای زندگی زناشویی محکوم به شکست می شود . در این مطلب سعی ما بر این است تا به به انگیزه هایی که احتمالا به شکست در زندگی مشترک(طلاق) منجر می شود ، نظری افکنده بیفکنیم .

دلایلی غلط برای ازدواج۱) ازدواج به منزله پاسخی به منتهای خانواده:
ازدواج در بسیاری از خانواده ها به عنوان یک سنت محسوب می شود، خصوصاً زمان ازدواج فرزندان ، در تعدادی از خانواده ها از قواعد خاصی تبعیت می کند . مثلاً بعضی از والدین اعتقاد دارند که فرزندانشان در سنین پایین تشکیل زندگی مشترک دهند . با توجه به مشکلات متعددی که در مسیر یک زندگی مشترک وجود دارد تبعیت از این باورها مخاطراتی را برای فرزندان امروزی به دنبال خواهد داشت .

۲) ازدواج به منظور فرار از تنهایی:
انسان موجودی اجتماعی است ودروجود او تعامل با دیگران در ارضای نیازهای انسانی سهم شایسته ای دارد . به همین خاطر بسیاری از افرادی که بنا به دلایل متعدد ، تنها زندگی می کنند و یا در عین حال که با خانواده خود زندگی می کنند احساس تنهایی می نمایند . گاهی برای کنار آمدن با این خلأ احساسی، به فکر تشکیل زندگی مشترک می افتند. به طور قطع ازدواج راهی به سوی تعامل، تبادل احساسات و همدردی محسوب می شود و این فرآیند به ایجاد رضایت در انسانها از زیستن با هم می افزاید. اگر احساس تنهایی ، ناشی از ضعف مهارتهای اجتماعی فرد در تعامل با دیگران باشد و یادلایل شخصیتی و ابتلاء فرد به اختلالات روانی سبب به وجود آمدن چنین حالتی در او شده باشد ، در چنین شرایطی ازدواج راه حل مناسبی برای کنار آمدن با این احساس نیست.

۳) ازدواج به منظور جبران کمبودهای شخصی:
گاهی افرادی که در شرایط سختی زندگی می کنند و امکانات موجود نیازهای ایشان را ارضا نمی کند ، برای جبران این خلاء ، اقدام به ازدواج می کنند. مثلاً دختری که در یک خانواده فقیر زندگی می کند ، ممکن است پیشنهاد ازدواج با یک فرد ثروتمند را به راحتی قبول کند .

۴) ازوداج به خاطر ارضای نیاز جنسی:
ازدواج در جامعه ، شیوه پسندیده ای در جهت ارضای نیازهای جنسی است . با این حال ارضای این نیاز در جامعه ، منوط به ازدواج نمی باشد . متاسفانه در جامعه ما ازدواج برای جوانان به دلیل مشکلات عدیده، بسیار دشوار شده است ، همچنین عدم وجود شرایط خاص برای حل نیازهای غریزی افراد از طریق شرعی و قانونی ، تبعات خاص یا زمینه پژمردگی احساسات غریزی را به وجود آورده و یا این نیاز را به سمت و سویی غیر از جهت اصلی آ ن منحرف ساخته است . این بن بست مضاعف ، موجب می شود که تعدادی از جوانها به دلیل فشار غرایز جنسی ، تن به مسئله ازدواج بدهند و این وضع در کوتاه مدت به دلیل مهیا نبودن سایر عوامل به جدایی زوجین منتهی می گردد .

۵) ازدواج به منظور داشتن فرزند:
دربعضی اوقات ، ازدواج به عنوان راهی برای والد شدن محسوب می شود . برخی به خاطر نیاز غریزی به داشتن فرزند و ارضای این نیاز به ازدواج گرایش پیدا می کنند . چنین انگیزه ای بدون در نظر گرفتن سایر عوامل در تشکیل زندگی مشترک تبعات منفی را به دنبال دارد .

۶) پذیرش انتظارات اجتماعی:
امروزه در رسانه های گروهی جامعه ما ، به طور مستقیم و غیر مستقیم، تلاش برای ورود جوانها به زندگی مشترک دیده می شود، چنین روندی بدون در نظر گرفتن ملاحظات متعدد، گاهی به گرایش جوانها به ازدواج و در نهایت به دلیل فراهم نبودن شرایط لازم جهت ادامه زندگی مشترک ، به جدایی زوجین منتهی می شود .

۷) رفع مشکل بیکاری:
درجامعه ما بنا به دلایل متعدد، از جمله شرایط استخدام در برخی از مشاغل، متاهل بودن ِ متقاضی است . لذا گاهی این شرایط موجب شکل گیری ازدواج در بین جوانها می شود که در بعضی اوقات به دلیل تداوم بیکاری و عدم کسب شرایط مناسب ، موجب جدایی زوجین می گردد .

۸) ازدواج به عنوان وسیله ای برای رسیدن به اهداف دیگر:
گاهی انگیزه اصلی در تشکیل زندگی مشترک ،عشق به فرد مقابل و نیاز روان شناختی به زیستن با فرد مقابل نیست ؛ بلکه وی وسیله ای برای رسیدن به اهداف دیگر می شود . مثلاً خانمی که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند ، ممکن است با پیشنهاد فردی جهت ادامه زندگی مشترک در خارج با وی ازدواج کند ولی بعد از ورد به کشور خارجی ، در مدت کوتاهی از شریک زندگی اش جدا می شود .

۹) ازدواج به خاطر بالارفتن سن:
امروزه ، بنا به دلایل متعدد، سن ازدواج در بین جوانها بالا رفته و این مشکل خصوصاً برای دختران جامعه به خاطر مسائل فرهنگی استرس های متعددی را به دنبال داشته است . لذا گاهی ازدواج به خاطر ترس از تنهایی، از دست دادن زیبایی، از دست دادن والدین، کاهش شور زندگی و …. صورت می گیرد . در چنین فضایی امکان سازگاری با مشکلات زندگی ، ضعیف بوده و در نهایت ضریب ریسک این ازدواجها بالا می باشد .

۱۰) ازدواج به خاطر نجات یک انسان:
گاهی انگیزه فرد برای ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهایی، فشارهای زندگی ، مشکلات اقتصادی و اجتماعی و دلایل دیگراست. مثلاً دختری که وابستگی شدید به پسری دارد ، مسئولیت زندگی وی از جمله کار، مسکن و مسائل مالی را می پذیرد . چنین انگیزه هایی بعد از مدتی کوتاه رو به خاموشی می رود و در نهایت زندگی مشترک را با بحران مواجه می سازد .

۱۱) ازدواج به خاطر رفع بحران:
گاهی ازدواج به دلیل آسیب دیدگی جنسی ناخواسته، اتفاق می افتد. به این معنی که طرفین برای حمل این مشکل به ازدواج تن می دهند، چنین شرایطی بدون آمادگی لازم جهت ورود به این فضا، مخاطراتی را به دنبال دارد که در نهایت حداقل آن احساس به تله افتادن و حس اجبار به ازدواج با یکدیگر است . چنین شرایطی خطر پذیری فزاینده ای برای ادامه زندگی مشترک ایجاد خواهد کرد .

۱۲) ازدواج به خاطر فرار از مشکلات خانوادگی :
گاهی انگیزه افراد برای ازدواج به دلیل دوری آنها از محیط استرس زای خانواده از جمله درگیری والدین، اعتیاد والدین، سوء رفتار جسمی و جنسی، بی توجهی، طرد و خشونت و موارد دیگر است . در چنین شرایطی افراد آمادگی روان شناختی لازم جهت ارزیابی متقابل را نداشته و در نهایت احتمال آسیب زا بودن این رابطه بالا می باشد .

۱۳) ازدواج به خاطر عشق:
گاهی دو نفر ، چنان علاقه ای به یکدیگر پیدا می کنند که گمان می برند به راستی عاشق هم هستند . وقتی هیجان ، با سرعت چشمگیری در روابط پیش برود ، شناخت یکدیگر به روال عادی و تدریجی خود پیش نمی رود، زیرا وقت کافی برای این امر وجود نداشتهاست.صراحت ، صداقت و اعتمادی که لازمه یک رابطه محکم است احتیاج به زمان دارد . یک آشنایی سریع، هر چقدر هم که هیجان آور باشد، تنها یک صمیمیت ظاهری به بار می آورد که به آسانی با نزدیکی و صمیمیت واقعی اشتباه می شود ، به همین دلیل ازدواج هایی که در کوتاه مدت اتفاق می افتند ، مخاطراتی را به دنبال خواهند داشت .

۱۴) ازدواج به خاطر فرار از یکنواختی زندگی:
گاهی افراد بدون آگاهی و آمادگی لازم وارد یک زندگی مشترک می شوند و پس از مدتی احساس از دست دادن آزادیهای فردی و یا احساس در دام افتادن می کنند، ازدواجهایی که درآن انگیزه مزه کردن زندگی مشترک ، بدون توجه به سایر مؤلفه ها وجود دارد ، اغلب مخاطراتی را به دنبال خواهد داشت .

۱۵) ازدواج به دلیل برداشت غلط از مفاهیم :
افراد در دوران نامزدی ممکن است به فاش سازی مسائل شخصی خود بپردازند که گاهی بی توجهی به محتوای مطالب ابراز شده مشکلاتی را به دنبال دارد . مثلاً مردی به نامزدش می گوید که اعتیاد دارد ؛ اما زن می گوید چون با صداقت این موضوع را گفته من همسر او می شوم و بعد از ازدواج این مسائل ایجاد مشکل خواهد کرد.

۱۶) ازدواج به مفهوم پذیرش جبر:
تعدادی از جوانان، خصوصاً آنهایی که نگرشهای سنتی دارند گاهی ازدواج با فرد مقابل برایشان موضوعی از پیش تعیین شده محسوب می شود . در جامعه ما ، گاه این فرآیند با عنوان«قسمت» شناخته می شود، لذا این تصور وجود دارد که خواستگار فرد در واقع شخصی است که انگار مقدر شده است با او زندگی کند . چنین طرز تفکری جزء آسیبهای پیش از ازدواج محسوب می شود .

۱۷) دوران کوتاه نامزدی:
دوران نامزدی حداقل ، شرایطی را برای آگاهی زوجین از هم فراهم می آورد . تعدادی از افراد در این دوران متوجه تفاوتهای بسیاری بین خود و فرد مقابل می شوند یا در این دوران متوجه ناراحتی و یا مبتلا بودن فرد به یک اختلال روانی یا وابستگی او به مواد مخدر می شوند ، اما به رغم وقوف به این مسائل ، بنا به دلایل فرهنگی از جمله اینکه به هم خوردن نامزدی را مساوی با بی آبرویی و از دست دادن حیثیت خود قلمداد می کنند تن به ازدواج می دهند چنین تجاربی در زندگی مشترک، بسیار بحران زا بوده و احتمال جدایی زوجین قابل پیش بینی است .

۱۸) در کل احتمال آسیب زا بودن ازدواج افراد با شرایط زیر قابل پیش بینی است :
▪ ازدواج دو فرد با فرهنگهای کاملاً متفاوت.
▪ ازدواج در سنین پایین زیر ۲۰ سال
▪ تفاوت سنی زیاد بین زوجین مثلاً ۱۵تا۲۰سال
▪ بالاتر بودن سن دختر از پسر ( زن از مرد)
▪ ازدواج یک مرد با زنی بیوه یا مطلقه
▪ ازدواج دختر با مردی که از ازدواج پیشین خود فرزندی دارد .
▪ ازدواج دو فرد مطلقه که دارای فرزندان بزرگسال می باشند .
▪ ازدواج افرادی که فاصله طبقاتی بسیار زیادی با هم دارند .
▪ ازدواج دختری برخوردار از تحصیلات دانشگاهی با پسری که از لحاظ تحصیلی پایین است .
▪ ازدواج با فرد معتاد به مواد مخدر
▪ ازدواج با شخصی که قبلاً ازدواج های متعددی داشته است .
▪ ازدواج با فردی که خانواده اش شدیداً مخالف این وصلت هستند .
▪ ازدواج بدون داشتن اطلاعات کافی از موقعیت فردی ، خانوادگی و اجتماعی شخص مقابل .
▪ ازدواج با فردی که ثبات شغلی نداشته و به دلیل مسائل شخصیتی خاص ، قادر به سازگاری در محیط کار نیست .
▪ ازدواج با دختر یا پسری که هنوز دانشجو است و از ثبات اقتصادی، شغلی و فکری لازم برخوردار نمی باشد .

۱۹) ازدواج به خاطر جذابیت ظاهری:اهمیت جذابیت جسمانی به عنوان یک عامل مهم در دوستی ها و مناسبات اجتماعی، غیر قابل انکار است . به نظر می رسد افرادی که جذابیت ظاهری دارند ، رفتارهای پسندیده تر و ویژگیهای شخصیتی زیبایی هم داشته باشند . به خاطر چنین تصوری ، تعداد زیادی از دختران و پسران مجذوب جذابیت جسمانی هم می شوند . زمانی که اهمیت این عامل درمعیارهای افراد برای تشکیل زندگی مشترک بدون توجه به عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و شخصیتی افراد لحاظ می شود ، ضریب خطر پذیری چنین ازدواجهایی نیز طبیعتاً بالا خواهد رفت .

در پایان باید به نکته اشاره کنیم ، که مسائل مطرح شده فوق به صورت مطلق تأثیر گذار نبوده و موارد استثنا هم وجود دارد .
دوست عزیز! امید واریم با توجه به مطالب ذکر شده ، بتوانی برای زندگی آینده خویش، انتخابی صحیح داشته باشی

پزشک تو

خود ارضایی در کودکان چیست

در دوره نوپایی ، بچه ها همزمان با رشد عمومی و آشنایی بیشتر با محیط اطراف به کشف نقاط مختلف بدن خود پرداخته و در می یابند که لمس بعضی از نقاط بدن با لذت همراه است. خود ارضایی در کودکان چیزی بیش از کنجکاوی در مورد اندامهای جنسی است وممکن است کودک یکبار در هفته و یا گاهی حتی تا چندین بار در روز به آن بپردازد.

خود ارضایی در کودکان چیستکودک با تکرار این رفتارو تحریک اندام تناسلی خود به احساسات لذت بخشی دست خواهد یافت. حرکاتی مانند خوابیدن روی شکم و مالیدن خود به زمین یا عروسک و سایر اشیا (بویژه دختر بچه ها) بسیار معمول است و ممکن است کودک در دوره های استرس و خستگی به آن بپردازد و یا با دست، اقدام به تحریک اندام جنسی خود نماید.

خودارضایی در سنین 2 تا 3 سالگی شایعتر است و در میان دختران بیش از پسران دیده می شود. معمولا بصورت ناگهانی آغاز می شود و والدین ،پسر بچه ها را در حالت کشیدن آلت و دختر بچه ها را در حال مالیدن ناحیه تناسلی غافلگیر می کنند. کودک ممکن است گر گرفته وعرق کرده به نظر برسد و در حال خر خر کردن باشد و یا تنفس نامنظمی داشته باشد. ویا در یک وضعیت خاص مثل خم شدن روی چیز خاصی و یا مالیدن خود روی اشیا و یا عروسک غافلگیر شود و یا در حالت چمباتمه نشسته باشد .

ممکن است بیمار به نظر برسد و یا حالتهای عصبی شبیه به تشنج را از خود نشان دهد. این رفتار ممکن است تا زمانی که کودک از استرس رهایی بیابد، ادامه یابد اما معمولا کاملا برطرف نمی شود. و بعضی از کودکان این رفتار را تا 6-5 سالگی در خلوت خود ادامه می دهند.و ممکن است در زمان بلوغ با افزایش هورمونهای جنسی شدت پیدا کند.

مادری که کودکش را در این وضعیت غافلگیر میکند باید از رفتارهای ترساننده و خشن پرهیز کند.البته تشخیص سایر علل تحریک پذیری دستگاه تناسلی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. وجود کهیر و یا ترشحات بد بو در ناحیه تناسلی از مواردی است که باید در نظر گرفته شود. و یا سایر علل منجر به تحریک پذیری این عضو، که می تواند از بروز عفونتهای ادراری دختران تا بعضی از عفونتهای قارچی ( مثلا کاندیدا) متفاوت باشد.

خود ارضایی در کودکان عصبی و گوشه گیر نیز بسیار مشاهده می شود. سوالات بسیاری در مورد علل این رفتار کودکان همچنان بی پاسخ مانده اند ولی مسلم آن است که این پدیده دراین سنین به نظر بی ضرر می رسد.( و برخلاف عقیده عوام باعث کور و یا دیوانه شدن بچه در آینده نخواهد شد).والدین این رفتار را باید به عنوان بخشی از مراحل رشد و نموی کودک بپذیرند و با آن بصورت طبیعی برخورد کنند.

زمینه های فرهنگی و مذهبی خانواده نیز باید در نظر گرفته شود. کسب تاریخچه ای در مورد زمان و محل خود ارضایی و نحوه پاسخگویی والدین به این رفتار کودک مفید می باشد. والدین باید از رفتارهای ترساننده و خشن منع شوند زیرا ممکن است کودک را به سایر رفتارهای مضر وادار کند.

نیازی نیست که مادر هروقت می بیند بچه دستهایش را به سمت ناحیه تناسلی می برد، دستهای او را چک کند و مثلا بگوید: دستهاتو بیار بالا ببینم. و یا او را از دمر خوابیدن و خوابیدن روی شکم منع کند. بلکه پرت کردن حواس کودک از این رفتار و مشغول کردن او به کارهایی که دستهایش را مشغول نگه می دارد ، توصیه می شود. کودک باید بفهمد که این رفتار جامعه پسند نبوده و نباید آن را تکرار کند. این ادراک باید در محیطی آرام و بدون ترس ایجاد شود.

همچنین چون خستگی و تنهایی و بی توجهی علت شایعی برای این رفتار در کودک است مادر می تواند وقت بیشتری برای او گذاشته و او را بیشتر در آغوش بگیرد. با این حال این رفتار نیز نباید جنبه تشویق پیدا کند. زیرا کودک ممکن است برای جلب توجه و محبت مادر شروع به آغاز این رفتار نماید.
اگر همچنان این رفتار کودک ادامه پیدا کرد مادر باید ناحیه تناسلی کودک را برای بررسی موارد غیر طبیعی مورد معاینه قرار بدهد. اگر مورد خاصی دیده نشد، می تواند به پزشک مراجعه کند چون ممکن است مواردی مانند سواستفاده جنسی دلیل ادامه رفتار کودک باشد. با این حال در اغلب موارد علت خاصی برای این پدیده یافت نمی شود.

در موارد زیر مشورت پزشکی ضروری است:
کودک به خودارضایی در مکانهای عمومی ادامه بدهد.
مادر فکر می کند کودک این رفتار را از فردی دیگر آموخته است.
کودک سعی کند دیگران را تحریک کند.
تکرار رفتار و طول کشیدن تا6-5 سالگی

منبع: درسنامه اختلالات جنسی تالیف: دکتر شایسته جهانفر، میترا مولائی نژاد