در چه صورتی احتمال جدایی در زندگی آینده وجود دارد

در چه صورتی احتمال جدایی در زندگی آینده وجود دارد –

 1) اگر در خانواده پدری و زندگی مجردی خود، مسئولیت کاری را به عهده نمی گیرید یا در مسئولیت محوله تعلل می ورزید.( تنبلی و بی مسئولیتی)

2) اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود( که به نظر شما غیرمنطقی بوده یا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضی کننده ندارید و نتوانسته اید تعامل قابل قبولی ایجاد نمائید.(عدم تعامل و ارتباط اجتماعی صحیح با دیگران)

3) اگر در زندگی، مرتب شغل خود را عوض کرده اید، با دوستان زیادی به خاطر مشکلاتی قطع رابطه نموده اید، رشته تحصیلی خود را تغییر داده یا ترک تحصیل کرده اید، علائق خود را نیمه کاره رها کرده اید و ثبات فکری، احساسی و رفتاری ندارید.(عدم ثبات فکری، احساسی و رفتاری)

در چه صورتی احتمال جدایی در زندگی آینده وجود دارد
4) اگر تصور می کنید; افکار، احساس و رفتار همسرتان را در آینده به دلخواه خود تغییر می دهید.(خطای شناختی)

5) اگر به دنبال همسر مناسبی هستید به نحوی که در زندگی مشترکتان در آینده با هیچ گونه مشکلی مواجه نشوید.(خطای شناختی)

6) اگر در پی کسب لذت و علائق خود، کارها و مسئولیت هایتان بر دوش دیگران قرار می گیرد.(اصالت لذت، و عدم مسئولیت پذیری)

7) اگر فقط منطق و طرز نگرش خویش را قبول دارید و در برابر دیگران حالت دفاعی یا حالت تهاجمی می گیرید و قادر به درک افکار، احساس و رفتار دیگران نیستید.(واکنش دفاعی و خود میان بینی)

8) اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمی بینید.(عدم خودآگاهی)

9) اگر تاکنون با نظرات، انتقادات و پیشنهادات دیگران، تغییری در رفتارهای شما ایجاد نشده است.(عدم مدیریت خود یا خود مدیریتی)

10) اگر مسائل کاری شما مانع ارتباط دوستانه، و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صمیمی در خانواده(خانواده پدری) می شود یا مسائل و مشکلات شخصی شما در تمام حوزه های زندگی تان تاثیر می گذارد و در هم تنیده می گردد.(مشکل در تقسیم وظایف و تعارض نقش ها)

11) اگر به هیچ وجه قادر به تغییر برنامه های از قبل طراحی شده خود نیستید(حتی اگر شرایط تغییر کند) و بسیار متعصب، خشک و غیرقابل انعطاف هستید.( عدم انعطاف پذیری لازم)

12) اگر قادر به درک احساسات، رفتار و افکار خانواده، دوستان و همکارانتان(که متفاوت از شما عمل می کنند)، نمی باشید.(عدم اگاهی اجتماعی)

13) اگر بیشتر به جای گوش کردن، صحبت می کنید و بیشتر از آنکه سعی کنید دیگران را بفهمید، سعی دارید که دیگران شما را درک کنند.(عدم مدیریت رابطه)

14) اگر بسیار هیجان طلب هستید و صرفا، هیجانات شما را به سویی می کشاند و قادر به تعویق انداختن خواسته هایتان نیستید.(هوش هیجانی پائین)

15) اگر برای رفتار، احساس و گفتار خود روش و برنامه ای ندارید و منفعلانه و واکنشی نسبت به دیگران عکس العمل نشان می دهید.(رفتار بی تعقل یا انعکاسی، مشکل در شیوه حل مسئله)

16) اگر عادت دارید به جای حل مشکلات از آن ها فرار کنید یا اجتناب بورزید یا واکنش شما به مسائل بی تفاوتی هست.(پاسخ اجتنابی به رویدادها)

17) اگر در آینه نگاه دیگران، شما فردی غرغرو، سرزنش گر، وابسته، احساساتی، بدبین، گوشه گیر، پرخاشگر، دمدمی مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگین یا تکانشی(کسی که یکباره بدون مقدمه و از روی احساس دست به عملی می زند و پیامدهای آن را نمی سنجد) به نظر می آئید.(اختلال شخصیت)

18) اگر فکر می کنید، از میان چند میلیارد ساکنین کره زمین، فقط و فقط یک شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غیر این صورت زندگی شما بی معنا شده و باید بمیرید یا تا آخر عمر مجرد بمانید.(خطای شناختی، عدم کنترل احساس، هوش هیجانی ضعیف)

19) اگر بدون اینکه خود را دقیقا ارزیابی کنید و بشناسید، دنبال همسر مناسب می گردید.( عدم شناخت خود)

20) اگر وضعیت فعلی تان راضی کننده نیست و برای رهایی و فرار از موقعیت، اقدام به ازدواج می کنید.(مشکل در شیوه حل مسئله)

دلایل نفرت زنان نسبت به مردان

دلایل نفرت زنان نسبت به مردان –

چیزهایی که زن‌ها در مورد مردها بدشان می‌آید ترکیبی از ویژگی‌های کوچک و بزرگ است. در اینجا به ۱۰ مورد از آزاردهنده‌ترین این ویژگی‌ها اشاره می‌کنیم:
۱- قسم دروغ
بااینکه بیشتر خانم‌ها از قسم خوردن آقایان وقتی خودشان ناراحتند بدشان نمی‌آید اما از مردهایی که فکر می‌کنند قسم خوردن تنها راهی است که حرفشان را باور کنند متنفرند.

2- سلطه‌گری
بیشتر خانم‌ها مردی می‌خواهند که از آنها محافظت کند و به آنها احساس امنیت دهد اما به دنبال دیکتاتوری که به آنها دستور دهد چه بکنند و کجا بروند و با کی حرف بزنند و یا چه بپوشند نیستند. زنان از مردانی که قصد کنترل دارند می‌ترسند و از آنها فرار می‌کنند.

۳- متعهد نشدن
خیلی مهم است که مردها درک کنند که وقتی همه چیز جدی می‌شود، زن‌ها توقع دارند که شما دو نفر خودتان را محدود به همدیگر کنید. زن‌ها از اینکه بازیچه کسی قرار بگیرند و با کسی بمانند که از متعهد شدن می‌ترسد متنفر هستند.

دلایل نفرت زنان نسبت به مردان۴- رمانتیک نبودن
زن‌ها عشق واقعی همراه با حس ارتباط عاطفی به مردشان را می‌خواهند. اگر طرفتان احساس کند که فقط بخاطر رابطه‌جنسی سراغ او می‌آیید خیلی زود از شما دور شده و حتی اجازه دست زدن به خود را هم به شما نخواهد داد.

۵- نرسیدن به خود
بااینکه ظاهر همه چیز نیست اما زن جذب مردانی که به خود نمی‌رسند، موهایشان ژولیده است، بوی عرق می‌دهند، ناخن‌هایشان بلند شده، دهانشان بو می‌دهد و لباس‌های چروک می‌پوشند نمی‌شوند. علاوه بر این، متناسب نگه نداشتن اندامتان به خانم‌ها نشان می‌دهد که احترامی برای خودتان قائل نیستید و هیچ انگیزه و نظمی در زندگی ندارید.

۶- قابل پیش‌بینی بودن
زن‌ها واقعاً از مردان قابل پیش‌بینی که هیچوقت کار متفاوتی انجام نمی‌دهند بدشان می‌آید. آنها عاشق مردانی هستند که سرشار از سورپرایزهای عالی اند.

۷- اولویت دادن به دوستانشان
اگر از گذراندن وقت با دوستانتان خیلی بیشتر از همسر یا نامزدتان لذت می‌برید و همسرتان هیچوقت نمی‌تواند ساعتی دونفره با شما داشته باشد، مطمئناً یک جای کار می‌لنگد.

۸- مدام بحث کردن
زن‌ها از مردهایی که هر صحبت کوچک را به بحثی ادامه‌دار و مشاجره تبدیل می‌کنند و باعث می‌شود آنها مجبور شوند مدام حالت دفاعی به خود بگیرند خوششان نمی‌آید.

۹- دید زدن خانم‌های دیگر جلو چشم آنها
بااینکه نگاه کردن به خانم‌ها برای برخی آقایان مسئله‌ای عادی است (البته نه زیاد از حد آن)، اما وقتی اینکار را جلو زن زندگیتان انجام دهید مشکل‌ساز خواهد شد.

۱۰- وابستگی
اعتمادبه‌نفس و استقلال ویژگی‌هایی بسیار جذاب در آقایان است، اما وابستگی و ناامنی اینطور نیست. زن‌ها دوست ندارند با مردانی باشند که به خودشان اعتماد ندارند و برای روابط، کار و دوستی‌هایشان نیاز به تایید دائمی دارند.

پزشک تو

نکاتی درباره سلامت جنسی کودکان

والدین برای سلامت جنسی فرزندانشان به نکات زیر توجه کنند

سلامت جنسی کودک

رعایت اصول اخلاقی جنسی در خانواده، نقش مهمی در سلامت جنسی کودکان دارد. علاوه بر پوشش مناسب که توضیح داده شد، والدین باید از رفتارهای زیر در حضور فرزندان، پرهیز کنند :

*پرهیز از دیدن فیلم های نامناسب جنسی که در آن زنان و مردان با پوشش های نامناسب، عریان و نیمه عریان، روابط و رفتارهای زننده، رقص های تحریک آمیز، معاشقه و روابط جنسی را به نمایش می گذارند .

*پرهیز والدین از شوخی های رکیک و زننده، ایماها، اشاره ها، کنایه های جنسی، لمس و در آغوش کشیدن هم دیگر که معنی جنسی بدهد .

*پرهیز از ناز و نوازش، بوسیدن و معاشقه با همدیگر در حضور فرزندان

*پرهیز از حرف ها، طنزها و فحش های رکیک جنسی ( چون کودکان ممکن است بعداً حرف ها را کلمه به کلمه معنی کنند و همین، سبب انگیزش و تحریک جنسی زودرس آن ها شود).

برخی والدین فقط به پوشش دختران حساسند و دختران را بیشتر از پسران می پوشانند و حساسیتی روی برهنگی پسران در سنین کودکی و حتی تا بلوغ ندارند که ممکن است باعث سرخوردگی جنسی دختران در بزرگسالی شود

رعایت پوشش مناسب در خانواده کمک شایانی به رشد طبیعی جنسی کودکان و پیشگیری از انحرافات اخلاقی در نوجوانی و جوانی خواهد داشت.

پوشش کودکان چگونه باید باشد؟

در حدود 3 تا 4 سالگی کودکان دوست دارند بدنشان محرمانه باشد و از این که دیگران آن ها را عریان ببینند، احساس خجالت و شرم می کنند و دوست ندارند برهنه و عریان باشند. بنابراین لازم است که والدین این احساس را در فرزندشان تقویت کنند تا حجب و حیا و عفت در آن ها تقوت و بی پروایی جنسی در آن ها ضعیف شود. والدین، هنگام تعویض لباس کودکان 2 تا 3 ساله که کاملاً متوجه جنسیت خود شده اند، باید مواظب باشند که فرد دیگری، خصوصاً کودک دیگری، بدن برهنه او را نبیند. هم چنین باید به آن ها تأکید کرد که هیچ کس اجازه ندارد به قسمت تناسلی آن ها نگاه کند یا دست بزند. اگر سؤال کنند حتی پدر و مادر؟ باید به آنها توضیح داد، پدر و مادر فقط تا 5 تا 6 سالگی اجازه دارند داخل دستشویی و حمام و موقع عوض کردن لباس به آن نگاه کنند و بعد از این سن که توانایی حمام رفتن، دستشویی رفتن و تعویض لباس را مستقلاً پیدا می کنند، هیچ کس، حتی پدر و مادر هم اجازه ندارند قسمت تناسلی آن ها را نگاه یا لمس کند .

اجازه ندهید کودکتان لخت بخوابد

برخی والدین فقط به پوشش دختران حساسند و دختران را بیشتر از پسران می پوشانند و حساسیتی روی برهنگی پسران در سنین کودکی و حتی تا بلوغ ندارند که ممکن است باعث سرخوردگی جنسی دختران در بزرگسالی شود. توصیه می شود والدین، کودکان را همواره با لباس و پوشش هر چند بسیار کم مانند شورت و زیر پوش بپوشانند تا به برهنگی عادت نکنند و حتی موقع خوابیدن هم نباید برهنه و بدون لباس به رختخواب بروند، چرا که تماس اندام و اعضا به همدیگر و تماس بدن برهنه به رختخواب، می تواند تحریک جنسی کودک را فراهم آورد .

رعایت نکات مهم هنگام رابطه زناشویی

گاهی والدین به علل مختلف، مثل نداشتن اتاق خواب مجزا، محدودیت فضای خانه، داشتن بچه زیاد و شلوغ بودن خانه و گاه اهمال کاری و سهل انگاری، نمی توانند شرایط و محیطی امن و آرام برای روابط زناشویی خود فراهم کنند .

برخی دیگر از والدین، کودکانشان را با عروسک اشتباه می گیرند و فکر می کنند، آن ها نه احساس دارند، نه می فهمند، نه می شنوند و نه می بینند. ولی کودکان نه کرند و نه کور. کودکان خیلی خوب احساس می کنند، خیلی خوب می فهمند، همه چیز را می بینند و خیلی خوب صداها را می شنوند و درک می کنند ،حتی اگر خواب باشند یا خود را به خواب زده باشند. هر چند کودکان دو ساله بیان خوبی ندارند و نمی توانند مسائل را توضیح بدهند ولی از حافظه ای قوی برخوردارند و همه مناظر، تصاویر و صداهای دور و بر خود را مثل یک دوربین و ضبط صوت، در ذهن و خیال خود ثبت می کنند .

کودکان که نزد والدین می خوابند یا کودکانی که به علت بی مبادلاتی والدین و باز بودن در اتاق خواب، شاهد روابط زناشویی آن ها شوند ،درباره روابط زناشویی پدر و مادر دچار ترس، نگارنی و اضطراب شدید می شوند، چرا که رابطه زناشویی را نوعی خشونت پدر علیه مادر تصور می کنند و فکر می کنند که پدر می خواهد با مادر دعوا کند یا آسیبی به او برساند

والدینی که در حضور کودکان و فرزندان خود روابط زناشویی انجام می دهند، نه تنها در حق آن ها خیانت بلکه بزرگ ترین جنایت را مرتکب می شوند، چرا که باعث تحریک و بیدار شدن زودرس غریزه جنسی کودکان و عامل تباهی و انحراف اخلاقی آن ها در آینده میشوند.

پزشک تو

نامه روانشناس به والدینش

دکتر اسما عاقبتی، روانشناس بالینی و متخصص در زمینه کودک و نوجوان
پدر و مادر عزیزم! سلام. امروز روز من است و به همین بهانه فرصت یافتم تا از خودم و دنیای درونم با شما حرف بزنم. تمام روزهای سال، من آن چه را که شما برایم نوشته اید میخوانم و قصه هایی را که برایم میگویید میشنوم، اما از شما خواهش میکنم فقط همین امروز به حرف های من گوش کنید و نامه مرا بخوانید.

نامه روانشناس به والدینشلطفا با من بازی کنید
باور کنید میدانم که دنیای بزرگترها پر از استرس و کار و گرفتاری است اما هر شب که شما به خانه می آیید ته دلم آرزو دارم کمی با من بازی کنید. نیازی نیست که ساعت ها برای من وقت بگذارید، من تنها به ده دقیقه زمان احتیاج دارم تا بتوانم به کمک بازی، نقاشی یا درد دل کردن حرف ها، ترس ها، نگرانی ها و شادمانی های کودکانه ام را به شما بگویم. اگر باورنمی کنید از همین امشب شروع کنید و فقط شبی ده دقیقه با من بازی کنید. بعد از چند روز خودتان از نتیجه کار شگفت زده می شوید. البته یادتان نرود که هر شب به یادم باشید. من دلم می خواهد در هر شبانه روز ده دقیقه از وقت پدر و مادرم فقط به من اختصاص داشته باشد.

خواهش می کنم این قدر به من دستور ندهید
“لباس هایت را آن جا بگذار”، “غذایت را نریز”، “خوب رفتار کن”، “آرام باش” و…. فکر می کنید این جملات را من روزی چند بار می شنوم؟ من که خیلی خوب نمی توانم بشمارم اما شما که ریا ضی تان خوب است یک روز، فقط یک روز، تمام دستوراتی را که به من می دهید بشمارید. بعد با خودتان فکر کنید اگر رئیس تان هر روز این قدر به شما دستور می داد حاضر بودید برایش کار کنید؟ می توانستید دوستش داشته باشید؟ اعصاب تان خرد نمی شد؟ باور کنید من با شنیدن این همه دستور چیزی یاد نمی گیرم. اگر رفتارهای من را دوست ندارید به جای هزاران دستور، الگوی مناسبی برای من باشید و زمانی که کاری را درست انجام می دهم تشویقم کنید. خودتان می بینید که چقدر زود همان کارهایی را انجام می دهم که شما دوست دارید و رابطه ام با شما عالی می-شود.

من را با هیچ کس مقایسه نکنید
به جای این که در نوجوانی و جوانی افسوس بخورید که چرا من این قدر اعتماد به نفسم پایین است، غمگین و خجالتی هستم یا نمی توانم روی پای خودم بایستم امروز به فکر من باشید. می دانستید که پایه های اعتماد به نفس من از دوران نوزادی بنا می شود؟ پس از همین لحظه با اجتناب از مقایسه کردن من با کودکی خودتان، خواهر و برادرهایم یا بچه های فامیل به من کمک کنید تا شخصیت منحصر به فرد خودم را بشناسم و دوست بدارم. هیچ آدمی نباید و نمی تواند شبیه دیگران باشد. مگرخود شما دقیقا مثل خواهر یا برادرتان هستید؟ به جای مقایسه کردن، لطفا با جملاتی ساده ویژگی های مثبت من را به خودم بگویید و به خاطر آن ها تشویقم کنید. به علاوه کمکم کنید تا رفتارهای ناخوشایندم را تغییر بدهم.

به من نگویید که دوستم ندارید
من فقط یک لیوان آب را روی میز ریختم و شما به من می گوید: “دیگر دوستت ندارم”! اگر کسی این حرف را به شما بزند چه احساسی خواهید داشت؟ اگر آن فرد مهم ترین آدم زندگی تان باشد چه حالی پیدا می کنید؟ اگر ضعیف و ناتوان باشید و به خاطر کاری که انجام داده اید خیلی هم خجالت بکشید با شنیدن این جمله چکار می-کنید؟ آرزوی من این است که یک روز بتوانم به خوبی شما همه کارها را انجام دهم و رفتارهای مناسبی داشته باشم. باور کنید تمام سعیم را می کنم، اما تا آن زمان به کمک شما احتیاج دارم. اگر به جای این جمله به من بگویید که “این رفتارت خوب نیست” و به من آموزش بدهید که آن کار را چطور انجام دهم یا چگونه رفتار خوبی داشته باشم، قلب کوچک من را نمی شکنید.

در تربیت من هماهنگ باشید
والدین عزیزم! اگر دستوراتی که به من می دهید متفاوت باشند نه تنها چیزی یاد نمی گیرم بلکه سردرگم و گیج هم می شوم. دنیا برای من مکان بزرگ و ناشناخته ای است که می خواهم با کمک تان آن را بشناسم. اگر یکی از شما به من بگوید نمی توانم تا دیروقت بیدار بمانم اما دیگری بگوید می توانم هر کاری دلم می خواهد بکنم من فقط متعجب و مردد می شوم و نمی دانم باید چه کنم. لطفا کمی وقت بگذارید و روش های تربیتی تان را با هم هماهنگ کنید، بعد آن را در مورد من اجرا نمایید. این طوری همه مان راحت تر خواهیم بود و زودتر به نتیجه می رسیم. به علاوه من هم این قدر گیج و هراسان نمی شوم.

فرزندپروری سخت ترین کار دنیاست
در نهایت متشکرم که نامه من را خواندید. امیدوارم مطالب آن به کارتان بیاید. فقط می خواستم یادآوری کنم که فرزندپروری دشوارترین کار دنیاست. اگر برای شغل خود روزی ۸ ساعت وقت می گذارید یادتان باشد که کار مهم تری در منزل دارید و آن تربیت من است. آیا برای پرورش من هم به اندازه کارتان وقت و انرژی می-گذارید؟ در ضمن به خاطر داشته باشید که همه والدین در این راه خطاهایی را مرتکب می شوند و گاهی با فرزندان شان بدرفتاری می کنند اما ما کودکان به والدین مان امیدواریم. می دانیم که شما تلاش می کنید تا با روش های بهتری عشق خود را به ما اثبات کنید و ما هم قول می دهیم این عشق را به فرزندان مان منتقل کنیم.
به امید دنیایی شادتر – با تشکرفرزند شما

پزشک تو

اشتباهات مردان در جلب کردن نظر زنان

اشتباهات مردان در جلب کردن نظر زنان –

1-یك مرد خیلی خیلی خوب ومثبت بودن!

ایا تا به حال به این نكته پی برده اید كه زنان جذاب ودوست داشتنی هرگز جذب مردان  بسیار مثبت نمی شوند ؟! پس باید به خاطر داشت كه بسیار مثبت بودن دلیل جذب زنان نخواهد شد بلكه شاید موجب بی میل شدن انها نیز خواهد شد البته پذیرش این واقعیت بسیار سخت به نظر می رسد .

2-سعی كنید او را متقاعد سازید !

این اشتباهی است كه خیلی از مردان در زمان اشنایی با زنان از خود بروز می دهند یعنی سعی می كند زنان را در اموری كه در ان هیچ علاقه ای ندارند متقاعد سازند تا ان را پذیرفته ویا حتی ان را انجام دهد .درواقع خیلی از مردان در این اشتباه بزرگ تلاش می كنند كه زنان مورد علاقه شان متفاوت باشند ومتفاوت از خود اصلی شان فكر كنند كه این اشتباه است .

اشتباهات مردان در جلب کردن نظر زنان3-به دنبال جلب نظر زنان بودن !

اكثر مردان برای جلب نظر زنان به اشتباه دست به انجام هر اقدامی جهت براورده ساختن مطلوب زنان ویا نظر مساعد ان ها می زنند . اما این نظریه وحشتناك ونادرست است .هیچ گاه سعی نكنید كه به دنبال كسب اجازه از زن مورد علاقه تان باشید.

4-سعی در جور دیگر نشان دادن خود !

این هم از ان اشتباهات مسخره است بسیاری از مردان از ترس انكه تصور نادرستی از انها در ذهن زنان مورد نظرشان ایجاد نشود . سعی می كنند كه خود را ما ورای ان چیزی كه هستنند وحتی دارند نشان دهند. به عنوان مثال چیز های گزانبهایی برای زن مورد نظر خود می خرند كه به سختی در تهیه ان موفق شده اند .

5-خیلی زود احساسات را با زنان در میان گذاشتن !

این اشتباه بزرگی است یعنی زیاد احساساتی نشوید بدانید كه در این میان این زنان هستند كه همواره با تجربه تر از مردان ظاهر می شوند پس همیشه در بیان نوع احساس خود به زنان وجوی كه اخیرا در خصوص اشنایی تان با انها به ان وارد شده اید ارامش داشته باشید . هیچ گاه در بیان احساسات خود عجله به خرج ندهید .

6- عدم درك صحیح مكانیسم جذب زنان !!!

زنان با مردان از جهاتی متفاوت هستند واین در زمان بحث ” جذابیت ” بسیار جلوه می كند . هنگامی كه مردی زن زیبا وجوان را می بیند حس جذابیت در وی تبلور می كند.اماایا این حالت برای زنان هم همین گونه روی می دهد ؟! زنان بیش از ان كه به ظاهر توجه كنند به كیفیت های درونی توجه دارند .

7- این گونه فكر كنیم كه پول وظاهر مهم است البته برای مرد !!!

یكی از اشتباهات مردان در انتخاب همسر ان است كه بیش از اغاز هر رابطه ای به فكر خاتمه ان می افتند. زیرا بر این باور نادرست هستند كه زنان به خصوص زنان جذاب وزیبا دوست داشتنی به پول وظاهر زیبای مردان علاقه دارند. ونه چیز دیگر یا این كه این موارد از اولویت های انتخاب انها محسوب می شود البته زنانی از این دست پیدا می شوند اما غالب انها چنین فكر نمی كنند .

8- از دست دادن قدرت مردانگی!

این هم بسیار خنده دار است كه هر مرد باید خصوصیات مردانه خود را بواسطه ی اشنایی با یك دختر وجلب نظرش رها كند تا به خیال خودش ان زن بیشتر شیفته ی او بشود این در حالی است كه زنان بیش از هر كسی به خصوصیات مردانه مردان علاقه دارند .

9- بیكار نشستن در لحظات بر قراری احساسات عاشقانه !!!

این بلایی است كه بر سر بسیاری از مردان می اید انها به تصور ان كه همه چیز بواسطه ی تجربه ذاتی زنان به جلو پیش خواهد رفت به هنگام درگیر شدن در یك حس عاشقانه زیبا با زن مورد نظرشان قدرت خود را از دست داده وبیكار می نشینند حال ان كه خبر ندارند این زنان هستند كه همیشه منتظر بروز احساسات از سوی مردان هستند.

10-اعلام عدم نیاز به كمك !!

این كه مردی نخواهد از كسی در زمان اشنایی با همسر مورد علاقه اش بخصوص خود وی كمك بگیرد.

بزرگترین اشتباه مهلك است . این اشتباه زمانی خود را نشان خواهد داد كه شاید بواسطه ی همین لغزش كوچك او را برای همیشه از دست بدهد البته این كه مردان افرادی غالبا خود مختار هستند امری عادی است اما در روابط عاشقانه موضوع كاملا فرق می كند!!

پزشک تو

تست خرافاتی بودن

منظور از خرافات در این تست باور به چیز هایی است که ممکن است باعث خوش شانسی یا بد شانسی بشود. به عنوان مثال در بریتانیا عدد 7 و گربه سیاه نشانه خوش شانسی هستند.در حالیکه عدد 13 و رد شدن از زیر نردبان باعث بد شانسی پنداشته می شود. (از بعضی جهات خرافات در کشور ما با بریتانیا نزدیکی هایی دارد)

تست خرافاتی بودن
سوالات

1- اگر شما به هتلی وارد شوید و اتاق شماره 13 را به شما بدهند عکس العمل شما چه خواهد بود؟

الف- به این موضوع فکر نمی کنم (صفر امتیاز)

ب- ازشان می خواهم که اتاق مرا عوض کنند(3 امتیاز)

ج- کار خاصی انجام نمی دهم ولی در مدت اقامتم دچار نگرانی هستم( یک امتیاز)

2- اگر طالع بینی روزانه شما، امروز را روز بد شانسی شما برای رانندگی دانسته باشد شما چه خواهید کرد؟

الف- من هیچوقت طالع بینی نمی خوانم ، بنابراین اطلاعی هم از این امر نخواهم داشت (صفر امتیاز)

ب-تمام روز عصبی خواهم بود(یک امتیاز)

ج-رانندگی نمی کنم(3 امتیاز)

3- اگر شما در هتلی اقامت داشته باشید و کسی به شما بگوید که ارواح در این هتل تردد می کنند شما چه خواهید کرد؟

الف- فقط می خندم چون من اعتقادی به ارواح ندارم(صفر امتیاز)

ب-نگران می شوم(یک امتیاز)

ج-آنجا نخواهم خوابید(3 امتیاز)

4- اگر در خیابان یک نردبان در مقابل شما قرار داشته باشد شما چه خواهید کرد؟

الف-از کنار آن رد می شوم حتی اگر مجبور باشم مسیرم را تغییر دهم

ب-اگر رد شدن از کنار آن آسان باشد ممکن است از کنارش عبور کنم

ج- مستقیم از زیر آن عبور می کنم

5- اگر شما ببینید که عده ای از مردم به داخل حوض آبی سکه پرتاب می کنند شما چه خواهید کرد

الف- یک آرزو می کنم و سه تا سکه هم من به داخل حوض آب سه تا سکه می اندازم

ب-ممکن است به فرزندم سکه ای بدهم تا او آن را به داخل حوض پرتاب کند

ج-مسلما من پولم را دور نمی اندازم

پس از پاسخ به سوالات به صورت زیر به خودتان امتیاز بدهید

1-الف صفر ب-3 ج-یک

2-الف صفر ب-1 ج-یک

3-الف صفر ب-یک ج-3

4-الف 3 ب-یک ج-صفر

5-الف3 ب-یک ج-صفر

امتیازاتتان را جمع بزنید و نتیجه را همین پایین ملاحظه بفرمائید

اگر امتیاز شما بین 12 تا 15 شده است شما کاملا خرافاتی هستید

اگر امتیاز شما بین 6 تا 11 شده است خیلی خرافاتی نیستید اما بعضی مواقع یه خورده خرافاتی می شوید

اگر امتیاز شما بین 0 تا 5 است شما به هیچ عنوان خرافاتی نیستید

اگر امتیاز شما 13 شده است ، آیا این امتیاز باعث نگرانی شما شد؟

پزشک تو

فراموشی تجزیه ای چیست

ناتوانی در به خاطرآوردن اطلاعات ،معمولاً مربوط به رویدادهای تروماتیك و استرس آمیزمی باشد(كاپلان ،۱۹۳۳).

ناتوانی در به خاطر آوردن جزئیات و تجربیات شخصی مهمی كه معمولاًبا رویدادهای آسیب زا یا خیلی استرس زایی ارتباط دارد(هالجین،۲۰۰۳ ).

در فراموشی تجزیه ای یا  یادزدودگی تجزیه ای (Dissociative amnesia) که قبلا یادزدودگی روان زاد خوانده می شد، فرد قادر نیست جزئیات و تجربیات شخصی مهمی را که معمولا با رویدادهای آسیب زا یا خیلی استرس زایی ارتباط دارند، به یاد آورد.

این ناتوانی در یادآوری را نمی توان به کژکاری مرتبط با آسیب مغزی یا داروها نسبت داد، و با فراموشی عادی نیز قابل توجیه نیست. افراد مبتلا به یادزدودگی تجزیه ای معمولا از شکاف یا یک رشته شکافهایی در حافظه ی مربوط به رویدادهای ناراحت کننده ی گذشته یا قسمتهایی از زندگی شان خبر می دهند. یادزدودگی تجزیه ای نادر است، با این حال شایع ترین نوع اختلال تجزیه ای است. این اختلال بعد از دو جنگ جهانی مقدار زیادی توجه را به خود جلب کرد. در این جنگها، خیلی از افراد مبتلا به آسیب مرتبط با جنگ، دچار یادزدودگی شدند.


فراموشی تجزیه ایفراموشی تجزیه ای :

ناتوانی در به خاطرآوردن اطلاعات ،معمولاً مربوط به رویدادهای تروماتیك و استرس آمیزمی باشد(كاپلان ،۱۹۳۳).

ناتوانی در به خاطر آوردن جزئیات و تجربیات شخصی مهمی كه معمولاًبا رویدادهای آسیب زا یا خیلی استرس زایی ارتباط دارد(هالجین،۲۰۰۳ ).

در فراموشی تجزیه ای یا  یادزدودگی تجزیه ای (Dissociative amnesia) که قبلا یادزدودگی روان زاد خوانده می شد، فرد قادر نیست جزئیات و تجربیات شخصی مهمی را که معمولا با رویدادهای آسیب زا یا خیلی استرس زایی ارتباط دارند، به یاد آورد.

این ناتوانی در یادآوری را نمی توان به کژکاری مرتبط با آسیب مغزی یا داروها نسبت داد، و با فراموشی عادی نیز قابل توجیه نیست. افراد مبتلا به یادزدودگی تجزیه ای معمولا از شکاف یا یک رشته شکافهایی در حافظه ی مربوط به رویدادهای ناراحت کننده ی گذشته یا قسمتهایی از زندگی شان خبر می دهند. یادزدودگی تجزیه ای نادر است، با این حال شایع ترین نوع اختلال تجزیه ای است. این اختلال بعد از دو جنگ جهانی مقدار زیادی توجه را به خود جلب کرد. در این جنگها، خیلی از افراد مبتلا به آسیب مرتبط با جنگ، دچار یادزدودگی شدند.

انواع یاد زدودگی

چهار نوع یاد زدودگی تجزیه ای وجود دارد که هرکدام با ماهیت از دست دادن حافظه ی فرد ارتباط دارد.

در یادزدودگی موضعی که شایع ترین نوع است، فرد تمام رویدادهایی را که در فاصله ی زمانی مشخصی اتفاق افتاده اند، فراموش می کند. معمولا این فاصله فورا بعد از رویداد ناراحت کننده ای، مانند تصادف اتومبیل، آتش سوزی یا بلایای طبیعی است.

در یاد زدودگی گزینشی، فرد نمی تواند برخی، اما نه همه جزئیات رویدادهایی را که در دوره ی زمانی خاصی اتفاق افتاده اند به یاد آورد. بازمانده ی یک آتش سوزی ممکن است حرکت آمبولانس به سمت بیمارستان را به یاد آورد، ولی نجات یافتن از خانه ی مشتعل را به یاد نمی آورد.

یاد زدودگی فراگیر نشانگانی است که به موجب آن فرد نمی تواند هیچ چیزی را از زندگی اش به یاد آورد.

یاد زدودگی پیوسته عبارت است از ناتوانی در یادآوری رویدادها از تاریخ به خصوصی تا زمان حال. برای مثال سرباز از جنگ برگشته ای، دوران کودکی و نوجوانی خود را تا زمانی که وارد خدمت نظام شده است به یاد می آورد، اما هرچیزی را که بعد از اولین سفر او به ماموریت جنگی اتفاق افتاده است، به یاد ندارد.

تشخیص دقیق یاد زدودگی

تشخیص یادزدودگی تجزیه ای برای متخصصان بالینی خیلی دشوار است، زیرا از دست دادن حافظه علتهای متعددی دارد. برای مثال یادزدودگی می تواند توسط کژکاری جسمانی ناشی از صدمه ی مغزی، سوء مصرف مواد روان گردان، یا صرع ایجاد شود. و یا اینکه اختلالهای روانی دیگری نشانه هایی دارند که می توانند باعث شوند فرد یادزدوده به نظر برسد. برای مثال یک فرد کاتاتونیک که ارتباط برقرار نمی کند، ممکن است یادزدوده برداشت شود. البته وقتی از فرد سوال شود امکان فراخواندن برخی اطلاعات درباره ی گذشته ی او وجود دارد.

گاهی مانند سایر اختلالهای تجزیه ای، ممکن است فرد برای کسب منافع یا امتیازات خاصی، نشانه های یاد زدودگی را وانمود کند. برای مثال مردی که مرتکب جرم مهمی شده است امکان دارد مدعی شود که از وقوع ان هیچ چیزی به یاد نمی اورد و حتی نمی داند که او کیست. مانند مساله خاطرات سرکوب شده، وقتی چنین مواردی به دادگاه کشیده می شوند اشارات قانونی وجود دارد. زمانی که متهمان موارد جنایی ادعا می کنند که در مورد رویدادهای پیرامون جنایت اظهار شده یادزدودگی تجزیه ای دارند، هیئت منصفه به آنها مشکوک می شود.

وضعیت مربوطی، نوزادکشی را شامل می شود که طی آن مادری فرزند نوزاد خود را در روز تولدش می کشد. بعد از بررسی ۱۶ زن متهم به قتل، معلوم شد که تقریبا همه ی انها نشانه های مسخ شخصیت و سایر نشانه های تجزیه ی داشتند. متخصصان بالینی به طور فزاینده ای در مورد نیاز به تشخیص دادن دقیق این اختلالها و همین طور پیش بینی کردن اینکه چه کسی در معرض خطر این گونه جنایتها قرار دارد حساس شده اند.

ویژگیهای تشخیصی یادزدودگی تجزیه ای
-افراد مبتلا به این اختلال یک یا چند رویداد را تجربه می کنند که در مدت وقوع آنها قادر نیستند اطلاعات شخصی مهم، معمولا از نوع آسیب زا یا استرس زا را به یاد آورند که کاملا از فراموشی معمولی فراتر است.

-این اختلال در نتیجه ی اختلال روانی دیگر، مصرف مواد، یا بیماری جسمانی یا عصبی روی نمی دهد.

-نشانه های ناراحتی یا اختلال قابل ملاحظه ای را به وجود می اورند.

انواع فراموشی تجزیه ای :

۱- فراموشی موضعی:   شایعترین نوع است فرد تمام رویدادهایی را كه در فاصله زمانی مشخصی اتفاق افتاده اند ، فراموش می كند(هالجین، ۲۰۰۳).

۲- فراموشی انتخابی : در این نوع فراموشی ، شخص قسمتی ازحوادث را فراموش می كند(آزاد، ۱۳۷۸).

۳- فراموشی فراگیر (تعمیم یافته ): در این نوع فراموشی فرد نمی تواند هیچ چیزی از زندگی اش را به یاد آورد(هالجین،۲۰۰۳).

۴- فراموشی پیوسته (دوام دار): عبارت از ناتوانی در یادآوری رویدادها از تاریخ به خصوصی تا زمان حال(هالجین ، ۲۰۰۳).

همه گیری شناسی فراموشی تجزیه ای:
فراموشی تجزیه ای شایعترین اختلال تجزیه ای است ، تصور می شود كه فراموشی تجزیه ای درزن ها بیشتراز مردها ودرجوان ها بیشتر ازافراد سالمند مشاهده می شود . این اختلال معمولاًبا رخدادهای استرس آمیز وتروماتیك رابطه دارد ، میزان بروز آن احتمالاً در زمان جنگ و سوانح طبیعی افزایش می یابد( كاپلان ،۱۹۳۳).

ملاكهای تشخیصی DSM-IV-TR برای فراموشی تجزیه ای :

(Aاختلال بارز، یك یا چند دوره ناتوانی ناگهانی برای بخاطر آوردن اطلاعات مهم شخصی ، معمولاً با ماهیتی استرس آمیز یا تروماتیك، است كه وسعت آن فراتر از آن است كه با فراموش كاری عادی توجیه شود.

B) اختلال منحصراً در جریان اختلال هویت تجزیه ای ، فرار تجزیه ای ،اختلال استرس پس از سانحه ، اختلال استرس حاد یا اختلال جسمانی كردن نبوده و حاصل تأ ثیر فیزیولوژیك مستقیم یك ماده (مثل داروی نسخه شده یا مورد سوء مصرف ) یا یك اختلال عصبی ، طبی دیگر ( مثل آمنزی ناشی از ضربه مغزی )نمی باشد .

(Cعلائم ناراحتی قابل ملاحظه بالینی یا تخریب عملكرد اجتماعی ، شغلی یا سایر زمینه های مهم ایجاد می كند (كاپلان ، ۱۹۳۳).

ویژگیهای بالینی فراموشی تجزیه ای :

سابقه معمولاً نشان می دهد كه حادثه هیجانی زمینه ساز با بار هیجانی دردناك و تعارض روانشناختی وجود داشته است .
ابراز تخیلی یا واقعی یك تكانه ( جنسی یا پرخاشگرانه )كه بیمار توان مدارا با آن را ندارد به عنوان عامل تسریع كننده عمل می كند.
افسردگی و اضطراب عوامل زمینه ساز هستند و معمولاً در معاینه وضعیت روانی بیمار وجود دارند.
فراموشی ممكن است نفع اولیه و ثانوی در برداشته باشد(كاپلان،۱۹۳۳)

سیر و پیش آگهی فراموشی تجزیه ای :

علائم فراموشی تجزیه ای معمولاًناگهانی از بین می رود ، بهبود معمولاً كامل و عود آن نیز در موارد معدود روی می دهد . بعضی موارد، بخصوص اگر نفع ثانوی مهمی در كار باشد ، ممكن است طولانی گردد. بازگرداندن خاطرات به هشیاری بهتر است ، هر چند سریع صورت بگیرد ، در غیر این صورت ، خاطرات واپس زده ممكن است هسته ای در ناخودآگاه به وجود آورده و منبعی برای دوره های فراموشی بعدی گردد.

درمان فراموشی تجزیه ای :

– مصاحبه

-استفاده از باربیتورات ها

– روان درمانی

– هیپنوتیزم

پزشک تو

آماده کردن کودکان برای طلاق

آماده کردن کودکانآماده کردن کودکان برای طلاق برای طلاق –

متاسفانه به دلیل عوامل مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی طلاق در کشور ما رو به افزایش است و آن که در این میان فراموش شده است، آمادگی و سرنوشت کودکانی است که بعد از این واقعه تلخ باید زندگی بدون یکی از والدین خود را تجربه کنند.

کنار آمدن با موضوع طلاق با در نظر گرفتن عناصری لطیف با نام بچه دچار پیچیدگی بغرنجی می شود که پرداختن به آن نیازمند تاملی ژرف است. این که چگونه می توان فرزندان را با این اتفاق ناخوشایند وقف داد و به آنها شیوه کنار آمدن با این موضوع را آموخت ، امکان پذیر است. فراموش نکنید که فرزندان با وجود این شرایط بیش از پیش به پدر و مادر خود نیاز پیدا می کنند. ایجاد امید، اطمینان و احساس توانایی در فرزندان باعث می شود که آنها در هر سنی بهتر بتوانند با این واقعه کنار بیایند.

بایدها و نبایدها

یک متخصص روانشناسی خانواده معتقد است که اگر بچه ها در عشق ورزیدن به والدین کاملا آزاد باشند و هیچ مشاجره ای راجع به خلوص این احساس وجود نداشته باشد و اینکه بتوانند بدون ترس از دست دادن یکی ، به دیگری دسترسی داشته باشند باعث می شود که رشد آنها با موفقیت بیشتری صورت بگیرد و به راحتی جذب بازار کار شوند.

و اما 9 مورد از مهم ترین روش هایی که باعث کاهش تاثیرات سوء طلاق بر فرزندان می شود:

1- با کودکان راجع به مشکلات و نگرانی بزرگسالان صحبت نکنید. صحبت کردن در مورد مسائلی مثل عدم توافق باهمسر و یا ابراز مشکلات مالی صحیح نیست. در این مورد بهتر است با یک دوست و یا مشاور صحبت کنید.

2- راجع به همسر خود بدگویی نکنید. اگر با همسر خود مشاجره دارید، کودکان را در معرض این مشاجرات قرار ندهید.

3- از کودکان خود راجع به همسر خود سوال نکنید. یا در مورد آنچه در خانه دیگری رخ می دهد پرس و جو نکنید. شما تنها اجازه دارید از کودک خود بپرسید که اوقات خود را در خانه همسر سابقتان چگونه سپری کرده و یا سوالات عمومی دیگری از این دست. ولی کنجکاوی در مورد مسائل دیگر جایز نیست.

4- سعی نکنید تفاوت شگرفی در زندگی بچه ایجاد کنید.سعی کنید تمام امور روتین قبل را حفظ کنید و ارتباطات خود را حفظ کنید.

5- به خاطر طلاق به کودکان خود باج ندهید و یا آن ها را بیش از اندازه محق نکنید. ممکن است راجع به آنچه اتفاق افتاده احساس گناه کنید و برای جبران و یا سرپوش گذاشتن به این واقعه به فرزند خود بی دلیل هدیه بدهید و یا اجازه دهید تا دیروقت بیدار بماند و…..در حالیکه اگر محکم و با ثبات باشید ، بچه ها بیشتر احساس امنیت خواهند کرد.

6- کودکان را تشویق کنید تا با همسرتان تماس بگیرند و آنها را از امور و خبرهای جدید با خبر کنند و یا حتی گفتگوی ساده ای داشته باشند.اجازه دهید که شریک قبلی تان از وقایع مدرسه و سایر فعالیت های بچه ها با خبر باشند.

7- سعی کنید راجع به اینکه چگونه می توان بچه ها را با پدیده طلاق وفق داد، مطالب جدید بیاموزید. بسیاری از موسسات مشاوره خانواده بهتر و بیشتر می توانند در این زمینه شما را یاری کنند.
8- به کودکانی که با مسئله طلاق دچار مشکل شده اند کمک کنید. بچه های جوان تر در مقابله با این رخداد ممکن است وابستگی شدید پیدا کنند ویا دچار شب ادراری شوند و بچه های بزرگتر ممکن است عصبانی، پرخاشگر، گوشه گیر و افسرده شوند و در مدرسه دچار مشکل شوند. روان پزشک می تواند بهترین کسی باشد که احساسات کودک شما را به درستی درک کند و بچه ها احساس خود را بیان کنند.

9- اگر نتوانید ارتباط خود را با همسر سابق بدون کینه و دشمنی و به خاطر بچه ها حفظ کنید بهتر است با یک مشاور و یا روان شناس مشورت کنید. آنها به شما کمک می کنند که ارتباط دوستانه تری داشته باشید و تاثیر منفی کمتری بر بچه ها بگذارید.

چگونه می توان تاثیرات سوء طلاق را در کودکان کمتر کرد؟

حتی اگر فضای خانه به خاطر ازدواج نا صحیح و عدم علاقه طرفین به یکدیگر دچار سردی شده باشد، با این حال بچه ها از طلاق گرفتن والدین می ترسند، چون احساس می کنند که امنیت آنها دچار مخاطره شده است. از نظر کودکان طلاق یعنی تکه شدن دو دنیا به دو نیمه، که یکی در دست پدر و دیگری در دست مادر است. سعی کنید دیدگاه و نظر کودکان را در این رابطه عمیقا درک کنید تا کمتر آنها را تحت فشار خواسته های خود قرار دهید و مجبور کنید که احساساتشان را مخفی کنند و یا حتی نادیده بگیرند. کودکان دوست دارند که در محیطی آرام و شاد رشد کنند ، حتی اگر والدین از هم طلاق گرفته باشند. از نظر متخصصان ، طلاق نباید مثل سایه ای زندگی کودک را تحت تاثیر قرار دهد و مانع از داشتن ارتباط او در آینده شود. والدین باید در این زمینه کاملا به فرزندان کمک کنند تا آنها به بهترین سبک و بدون هیچ تاثیر سوء با این اتفاق ناخوشایند کنار آمده و از عهده شرایط جدید برآیند.

اغلب متخصصان راجع به دو فاکتور مهم که تاثیر به سزا در دیدگاه فرزندان نسبت به طلاق دارد ، موافق هستند.

1- میزان دشمنی و مشاجره بین والدین

2- توافق و سازگاری والدین با این جدایی

متخصصان توصیه می کنند که والدین طلاق گرفته سعی کنند که روی جنبه مثبت این اتفاق و ایجاد یک زندگی نو بعد از طلاق متمرکز شوند و فکر کودکان را نیز به همین سمت سوق دهند. درست است که چیزی تمام شده و ارتباطی به آخر خط رسیده ، اما به موازات آن شرایطی جدید خلق شده که هر دو طرف می توانند به بهترین شکل ممکن شرایط جدید را ایجاد کنند و به فرزندان خود نیز اطمینان دهند که آینده خوب و آرامی خواهند داشت.

شیوه صحبت کردن والدین با فرزندان راجع به اتفاق قریب الوقوع طلاق باید با در نظر گرفتن سن فرزندان و با در نظر گرفتن شرایط زندگی تازه و میزان تنش شما با همسرتان همراه باشد. اگر فرزندان تقریبا بزرگی دارید ، بهتر است یک ماه قبل از جدایی با آنها راجع به این اتفاق قریب الوقوع صحبت کنید. اگر فرزند شما نوجوان است و یا حتی جوان تر یک هفته قبل از این جدایی با آنها صحبت کنید. اگر فرزند شما خیلی کوچک است با این حال صحبت کردن با او چندان بی فایده نیست ، ممکن است آنها دقیقا آنچه بیان می کنید را متوجه نشوند و یا نفهمند اما متوجه خواهند شد که اتفاقی در حال رخ دادن است.

اگر ممکن است هر دو طرف با فرزند خود راجع به این اتفاق گفتگو کنید.

زمان مناسبی را برای صحبت کردن در نظر بگیرید.

از زبان ساده برای توصیف شرایط استفاده کنید. مثلا ” من و پدرت می خواهیم جدا از هم زندگی کنیم. ما مراقب هم هستیم ، اما دور از هم خواهیم بود.

اعتراف کنید که اتفاق ناراحت کننده ای است و کودک شما احساس دردناک و بزرگی را تجربه خواهد کرد. اجازه دهید آنها گریه کنند، عصبانی شوند و یا واکنش طبیعی خود را نشان دهند.

اجازه دهید بچه ها بدانند که شما نیز احساس بدی دارید ، اما در عین حال به آنها اطمینان دهید که هر دو شما آنها را دوست دارید و کاملا مراقب آنها خواهید بود.

بچه ها اغلب فکر می کنند که در مورد طلاق به نوبه خود مقصر هستند. به آنها اطمینان دهید که آنها هیچ تقصیری در این پیشامد ندارند.

اگر می توانید جزئیات قابل لمسی از موقعیت جدید برای آنها شرح دهید. مثلا ” تو قراره آخر هفته ها بری پیش پدرت”

از سرزنش کردن همدیگر در حضور فرزندان بپرهیزید. حتی اگر یک نفر از طرفین به خاطر مشکلی که ایجاد کرده مثل اعتیاد باعث این جدایی شده است، اما بهتر است این نکته را به کودک یادآوری نکنید. اجازه دهید به موازات بزرگتر شدن کودک از جزئیات واقعه باخبر شود.

سعی کنید به تمام سوالات بچه ها پاسخ دهید و حتی آنها را تشویق کنید که هر سوالی دارند بپرسند.

در جلسه خواستگاری چه حرفهایی بزنیم

در جلسه خواستگاری چه حرفهایی بزنیم –

حرفهایی که در جلسه خواستگاری بین طرفین ازدواج رد و بدل می شود، از مهم ترین حرفهایی هستند که یک انسان در طول زندگی اش می زند. یک راه خوب برای تبدیل کردن این صحبت ها به خاطراتی شیرین و خوشبختی آفرین رعایت رسم دوراندیشی است.

گاهی پیش می آید به خاطر معرف ومسائلی از این قبیل خجالت می کشیم و سوالات مان را از خواستگار نمی پرسیم. پازل ذهنی مان را در مورد خواستگار با آنچه دستگیرمان شده است، پر می کنیم و این خطرناک ترین کاری است که آینده زندگی ما را تهدید می کند.

هر مسئله ای که به همسر آینده شما مربوط می شود و بر زندگی او و در نتیجه زندگی مشترک شما تأثیر می گذارد، باید در جلسه خواستگاری مطرح شود

اگر بخواهید اتفاقات آن روز را از لحاظ ماندگاری با هم مقایسه کنید خواهید دید حرفهایی که در خلوت چند ساعته گفتگو بین شما و همسرتان مطرح شده اند، نسبت به باقی قضایا (مثل لباس و نگاه و غیره) اثری با دوام تر بر زندگی شما داشته اند، چرا که شما هنوز هم  قسمتی از شادیهای زندگی تان را سهم پرسش های آن روز می دانید.

به دلیل همین اهمیت و تأثیر گذاری است که حالا به فرزندان دم بخت تان توصیه می کنید که با دور اندیشی کامل وارد گفت و گو های جلسه خواستگاری شان بشوند و چیزهایی را بگویند که فردای روزگار به کار زندگی شان بیاید نه اینکه آفتی شود بر پیکره رابطه شان.
در جلسه خواستگاری چه حرفهایی بزنیمچه حرفی بزنیم؟

بخشی از دوراندیشی در جلسه خواستگاری مربوط به گفتن چیزهایی می شود، که اگر به هر دلیلی در این زمان گفته نشوند، بالأخره روزی توسط خود ما و یا شخص سومی فاش خواهد شد.

بدیهی است که در این موقعیت قانع کردن همسر نسبت به ادله و مصلحت اندیشی های آن موقع دشوار تر از قبل بوده و شاید مستلزم تلاشی مادام العمر باشد.

پس به طور کلی هر مسئله ای که به نحوی به همسر آینده شما مربوط است و بر زندگی او و در نتیجه زندگی مشترک شما تأثیر می گذارد، باید در جلسه خواستگاری مطرح نمایید.

این مسائل گذشته از علایق، انتظارات و خواسته ها می توانند شامل سابقه یک بیماری مزمن، ازدواج ناموفقی که قبلاً داشته اید، وضعیت مالی، شغلی و مسکن تان، مسائل خانوادگی تان که زندگی مشترک آینده شما را تحت تأثیر قرار خواهند داد و .. باشد.

«ناصر 31 ساله است. دیپلم دارد و شاغل است. خوش قد و بالا و ورزشکار هم است. دو سال و اندی پیش همراه با پدر و مادر و خواهر و برادر به خواستگاری پروانه که آشنایی قبلی با آنها نداشت رفت. بعد از آمد و شدهای معارفه نوبت حرف زدن دختر و پسر رسید.

در این چند ساعت ناصر خیلی حرفها راجع به خودش زد، پروانه هم همینطور… بالأخره ازدواج سر گرفت و از آن روز همه چیز خوب بود و هر دو از زندگی شان راضی بودند. تا اینکه یک ماه پیش یکی از دوستان ده، دوازده سال پیش ناصر به خاطر قرض کردن پول پرسان پرسان خانه او را پیدا کرد و زنگ آنها را به صدا درآورد. با دیدن سر و وضع ژولیده مرد که اعتیاد از آن مشخص بود، پروانه خشکش زد.

نمی توانست رابطه بین آن مرد معتاد و آقا ناصر ورزشکارش را هضم کند. وقتی ناصر به خانه آمد به ناچار زبان باز کرد و گفت که در اوایل جوانی مدتی گرفتار اعتیاد شده بود و این مرد مربوط به دوستیهای تمام شده آن سالهاست.

پروانه با اینکه می دانست ناصر همان طور که می گوید سالهاست به سمت مواد و دوستان آن دوران نرفته و به همین دلیل ظاهراً عذرخواهی او را پذیرفت، اما نتوانست از او نپرسد که چرا همان جلسه خواستگاری این مطلب را به او نگفت.

سوالی که ناصر در برابر آن چند پاسخ گنگ بیشتر نداشت: «گفتنش برام آسون نبود، نمی خواستم از دستت بدم، فکر نمی کردم به اینجا بکشه و … ». از آن روز به بعد پروانه آدم سابق نبود و در هر فرصتی به شوخی و جدی از بی کم و کاست بودن چیزهایی که شوهرش به او می گوید، می پرسد، انگار به دنبال نگفته های دیگر ناصر در جلسه خواستگاری می گردد».
مسائلی که در گذشته پرونده اش بسته شده است

حالت دیگری از رسم دوراندیشی در جلسه خواستگاری، به حرفهایی مربوط می شود که بیان نکردنشان به نفع زندگی آتی شما خواهد بود. این ها مسائلی هستند که در همان گذشته حل و تمام شده اند و دیگر تأثیری در زندگی مشترک شما نخواهند داشت.

به فرزندان دم بخت تان توصیه می کنید که با دور اندیشی کامل وارد گفت و گو های جلسه خواستگاری شان بشوند و چیزهایی را بگویند که فردای روزگار به کار زندگی شان بیاید نه اینکه آفتی شود بر پیکره رابطه شان

بنابراین به زبان آوردن آنها حتی اگر در وضعیت صداقت صد در صد باشد، تنها به حساسیت و بدبینی آتی همسر نسبت به شما خواهد انجامید. لغزشها، اشتباهات و گناهانی که در طی سالهای گذشته انجام داده اید وتوفیق جبران و حل و فصل کامل آن را داشته اید، به زندگی مشترک شما ارتباطی پیدا نخواهند کرد.

روابط عاطفی بی سرانجام و یا یک طرفه ای که در گذشته داشته اید، نام بردن از خواستگاران قبلی خود و یا کسانی که به خواستگاری آنها رفته و مایل به ازدواج با آنها بوده اید از جمله این موارد هستند.

«شب خوبی بود. نرگس و حمید در خلوت مشغول صحبت با هم بودند و خانواده هایشان در پذیرایی منتظر تمام شدن مذاکرات آنها. آن دو از هر دری گفتند و شنیدند و طبق قرارشان برای صادق بودن متقابل چیزهای زیادی را با هم در میان گذاشتند. یکی از این حرفها صحبت نرگس درباره رابطه عاطفی تمام شده با یک جوان هم سن و سال خود در طی سالهای دبیرستان بود.

قصدش اثبات صداقتش به حمید و جلب اعتماد او بود،اما نتیجه بلندمدت آن بر عکس شد. با این که ازدواج کردند و حالا یک پسر پنج ساله دارند و ظاهراً از زندگی شان راضی هم هستند، اما آن رابطه خام نوجوانی نرگس هنوز در ذهن حمید وول می خورد. این را از سخت گیری های گاه و بیگاه و بی دلیل او نسبت به نرگس می توان فهمید».

به طور کلی، اگر قصد برگزاری یک جلسه خواستگاری را دارید، از همین حالا حرفهایی که می خواهید با طرف مقابل تان بزنید، آماده کنید و تأثیر آنها بر آینده مشترک تان را بسنجید.

عوامل و پیامدهای طلاق

طلاق و از هم پاشيدگي كانون خانواده معضل اجتماعي است كه پيامدهاي آن از مشكلات بزرگ جوامع كنوني به شمار مي رود ولي در شرايط حاضر به صورت متداول ترين راه حل يك ازدواج ناموفق درآمده است.

گسستن رابطه زناشويي و رها ساختن زندگي مشترك، زن و مردي را كه با هم پيوسته بوده اند، به راه هاي گوناگون مي كشاند ، هر چند امكان دارد، چنين زن و مردي، هريك خوشبختي خاصي يافته يا سعادت از دست رفته را در كنار همسري ديگر بيابند اما متأسفانه چنين امكاني اندك و تنها براي حدود ۱۰ درصد اتفاق مي افتد. جامعه ما نسبت به زنان مطلقه پيشداوري منفي دارد و قريب ۹۰ درصد زنان طلاق گرفته را نمي پذيرند. از طرفي ديگر مشكل وجود فرزنداني در خانواده هاي طلاق كه ناچارند به زندگي در كنار يكي از والدين بسنده كنند و روزگار را زير سايه ناپدري يا نامادري بگذرانند، مسأله ديگري است كه بسيار قصه هاي غم انگيز آن را شنيده ايم. اين مسايل و پيامدها يك ذهنيت تاريخي منفي نسبت به طلاق را شكل داده است. اين واقعيت را هر فردي مي تواند دريابد كه سابقه طلاق در زندگي هر فردي به عنوان يك نقطه منفي و ضعف محسوب مي شود.

ايجاد چنين نگرشي در سطح جامعه و تلقي منفي از «طلاق» و زنان و مردان مطلقه، از مهمترين عوامل بازدارنده طلاق است. البته اسلام به عنوان يك دين واقع گرا نمي تواند به دليل خطرات ناشي از طلاق در هيچ شرايطي طلاق را نپذيرد، زيرا به هرحال در مواقعي اختلافات زن و مرد درون خانواده به نقطه انفجارآميزي مي رسد كه اجبار به ادامه چنين وضعي، نه تنها به بهبود اوضاع نمي انجامد، بلكه به مصايب و فجايع دردناكي منجر مي شود و سلامتي زن و شوهر يا فرزندان خانواده را در معرض مخاطره جدي قرار مي دهد.با وجود اين ، طلاق در شرع مقدس اسلام به عنوان مبغوض ترين عمل قابل پذيرش تلقي شده و در عرف جامعه ايراني نيز فقط به عنوان آخرين راه حل قابل پذيرش است.

امروزه در كشورمان شاهد افزايش برخي از معضلات اجتماعي هستيم و طلاق از جمله معضلاتي است كه افزايش آن شكل چشمگير و خطرناكي به خود گرفته است. بر طبق آمارهاي رسمي و غيررسمي و اظهاراتي كه توسط مسئولين دادگاه خانواده ارائه شده از هر چهار يا پنج ازدواجي كه صورت گرفته يك مورد آن متأسفانه به طلاق مي انجامد و بر همين اساس كشور ما بعد از كشورهايي چون آمريكا، دانمارك و مصر چهارمين كشور پرطلاق دنيا محسوب مي شود. حال به بررسي برخي از جنبه هاي اين پديده مي پردازيم.

دو فرد با دنيايي از آمال و آرزو و اغلب با عشقي وافر در كنار هم قرار گرفته و پيوندي از روابط را با هم برقرار مي كنند. پيوندي كه اميد مي رود تا پايان زندگي دو نفر پايدار و استوار باقي بماند. پس چه مي شود كه تمام آرزوهاي دو نفر از هم مي گسلد و زندگي آنها قبل از موعد از هم فرو مي پاشد. عوامل موجد در طلاق چيست؟ طلاق چه اثرات و عوارضي را بر زوجين طلاق گرفته و همچنين جامعه پيرامون آنها مي گذارد؟ آيا آينده و آتيه اي بهتر در انتظار مطلقين خواهد بود؟ چه راهكارهايي براي كاهش اين معضل وجود دارد؟ مقاله زير تلاش دارد به برخي از اين پرسشها پاسخ گويد،باهم مي خوانيم:

پیامدها و عوامل طلاقعوامل طلاق :

برخي از عوامل طلاق در جامعه ما به شرح ذيل مي باشند:
۱- عوامل قانونی : از جمله عواملي كه در حال حاضر به شدت طلاق ها را در جامعه ما متأثر مي سازد وجود و تصويب برخي از قوانين مربوط به ازدواج و طلاق است. مثلاً قوانين مربوط به مهريه نه تنها نتوانسته مانع طلاق دادن زنان توسط مردها شود بلكه منجر به جنگ و جدال بسياري بين زوجين شده است. قانوني كه مبني بر حق حبس مرد براي عدم توانايي پرداخت مهريه توسط زن به تصويب رسيده و بر اساس ماده ۱۰۸۵ قانون مدني كه مي گويد: زن مي تواند تا مهريه به او تسليم نشده از ايفاي وظايفي كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند. در هنگام برخي از اختلافات زنان را تجهيز به سلاحي كرده كه مي توانند به وسيله آن مرد را تهديد كرده و مشكلاتي از قبيل اين كه وقتي كه زن بخواهد اقدام به چنين شكايتي بكند مرد از هراس به حبس رفتن و يا بعد از به حبس رفتن بر دامنه مشاجرات بيافزايد و يا اين كه سريع تر اقدام به طلاق نمايد، را ايجاد نموده است.

در اين راستا مهريه وسيله اي شده كه زنان به خاطر اين كه از حالات احساسي و هيجاني بيشتري برخوردارند سريع تر تحريك شده و دست به اقداماتي كه در كل به ضرر خود و همسرش و در نهايت زندگي مشترك آنان است، بزنند. از سويي ديگر مهريه مي تواند دستاويزي براي برخي زنان سوءاستفاده كننده باشد كه اصولاً قصد زندگي مشترك ندارند و به خاطر دريافت مهريه اقدام به ازدواج مي نمايند و بعد از مدتي با دلايل واهي سعي مي كنند با دريافت تمامي مهريه يا قسمتي از آن با عاصي كردن مرد طلاق خود را بگيرند و اين عمل خود را بارها مي توانند تكرار كنند. به نظر مي رسد براي برطرف كردن معايب قانوني مربوط به مهريه ازجمله حذف حق حبس زنان با توجه به بررسي هاي كارشناسانه دقيق تر بايد اصلاحاتي صورت پذيرد تا كمترين عوارض را دربرداشته باشد. البته مسائل قانوني فقط به مسائل مطرح شده ختم نمي شود بلكه مسائل ديگري نيز وجود دارد كه بايد مورد بررسي و بازبيني قرار گيرند و بر اساس زمان حاضر تغييرات لازم در آنها انجام پذيرد.

۲- عوامل روانشناختی : عوامل روانشناختي دخيل در طلاق ابعاد گسترده اي را دربرمي گيرد كه با بيان مختصر نمي توان به توصيف گستره آن پرداخت ولي از جمله مواردي كه مي توان به آنها اشاره كرد به شرح ذيل است:

عدم تفاهم و سازگاري رواني
در برخي از موارد طلاق، وقتي از زوجين درباره علل طلاق سؤال مي شود راحت ترين و در دسترس ترين پاسخي كه خواهند داد اين است كه مي گويند ما با هم سازش يا تفاهم نداريم. وقتي سؤال دقيق تر مي شود كه منظور از تفاهم نداشتن چيست؟ در پاسخ بسياري از آنها مشاهده مي شود كه دليل يا جواب مستدلي براي آن ندارند. از مفاهيمي مثل اين كه او مرا درك نمي كند، ما با هم هيچ شباهتي نداريم، او مرا دوست ندارد، به خانواده اش وابسته است(البته اين سخن در بين خانم ها بسيار شايع است) و مسائلي از اين قبيل كه بسيارند مطرح مي شود.

اين شكايات و گله مندي ها گاهي دوطرفه است يعني هر دو زوج متقابلاً از همديگر شكايت مي كنند ،ولي در خيلي مواقع نيز يك طرفه است يعني يكي از زوجين عاشق و دوستدار همسر خود است و تمام و كمال حاضر به زندگي مشترك با طرف مقابل خود است ولي ديگري علي رغم ابراز احساسات همسرش، حالتي تنفرآميز نسبت به او پيدا مي كند. در اين حالت است كه تقريباً آن زندگي به نقطه پايان خود نزديك شده و ديري نخواهد پاييد كه طلاق و متاركه زوجين نتيجه بلافصل آن خواهد شد.

پديده ذكر شده به وفور در جلسات مشاوره زوجيني كه با هم اختلاف دارند ديده مي شود.
در چنين موقعيت هايي با توجه به پديده رخ داده شده هر عملي، سخني، شيوه اي به عنوان بهانه اي از طرف فرد بي علاقه در نظر گرفته مي شود كه اين بهانه گيري ها پاياني نخواهد داشت. بهانه هايي چون تو مرا دوست نداري، تو مرا گردش نمي بري، تو يك آدم بي حالي هستي، تو طرفدار پدر و مادر يا خواهر و برادرانت هستي، تو به خاطر خانواده ات به من بي محلي مي كني و هزاران تو، تو… ديگر، كه اگر هر كدام برآورده گردد ديگري سر برمي آورد و اينها مي توانند پاياني بر زندگي مشترك با برچسب نداشتن تفاهم باشد.

حال بايد بپرسيم چرا چنين اتفاقاتي رخ مي دهد؟
چنين سؤالي قطعاً پاسخ هاي متعددي از منظرها و با توجه به افراد مختلف دارد. از جمله پاسخ هايي كه مي توان به آنها اشاره كرد عبارتند از:

الف- عدم تمايل يكي از طرفين به ازدواج و يا ازدواج اجباري
ازدواجي كه به صورت اجباري و فقط به خواسته والدين يكي از زوجين و يا هر دو طرف باشد و تمايلي از سوي خود زوجين نباشد در اغلب موارد به شكست مي انجامد و اگر نيانجامد قطعاً در بسياري از موارد به تحمل مي انجامد كه چنين زندگي زناشويي مانند زنداني شدن با اعمال شاقه است، اگرچه به نظر برسد ظاهراً مشكلي وجود ندارد. البته در مواردي نيز به ندرت چنين ازدواج هايي موفقيت آميز است.

ب- ناپختگي و عدم بلوغ اجتماعي
برخي از ازدواج ها علي رغم اين كه به صورت خواسته و حتي با عشق و علاقه طرفين براي ازدواج همراه بوده ولي بعد از مدتي شاهد از هم پاشيدگي آنها هستيم. در اين نوع طلاق ها ما شاهد اين خواهيم بود كه دختر يا پسر و يا هر دوي آنها به نوعي هنوز به درجه اي از رشد اجتماعي و عقلاني نرسيده اند كه بتوانند يك زندگي مشترك را اداره كنند، تشكيل يك زندگي مشترك مستلزم شناخت ها و پيش آگهي هايي است. دختر و پسري كه با هم ازدواج مي كنند بايد خودشان را آماده پذيرش مسئوليتهايي كنند. خود را شريك زندگي و سازندگي آن بدانند، از طرف مقابل خود صرفاً بستانكار نباشند بلكه خود را بدهكار نيز بدانند. هر كدام از آنها بايد خود را مسئول ساختن زندگي تلقي كنند نه اين كه يك زندگي ساخته شده را بخواهند. كساني كه قصد ازدواج دارند بايد به اين امر آگاهي داشته باشند كه ازدواج پايان بخشيدن به تمام سختي ها و مشكلات نيست بلكه به نوعي درگير شدن با مشكلات ديگري و شايد بيشتري است كه اگر به ديده درست به آن نگريسته شود زيبايي زندگي در همين حل كردن مشكلات بيشتري است كه اگر به شكلي آرماني به آن نگريسته شود چيزي جز طلاق نتيجه اش نخواهد بود.

بعضي از خانم ها در جامعه ما متأسفانه ازدواج را مساوي با ورود به دنيايي كه همه چيز آن زيبايي و راحتي است مي دانند و در برخورد با اولين و كوچكترين مشكل ساختار رواني شان از هم گسسته مي شود. رسيدن به يك پختگي و بلوغ اجتماعي در درجه اول به عهده والدين است و در درجه دوم ايجاد تغيير در نگرش خود افراد در شرف ازدواج به مسأله زندگي مشترك آنهاست.

ج- توقعات بي جا و چشم و هم چشمي
امروزه زرق و برق هاي بسيار زياد و متنوع مانند سمي كه بر اختلافات خانوادگي دامن زده گريبانگير جامعه ما گشته و وضعيت بحراني را در كانون خانواده به وجود آورده است. در اينجا بحث بر سر وجود چنين زرق و برقهايي نيست، بلكه بحث بر سر تأثيرات و برداشتهايي كه از آنها مي شود، است. در چنين وضعيت هايي زوجين غرق در چنين اوضاعي مي شوند و خود و زندگيشان را فراموش مي كنند. به طور خودآگاه يا ناخودآگاه با متأثر شدن از چنين وضعي و فكر نكردن درباره تداوم زندگيشان به دامن شديد اختلافات مي افتند. كما اينكه در بسياري از مواقع اين صورتهاي زيبا عامل خوشبختي در زندگي نيستند. اين افراد با نديدن جنبه هاي مثبت زندگي خود و ديدن جنبه هاي به ظاهر مثبت و يا به واقع مثبت ديگران دچار كشمكش هاي فراوان مي شوند و وقتي زندگي خود را از دست مي دهند تازه مي فهمند كه چه بر سرشان آمده است.

مقايسه زندگي ها با همديگر، امروزه بلايي است كه مي تواند هر زندگي خوب و زيبا را از هم متلاشي كند. اگر زوجين گرفتار چنين حالتي شوند تحت هر شرايطي و امكاناتي هرگز به آرامش و رضايت نخواهند رسيد. اين وضعيت حالتي رواني را در افراد به وجود خواهد آورد كه با به دست آوردن هر چيزي به موضوع ديگري فكر خواهند كرد كه هرگز تمامي نخواهد داشت. پس بايد خود و شرايط خودمان را بپذيريم و با تلاش و پذيرش خود گام به سوي آينده برداريم كه در اين صورت احساس خوشبختي خواهيم كرد.

د- ابتلا به اختلالات عاطفي و رواني
ابتلاي يكي از زوجين و يا هر دو نفر آنها به اختلالات رواني مي تواند موجب از هم پاشيدگي يك زندگي مشترك گردد. اختلالات رواني مورد بحث مي تواند طيف گسترده اي از شدت و ضعف و همچنين مشهود و غيرمشهود را دربرگيرد. مثلاً ابتلا به افسردگي از حالت خفيف آن تا حالت شديد آن كه به افسردگي اساسي معروف است مي تواند موجب اختلال در روابط زناشويي گردد كه اين حالتي مشهود از اختلالات رواني است. ولي گاهي اختلالاتي مانند اختلالات شخصيت كه به طور مشهود در مبتلايان آن ديده نمي شود از عوامل ناسازگاري و تنشهاي زندگي زناشويي خواهد شد. ازجمله اين اختلالات مي توان از اختلال شخصيت هيستريونيك (نمايشي) و خود شيفته نام برد. به عنوان مثال در اختلال شخصيت هيستريونيك فرد مبتلا نياز مفرط به توجه از سوي همسرش را دارد و در صورت كمترين بي توجهي آشفتگي زيادي بر وي مستولي خواهد شد. در اين حالت فرد مقابلش به هر اندازه به او توجه نشان دهد او ارضا نشده و هميشه شاكي خواهد بود. اين در حالي است كه خودش در مقابل اين همه توجه طلبي كمترين توجه را به همسرش مي نمايد ولي فكر مي كند كه بي نهايت اين كار را انجام داده است. رفته رفته اين موضوع موجب خستگي طرف مقابلش شده و بعد از مدتي به مشاجره و درنهايت تنفر زياد از همديگر و طلاق و متاركه مي انجامد.

۳- عوامل اقتصادی : مسائل مالي و اقتصادي از ديگر عواملي است كه مي تواند منجر به متاركه زوجين شود. از مصاديق اين عوامل مي توان به فقر، بيكاري، بيماري و غيره اشاره كرد. از نظر بسياري از مردم بد بودن وضعيت اقتصادي بزرگترين عامل طلاق تلقي مي شود. در اينجا بايد به اين نكته اشاره كرد كه درست است عوامل اقتصادي نقش مهمي در امور زندگي مشترك دارد ولي خود اين مسائل في نفسه مهمترين عامل فروپاشي نمي باشد. در يك زندگي زناشويي زوجين اگر همديگر را دوست داشته باشند و منطقي فكر كنند مي توانند با داشتن حداقل امكانات زندگي با همديگر سازگار بوده و زندگي كنند. كما اينكه در غير اين صورت با بالاترين امكانات مادي هم با يكديگر به سر نخواهند برد.
پس قناعت و پذيرش موقعيتها و وضعيت طرفين بعد از ازدواج مي تواند اين عامل را خنثي كند كه متأسفانه بايد اذعان كرد در جامعه كنوني ما برخي از زوجين بدون نگاه به خود و فرد مقابلش توقعات آرماني را براي زندگي زناشويي تصور مي كنند كه به عمل رساندن آن غيرممكن بوده و با گذشت مدتي از زندگي مشترك به راهي جز راه طلاق و متاركه نمي انجامد.

نكته ديگري كه در اين زمينه مي توان عنوان كرد اين است كه به نظر مي رسد علت طلاق در طبقات پائين اقتصادي اجتماعي (مخصوصاً در شهرهاي بزرگ) مسائل اقتصادي (فقر و بيكاري) باشد ولي در طبقات بالاتر اجتماعي (تحصيلكرده ها) عدم تفاهم و سازش اخلاقي باشد.

۴- عوامل ارتباطی : عوامل ارتباطي مشتمل است بر ارتباط و رفت و آمد با خانواده همسر (والدين، برادر، خواهر و بستگان) و نگاه و نگرش متقابلي كه اين دو نسبت به هم دارند.

شايد بتوان گفت عوامل ارتباطي كه ذكر شد در جامعه ما از بزرگترين مسائل اختلاف برانگيز در مسائل زناشويي و خانوادگي است. جايي كه خود زوجين چندان اختلافي با همديگر ندارند و مسائل فرعي ديگر مثل ارتباط با خانواده هاي طرفين برانگيزاننده مشكلات عديده اي مي شود. در اينجا مي توان به روابط بين مادرشوهر، عروس- خواهرشوهر، عروس- مادرزن داماد اشاره كرد كه اغلب از ديدگاه خوبي نسبت به هم برخوردار نبوده و به نظر مي رسد در فرهنگ ما از تاريخچه اي بس طولاني برخوردار است.

۵- ساير عوامل : عوامل ديگري چون اعتياد، بيكاري، بيماري، ناباروري، مسائل جنسي، به ميان آمدن پاي فرد ديگري در زندگي يكي از زوجين، تغييرات و تفاوتهاي فرهنگي و اجتماعي، فاصله طبقاتي، رتبه هاي تحصيلي و… ازجمله ديگر علل طلاق و متاركه مي باشند.

اعتياد به عنوان بلاي خانمان سوز مي تواند هر زندگي را در كام خود فروكشد و نابودش كند. بيكاري زمينه ساز مشكلات اقتصادي و به دنبال آن تشويش هاي روانشناختي است. ناباروري هر كدام از زوجين و ناتواني در بچه دار شدن از عوامل نگران كننده و ايجاد كننده طلاق است. مشكلات جنسي و عدم رضامندي هر كدام از زوجين از عوامل بسيار مهمي است كه به علل فرهنگي در هاله اي از پنهان كاري قرار مي گيرد.

در مشاوره هاي ازدواج اين امر به وضوح به چشم مي خورد كه برخي از زوجين به مسائل جنسي كه از ضروري ترين و مهمترين عوامل استواري زندگي زناشويي است توجهي نمي كنند يا بي توجه هستند. اغلب خانم ها ارضاي جنسي را فقط مختص آقايان مي دانند و از رضايت خودشان در اين زمينه غافل مي مانند كه بعدها منجر به اختلافاتي مي شود كه هيچكدام از آنها نمي دانند كه علت در چيست و منشأ اين اختلافات با بهانه هاي ديگري ظهور مي كنند. عدم آموزش و عدم آگاهي از برقراري روابط جنسي به شكل صحيح، مقاومت يا عدم مراجعه به پزشك، براي مسائل مربوط به اين روابط و… از موارد مشكل ساز در اين زمينه مي باشند.در آخر بايد به اين نكته توجه كرد كه تغييرات فرهنگي و اجتماعي كه در جامعه ما در حال گذر است منجر به تغيير و تحولات گسترده در ابعاد و سطوح مختلف اجتماعي شده كه كانون خانواده و زندگي زناشويي ازجمله مواردي است كه به شدت تحت تأثير اين تغيير و تحولات قرار گرفته است. در اين راستا، اين وظيفه نهادهاي دولتي و غيردولتي است كه موضوع را از جهات مختلف موردتوجه و بررسي قرار داده و با ريشه يابي و شناسايي دلايل و عوامل آن راهكارهاي لازم را بيابند. چرا كه فروپاشي خانواده علاوه بر اينكه صدمات رواني و عاطفي به افراد مبتلا به آن مي زند، اثرات مخربي را بر پيكره جامعه و ايجاد معضلات، مشكلات و بزهكاري هاي فراوان در جامعه وارد خواهد كرد .

امروزه اعتياد مهمترين عامل طلاق در خانواده هاست

قاضي مشاور دادگاه خانواده مهمترين دليلي را كه در خانواده ها منجر به طلاق مي شود، عامل اعتياد ذكر كرد.
فخري ملك محمد ميگويد : ۶۰ الي ۷۰ درصد طلاقهايي كه انجام مي شود مربوط به اعتياد افراد است و عدم تفاهم زوجين و دخالت افراد در روابط خانوادگي در درجه دوم اهميت قرار دارد.وي ادامه داد: در طي دو سال گذشته درصد افزايش طلاق در قم ۳۲/۵۶ درصد بوده است كه از اين لحاظ استان قم نسبت به ساير استانهاي كشور در رتبه پنجم قرار دارد.

وي در خصوص وكالت زن در طلاق و يا ماده ۱۱۱۹ قانون مدني گفت: مبناي اين ماده قانوني بر اساس قوانين شرعي است و از آنجا كه بعضي از حقوق، ذاتي و غيرقابل سلب است و شرع آنها را جايز كرده مانند حق طلاق براي مرد و تعدد زوجات، در مقابل قانون براي زن نيز راه حلهايي قرار داده كه وكالت زن در طلاق يكي از اين موارد است و متأسفانه اكثر زنان از اين حق خود آگاهي لازم را ندارند.

وي اضافه كرد: بر اساس اين ماده زن مي تواند هر شرط مشروعي را ضمن عقد نكاح يا عقد لازم ديگر بنمايد كه در صورت انجام خلاف آن، زن وكيل و وكيل توكيل است و پس از اثبات تحقق شرط در محكمه و صدور حكم نهايي مي تواند خود را مطلقه سازد و اين وكالت به لحاظ اينكه ضمن عقد لازمي اخذ شده، بلاعزل است.
قاضي مشاور دادگاه خانواده استان قم تصريح كرد: بر اساس فتواي حضرت امام راحل زن مي تواند ضمن عقد لازمي شرط كند كه وكالت در طلاق را به صورت مطلق داشته باشد.

قاضي فخري خاطرنشان كرد: بر اساس مصوبه جديد مجلس، ماده ۱۱۳۳ قانون مدني كه بر اساس آن مرد مي تواند هر وقت كه بخواهد زن خود را طلاق دهد تغيير كرده و طبق ماده واحده اصلاح قانون مقررات مربوط به طلاق مرد مي تواند با رعايت شرايط مقرر در اين قانون و با مراجعه به دادگاه همسر خود را طلاق دهد