مقاله لیومیوسارکوم رحم

لیومیوسارکوم رحم یک تومور نادر ولیکن اگرسیو می‌باشد. معمولا با علایم خونریزی، درد و توده لگنی تظاهر می‌کند. درمان آن جراحی است. درمان‌های کمکی تأثیری در سوروایوال بیماری تاکنون نداشته‌اند. رادیوتراپی لگنی عود لگنی تومور را کم می‌کند ولیکن تأثیری در سوروایوال بیماری ندارد، شیمی درمانی نیز در افزایش سوروایوال بیماران به عنوان کمک درمانی در مراحل اولیه تأثیری نداشته است. در موارد پیشرفته و یا عود بیماری، از شیمی درمانی با استفاده از تاکسول+ کاربوپلاتین استفاده می‌شود. از جراحی در موارد متاستاز که رزکسیون تومور امکان‌پذیر باشد استفاده می‌شود. مطالعات جدید در مورد کاربرد روش‌های درمانی بر اساس بیولوژی مولکولی در حال بررسی است.

مقاله لیومیوسارکوم رحمزمینه و هدف

تومور عضله صاف رحم از میومتر رحم منشاء گرفته و شامل لیومیوم و لیومیوسارکوم می‌باشد. لیومیوم رحم یک تومور خوش‌خیم بوده و نسبتاً شایع می‌باشد به طوری‌که در بعضی از جوامع تا 77% نیز گزارش شده است. در حالی‌که لیومیوسارکوم یک تومور بدخیم با سیر تهاجمی و پیش‌آگهی بد بوده و نادر است و حدود 1 درصد کانسرهای رحمی را تشکیل می‌دهد. تظاهر بالینی هر دو این تومورها خونریزی رحمی، درد و علایم فشاری می‌باشد. لیومیوم معمولاً در دهه چهارم تا پنجم در حالی که لیومیوسارکوم در سنین بالاتر حدود دهه پنجم تا ششم زندگی می‌باشد. انسیدانس لیومیوسارکوم در نمونه‌های جراحی شده با تشخیص لیومیوم خیلی نادر است حدود 5/0% در حالی که هر چه سن بالاتر باشد و بیمار با علایم لیومیوم تحت جراحی قرار گیرد احتمال لیومیوسارکوم بیشتر و حدود 7/1% می‌باشد. گرچه همیشه عقیده بر این بوده که رشد سریع و ناگهانی لیومیوم احتمال سارکوم را بیشتر می‌کند ولیکن یک مطالعه مروری این عقیده را تأیید نمی‌کند. به طوری‌که شانس سارکوم در لیومیومی که رشد سریع داشته است حدود 27/0% می‌باشد.1 بنابراین درمان لیومیوم رحم در زنان قبل از منوپوز ترجیحا محافظه‌کارانه می‌باشد و در صورت عدم پاسخ به درمان‌های محافظه‌کارانه درمان‌های جراحی پیشنهاد می‌شود.
ولیکن بروز یک توده رحمی پس از منوپوز، درمان جراحی را در اولویت قرار می‌دهد. لیومیوسارکوم رحمی توموری با پیشرفت تهاجمی و آگرسیو بوده و در موارد نادری پیشرفت کند دارد به طوری‌که سوروایوال 5 ساله آن 75-25% می‌باشد.2 در این مقاله در مورد اپیدمیولوژی، نحوه مراقبت و درمان لیومیوسارکوم بحث خواهیم کرد.

اپیدمیولوژی و تظاهرات بالینی
1% تومورهای رحمی را لیومیوسارکوم رحم تشکیل می‌دهد. بیماران در سنین 60-50 ساله هستند. رادیوتراپی لگنی انسیدانس کارسینوسارکوم را افزایش می‌دهد (M.M.T) ولیکن رابطه‌ای بین لیومیوسارکوم و رادیوتراپی وجود ندارد.4و3 همچنین مصرف تاموکسیفن شانس کارسینوسارکوم را افزایش می‌دهد نه لیومیوسارکوم را. علایم بیماری نیز خونریزی- درد و توده لگنی می‌باشد.5

آمبولیزاسیون شریان رحمی Uterine artery embolization
از سال 1995 که آمبولیزاسیون شریان رحمی (UAE) به عنوان روشی برای حفظ رحم در موارد لیومیو‌م‌های علامت‌دار،‌ معرفی شد روز به روز محبوبیت بیشتری پیدا کرده است این روش توسط رادیولوژیست‌های دوره دیده انجام می‌شود و از بین رفتن علایم بیماری و دوره نقاهت خیلی سریع بوده ولیکن چون نمونه پاتولوژی وجود ندارد ممکن است تشخیص LMS (لیومیوسارکوم) به تعویق بیافتد.6
جهت تشخیص LMS رحم قبل از انجام آمبولیزاسیون روش موثری وجود ندارد. انجام تست‌های خونی، رادیولوژی و یا نمونه‌گیری از آندومتر کافی نمی‌باشند این بررسی‌ها قبل از آمبولیزاسیون انجام می‌شود که میزان موفقیت درمانی را پیش‌بینی کند.9-7 انجام MRI قبل از آمبولیزاسیون بهترین روش برای تعیین موقعیت فیبروم می‌باشد زیرا فیبروم‌های پدانکوله و ساب‌سروز کمتر به این روش درمانی پاسخ می‌دهند.10 از طرفی سیگنال‌های MRI تا حدودی ممکن است بتواند موارد بدخیم را نشان دهد.10 گرچه احتمال لیومیوسارکوم رحم در نمونه‌های جراحی برای لیومیوم خیلی کم می‌باشد (5/0%). ولیکن به هر حال وجود دارد و تاکنون هفت مورد لیومیوسارکوم رحم پس از آمبولیزاسیون گزارش شده است.12و11
که در سه مورد تأخیر در تشخیص شش ماه و در چهار مورد 12 ماه یا بیشتر بوده است. از این هفت مورد دو مورد متأسفانه در موقع تشخیص متاستاز داشتند. به هر حال آمبولیزاسیون رحمی یک روش مفید در درمان لیومیوم رحم می باشد. آمبولیزاسیون رحم در زنان پس از یائسگی پیشنهاد نمی شود و همچنین در بیماری که آمبولیزاسیون منجر به از بین رفتن علایم بیمار نمی‌شود و در حقیقت شکست درمانی وجود دارد این احتمال را باید در نظر گرفت و بیماران را برای جراحی کاندید کرد.

پاتولوژی
به طور کلی لیومیوسارکوم یک توده صاف، زردرنگ با نقاط نکروز و هموراژی می‌باشد. معمولا تشخیص هیستوپاتولوژیک لیومیوسارکوم مشکل نمی‌باشد و اکثر تومورهای بدخیم عضله صاف رحم دارای خصوصیات زیر هستند.
هیپرسلولاریتی، آتی‌پیسم هسته، میتوز بالا بیش از 15 میتوز در هر میدان میکروسکوپی (MF/10HPF) و علاوه بر آن معمولا ویژگی‌های دیگر مثل منوپوز، گسترش تومور به خارج از رحم، سایز بزرگ (بیش از 10 سانتی‌متر)، تهاجم تومور به نسوج اطراف،‌ نکروز و آتیپیکال میتوز دیده می‌شود.
در مورد لیومیوسارکوم از نوع اپی‌تلوئید یا میگزوئید ممکن است تشخیص مشکل باشد زیرا آتی‌پیسم در هسته و تعداد میتوز کم است که در غیاب هیپرسلولاریتی و آتیپسم هسته معمولا این نوع لیومیوسارکوم بر اساس حاشیه تهاجمی تومور (Infiltrative border) تشخیص داده می‌شود.
گاهی تشخیص افتراق لیومیوسارکوم از نوع تومور عضله صاف و stump مشکل است. (جدول 2 و 3). اکثر پاتولوژیست‌ها معتقدند در صورت دو معیار از سه معیار زیر تشخیص لیومیوسارکوم داده می‌شود:
–    تعداد میتوز بیش از 10
–    آتیپی سلولی
–    وجود نکروز Coagulative necrosis
اکثر پاتولوژیست‌ها وقتی دو تا از معیارهای فوق وجود داشته باشد تشخیص LMS می‌دهند. همانطور که گفته شد تشخیص افتراقی لیومیوم از لیومیوسارکوم ساده است و مشکلی در گزارش نهایی پاتولوژی وجود ندارد ولیکن در بعضی از لیومیو‌م‌ها گزارشاتی مثل آتی‌پیکال، سلولار، میتوتیک اکتیویتی و یا Bizarre leiomyoma وجود دارد که به شرح آنها خواهیم پرداخت.

Table- 1: Benign smooth muscle tumors of the uterus
Leiomyoma variants that may mimic malignancy    Smooth muscle proliferations with unusual growth patients
Mtotically active leiomyoma     Disseminated peritoneal leiomyomatosis
Cellular leiomyoma    Benign metastasizing leiomoyoma
Hemorrhagic leiomyoma and hormone- induced changes    Intravenous leiomyomatosis
Leiomyoma with bizarre nuclei (atypical leiomyoma)    lymphangioleiomyomatosis
Myxoid leiomyoma
Epithelioid leiomyoma
Leiomyoma with massive lymphoid infutration

Table- 2: smooth muscle tumors of uncertain malingnat potential (STUMP)
Pathologic criteria
Tumor cell necrosis in a typical leiomyoma
Necrosis of uncertain type with≥10 MF/10 HPFs, or marked diffuse atypia
Marked diffuse or focal atypia with borderline mitotic counts
Necrosis difficult to classify
گزارشات دیگری مثل هیدورپیک لیومیوما، میگزوئید لیومیوما، اپی‌تلیوئید لیوموما، نیز وجود دارد.
Atypical leiomyoma آتیپی سلولی وجود دارد ولیکن نکروز دیده نمی‌شود. نوع شدید آتی‌پیکال لیومیوم همان bizarre می‌باشد که آتی‌پی سلول شدید است ولیکن علی‌رغم هیپرسلولاریتی تعداد میتوز از 10 عدد کمتر است و نکروز سلولی وجود ندارد.14و13
Kempson و Hendrickson یک گروه کوچک از تومورهای عضله صاف رحم (Smooth muscle tumors) را معرفی کردند که رفتار کلینیکی آن‌ها را نمی‌توان پیش‌بینی کرد این محققین از واژه Smooth muscle Tumors of Uncertain Malignant Potential (STUMP) برای آن‌ها استفاده کردند.14
این تومورها شامل:
–    تومورهای عضله صاف با حداقل آتی‌پیسم سلولی و تعداد میتوز کم ولیکن نمی‌توان هیستولوژی آن را مشخص کرد.
–    تومور عضله صاف با آتی‌پی سلولی منتشر و شدید، میتوز کم و عدم قطعیت در مورد وجود یا عدم وجود کوآگولاتیو نکروزیس
–    تومور عضله صاف با میزان متوسط تا شدید آتی‌پی سلول و ایندکس میتوز که نمی‌تـوان قطعا تعداد آن را مشخص کرد به دلیل آن که احتمالا تعدادی از سلول‌های در حال دژنراسیون شبیه به میتوز به نظر می‌رسد.
ایمونوهیستوشیمی Immunohistochemistry
لیومیوسارکوم معمولا مارکرهای عضله صاف را مثل h-caldesmon, desminT smooth- muscleactine، histone deactylase 8 را بیان می‌کند و بایستی بدانیم که نوع میگزوئید و اپی‌تلیوئید ممکن است برای این مارکرها مثبت نشود. همچنین لیومیوسارکوم CD10 و مارکرهای اپی‌تلیوئید مثل کراتین یا EMA را ممکن است بیان کند. لیومیوسارکوم‌ها ممکن است برای گیرنده‌های استروژن و پروژسترون هم مثبت شوند در مطالعات اخیر نشان داده شده که Ki67 نیز در سطح بالایی مثبت می‌شود.
فاکتورهای پروگنوستیک
لیومیوسارکوم رحم حتی اگر محدود به رحم باشد پیش‌آگهی بدی دارد در اکثر بیماران (40%) اولین عود در ریه‌ها دیده می‌شود و در 13% عود ابتدا در لگن اتفاق می‌افتد. سوروایوال 5 ساله در بیماران در مرحله I، 50% و در مرحله II، 25% می‌باشد.
در مطالعات مختلف عوامل پیش‌آگهی شامل سن، سایز تومور، مرحله بیماری، حاشیه تومور، وجود یا عدم وجود نکروز،‌ تعداد میتوز، میزان آتی‌پیسم سلولی و تهاجم به عروق، بوده است ولیکن توافق کلی در این زمینه وجود ندارد. یک مطالعه نشان داد که سایز تومور مهمترین عامل پروگنوستیک می‌باشد. در بعضی مطالعات دیگر سایر تومور و تعداد میتوز در تعیین پیش‌آگهی بیماری مهم بوده‌اند.
اکثرا معتقدند سایر پارامترها، عوامل وابسته به سایز تومور هستند و لذا اندازه تومور در staging جدید FIGO به عنوان یک عامل مهم در تعیین مرحله بیماری و بالطبع پیش‌آگهی آن آمده است.
جراحی Surgical management
خوشبختانه اکثر موارد تومورهای علامت‌دار رحمی که جراحی می‌شوند نهایتا هم خوش‌خیم هستند و فقط5/0%  نمونه‌های هیسترکتومی ممکن است جواب لیومیوسارکوم باشد. همانطور که قبلا نیز گفته شد روش قطعی برای افتراق این دو پدیده خوش‌خیم و بدخیم قبل از جراحی وجود ندارد. نمونه‌گیری از آندومتر فقط در مواردی که توده ساب‌موکوزال باشد ممکن  است کمک‌کننده باشد، MRI و اندازه‌گیری لاکتات دهیدروژناز گرچه کمک کننده هستند ولیکن قطعی نیست. برای Staging  لیومیوسارکوم سیستم مرحله‌بندی FIGO را باید به کار برد.15 تومور بایستی به طور کامل خارج شود. از روش میومکتومی در مواردی که بیمار حفظ باروری برایش مهم است و فرزند ندارد فقط هشت مورد گزارش شده است16 که وقتی به پاتولوژی این بیماران دقت می‌کنیم تعدادی از آن‌ها لیومیوم‌های غیرعادی بوده است و در حقیقت سارکوم نبوده است. هیسترکتومی درمان استاندارد برای این بیماران می‌باشد.
حفظ تخمدان‌ها
برای حفظ تخمدان‌ها در بیماران مبتلا به لیومیوسارکوم رحم هنـوز جـواب قاطعـی وجود ندارد بعضی از سارکوم‌های رحمی

Table- 3: uterine sarcoma
Stage IA    Tumor limited to uterus<5cm
Stage IB    Tumor limited to uterus>5cm
Stage IIA    Tumor extends to the pelvis, aderiexa
Stage IIB    Tumor extends to extra- uterine pelvic tissue
Stage II1A    Tumor extends to abdominal tissue one site
Stage IIIB    More than one site
Stage IIIC    Metastasis to pelvic and/or para- aortic lymphnode
Stage IV A    Tumor inades bladder and/or rectum
Stage IV B    Distant metastasis
گیرنده هورمونی دارند و همچنین احتمال متاستاز میکروسکوپی در تخمدان وجود دارد لذا حفظ تخمدان‌ها مورد بحث است و یا قاطعیت نمی توان به آن پاسخ داد. در چندین مطالعه محققین وجود گیرنده‌های استروژنی را در لیومیوسارکوم گزارش داده‌اند.18و17 همچنین در یک گزارش موردی، قطع استروژن پس از اووفرکتومی منجر به از بین رفتن متاستازهای ریه در بیمار لیومیوسارکوم با گرید پایین شد.19 بنابراین بر اساس این گزارشات این احتمال وجود دارد که با حفظ تخمدان‌ها، سلول‌های باقیمانده سارکوم ممکن است مجدداً رشد و منجر به عود بیمار می‌شوند. در چندین مطالعه نیز احتمال متاستاز مخفی در تخمدان‌ها بررسی شده است در دو گزارش محققین گزارش کرده‌اند که در تخمدان‌ها به‌ظاهر سالم در نمونه پاتولوژی نیز هیچ متاستازی مشاهده نشد.20
اما در گزارش دیگری از Levirao و همکارانش در 108 نمونه لیومیوسارکوم که تخمدان‌ها به طور ماکروسکپی سالم بودند در 9/1% از بیماران (2 درصد) متاستاز در نمونه‌ میکروسکپی مشاهده شد.21
بنابراین با در نظر گرفتن احتمال پایین درگیری تخمدان در تخمدان‌هایی که به ظاهر سالم هستند، حفظ تخمدان‌ها در زنان جوان امکان‌پذیر است.
Aaro و همکارانشان سوروایول 5 ساله در 9 مورد لیومیوم سارکوم رحم با حفظ تخمدان‌ها را 78% گزارش دادند.
مطالعات بعدی هم این نظریه را تأیید کردند.23و22 به طوری که در یک گزارش از میوکلینیک در 25 موردی که تخمدان‌ها حفظ شد نسبت به بیماران که تخمدان‌ها برداشته شده بود و از نظر stage، گرید و سن با هم مطابقت داشتند میزان عود و سوروایول تفاوتی نداشت.
با بررسی گزارش 1396 مورد لیومیوسارکوم محدود به رحم در 341 بیمار کمتر از 50 سال 5- year disease free survival در بیمارانی که اووفورکتومی شده بودند با آنهایی که اووفرکتومی شده بودند تفاوتی مشاهده نشد.24

لنفادنکتومی Lymph node evaluation
نقش لنفادنکتومی در لیومیوسارکوم رحم (LMS) مورد بحث است. در بررسی EER database در 348 مورد لیومیوسارکوم رحم 23 مورد (6/6%) غدد لنفاوی درگیر بود24 و سوروایول 5 ساله در آنهایی که غدد درگیر داشتند 26% نسبت به 64% در آنهایی که درگیری غدد نداشتند (001/0p<) ولیکن خود غدد لنفاوی درگیر به تنهایی تأثیری در سوروایول نداشت.7 در یک مطالعه توسط Gynecologic Oncology Group (GOG) در سارکوم رحم درگیری غدد لنفاوی تأثیری در پیش‌آگهی بیماری نداشت.25
به هر حال اینکه بررسی غدد لنفاوی در لیومیوسارکوم رحم لازم است یا نه. جواب قاطعی وجود ندارد ولیکن به نظر می‌رسد درگیری غدد لنفاوی در موارد پیشرفته بیماری دیده می‌شود و به همین دلیل پیش‌آگهی بیماری در این موارد بد می‌شود و اما در موارد نادری نیز گزارش شده است که در بیماری محدود به رحم، غدد لنفاوی درگیر بوده است.

شاخص‌های پیش‌آگهی
همانطور که قبلا نیز گفته شد لیومیوسارکوم رحم یک بیماری تهاجمی با پروگنوز بد می‌باشد به طوری‌که متوسط دوره عادی از بیماری پس از درمان 2/2 سال می‌باشد و متوسط سوروایوال 9/4 سال است.23
فاکتورهای موثر در پیش‌آگهی بیماری: گرید تومور، مرحله بیماری و تعداد میتوز می‌باشد.26
مروری بر یافته‌های SEER data base نشان می‌دهد که سوروایول 5 ساله بیماران در مرحله I، II، III، IV به ترتیب 75%، 60%، 44% و 28% می‌باشد.24
سایر فاکتورها مثل سایز کوچک تومور، سن پایین، قبل از یائسگی عوامل موثر در پروگنوز خوب بیماری هستند در یک مطالعه اخیر نیز عدم درگیری فضاهای عروقی (Vascular space involvement) در پیش‌آگهی بهتر موثر بوده است.27و26

درمان‌های کمکی Adjuvant therapy
رادیوتراپی
استفاده از رادیوتراپی در درمان لیومیوسارکوم رحم معلوم نیست. در یک بررسی مروری بر نتایج مطالعات که توسط sala zar و Dunne انجام شد تفاوتی در سوروایوال بیماران در مرحله I که رادیوتراپی گرفته بودند با آنهایی که دریافت نکرده بودند، مشاهده نشد.28 در بعضی از مطالعات نشان داده شده است که کنترل موضعی با رادیوتراپی بهتر می‌شود.29و25و23و22 در مطالعه Brooks و همکارانش در روی 2677 بیمار با سارکوم رحم اضافه کردن رادیوتراپی به جراحی در بیماران مرحله II-IV با سوروایول بهتر بیماران همراه بود. منتهی محققین در مورد هیستولوژی و باقیمانده تومور پس از جراحی صحبتی نکرده‌اند. تنها در یک مطالعه Randomized Trial (RCT) که 224 بیمار مرحله I و II سارکوم رحم (103 مورد LMS و 91 مورد کارسینوسارکوم و 28 مورد آندومتریال استرومال سارکوم) به دو گروه رادیوتراپی و بدون رادیوتراپی تقسیم شدند.30 در این مطالعات بیماران مبتلا به LMS با دریافت رادیوتراپی بهبودی در کنترل موضعی و بقا مشاهده نشد. محققین نتیجه گرفتند که تمایل LMS به متاستاز از راه خونی دلیل عدم پاسخ به رادیوتراپی و عدم بهبود میزان بقای بیماران می‌باشد. محققین مسیر کلینیک نیز با بررسی پرونده های بیماران همین نتیجه را گرفتند که رادیوتراپی تأثیری در میزان بقای بیماران ندارد.23 بنابراین رادیوتراپی کمکی پس از جراحی به بیماران توصیه نمی شود.
شیمی درمانی Adjuvant chemotherapy
مطالعه کنترل شده تصادفی (RCT) در مورد کاربرد شیمی درمانی به عنوان درمان کمکی (Adjuvant) در LMS رحم وجود ندارد.
داکسی‌روبین (Doxirubin) به عنوان موثرترین دارو معرفی شده است.33-31 Omura و همکارانش یک مطالعه RCT را در نقش کموتراپی کمکی مورد سارکوم رحم گزارش دادند در این مطالعه در ساب‌گروه‌های مرحله I و II لیومیوسارکوم رحم تفاوتی در میزان عود در کسانی که شیمی درمانی گرفته بودند با آنهایی که درمانی نگرفته بودند مشاهده نشد. در مطالعه میوکلینیک نیز تفاوتی در سوروایول بیمارانی که شیمی درمانی دریافت کرده بودند با آنهایی که فقط کنترل شدند مشاهده نشد.23

رژیم ترکیب Gemcitabine به همراه Docetaxeol
نتایج قابل توجهی در بیماران متاستاتیک و عود نشان داده است. این رژیم اخیراً در 25 بیمار مرحله I-IV لیومیوسارکوم به کار رفته است.36و35 مدت زمان عاری از بیماری P.F.S در گروه درمان شده نسبت به گروه با درمان‌های قبلی بیشتر بود.37 بنابراین هنوز تحقیقات در مورد لیومیوسارکوم و شیمی درمانی باید ادامه یابد. یک داروی جدید که نتایج رضایت‌بخشی نشان داده Trabectedine می‌باشد. یک نوع الکالوئید از گیاهان دریایی که باعث صدمه به DNA شود.38 گرچه هنوز مطالعه کافی در مورد آن وجود ندارد. یک گزارش اخیراً 45% پاسخ درمانی در زنان مبتلا به LMS که با رژیم‌های دیگر درمان شده و پاسخ نداده بودند، دیده‌اند. گرچه تعداد نمونه کم است ولیکن نتایج قابل توجه است.

عود Persistent or recurrent
در حدود 30% لیومیوسارکوم‌ها در موقع تشخیص متاستاز دارند (stage III, IV)24 و احتمال عود در LMS در حدود 40 تا 73 درصد می‌باشد. برای این بیماران درمان‌ها مختلفی پیشنهاد می‌شود که شامل: جراحی مجدد و برداشتن تومور، شیمی درمانی، هورمون تراپی و درمان‌های تسکینی (Palliative) می‌باشد. شیمی درمانی رایج‌ترین درمانی است که در موارد عود بیماری به کار می‌رود Doxorubicine در حدود 25% پاسخ درمانی می‌دهد.33-31

یک مطالعه اخیرا با استفاده از Doxil (tiposomal doxorubicin) در موارد عود یا بیماری پیشرفته هیچ مزیتی نسبت به دوکسی روبین مشاهده نشد.40 اخیرا دو رژیم شیمی درمانی با نتایج قابل توجه در مورد عود لیومیوسارکوم معرفی شده‌اند یکی از این رژیم‌ها به‌کارگیری Temozolomide و دیگری ترکیب Gemcitabin Docetaxel می‌باشد.
Temozolomide در بیماران با عود به خوبی تحمل شده و در 19 بیماری که به کار رفته است در دو مورد پاسخ و در بقیه پیشرفت بیماری متوقف شده است (stable).41
در مطالعه دیگری توسط Garcia و همکارانش پاسخ به Temozolomide در 5 بیمار از 11 بیمار مورد مطالعه دیده شد که مدت متوسط پاسخ به درمان 5/12 ماه (mm58-8/3) بوده است.42 ترکیب دیگر درمانی در موارد عود gemcitabine doxetaxol می‌باشد که Hensely با به کارگیری این رژیم به میزان mg/m2900 gemcitabine به همراه mg/m2100 Decetaxol به عنوان خط اول درمانی در بیماران 8/4% پاسخ کامل 35% پاسخ نسبی و در 26% پیشرفت بیماری متوقف شد.36 مدت متوسط پاسخ به درمانی 16 ماه بوده است. در یک مطالعه دیگر نیز در لیومیوسارکوم‌های رحمی که غیرقابل جراحی بودند و به شیمی درمانی‌های قبلی پاسخ نداده بودند با این رژیم 27% پاسخ کامل و 20% پاسخ نسبی دیده شد.37
یکی دیگر از روش‌های درمانی در بیماران دچار عود جراحی می‌باشد. رزکسیون متاستاز ایزوله ریوی در لیومیوسارکوم رحم با سوروایوال 5 ساله 40 درصد گزارش شده است.44و43 همچنین گزارش میوکلینیک نشان می‌دهد که جراحی cytoreductive در عود لیومیوسارکوم با پروگنوز بهتری همراه بوده است.45 با در نظر گرفتن نتایج این مطالعات به نظر می‌‌رسد جراحی در موارد عود که تومور قابل رزکسیون باشد در سوروایوال این بیماران موثر است. هورمون تراپی در لیومیوسارکوم پیشرفته یا عود به کار رفته است. تعدادی از تومورهای دستگاه ژنیتال از آن جمله LMS دارای رسپتور استروژن و پروژسترون هستند ولیکن درصد محدودی از این تومورها به هورمون‌تراپی پاسخ می‌دهند.
Akhan و همکارانش رسپتور استروژن Ki-67 و p53 را بررسی کردند و مشاهده کردند که سوروایول بیماران با بیش از 10% گیرنده استروژن و Ki-67 بهتر است.46 اخیرا یک مطالعه کیس- رپورت با استفاده از مهارکننده های آروماتاز در بیماران با رسپتور استروژن مثبت در بیمار LMS که دچار عود تومور در ریه شده بود تومور از بین رفت و پاسخ درمان برای 12 ماه باقی ماند.47
همانطور که قبلا هم گفته شد پس رفت بیماری پس از اووفرکتومی هم گزارش شده است.19 به هر حال جایگاه هورمون‌تراپی در LMS بایستی با مطالعات بیشتر مشخص تر شود. رادیوتراپی در عود لیومیوسارکوم اثرات بسیار محدودی در سوروایول دارد. رادیوتراپی در این موارد بیشتر نقش Palliative دارد. ضرورت دست‌یابی به درمان‌های جدید در مورد LMS به شدت احساس می‌شود.

Molecular biology
Tyrosine kinase receptore: رسپتور تیروزین کیناز که برای پروتو انکوژن c-kit کد می شود در حقیقت یک تنظیم کننده پرولیفراسیون یا مرگ سلولی است و دیده شده در سرطان‌های خونی، دیس ژرمینوما و سمینوما و تومورهای استرومال دستگاه گوارش (Gastagional stromal tumor) این رسپتورها وجود دارد. به همین دلیل درمان مهارکننده‌های تیروزین کیناز مثل Imatinib در آنها خیلی موثر بوده است.48 متأسفانه مطالعات در روی LMS برای بررسی این رسپتور نتیجه مشخصی را نداده است و به نظر نمی‌رسد مهارکننده‌های تیروزین کیناز در مورد لیومیوسارکوم موثر باشد.53-49
Matrix metalloproteinases: این مواد در حقیقت مواد خارج سلولی هستند که در تهاجم سلولی و ایجاد متاستاز موثر هستند (MMPs). مطالعاتی نشان داده است که MMP در 86% لیومیوسارکوم مثبت است و آن دسته از LMS که فاقد MMPs هستند رشد بطئی و غیرتهاجمی دارند.54
همچنین ممکن است با بررسی Tissue- Microarray بتوان تقسیم‌بندی جدیدی برای لیومیوسارکوم درست کرد.56و55
با استفاده از Microarray– analysis ممکن است اطلاعات بیشتری از تغییرات مولکولار در سلول‌های سرطانی به‌دست آورد به طوری‌که مطالعات جدید نشان داده که ژن CDKIN2A و diaphanous در لیومیوسارکوم دچار تغییرات می‌شوند (upregulation) و با فهم بهتر این تغییرات ژنی می توان امیدوار بود که درمان‌های بهتری برای سارکوم به وجود خواهد آمد (targeted therapy).
نتیجه‌گیری
لیومیوسارکوم رحم یک بیماری نادر و مهاجم می‌باشد. شیوع آن با افزایش سن بیشتر می‌شود. وجود یک توده رحمی علامت‌دار در یک خانم پس از منوپوز الزام بررسی دقیق و احتمالا جراحی را می‌طلبد. جراحی در لیومیوسارکوم رحمی شامل برداشتی کامل رحم همراه تخمدان‌ها می‌باشد. حفظ تخمدان‌های به ظاهر سالم در خانم‌های جوان امکان‌پذیر است. ولیکن احتمال میکرومتاستاز و یا تأثیر هورمون استروژن در سیر بیماری را بایستی در نظر داشت. لنفادنکتومی یک روش پروگنوستیک است به هر حال در موارد نادری لنف‌نودها مثبت است مگر اینکه بزرگ باشند و یا بیماری در خارج از رحم وجود داشته باشد.درمان‌های کمکی تأثیر در پروگنوز بیماری در مراحل اولیه (I, II) ندارد.

متأسفانه عود شایع است. Dexorobicin یک داروی قدیمی و موثر در موارد عود است. اخیراً رژیم Gemcitabine+ Decitaxol تأثیر قابل توجهی در موارد پیشرفته و عود داشته است. جراحی مجدد و رزکسیون تومور در بیمارانی که به خوبی انتخاب شوند روش مفیدی است. رادیوتراپی به عنوان درمان palliative موثر است. به نظر می‌رسد با پیشرفت‌هایی که در زمینه بیولوژی تومور در حال انجام است دسترسی به درمان‌های جدید و موثرتر امکان‌پذیر خواهد بود.

 

منابع :
1. Cramer SF, Patel A. The frequency of uterine leiomyomas. Am. J. Clin. Pathol.94,435-438 (1990).
2. Harlow BL, Weiss NS, Lofton S. The epidemiology of sarcomas of the uterus. J. Natl Cancer Inst.76,399-402 (1986).
3. Leibsohn S, d’Ablaing G, Mishell DR Jr. Schlaerth JB. Leiomyosarcoma in a series of hysterectomies performed for presumed uterine leiomyomas. Am. J. Obstet. Gynecol.162,968-974 (1990).
4. Parker WH, Fu YS, Berek JS. Uterine sarcoma in patients operated on for presumed leiomyoma and rapidly growing leiomyoma. Obstet. Gynecol.83,414-418 (1994).
5. Aaro LA, Symmonds RE, Dockerty MB. Sarcoma of the uterus. A clinical and pathologic study of 177 cases. Am. J. Obstet. Gynecol.94,101-109 (1966).
6. Gard GB, Mulvany NJ, Quinn MA. Management of uterine leiomyosarcoma in Australia. Aust. NZ J. Obstet. Gynaecol.39,93-98 (1999).
7. Hannigan EV, Gomez LG. Uterine leiomyosarcoma. Am. J. Obstet. Gynecol.134,557-564 (1979).
8. Major FJ, Blessing JA, Silverberg SG et al. Prognostic factors in early-stage uterine sarcoma. A Gynecologic Oncology Group study. Cancer71,1702-1709 (1993).
9. Mayerhofer K, Obermair A, Windbichler G et al. Leiomyosarcoma of the uterus, a clinicopathologic multicenter study of 71 cases. Gynecol. Oncol.4,196-201 (1999).
10. Peters WA 3rd, Kumar NB, Fleming WP, Morley GW. Prognostic features of sarcomas and mixed tumors of the endometrium. Obstet. Gynecol.3,550-556 (1984).
11. Van Dinh T, Woodruff JD. Leiomyosarcoma of the uterus. Am. J. Obstet. Gynecol.144,817-823 (1982).
12. Jemal A, Siegel R, Ward E et al. Cancer statistics, 2008. CA Cancer J. Clin.58,71-96 (2008).
13. Brooks SE, Zhan M, Cote T, Baquet CR. Surveillance, epidemiology, and end results analysis of 2677 cases of uterine sarcoma 1989-1999. Gynecol. Oncol.93,204-208 (2004).
14. George M, Pejovic MH, Kramar A. Uterine sarcomas, prognostic factors and treatment modalities – study on 209 patients. Gynecol. Oncol.24,58-67 (1986).
15. Curtis RE, Freedman DM, Sherman ME, Fraumeni JF Jr. Risk of malignant mixed mullerian tumors after tamoxifen therapy for breast cancer. J. Natl Cancer Inst.96,70-74 (2004).
16. American College of Obstetricians and Gynecologists. ACOG practice bulletin. Alternatives to hysterectomy in the management of leiomyomas. Obstet. Gynecol.112,387-400 (2008).
17. Goto A, Takeuchi S, Sugimura K, Maruo T. Usefulness of Gd-DTPA contrast-enhanced dynamic MRI and serum determination of LDH and its isozymes in the differential diagnosis of leiomyosarcoma from degenerated leiomyoma of the uterus. Int. J. Gynecol. Cancer12,354-361 (2002).
18. Seki K, Hoshihara T, Nagata I. Leiomyosarcoma of the uterus, ultrasonography and serum lactate dehydrogenase level. Gynecol. Obstet. Invest.33,114-118 (1992).
19. Szabo I, Szantho A, Csabay L, Csapo Z, Szirmai K, Papp Z. Color doppler ultrasonography in the differentiation of uterine sarcomas from uterine leiomyomas. Eur. J. Gynaecol. Oncol.23,29-34 (2002).
20. Umesaki N, Tanaka T, Miyama M et al. Positron emission tomography with (18)-fluorodeoxyglucose of uterine sarcoma, a comparison with magnetic resonance imaging and power Doppler imaging. Gynecol. Oncol.80,372-377 (2001).
21. Vardi JR, Tovell HM. Leiomyosarcoma of the uterus, clinicopathologic study. Obstet. Gynecol.56,428-434 (1980).
22. Tanaka YO, Nishida M, Tsunoda H, Okamoto Y, Yoshikawa H. Smooth muscle tumors of uncertain malignant potential and leiomyosarcomas of the uterus, MR findings. J. Magn. Reson. Imaging.20,998-1007 (2004).
23. Al-Badr A, Faught W. Uterine artery embolization in an undiagnosed uterine sarcoma. Obstet. Gynecol.97,836-837 (2001).
24. Common AA, Mocarski EJ, Kolin A, Pron G, Soucie J. Therapeutic failure of uterine fibroid embolization caused by underlying leiomyosarcoma. J. Vasc. Interv. Radiol.12,1449-1452 (2001).
25. D’Angelo A, Amso NN, Wood A. Uterine leiomyosarcoma discovered after uterine artery embolisation. J. Obstet. Gynaecol.23,686-687 (2003).
26. Goldberg J, Burd I, Price FV, Worthington-Kirsch R. Leiomyosarcoma in a premenopausal patient after uterine artery embolization. Am. J. Obstet. Gynecol.191,1733-1735 (2004).
27. Joyce A, Hessami S, Heller D. Leiomyosarcoma after uterine artery embolization. A case report. J. Reprod. Med.46,278-280 (2001).
28. Papadia A, Salom EM, Fulcheri E, Ragni N. Uterine sarcoma occurring in a premenopausal patient after uterine artery embolization, a case report and review of the literature. Gynecol. Oncol.104,260-263 (2007).
29. Stohl Posy HE, Elkas JC, Yemelyanova AV, Diaz-Montes TP, Bristow RE, Giuntoli RL 2nd. Metastatic leiomyosarcoma diagnosed after uterine artery embolization. Eur. J. Gynaecol. Oncol.30,199-202 (2009).
30. Bell SW, Kempson RL, Hendrickson MR. Problematic uterine smooth muscle neoplasms. A clinicopathologic study of 213 cases. Am. J. Surg. Pathol.18,535-558 (1994).
31. Hendrickson MR, Kempson RL. Pure mesenchymal tumours of the uterine corpus. In: Haines and Taylor, Textbook of Obstetrical and Gynecolgical Pathology. Churchill Livingstone, Edinburgh, UK, 519 (1995).
32. Evans HL, Chawla SP, Simpson C, Finn KP. Smooth muscle neoplasms of the uterus other than ordinary leiomyoma. A study of 46 cases, with emphasis on diagnostic criteria and prognostic factors. Cancer62,2239-2247 (1988).
33. Fechner RE. Atypical leiomyomas and synthetic progestin therapy. Am. J. Clin. Pathol.49,697-703 (1968).
34. Burns B, Curry RH, Bell ME. Morphologic features of prognostic significance in uterine smooth muscle tumors, a review of eighty-four cases. Am. J. Obstet. Gynecol.135,109-114 (1979).
35. Hart WR, Billman JK Jr. A reassessment of uterine neoplasms originally diagnosed as leiomyosarcomas. Cancer41,1902-1910 (1978).
36. Wilkinson N, Rollason TP. Recent advances in the pathology of smooth muscle tumours of the uterus. Histopathology39,331-341 (2001).
37. Perrone T, Dehner LP. Prognostically favorable “mitotically active” smooth-muscle tumors of the uterus. A clinicopathologic study of ten cases. Am. J. Surg. Pathol.12,1-8 (1988).
38. Prayson RA, Hart WR Mitotically active leiomyomas of the uterus. Am. J. Clin. Pathol.97,14-20 (1992).
39. Kempson RL, Hendrickson MR. Smooth muscle, endometrial stromal, and mixed Mullerian tumors of the uterus. Mod. Pathol.13,328-342 (2000).
40. Rha SE, Byun JY, Jung SE et al. CT and MRI of uterine sarcomas and their mimickers. AJR Am. J. Roentgenol.181,1369-1374 (2003).
41. International Federation of Gynecology and Obstetrics. Annual report on the results of treatment in gynecologic cancer. Int. J. Gynecol. Obstet.28,189-190 (1989).
42. Lissoni A, Cormio G, Bonazzi C et al. Fertility-sparing surgery in uterine leiomyosarcoma. Gynecol. Oncol.70,348-350 (1998).
43. Kattan MW, Leung DH, Brennan MF. Postoperative nomogram for 12-year sarcoma-specific death. J. Clin. Oncol.20,791-796 (2002).
44. Lantta M, Karkkainen J, Wahlstrom T, Widholm O. Estradiol and progesterone receptors in gynecologic sarcomas. Acta Obstet. Gynecol. Scand.63,505-508 (1984).
45. Zhai YL, Kobayashi Y, Mori A et al. Expression of steroid receptors, Ki-67, and p53 in uterine leiomyosarcomas. Int. J. Gynecol. Pathol.18,20-28 (1999).
46. Abu-Rustum NR, Curtin JP, Burt M, Jones WB. Regression of uterine low-grade smooth-muscle tumors metastatic to the lung after oophorectomy. Obstet. Gynecol.89,850-852 (1997).
47. Nordal RR, Kristensen GB, Kaern J, Stenwig AE, Pettersen EO, Trope CG. The prognostic significance of stage, tumor size, cellular atypia and DNA ploidy in uterine leiomyosarcoma. Acta Oncol.34,797-802 (1995).
48. Leitao MM, Sonoda Y, Brennan MF, Barakat RR, Chi DS. Incidence of lymph node and ovarian metastases in leiomyosarcoma of the uterus. Gynecol. Oncol.91,209-212 (2003).
49. Berchuck A, Rubin SC, Hoskins WJ, Saigo PE, Pierce VK, Lewis JL Jr. Treatment of uterine leiomyosarcoma. Obstet. Gynecol.71,845-850 (1988).
50. Gadducci A, Landoni F, Sartori E et al. Uterine leiomyosarcoma, analysis of treatment failures and survival. Gynecol. Oncol.62,25-32 (1996).
51. Larson B, Silfversward C, Nilsson B, Pettersson F. Prognostic factors in uterine leiomyosarcoma. A clinical and histopathological study of 143 cases. The Radiumhemmet series 1936-1981. Acta Oncol.29,185-191 (1990).
52. Giuntoli RL 2nd, Metzinger DS, DiMarco CS et al. Retrospective review of 208 patients with leiomyosarcoma of the uterus, prognostic indicators, surgical management, and adjuvant therapy. Gynecol. Oncol.89,460-469 (2003).
53. Kapp DS, Shin JY, Chan JK. Prognostic factors and survival in 1396 patients with uterine leiomyosarcomas, emphasis on impact of lymphadenectomy and oophorectomy. Cancer112,820-830 (2008).
54. Goff BA, Rice LW, Fleischhacker D et al. Uterine leiomyosarcoma and endometrial stromal sarcoma, lymph node metastases and sites of recurrence. Gynecol. Oncol.50,105-109 (1993).
55. Bodner K, Bodner-Adler B, Kimberger O, Czerwenka K, Leodolter S, Mayerhofer K. Evaluating prognostic parameters in women with uterine leiomyosarcoma. A clinicopathologic study. J. Reprod. Med.48,95-100 (2003).
56. Hsieh CH, Lin H, Huang CC, Huang EY, Chang SY, Chang Chien CC. Leiomyosarcoma of the uterus, a clinicopathologic study of 21 cases. Acta Obstet. Gynecol. Scand.82,74-81 (2003).
57. Salazar OM, Dunne ME. The role of radiation therapy in the management of uterine sarcomas. Int. J. Radiat. Oncol. Biol. Phys.6,899-902 (1980).
58. Chauveinc L, Deniaud E, Plancher C et al. Uterine sarcomas, the Curie Institut experience. Prognosis factors and adjuvant treatments. Gynecol. Oncol.72,232-237 (1999).
59. Reed NS, Mangioni C, Malmstrom H et al. Phase III randomised study to evaluate the role of adjuvant pelvic radiotherapy in the treatment of uterine sarcomas stages I and II, an European Organisation for Research and Treatment of Cancer Gynaecological Cancer Group Study (protocol 55874). Eur. J. Cancer44,808-818 (2008).
60. Muss HB, Bundy BN, Adcock L, Beecham J. Mitoxantrone in the treatment of advanced uterine sarcoma. A Phase II trial of the Gynecologic Oncology Group. Am. J. Clin. Oncol.13,32-34 (1990).
61. Omura GA, Major FJ, Blessing JA et al. A randomized study of adriamycin with and without dimethyl triazenoimidazole carboxamide in advanced uterine sarcomas. Cancer52,626-632 (1983).
62. Sutton G, Blessing JA, Malfetano JH. Ifosfamide and doxorubicin in the treatment of advanced leiomyosarcomas of the uterus, a Gynecologic Oncology Group study. Gynecol. Oncol.62,226-229 (1996).
63. Omura GA, Blessing JA, Major F et al. A randomized clinical trial of adjuvant adriamycin in uterine sarcomas, a Gynecologic Oncology Group Study. J. Clin. Oncol.3,1240-1245 (1985).
64. Hensley ML, Blessing JA, Degeest K, Abulafia O, Rose PG, Homesley HD. Fixed-dose rate gemcitabine plus docetaxel as second-line therapy for metastatic uterine leiomyosarcoma, a Gynecologic Oncology Group Phase II study. Gynecol. Oncol.109,323-328 (2008).
65. Hensley ML, Blessing JA, Mannel R, Rose PG. Fixed-dose rate gemcitabine plus docetaxel as first-line therapy for metastatic uterine leiomyosarcoma, a Gynecologic Oncology Group Phase II trial. Gynecol. Oncol.109,329-334 (2008).
66. Hensley ML, Ishill N, Soslow R et al. Adjuvant gemcitabine plus docetaxel for completely resected stages I-IV high grade uterine leiomyosarcoma, Results of a prospective study. Gynecol. Oncol.112,563-567 (2009).
67. Herrero AB, Martin-Castellanos C, Marco E, Gago F, Moreno S. Cross-talk between nucleotide excision and homologous recombination DNA repair pathways in the mechanism of action of antitumor trabectedin. Cancer Res.66,8155-8162 (2006).
68. Amant F, Coosemans A, Renard V, Everaert E, Vergote I. Clinical outcome of ET-743 (Trabectedin Yondelis) in high-grade uterine sarcomas, report on five patients and a review of the literature. Int. J. Gynecol. Cancer19,245-248 (2009).
69. Gadducci A, Romanini A. Adjuvant chemotherapy in early stage uterine sarcomas, an open question. Eur. J. Gynaecol. Oncol.22,352-357 (2001).
70. Makker V, Abu-Rustum NR, Alektiar KM et al. A retrospective assessment of outcomes of chemotherapy-based versus radiation-only adjuvant treatment for completely resected stage I-IV uterine carcinosarcoma. Gynecol. Oncol.111,249-254 (2008).
71. Sutton G, Kauderer J, Carson LF, Lentz SS, Whitney CW, Gallion H. Adjuvant ifosfamide and cisplatin in patients with completely resected stage I or II carcinosarcomas (mixed mesodermal tumors) of the uterus, a Gynecologic Oncology Group study. Gynecol. Oncol.96,630-634 (2005).
72. Kushner DM, Webster KD, Belinson JL, Rybicki LA, Kennedy AW, Markman M. Safety and efficacy of adjuvant single-agent ifosfamide in uterine sarcoma. Gynecol. Oncol.78,221-227 (2000).
73. Peters WA 3rd, Howard DR, Andersen WA, Figge DC. Uterine smooth-muscle tumors of uncertain malignant potential. Obstet. Gynecol.83,1015-1020 (1994).
74. Leyvraz S, Zweifel M, Jundt G et al. Long-term results of a multicenter SAKK trial on high-dose ifosfamide and doxorubicin in advanced or metastatic gynecologic sarcomas. Ann. Oncol.17,646-651 (2006).
75. Sutton G, Blessing J, Hanjani P, Kramer P. Phase II evaluation of liposomal doxorubicin (Doxil) in recurrent or advanced leiomyosarcoma of the uterus, a Gynecologic Oncology Group study. Gynecol. Oncol.96,749-752 (2005).
76. Gallup DG, Blessing JA, Andersen W, Morgan MA. Evaluation of paclitaxel in previously treated leiomyosarcoma of the uterus, a gynecologic oncology group study. Gynecol. Oncol.89,48-51 (2003).
77. Sutton G, Blessing JA, Ball H. Phase II trial of paclitaxel in leiomyosarcoma of the uterus, a gynecologic oncology group study. Gynecol. Oncol.74,346-349 (1999).
78. Anderson S, Aghajanian C. Temozolomide in uterine leiomyosarcomas. Gynecol. Oncol.98,99-103 (2005).
79. Garcia del Muro X, Lopez-Pousa A, Martin J et al. A Phase II trial of temozolomide as a 6-week, continuous, oral schedule in patients with advanced soft tissue sarcoma, a study by the Spanish Group for Research on Sarcomas. Cancer104,1706-1712 (2005).
80. Anraku M, Yokoi K, Nakagawa K et al. Pulmonary metastases from uterine malignancies, results of surgical resection in 133 patients. J. Thorac. Cardiovasc. Surg.127,1107-1112 (2004).
81. Levenback C, Rubin SC, McCormack PM, Hoskins WJ, Atkinson EN, Lewis JL Jr. Resection of pulmonary metastases from uterine sarcomas. Gynecol. Oncol.45,202-205 (1992).
82. Leitao MM, Brennan MF, Hensley M et al. Surgical resection of pulmonary and extrapulmonary recurrences of uterine leiomyosarcoma. Gynecol. Oncol.87,287-294 (2002).
83. Giuntoli RL 2nd, Gostout BS, DiMarco CS, Metzinger DS, Keeney GL. Diagnostic criteria for uterine smooth muscle tumors, leiomyoma variants associated with malignant behavior. J. Reprod. Med.52,1001-1010 (2007).
84. Akhan SE, Yavuz E, Tecer A et al. The expression of Ki-67, p53, estrogen and progesterone receptors affecting survival in uterine leiomyosarcomas. A clinicopathologic study. Gynecol. Oncol.99,36-42 (2005).
85. Hardman MP, Roman JJ, Burnett AF, Santin AD. Metastatic uterine leiomyosarcoma regression using an aromatase inhibitor. Obstet. Gynecol.110,518-520 (2007).
86. Quek R, George S. Gastrointestinal stromal tumor, a clinical overview. Hematol. Oncol. Clin. North Am.23,69-78 (2009).
87. Wang L, Felix JC, Lee JL et al. The proto-oncogene c-kit is expressed in leiomyosarcomas of the uterus. Gynecol. Oncol.90,402-406 (2003).
88. Winter WE 3rd, Seidman JD, Krivak TC et al. Clinicopathological analysis of c-kit expression in carcinosarcomas and leiomyosarcomas of the uterine corpus. Gynecol. Oncol.91,3-8 (2003).
89. Rushing RS, Shajahan S, Chendil D et al. Uterine sarcomas express KIT protein but lack mutation(s) in exon 11 or 17 of c-KIT. Gynecol. Oncol.91,9-14 (2003).
90. Raspollini MR, Amunni G, Villanucci A et al. c-Kit expression in patients with uterine leiomyosarcomas, a potential alternative therapeutic treatment. Clin. Cancer Res.10,3500-3503 (2004).
91. Serrano C, Mackintosh C, Herrero D et al. Imatinib is not a potential alternative treatment for uterine leiomyosarcoma. Clin. Cancer Res.11,4977-4980 (2005).
92. Bodner-Adler B, Bodner K, Kimberger O, Czerwenka K, Leodolter S, Mayerhofer K. MMP-1 and MMP-2 expression in uterine leiomyosarcoma and correlation with different clinicopathologic parameters. J. Soc. Gynecol. Investig.10,443-446 (2003).
93. Atkins KA, Arronte N, Darus CJ, Rice LW. The use of p16 in enhancing the histologic classification of uterine smooth muscle tumors. Am. J. Surg. Pathol.32,98-102 (2008).
94. Skubitz KM, Pambuccian S, Manivel JC, Skubitz AP. Identification of heterogeneity among soft tissue sarcomas by gene expression profiles from different tumors. J. Transl. Med.6,23 (2008).
95. Skubitz KM, Skubitz AP. Differential gene expression in leiomyosarcoma. Cancer98,1029-1038 (2003).

کاهش ورم در دوران بارداری

کاهش ورم در دوران بارداری –

اگرچه ورم دوران بارداری معمولا بی ضرر است، اما در صورتی که کنترل نشود، می تواند بر کیفیت زندگی مادر و حتی جنین تاثیر بگذارد.

دوران بارداری برای هر مادری زمانی فوق العاده و منحصر به فرد است و علایم و نشانه های بارداری از فردی به فرد دیگر متفاوت می باشد. اما معمولا یک سری علایم شایع وجود دارد که تقریبا در اکثر زنان باردار رخ می دهد.

یکی از این علایم، ورم دوران بارداری می باشد که به آن ادم گفته می شود. ورم این دوران غیرعادی نیست، اما اگر کنترل نشود، ممکن است مادر را به دردسر بیندازد.

به عبارت دیگر اگرچه ورم دوران بارداری معمولا بی ضرر می باشد، اما در صورتی که کنترل نشود می تواند بر کیفیت زندگی مادر و حتی سلامتی جنین تاثیر بگذارد.

ورم بارداری بیشتر در پاها دیده می شود و علت شایع آن، تجمع و احتباس مایعات بدن در اندام های تحتانی مثل پا می باشد.

ورم حاملگی می تواند در هر زمانی از دوران بارداری شروع شود، اما معمولا از ماه پنجم بارداری به بعد شایع می باشد.

ورم دوران بارداری، مختصر و یکنواخت می باشد. در این دوران، حجم مایعات بدن مادر برای تغذیه بهتر جنین بالا می رود. بنابراین قسمتی از این مایعات در مناطق انتهایی بدن و یا در عضلات و مفاصل تجمع پیدا کرده و ورم حاملگی را ایجاد می کنند.

کاهش ورم در دوران بارداریراهکارهای مقابله با ورم دوران حاملگی

۱- یکی از مهم ترین راهکارها، کاهش مصرف نمک می باشد. یکی دیگر، کاهش مصرف کافئین (مثل قهوه) می باشد. کاهش مصرف غذاهای شور و پر ادویه، نوشابه های گازدار، قهوه، موادغذایی آماده و فست فودها می تواند راه مناسبی برای غلبه بر ورم دوران حاملگی باشد.

۲- افزایش مصرف منابع غذایی حاوی پتاسیم می تواند منجر به کاهش ورم دوران حاملگی شود. موز، پرتقال، سیب زمینی، اسفناج و گوجه فرنگی پتاسیم زیادی دارند.
این گونه موادغذایی علاوه بر کاهش ورم دوران حاملگی، از گرفتگی عضلات پا و درد ناشی از آن جلوگیری می کنند.

۳- استراحت کردن در طول دوران بارداری نیز یکی از راه های مقابله با ورم می باشد. به استراحت کردن و خواب کافی در این دوران باید بیشتر از سایر اوقات اهمیت داد.

۴- مادران عزیز باید توجه داشته باشند که هنگام استراحت باید پاهای خود را کمی بالاتر از سطح بدن قرار دهند، مثلا روی یک بالش.

۵- مادران باردار باید در سه ماهه آخر بارداری، از کفش های مناسب و طبی و راحت استفاده کنند و از پوشیدن کفش های پاشنه بلند جددا خودداری نمایند.

۶- از پوشیدن جوراب با کش سفت خودداری کنند، زیرا کش سفت جوراب روی ساق پا خطوطی را ایجاد می کند که درد دارند.

۷- برای جلوگیری از ورم دوران حاملگی، مصرف آب را افزایش دهید. آب کافی می تواند نمک و کافئین را جذب و از بدن دفع کند.

۸- در معرض هوای گرم قرار نگیرید.

۹- هنگام نشستن پاها را روی هم نیندازید.

۱۰- ورزش کردن به مادرانی که از ورم حاملگی رنج می برند، توصیه می شود و باید تحت نظر پزشک باشد. معمولا ورزش هایی مثل شنا کردن در آب خنک می تواند به کاهش ورم پا کمک کند. همچنین حمام آب سرد نیز مفید می باشد (البته در صورتی که قادر به تحمل آب سرد باشید).

۱۱- استفاده از کمپرس آب سرد روی نقاطی از بدن که ورم کرده اند، مفید می باشد.

۱۲- از پوشیدن پوشاک تنگ مثل شلوار، بلوز، جوراب و کفش تنگ در دوران حاملگی بپرهیزید. پوشیدن لباس تنگ منجر به افزایش ورم در اندام ها می شود. در دوران حاملگی باید از لباس های نخی و گشاد و راحت استفاده کرد.

۱۳- به پهلوی چپ خود بخوابید. این کار سبب بهبود گردش خون در بدن می شود.

۱۴- برخی محققان ورزش هایی مانند یوگا را برای بهبود و کاهش ورم دوران حاملگی توصیه می کنند.

هشدار

۱- مادران عزیز باید توجه داشته باشند که به محض مشاهده ورم شدید و ناگهانی در مناطقی مانند دست، صورت و مچ پا (و یا هر جای دیگری از بدن) سریعا به پزشک متخصص خود مراجعه کنند تا او مراقبت های لازم را در این خصوص اعمال نماید. ورم دوران بارداری اگر با نوسانات فشار خون همراه شود، به عنوان پدیده ای خطرناک در حاملگی تلقی می شود و فرد باید سریعا تحت مراقبت پزشکی قرار بگیرد، زیرا امکان خطر برای مادر و جنین وجود دارد.

۲- مادران باید بدانند که ورم بدن در آب و هوای مرطوب افزایش می یابد. همچنین اگر یک روز فعالیت بدنی زیادی داشته باشید، ممکن است بیشتر دچار ورم شوید. ایستادن زیاد و طولانی مدت نیز منجر به افزایش ورم در این دوران می شود.

۳- اگر همراه با ورم حاملگی دچار سردردهای بدی شدید، حتما با پزشک خود در میان بگذارید، زیرا می تواند نشانه هایی از افزایش خطرناک فشار خون در دوران حاملگی باشد.

مقاله درباره بیماری آنوریسم

اطلاعاتی درباره بیماری آنوریسم –

بیماری آنوریسم چیست؟

آنوریسم‌ (به انگلیسی: Aneurysm) عبارت است از بزرگ شدن یا بیرون‌زدگی دیواره یک سرخرگ در اثر ضعف دیواره سرخرگ‌. آنوریسم معمولاً در آئورت (سرخرگ بزرگی که از قلب منشاء گرفته و در سینه و شکم به سمت پایین حرکت می‌کند) یا سرخرگ‌هایی که مغز، پاها، یا دیواره قلب را تغذیه می‌کنند، ایجاد می‌شود.

مقاله درباره بیماری آنوریسم

علایم شایع  آنوریسم 

آنوریسم در قفسه سینه باعث درد قفسه سینه، گردن، کمر، و شکم می‌شود. درد ممکن است ناگهانی و تیز باشد. آنوریسم در شکم باعث درد در کمر (گاهی شدید)، بی‌اشتهایی و کاهش وزن، و وجود یک توده ضربان‌دار در شکم می‌شود. آنوریسم در یک سرخرگ در پا باعث نرسیدن خون به قدر کافی به نقاط مختلف پا می‌شود. در نتیجه پا دچار ضعف و رنگ‌پریدگی می‌شود، یا اینکه متورم شده، رنگ آن به آبی تغییر می‌کند. امکان دارد یک توده ضربان‌دار در ناحیه کشاله ران یا پشت زانو وجود داشته باشد. وجود آنوریسم در یک سرخرگ مغزی باعث سردرد (اغلب ضربان‌دار)، ضعف، فلج یا کرختی، درد پشت چشم، تغییر بینایی یا نابینایی نسبی، و مساوی نبودن اندازه مردمک‌ها می‌شود. وجود آنوریسم در عضله قلب باعث نامنظم شدن ضربان قلب و علایم نارسایی احتقانی قلب می‌شود.

علل  آنوریسم

شایع‌ترین علت، افزایش فشارخون است که سرخرگ را ضعیف می‌کند. آترواسکلروز (سختی رگ‌ها). ضعف مادرزادی سرخرگ (به خصوص در مورد آنوریسم‌های سرخرگ‌هایی که به مغز می‌روند. عفونت آئورت در اثر بیماری سیفلیس (نادر است‌). صدمه فیزیکی. عفونت آئورت دراثربیماری اندوکاردیت. (درموردآنوریسم سرخرگ‌هایی که به مغزمی‌روند.)
عفونت آئورت بعداز جراحی آئورت.

عوامل تشدید کننده بیماری

سن بیشتر از ۶۰ سال
سابقه حمله قلبی
فشارخون بالا
سیگارکشیدن
چاقی
سابقه خانوادگی تصلب شرایین
پلی آرتریت گره‌ای (یک نوع بیماری که طی آن التهاب سرخرگ‌های کوچک

پیشگیری

ترک سیگار – ورزش منظم – تغذیه کافی و رژیم کم‌چربی – در صورت وجود سیفلیس، درمان زودهنگام – رعایت برنامه درمانی کنترل فشارخون – کاهش استرس –

عوارض آنوریسم‌

– سکته مغزی
– پاره‌شدن آنوریسم‌. علایم پارگی بسته به مکان آنوریسم عبارت‌اند از: سردرد شدید، درد شدید و تند و تیز در قفسه سینه، شکم یا پا و از دست دادن هوشیاری‌. اگر پارگی آنوریسم درمان نشود، می‌تواند به مرگ بیانجامد.

پیامدهای مورد انتظار

اغلب به کمک جراحی درمان‌پذیر است‌. در جراحی، رگ مصنوعی به جای آن قسمت از رگ که آنوریسم دارد گذاشته می‌شود. جراحی در مورد آنوریسم قلبی می‌تواند باعث بر طرف شدن نامنظمی‌های ضربانی شود و عمر را طولانی‌تر کند. گاهی آنوریسم عود می‌کند.
سکته مغزی .
پاره‌شدن آنوریسم‌. علایم بسته به مکان آنوریسم عبارت‌اند از: سردرد شدید، درد شدید و تند و تیز در قفسه صدری، شکم یا پا، از دست دادن هوشیاری‌. اگر پارگی درمان نشود می‌تواند به مرگ بیانجامد.

درمان

تشخیص زودهنگام و درمان قبل از اینکه آنوریسم پاره شود ضروری است‌. بررسی‌ها عبارت‌اند از: آزمایش خون از لحاظ انعقادی، نوار قلب، آنژیوگرافی، سایر عکس‌برداری‌ها، سی تی اسکن، یا سونوگرافی جراحی برای جایگزین کردن رگ دچار آنوریسم یا بستن آنوریسم آنوریسم مغزی نیاز به جراحی اورژانس دارد. جراحی برای سایر انواع آنوریسم را می‌توان در میزان مناسب انجام داد.

پس از جراحی، اندازه‌گیری فشارخون و کنترل فشارخون را جدی گرفته و یاد بگیرید.ترمیم جراحی آنوریسم بستگی به محل و اندازه آن دارد.آنوریسم آئورت باقطر بیش از ۵٫۵cm نیاز به جراحی دارد. داروهای ضدانعقادی برای جلوگیری از تشکیل لخته و داروهای ضددرد، پس از جراحی تجویز می‌شوند. امکان دارد برای جلوگیری از عفونت آنتی بیوتیک تجویز شود.

فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری

قبل از جراحی از فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری سنگین یا فشارآوردن به خود اجتناب کنید. بعد از جراحی، به تدریج فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری‌های عادی خود را از سر گیرید.

رژیم غذایی

قبل از جراحی، غذای پرفیبر مصرف نمایید تا از زور زدن به هنگام اجابت مزاج اجتناب کنید. بعد از جراحی، رژیم خاصی توصیه نمی‌شود. چه زمانی باید به پزشک مراجعه کنیم؟ اگر شما یا یکی از اعضای خانواده تان علایم آنوریسم را دارید، به خصوص وجود یک توده ضربان‌دار در شکم یا پا، یا درد قفسه سینه یا شکمی این یک فوریت پزشکی است‌! کمک بخواهید و تا زمان رسیدن آمبولانس در تخت استراحت کنید. اگر حمله قبلی داشته‌اید و بعد از آن دچار نامنظمی ضربان قلب یا علایم نارسایی احتقانی قلب شده‌اید. اگر پس از جراحی، هر کدام از علایم دوباره رخ دهد.

انواع آنوریسم

۱- آنوریسم کیسه ای: تشکیل یک کیسه در یک طرف دیواره رگ خونی است.
۲- آنوریسم دوکی شکل: اتساع و باد کردن دیواره سرخرگ از همه طرف و به شکل دوک است.
۳- آنوریسم پاره شده: ترکیدن آنوریسم و خونریزی به داخل بافت های اطراف است.

چه زمانی باید به پزشک مراجعه کنیم؟

– اگر شما یا یکی از اعضای خانواده تان علایم آنوریسم را دارید، به خصوص وجود یک توده ضربان‌دار در شکم یا پا، یا درد قفسه سینه یا شکمی این یک فوریت پزشکی است‌! کمک بخواهید و تا زمان رسیدن آمبولانس در تخت استراحت کنید.
– اگر حمله قبلی داشته‌اید و بعد از آن دچار بی نظمی ضربان قلب یا علایم نارسایی احتقانی قلب شده‌اید.
– اگر پس از جراحی، هر کدام از علایم دوباره رخ دهد.

آنوریسم مغزی چیست؟

آنوریسم مغزی (به انگلیسی: Cerebral aneurysm) یک بیرون زدگی بصورت حباب در جدار شریان‌های مغزی است در حقیقت آنوریسم عروق مغزی ناشی از یک ضعف در جدار شریان‌های مغزی است که بتدریج به علت بالا بودن فشار در داخل عروق سبب برجستگی و ایجاد حباب می‌شود و چون جدار آن‌ها ضعیف تر از جدار طبیعی شریانها است ممکن است پاره شود و سبب خونریزی مغزی شود خونریزی می‌تواند در فضای ساب ارداکنویید اتفاق افتد که خون همراه با CSF (مایع مغزی نخاعی) است و یا در داخل خود نسج مغز ایجاد شود که خونریزی داخل مغزی (اینتراسربرال هماتوما) گویند.

 

علائم بیماری

علائم خونریزی ناشی از آنوریسم مغزی بصورت سردرد بسیار شدید و ناگهانی است و معمولاً بدون سابقه قبلی است و در بیمارانی که قبلاً سردردهای معمولی داشته‌اند این سردرد بسیار شدیدتر و متفاوت است. علائم دیگر شامل تغییر سطح هوشیاری و حتی کما- اختلالات حرکتی در دست و پا، استفراغ و تشنج می‌باشد.

اقدامات تشخیصی
اولین اقدام تشخیصی انجام سی تی اسکن مغزی است در موارد مشکوک بررسی مایع مغزی نخاعی (CSF) نیاز است و وقتی به ضایعه عروق مغزی شک کردیم اقدامات بعدی مثل سی تی اسکن، آنژیوگرافی ضروری است.

درمان
امروزه روش درمان در آنوریسم‌های مغزی به دو نوع تقسیم می‌شود.
روش اندوواسکولار (اینترونشن)
که در این روش از طریق عروق مغزی بدون عمل جراحی باز و بدون بازکردن جمجمه با استفاده از کاتتر و مواد مخصوص وارد شریان شده و آنوریسم را پیدا کرده و با تزریق مواد خاص یا بالون این ضایعه عروق را مسدود می‌کنند.
روش عمل جراحی باز
در این روش با عمل جراحی ضایعه عروق را پیدا کرده و با استفاده از کلیپس‌های مخصوص آنوریسم را می‌بندند. هر دو روش دارای فواید و عوارض‌های می‌باشد. لذا انتخاب هر روش بهتر است با نظر پزشک معالج باشد. درمان آنوریسم‌های که بطور اتفاقی کشف می‌شوند در صورتی که اندازه آنوریسم بیش از ۳ میلی متر باشد این آنوریسم باید درمان شود و بسته شود. در صورتی که اولین آنژیوگرافی در بیمار منفی بود بعد از آن باید سی تی آنژیوگرافی شود و اگر منفی بود دو هفته بعد آنژیوگرافی تکرار شود.

زمان جراحی
زمان جراحی در اولین فرصت می‌باشد و هر چه زودتر انجام شود فقط در مواردی که حال عمومی بیمار خوب نباشد و بیمار در حالت ساب کما و یا کما است عمل جراحی تا به هوش آمدن بیمار باید به نعویق افتد.

آنوریسم آئورت شکمی

تعریف
نوریسم آئورت شکمی، محلی ضعیف شده و برآمده شده در قسمت پایین آئورت ( رگ خونی بزرگی که خون را به بدن می رساند ) می باشد. آئورت، با ضخامتی در حدود یک شلنگ باغبانی، از قلبتان واقع در مرکز قفسه سینه تا شکمتان امتداد دارد. از آنجا که آئورت تامین کننده اصلی خون بدن است ،
پاره شدن آنوریسم آئورت شکمی می تواند باعث خونریزی تهدید کننده حیات شود. اگر چه شما ممکن است هیچ علائمی نداشته باشید ، ولی پی بردن به داشتن یک آنوریسم آئورت شکمی می تواند ترسناک باشد. بیشتر آنوریسم های آئورت شکمی کوچک و دارای رشد آهسته، پاره نمی شوند. اما برای بزرگ ها و آنوریسم هایی که به سرعت در حال رشدند این احتمال وجود دارد. بسته به اندازه و سرعت رشد آنوریسم آئورت، درمان ممکن است از تحت نظر گرفتن تا عمل جراحی اورژانس متفاوت باشد. هنگامی که یک آنوریسم آئورت شکمی کشف می شود، پزشکان آن را به دقت بررسی می کنند تا در صورت لزوم برایش یک عمل جراحی را برنامه ریزی کنند، چون عمل جراحی اورژانسی برای آنوریسم پاره شده شکمی می تواند مخاطره آمیز باشد

علامت ها

آنوریسم های آئورت شکمی اغلب به آرامی و معمولا بدون هیچ علائمی رشد می کند، به همین دلیل تشخیص آنها دشوار است. برخی از آنوریسم ها هرگز پاره نخواهند شد. بسیاری از آنها در شروع کوچکند و کوچک باقی خواهند ماند، هر چند که بسیاریشان هم در طول زمان گسترش می یابند. برخی از آنوریسم های آئورت به آرامی بزرگ می شوند و افزایشی کمتر ۱٫۲ سانتی متر در طول یک سال دارند. برخی دیگر با سرعت بیشتری بزرگ می شوند که در این صورت خطر پارگی شان افزایش می یابد. پیش بینی اینکه یک آنوریسم آئورت ممکن است با چه سرعتی بزرگ شود، دشوار است.

همینطور که یک آنوریسم آئورت در طول زمان بزرگ می شود، برخی بیماران با علائم زیر متوجه آن می شوند:

احساس ضربان در نزدیکی ناف
حساسیت به لمس یا درد در شکم یا قفسه سینه
درد پشت

هنگامی که به پزشک مراجعه می کنید
در صورتی که دارای هر یک از علائم ذکر شده در بالا باشید، باید پزشکتان را مطلع کنید.

هر فرد با سن ۶۰ سال و بالاتر که دارای عوامل خطر ابتلا به آنوریسم آئورت است باید به طور منظم تحت بررسی های دوره ای برای کشف بیماری قرار گیرد. مردان در محدوده سنین ۶۵ تا ۷۵ سال که سیگاری اند باید یک بار برای یافتن آنوریسم آئورت شکمی ، با استفاده از سونوگرافی شکمی غربالگری شوند. برای مردان ۶۰ ساله و بالاتر که سابقه خانوادگی آنوریسم آئورت شکمی دارند نیز باید غربالگری را در نظر بگیرند.

اگر شما سابقه خانوادگی آنوریسم آئورت داشته باشید، پزشکتان ممکن است بررسی های منظم اولتراسوند ( سونوگرافی ) را برای غربالگری این بیماری به شما توصیه کند.

علل

اغلب آنوریسم های آئورت در بخشی از آئورت رخ می دهد که درون شکم شما قرار دارد. اگر چه علت دقیق آنوریسم های آئورت شکمی ناشناخته است، عواملی چند ممکن است در این میان دارای نقش باشند، از جمله:

استفاده از توتون و تنباکو. به نظر می رسد سیگار کشیدن و اشکال دیگر استفاده از توتون و تنباکو باعث افزایش خطر ابتلا به آنوریسم آئورت می شود. سیگار کشیدن علاوه بر اثرات مخربی که به طور مستقیم بر عروق می گذارد، منجر به تجمع پلاک های چربی در سرخرگ ها (تصلب شرایین) و فشار خون بالا می گردد. سیگار کشیدن همچنین می تواند با صدمه زدن به آئورت باعث رشد سریع تر آنوریسم شما شود.
فشار خون بالا. فشار خون بالا، به خصوص اگر کنترل نشده باشد، باعث افزایش خطر ابتلا به آنوریسم آئورت می گردد. این به دلیل آن است که فشار خون بالا می تواند به صدمه و تضعیف شریان ها منجر گردد.

عفونت در آئورت (واسکولیت). در موارد نادر، آنوریسم آئورت ممکن است ناشی از عفونت یا التهابی باشد که بخشی از دیواره آئورت را تضعیف می کند .

آنوریسم ها می توانند در هر جایی از امتداد آئورت ایجاد شوند، اما هنگامی که در قسمت فوقانی آئورت رخ می دهند، آنوریسم آئورت سینه ای نامیده می شوند. بیشترین شیوع آنوریسم در قسمت پایین آئورت است و آنوریسم آئورت شکمی نامیده می شوند. به ندرت، آنوریسم می تواند در بین قسمت های فوقانی و تحتانی آئورت رخ دهد. این نوع از آنوریسم، آنوریسم سینه ای شکمی (thoracoabdominal aneurysm ) نامیده می شود.

عوامل خطر

عوامل خطر ساز در رابطه با آنوریسم آئورت شکمی، عبارتند از:

سن . آنوریسم آئورت شکمی اغلب در افراد در سنین ۶۰ سالگی و بالاتر رخ می دهد.
استفاده از توتون و تنباکو. استفاده از تنباکو، یک عامل خطر قوی برای ابتلا به آنوریسم آئورت است. استفاده طولانی مدت تر از دخانیات و یا جویدن تنباکو، خطر ابتلا را بیشتر هم خواهد کرد.

فشار خون بالا. افزایش فشار خون باعث آسیب به رگ های خونی بدن می شود و این خود شانس ابتلا به آنوریسم را بالا می برد.
آترواسکلروز ( تصلب شرائین یا سخت شدن رگ ها ) . آترواسکلروز که رسوب چربی و دیگر مواد در عروق است، می تواند باعث آسیب به دیواره رگ های خونی شود و خطر ابتلا به آنوریسم را افزایش دهد.
جنس مذکر. ابتلا به آنوریسم آئورت در مردان بسیار بیشتر از زنان است. با این حال، خطر پارگی آنوریسم در زنان مبتلا به آنوریسم آئورت بالاتر از مردان مبتلا است.
نژاد. آنوریسم های آئورت معمولا در سفید پوستان نسبت به نژاد های دیگر بیشتر رخ می دهد.
سابقه خانوادگی. افرادی که سابقه خانوادگی آنوریسم آئورت دارند در معرض خطر بالاتری از ابتلا به آن هستند. در این افراد آنوریسم تمایل دارد که در سنین پایین تر ایجاد شود و در معرض خطر بالاتری از پارگی قرار دارد.

عوارض
پارگی در دیواره آئورت، عارضه ی اصلی آنوریسم آئورت شکمی است . آنوریسم آئورت پاره شده می تواند منجر به خونریزی داخلی تهدید کننده حیات شود . به طور کلی، آنوریسم های بزرگتر، بیشتر در معرض خطر پارگی هستند.

علائم و نشانه ها ی آنوریسم آئورت پاره شده عبارتند از :

درد ناگهانی، شدید و مداوم شکم، قفسه سینه یا پشت
دردی که به پشت و یا پاها انتشار می یابد

تعریق

رنگ پریدگی
سرگیجه
فشار خون پایین
نبض سریع
از دست دادن هوشیاری
تنگی نفس و تنفس کوتاه

یکی دیگر از عوارض آنوریسم آئورت خطر لخته های خون است. لخته های خونی کوچک می تواند در منطقه آنوریسم آئورت تشکیل شود. اگر یک لخته خون از دیواره داخلی آنوریسم جدا شود و رگ های خونی در نقاط دیگر بدن را مسدود کند، می تواند باعث انسداد جریان خون به پاها، انگشتان پا، کلیه ها و یا ارگان های شکمی و درد شود .

آزمایشات و تشخیص

اغلب آنوریسم های آئورت شکمی در طول بررسی برای دلایل دیگر یافت می شوند . به عنوان مثال، در طی یک معاینه معمول، پزشکتان ممکن است برآمدگی ضربانداری را در شکم شما لمس کند، هر چند که بعید است دکتر شما قادر به شنیدن علایم آنوریسم از طریق گوشی باشد. آنوریسم های آئورت اغلب در طی تست های معمول پزشکی از قبیل عکس قفسه سینه یا سونوگرافی قلب یا شکم که به دلایل مختلف تجویز می شوند، کشف می گردند .

اگر پزشکتان به وجود آنوریسم آئورت در شما مشکوک شود، آزمایشات تخصصی می تواند آن را تأیید کند. این آزمایشات ممکن است شامل موارد زیر باشد :

عکس قفسه سینه. پزشک شما در ابتدا ممکن است با جستجو در عکس رادیولوژی قفسه به دنبال آنوریسم بگردد. پس وی شاید در اولین قدم برای بررسی مشکلات آئورت دستور گرفتن این عکس را بدهد و یا اینکه در عکس قفسه سبنه ای که به دلایل دیگر گرفته شده آنوریسم آئورت شکمی را کشف کند

سونوگرافی شکم. این آزمون می تواند به تشخیص آنوریسم آئورت شکمی کمک کند. در طول این آزمون بدون درد، شما در حالت طاقباز بر روی تخت معاینه دراز خواهید کشید و مقدار کمی ژل گرم بر روی شکم شما استعمال خواهد شد. ژل به حذف هوای تشکیل شده بین بدن شما و ابزار کار سونوگرافیست ( ترانس دیوسر ) برای بهتر دیده شدن آئورت کمک می کند. تکنسین، ترانس دیوسر را با فشاری ملایم بر روی پوست شکم شما، از نقطه ای به نقطه دیگر حرکت خواهد داد. ترانس دیوسر تصاویری را به کامپیوتر می فرستد و سونوگرافیست بر روی صفحه کامپیوتر به دنبال آنوریسم های احتمالی خواهد گشت.

سی تی اسکن ( Computerized tomography scan ). این آزمایش بدون درد می تواند به پزشک تصاویر واضح و روشنی از آئورت ارائه کند. در طی انجام سی تی اسکن، شما بر روی تختی در کنار ماشینی حلقه مانند دراز خواهید کشید. آشکارسازهای درون ماشین، اشعه هایی را که از بدن شما عبور کرده اند، اندازه گیری می کند و آن را به سیگنال های الکتریکی تبدیل می نماید. یک کامپیوتر این سیگنال های دریافت شده را جمع آوری کرده و بسته به شدتشان، به آنها رنگی در محدوده سیاه تا سفید اختصاص می دهد. سپس کامپیوتر این تصاویر را جمع آوری کرده و آنها را بر روی مانیتور کامپیوتر نمایش می دهد.

تصویربرداری رزونانس مغناطیسی یا ام آر آی، یک روش تصویربرداری بدون درد دیگر است.

بیشتر دستگاه های ام آر آی حاوی یک آهن ربای بزرگ به شکل تونل

هستند. شما بر روی سطحی متحرک که به درون تونل کشیده می شود، دراز می کشید.

میدان مغناطیسی، ذرات اتمی را در برخی از سلول های بدنتان ردیف می کند. هنگامی که امواج رادیویی از طریق این ذرات هم راستا شده، پراکنده می شوند، سیگنال هایی تولید می کند

که با توجه به نوع بافتی که از آن عبور می کنند، متفاوت است. پزشک می تواند از تصاویر تولید شده توسط این سیگنال ها، برای کشف آنوریسم احتمالی شما استفاده کند. غربالگری منظم برای افراد در معرض خطر آنوریسم آئورت شکمی توصیه می شود مردان بین سنین ۶۵ تا ۷۵ که سیگاری هم هستند یک بار برای آنوریسم آئورت شکمی با استفاده از سونوگرافی شکمی غربالگری شوند. برای مردان ۶۰ ساله و بالاتر با سابقه خانوادگی آنوریسم آئورت شکمی نیز باید غربالگری نظر گرفته شود

درمان

در اینجا دستورالعمل هایی کلی برای درمان آنوریسم آئورت شکمی آورده می شود:

آنوریسم های کوچک. اگر آنوریسم آئورت شکمی شما کوچک باشد ( با قطر حدود ۴ سانتیمتر و یا کوچکتر ) و شما هیچ علائمی نداشته باشید، پزشکتان ممکن است به جای جراحی رویکرد صبر و مشاهده ( تحت نظر گرفتن ) را پیشنهاد کند. به طور کلی، آنوریسم های کوچک نیازی به جراحی ندارند، زیرا خطر جراحی بیشتر از خطر پارگی آنوریسم است .

اگر شما این رویکرد را انتخاب کنید، پزشکتان آنوریسم شما را با سونوگرافی های دوره ای (معمولا هر شش تا ۱۲ ماه) رصد خواهد کرد و به شما توصیه خواهد نمود که اگر دچار درد شکم یا کمر (نشانه های بالقوه پارگی) گردیدید، بلافاصله مراجعه نمایید.

آنوریسم های متوسط. یک آنوریسم متوسط بین ۴ تا ۵٫۶ سانتی متر قطر دارد. در مورد آنوریسم آئورت شکمی با اندازه متوسط، میزان خطرات ناشی از عمل جراحی در مقایسه با سیاست صبر و انتظار به خوبی روشن نیست. شما در مورد میزان مزایا و خطرات رویکرد انتظاری در مقایسه با عمل جراحی، باید با پزشک خود مشاوره کنید.

آنوریسم های بزرگ، با رشد سریع ویا نشت کننده. اگر آنوریسمتان بزرگتر از ۵٫۶ سانتی متر و یا به سرعت در حال رشد (بیش از ۰٫۵ سانتی متر طی شش ماه) باشد، شما احتمالا نیاز به جراحی خواهید داشت. علاوه بر این، آنوریسم های نشت کننده، دردناک و یا حساس به لمس نیاز به درمان خواهند داشت. دو نوع عمل جراحی برای آنوریسم آئورت شکمی وجود دارد

– یکی جراحی باز شکم برای ترمیم پارگی آنوریسم آئورت شکمی است که شامل شکافتن شکم،برداشتن قسمت مشکل دار آئورت و جایگزینی آن با یک لوله مصنوعی (پیوندی) می باشد. با استفاده از این نوع عمل جراحی، به احتمال زیاد بهبودی کامل ماه ها طول خواهد کشید.

– روش دیگری که گاهی برای ترمیم آنوریسم مورد استفاده قرار می گیرد، عمل جراحی اندوواسکولار ( داخل رگی ) است که یک روش کمتر تهاجمی می باشد. پزشکان یک گرافت مصنوعی را به انتهای یک لوله نازک (کاتتر) متصل کرده و آن را از طریق یک سرخرگ در پا به سمت آئورت شما می فرستند. گرافت ( لوله ای بافته شده با پوششی فلزی ) در محل آنوریسم قرار می گیرد و در آنجا با قلاب ها و یا پین هایی کوچک بسته می شود.

قطعه پیوندی یا گرافت، بخش ضعیف شده ی آئورت را برای جلوگیری از پاره شدن آنوریسم تقویت می کند. زمان بهبودی برای افرادی که تحت عمل جراحی اندوواسکولار قرار می گیرند نسبت به افرادی که تحت جراحی شکم باز قرار گرفته اند کوتاه تر (در حدود یک یا دو هفته در مقایسه با شش هفته برای عمل جراحی باز) است.

گزینه های درمان آنوریسم شما به عوامل مختلفی از جمله، محل آنوریسم، سن شما، عملکرد کلیه و شرایط دیگر که ممکن است خطر عمل جراحی و یا عمل اندوواسکولار را افزایش دهد، بستگی دارد .

شیوه زندگی و راه حل های خانگی

داروهای استاتینی ( مثل آتورواستاتین ) و برخی از آنتی بیوتیک ها ممکن است رشد آنوریسم های کوچک آئورت را کند کنند. همچنین شواهدی وجود دارد که مسدودکننده های گیرنده آنژیوتانسین ( لوزارتان ) ممکن است از تشکیل آنوریسم جلوگیری کند.

بهترین روش برای جلوگیری از آنوریسم آئورت این است که تا حد امکان از عروق خونی خود محافظت کنیم و آنها را سالم نگه داریم.

این به معنای برداشتن گام های زیر است:

ترک سیگار و تنباکو
تحت کنترل قرار دادن فشار خون

ورزش منظم
کاهش کلسترول و چربی در رژیم غذایی

اگر دارای برخی عوامل خطر ساز ابتلا به آنوریسم آئورت هستید، با پزشکتان صحبت کنید. در صورتی که در معرض خطر باشید، پزشکتان ممکن است اقداماتی اضافی از جمله داروهایی برای کاهش فشار خون و مقابله با استرس در شریان های تضعیف شده برایتان توصیه کند. همچنین ممکن است سونو گرافی غربالگری هر چند سال یکبار برایتان در نظر گرفته شود.

علائم کاهش فشار خون چیست

علائم کاهش فشارخون

– اگر خون کافی به مغز نرسد، سلول های مغزی اکسیژن و مواد مغذی را به مقدار کافی دریافت نمی کنند و فرد احساس سبکی سر، سرگیجه و ضعف خواهد کرد.

– اگر شما از حالت نشسته یا خوابیده، ناگهان بلند شوید و بایستید، علائم کاهش فشار خون ظاهر می شود. ایستادن باعث می شود که خون به سمت پایین بدن برود و فشار خون کم شود. به این نوع کاهش فشار خون، افت فشار خون وضعیتی می گویند.

– اگر شما به مدت طولانی بایستید، نوعی از افت فشار خون وابسته به اعصاب رخ می دهد.

– هنگامی که خون کافی به عروق قلبی نرسد، فرد دچار درد قفسه سینه و حتی سکته قلبی می شود.

– هنگامی که خون به مقدار کافی به کلیه ها نرسد، کلیه ها قادر به دفع مواد زائد از بدن نخواهند بود.

– فشار خون پایین باعث شوک و کما می شود.

 علائم کاهش فشار خون چیست

به طور کلی علائم افت فشار خون شامل:

– سرگیجه و یا سبکی سر

– غش کردن

– عدم تمرکز ذهنی

– تاری دید

– تهوع

– پوست رنگ پریده، سرد و مرطوب

– نفس نفس زدن

– خستگی

– افسردگی

– تشنگی

علل مقاربت دردناک چیست

چه چیزی باعث واژینیسموس می شود؟

واژینیسموس یک وضعیت منحصر به فرد در زنان است که تنگی لگن و دهانه مهبل، مقاربت جنسی را مشکل یا غیرممکن می کند که علت آن ممکن است ترکیبی از عوامل فیزیکی یا روانی ویا ترکیبی از هر دو باشد

علل مقاربت دردناک چیستتعریف واژینیسموس:
تظاهرات غیر ارادی تنگی لگن و دهانه مهبل که با نشانه هایی مانند، مقاربت با ناراحتی، درد و یا سوزش مشخص می شود

چرخه درد
برای بسیاری از زنان، واژینیسموس به عنوان یک سفتی غیر قابل توضیح، ناراحتی و درد، در هنگام دخول یا در طول رابطه جنسی که به طور غیر منتظره رخ می دهد، نمایان می شود و از آنجایی که درد ناشی از سفت شدن عضلات اطراف مهبل (واژن) بدون قصد آگاهانه و ناگهانی رخ می دهد، میتواند بسیار گیج کننده باشد.

علل مقاربت دردناک :

معمولا ترکیبی از محرک های فیزیکی یا غیر فیزیکی که باعث می شود بدن در واکنش به پیش بینی درد، به طور خودکار ماهیچه های واژن را منقبض وخود را از آسیب محافظت کند. در این حالت رابطه جنسی بسیار ناراحت کننده یا دردناک می شود و دخول ممکن است مشکل یا غیر ممکن شود

نمونه هایی از علل غیر فیزیکی
1. ترس از ترومای لگن،
2. ترس از آسیب بافت (مثل “پارگی”)،
3. ترس از حامله شدن،
4. نگرانی از این که یک مشکل پزشکی لگن ممکن است دوباره عودکند
5. اضطراب یا استرس
6. تجارب ناخوشایند قبلی جنسی
7. دید منفی نسبت به رابطه جنسی
8. احساس گناه، صدمات عاطفی، و یا دیگر احساسات جنسی ناسالم مانند جدایی های عاطفی
9. ترس از تعهد
10. بی اعتمادی
11. اضطراب در مورد از دست دادن کنترل
12. اختلال استرسی پس از حادثه PTSD)
13. سوء استفاده احساسی / جنسی در گذشته
14. تماشاگر خشونت و یا سوء استفاده بودن
15. خاطرات سرکوب شده در دوران کودکی
16. تجربه داشتن والدینی انعطاف ناپذیر و سرکوب گر
17. آموزش های نا متعادل مذهبی (مثل “سکس بد است”)
18. قرار گرفتن در معرض تصاویر تکان دهنده جنسی
19. آموزش جنسی ناکافی

نمونه هایی از عوامل فیزیکی
1. وضعیت های پزشکی مانند عفونت های دستگاه ادراری یا مشکلات ادراری، عفونت قارچی، بیماری آمیزشی، اندومتریوز تناسلی و یا تومورهای لگن، کیست، سرطان، بیماری التهابی لگن، اگزما، پسوریازیس، پرولاپس واژن و غیره
2. درد زایمان، زایمان طبیعی یا مشکل واژن ,سقط جنین
3. تغییرات وابسته به سن یائسگی، تغییرات هورمونی، خشکی واژن ,آتروفی واژن
4. تروما یا هر نوع عمل جراحی لگن، مشکل در معاینات لگن و یا سایر ضربه های لگن
5. آزار جسمی، تجاوز جنسی، سوء استفاده جنسی / جسمی و یا حمله
6. اثرات برخی داروها ممکن است باعث درد لگنی شود

زنان مبتلا به واژینیسموس در ابتدا ممکن است از لحاظ جنسی پاسخگو بوده و عمیقا میل به رابطه داشته باشند ، اما در طول زمان، این میل ممکن است با توجه به افزایش درد و احساس شکست و دلسردی، کاهش یافته و فرد را وادار به امتناع از مقاربت جنسی نماید.

مقاربت دردناک یا واژینیسموس

مقاربت دردناک یا واژینیسموس –

مقاربت دردناک یک اصطلاح کلی است راجع به یک بیماری که در آن، در طول مقاربت جنسی، درد وجود دارد. در واقع واژینیسموس یک نوعی از مقاربت دردناک است. واژه واژینیسموس به طیف گسترده ای از تظاهرات غیر ارادی تنگی لگن و دهانه مهبل که با نشانه هایی مانند، مقاربت با ناراحتی، درد و یا سوزش مشخص می شود، اشاره دارد که در هر سن و یا زمانی در زندگی زنان می تواند تجربه شود و بر حسب زمان شروع آن دارای دو طبقه بندی بزرگ، اولیه و ثانویه می باشد. این اختلال اعم از اولیه و یا ثانویه، قابل درمان می باشد.
واژینیسموس بسته به شدت، دارای طیف وسیعی از علائم اعم از احساسات جزئی سوزش یا سفتی عضلات واژن تا بسته شدن کل مدخل مهبل می باشد.

مقاربت دردناک یا واژینیسموسعلائم رایج این بیماری :
1. سوزش در حین مقاربت جنسی با سفتی
2. دخول مشکل یا غیر ممکن است، درد ناراحت کننده آلت تناسلی در هنگام دخول
3. ازدواج به وصال نرسیده
4. درد مداوم جنسی با منشا ناشناخته
5. مشکل در وارد کردن تامپون یاحتی یک معاینه لگنی
6. اسپاسم در سایر گروه های عضلانی بدن (پاها، کمر، و غیره) و / یا مشکل در تنفس در هنگام مقاربت که باعث توقف آن شود
7. اجتناب از رابطه جنسی به علت درد

حالت های واژینیسموس در زنان متفاوت است:
1. برخی از زنان قادر به وارد کردن تامپون و یک معاینه کامل زنان هستند، با این حال قادر به وارد کردن آلت تناسلی مرد نیستند.
2. عده ای دیگر قادر به وارد کردن بخشی از آلت تناسلی مرد هستند اگر چه این فرآیند بسیار دردناک است.
3. برخی می توانند به طور کامل آلت تناسلی مرد را وارد کنند اما گرفتگی و ناراحتی، باعث توقف پیشرفت طبیعی رابطه تا رسیدن به ارگاسم میشود.
4. برخی از زنان قادر به تحمل مقاربت ناراحت کننده با درد به تدریج رو به افزایش و ناراحتی هستند، که در نهایت موجب وقفه تجربه جنسی است.
5. برخی زنان ممکن است به سختی ورود آلت تناسلی و حرکت متناوب آن را تحمل کنند اما به طور مداوم باید به خود استراحت دهند

محدوده شدت علایم واژینیسموس
1. ناراحتی جزئی و یا سوزش به همراه سفتی در هنگام دخول از طریق واژن و یا احساس فشار در مهبل که ممکن است در طی رابطه کاهش پیدا کند
2. سوزش جدی تر و تنگی که در هنگام دخول از طریق واژن و یا احساس فشار تجربه می شود
3. گرفتگی غیر ارادی ماهیچه های واژن, دخول و حرکت را دشوار و دردناک می کند
به دلیل اینکه ماهیچه های واژن محکم بسته شده اند دخول غیر ممکن است و در صورت اجبار درد قابل توجهی به وجود می آورد.

واژینیسموس اولیه

واژینیسموس اولیه معمولا اشاره به تجربه واژینیسموس با تلاش به مقاربت برای اولین بار دارد. به طور معمول واژینیسموس اولیه زمانی کشف می شود که یک زن تلاش برای داشتن رابطه جنسی برای اولین بار با همسریا شریک زندگی داردکه در این حالت قادر به دستیابی به دخول نمی شود و برجستگی دهانه ی مهبل (واژن) دخول را غیر ممکن یا بسیار دشوار می کند. واژینیسموس اولیه از علل شایع عدم میل جنسی یا ازدواج به وصال نرسیده است.برخی از زنان مبتلا به واژینیسموس اولیه در هنگام استفاده از تامپون و یا معاینات زنانه نیز با مشکل مواجه هستند. برخی از زنان همچنین ممکن است دچار اسپاسم مرتبط با آن، در سایر گروه های عضلانی بدن و یا حتی توقف تنفس شوند.
در افراد مبتلا به واژینیسموس اولیه، ذهن و بدن یک واکنش شرطی را در مقابل دخول نشان می دهند.بدن درد پس از دخول را پیش بینی می کند ، به طوری که عضله PC با عدم شل شدن، علیه درد مقاربت از بدن محافظت می کند
سکس یک فعالیتی است که شامل بسیاری از واکنشهای شرطی پیچیده است مقاربت موفق از طریق تجربه و تعامل آموخته می شود، بنابراین سیستم عصبی و عضلات را کشف کنید و به یاد داشته باشید که پس از چند تجربه اول، مقاربت لذت بخش تر می شود. ذهن و بدن با یادگیری پیش بینی مقاربت مثبت و سالم، اجازه ورود می دهد.

واژینیسموس ثانویه

واژینیسموس ثانویه معمولا به تجربه واژینیسموس پس از یک دوره مقاربت بدون درد در زندگی اشاره دارد. یک زن ممکن است سال ها قادر به مقاربت عادی و بدون درد بوده و پس از آن، به طور موقت، دچار این مشکل شود. از علل رایج اختلال واژینیسموس ثانویه می توان به موارد زیر اشاره کرد.

1. درد لگن خاصره با توجه به وضعیت پزشکی، عفونت، ضربه فیزیکی و یا تجاوز، تغییرات وابسته به سن، و یا حوادث فیزیکی از قبیل زایمان.
2. استرس های روحی روانی، اضطراب، ترس، مشکلات رابطه ای، و یا دیگر احساسات مشابه که مربوط به رابطه نامشروع جنسی و هر نوع ضربه در گذشته باشد.
3. پیش بینی درد لگن به علت برخی از شرایط گذشته یا حال
4. علل دیگر

توجه داشته باشید که این تعاریف را می توان در برخی از موارد تغییر داد به عنوان مثال، برخی از زنان قادر به تحمل دخول هستند اما با درد به تدریج رو به افزایش و ناراحتی که در نهایت فعالیت جنسی را متوقف می کند روبرو می شوند و یا ممکن است با حرکت متناوب بعد از دخول دچار اسپاسم لگنی گردند.
در صورت عدم درمان، واژینیسموس اغلب بدتر می شود، چرا که تجربه درد مداوم جنسی باعث شدت انقباض بیشتر و طولانی مدت تر غیر ارادی ماهیچه PC می شود.

واژینیسموس غیر ارادی است وعمدی نمی باشد:
این مهم است که توجه داشته باشید که واژینیسموس عمدا توسط زن ایجاد نمی شود. این اتفاق اغلب غیر ارادی, بدون کنترل عمدی و بدون هیچ گونه آگاهی رخ می دهد. واژینیسموس اغلب دارای انواع علل در پاسخ به ترکیبی از عوامل فیزیکی یا عاطفی است. رمز و راز این مشکل می تواند برای هردو نفر رابطه بسیار خسته کننده و ناراحت کننده ای داشته باشد. با وجود این واقعیت که واژینیسموس غیر ارادی است و می تواند برای هر زنی بوجود بیاید، بسیاری از زنان بعلت احساس شرم شدید هیچگاه به پزشک مراجعه نمی کنند.

تترالوژی فالوت چیست

تترالوژی فالوت چیست –

تترالوژي فالوت (Tetralogy of fallot)

تعريف
تترالوژي فالوت يکي از متداولترين ناهنجاري هاي مادرزادي قلبي است(از رايج ترين بيماري هاي مادرزادي کبودي دهنده‌ي قلب در کودکان است ). اين عارضه رايج ترين علت نقص قلبي ، و شايع ترين علت سندرم کودکان آبي است و در طول رشد جنيني اتفاق مي افتد (زماني که قلب نوزاد در حال توسعه است). در حالي که عواملي مانند تغذيه نامناسب مادر ، بيماري هاي ويروسي و يا اختلالات ژنتيکي ممکن است خطر ابتلا به اين بيماري را افزايش دهند.در اکثر موارد علل مولد آن ناشناخته هستند.
حدود ۱۰-۷ درصد بيماري‌هاي مادرزادي قلب را تشکيل مي‌دهد.

تترالوژی فالوت چیستاين بيماري شامل چهار نقص آناتومي در قلب است:

1- وجود حفره در ديواره هاي ميان دو بطن ( بطن ها، حفره هاي پاييني قلب هستند که وظيفه پمپ کردن خون به ساير اندامها را به عهده دارند ).
Large VSD (نقص بزرگ بين دو بطن قلب): قلب داراي ديواره داخلي است که دو اتاق در سمت چپ خود را از دو اتاق در سمت راست آن جدا مي کند. اين ديواره سپتوم ناميده مي شود. سپتوم از اختلاط خون بين دو طرف از قلب جلوگيري مي کند.
VSD سوراخ سپتوم بين دو حفره هاي پاييني بطن قلب است. اين حفره اجازه مي دهد تا خون غني از اکسيژن از بطن چپ با خون کم اکسيژن از بطن راست مخلوط شود.

2- تنگ شدن دريچه ريوي ( اين دريچه در محل اتصال بطن راست به شريان ريوي قرار دارد وظيفه شريان ريوي هدايت خون از سمت قلب به ريه هاست ).
RV outflow tract obstruction (تنگي خروجي بطن راست؛ غالباً تنگي زير دريچه‌ي شريان ريوي يا پولمونر و دريچه‌ي پولمونر است و ممکن است همراه با تنگي شاخه‌هاي شريان ريوي هم باشد.

اين نقص ، شامل تنگي دريچه ريوي مربوط به عبور از بطن راست به سرخرگ ريوي است.
به طور معمول ، جريان خون کم اکسيژن از بطن راست از طريق دريچه ريوي و به شريان ريوي وجود دارد. سپس از آنجا ، خون به ريه ها سفر مي کند تا اکسيژن بگيرد..
در تنگي ريوي ، دريچه ريوي به طور کامل باز نمي شود. بنابراين ، قلب به کار سخت تر براي پمپاژ خون از طريق دريچه نياز دارد تا در نتيجه آن، خون کافي به ريه ها برسد.

3- بزرگ شدن بطن راست قلب
RVH (هيپرتروفي بطن راست): با استفاده از اين نقص ، عضلات بطن راست ، ضخيم تر از حد معمول است. اين رخ مي دهد زيرا که قلب به کار سخت تر از معمول براي به حرکت در آوردن خون از طريق دريچه ريوي تنگ نياز دارد.

4- قرار گرفتن آئورت در محل غيرطبيعي ( آئورت رگي است که خون اکسيژن دار را از قلب به اندام ها انتقال مي دهد ) در اين بيماري ريشه آئورت بر روي ديواره بين بطني قرار گرفته است .
Overriding Aorta (سوار شدن آئورت روي نقص ديواره‌ي بين دو بطن): اين نقص در آئورت ، شريان اصلي که خون غني از اکسيژن را از قلب به بدن حمل مي کند رخ مي دهد. در قلب سالم ، آئورت به بطن چپ متصل مي باشد. اين اجازه مي دهد تا تنها خون غني از اکسيژن به جريان بدن برسد.

در موارد شديد بيماري به‌جاي تنگي پولمونر، آترزي پولمونر وجود دارد.
نخستين بار در سال 1672 توسط Stensen ، و سپس در 1773 توسط Sandifort شرح داده شد.اين بيماري در سال ۱۸۸۸ ميلادي توسط Etienne Fallot فرانسوي تعريف شد و در سال ۱۹۴۵ ميلادي Blalock Taussig اولين بار روي يک دختر جوان جراحي خارج قلبي به‌صورت شنت سيستميک و پولمونر انجام داد که از اين طريق پرفيوژن ريه افزايش و کبودي بيمار کاهش يافت.

پاتوفيزيولوژي
در تترالوژي فالوت خون کافي قادر به رسيدن به ريه ها براي جذب اکسيژن نيست و جريان خون کم اکسيژن خواهد بود.
.
شکل A ساختار و جريان خون در قلب طبيعي نشان مي دهد. شکل B يک قلب را با تترالوژي فالوت نشان مي دهد.
براي روشن تر شدن وقايعي که در اين بيماري رخ مي دهد مختصري در مورد نحوه بروز علايم توضيح داده مي شود : سوراخ بين دو بطن باعث مي شود که خون اکسيژن دار ( خون قرمز ) و خون بدون اکسيژن (خون آبي) با يکديگر مخلوط شوند و به دليل اين که مقداري از خون بدون اکسيژن وارد آئورت مي شود و از قلب به ساير اندام ها مي رود ، پوست اين کودکان غالباً آبي رنگ به نظر مي رسد که نشان دهنده خون رساني ناکافي به اندام هاست .
از آن سو مقدار خوني که به ريه ها مي رسد به دليل تنگي دريچه ريوي کاهش مي يابد .تنگي دريچه باعث مي شود که بطن راست بيش از حد طبيعي فعاليت کند و به همين دليل بزرگتر و ديواره آن عضلاني تر مي شود .
اپيدميولوژي

چهار درام يا تترالوژي فالوت در حدود 400 نفر در هر يک ميليون تولد زنده رخ مي دهد. چهار درام يا تترالوژي فالوت يکي از مهمترين و گسترده ترين بيماري هاي قلبي است ،تخمين زده اند که 10 ٪ از موارد از بيماري مادرزادي قلبي (CHD) ناشي از تترالوژي فالوت مي باشد ، و ميزان بروز اين بيماري براي نوزاد 9.6 نفذ در هر 10000 تولد زنده تخمين زده شده است.
درمان اين بيماري خطرناک نيست ، حدود 25 ٪ از افراد آلوده ممکن است سال اول بميرند ، و 40 ٪ بيش از سن 4 سال و 70 ٪ در سن 10 سال. به طور کلي ، ميزان مرگ و مير از سال 1979 ، تا 40 درصد به دليل توسعه فرآيندهاي جراحي و درمان کاهش يافته است.
، در 3-6 نوزاد به ازاي هر 10،000 تولد رخ مي دهد ، و شايع ترين علت از CHD cyanotic. اين اختلال به عنوان يک سوم از همه CHD ها در بيماران جوانتر از 15 سال است.
در اغلب موارد ، تترالوژي فالوت پراکنده و غير خويشاوندي است. بروز آن در خواهران و برادراني که پدر و مادر مبتلا دارند 1 -5 ٪ است ، و به طور معمول در مردان نسبت به زنان بيشتر رخ مي دهد. اين اختلال با ناهنجاري هايي مانند شکاف لب و کام ، ، و ناهنجاري هاي اسکلتي و سر و صورت همراه است
تترالوژي فالوت همچنين در پستانداران ديگر ، از جمله اسب و موش مشاهده شده است.

علل و عوامل :
اين بيماري با برخي عوامل ژنتيکي و محيطي مانند ديابتي بودن مادر ارتباط دارد ؛ علاوه بر اين که شانس تولد کودک بيمار در خانواده اي که يکي از والدين يا فرزندان ديگر به بيماري مبتلا باشند کمي افزايش مي يابد . علت (ها) براي اکثر بيماري هاي مادرزادي قلب (CHDs) شناخته شده نيست ، اگر چه مطالعات ژنتيکي نشان مي دهد علت چند عامل است. مطالعه از پرتغال گزارش داد که پلي مورفيسم ژن متيلن تتراهيدروفولات ردوکتاز (MTHFR) مي تواند يک ژن ايجاد حساسيت براي بيماري تتراهيدروفولات در نظر گرفته شود.

عوامل پيش از تولد عامل بروز بالاتر بيماري تترالوژي فالوت عبارتند از :
• سرخجه (و يا ساير بيماري هاي ويروسي) مادر در دوران بارداري ،
• فقرتغذيه ای در دوران بارداري ،
• استفاده از الکل در مادر ،
• سن مسن تر از 40 سال مادر ،
• مادران داراي نقائص فنيل آلانين (PKU)
• مادران ديابتي.
• کودکان مبتلا به سندرم داون نيز از شيوع بالاتري برخوردارند
• نوزادان مبتلا به سندرم هيدانتووين جنيني يا سندرم کاربامازپين.
• برخي اختلالات ژنتيکي
به عنوان يکي از ناهنجاري هاي conotruncal ،تترالو ژي فالوت با يک طيفي از ضايعات شناخته شده (نقص قلبي ، چهره هاي غير طبيعي ، هايپوپلازياي وابسته به غده تيموس ، شکاف کام ، هيپوکلسمي) همراه است. تجزيه و تحليل سيتوژنتيک ممکن است حذف يک بخش از کروموزوم باند 22q11 (منطقه DiGeorge بحراني) را نشان دهد. فرسايش از سلول هاي تاج عصبي نشان داده شده است که به توليد مثل ناهنجاري هاي conotruncal.
اين ناهنجاريها با سندرم DiGeorge و ناهنجاريهاي قوس branchial همراه است.

عوامل خطر ساز
در حالي که علت دقيق آن ناشناخته است ، عوامل متعددي ممکن است خطر اينکه ي يک نوزاد با اين بيماري متولد شود را افزايش دهند. اينها عبارتند از :
• يک بيماري ويروسي در مادر ، مانند سرخجه (سرخک آلماني) ، در دوران بارداري
• اعتياد به الکل مادر
• تغذيه نامناسب
• مادر مسن تر از 40
• نوزاداني که مبتلا به سندرم داون يا سندروم دي جرج به دنيا مي آيند.

• پدر و مادر با تترالوژي فالوت

عوارض و ناهنجاريهاي همراه

• نقص سپتوم دهليزي (AVSD) ، VSD عضلاني )
• ، بازگشت وريدي ريوي غير عادي ،
• عروق کرونر غير عادي ،
• نبود دريچه ريوي
• بي کفايتي آئورت و آئورت پولمونري .
عوارض تترالوژي فالوت شامل آندوکارديت، آبسه‌ي مغز، ترومبوآمبولي، هموراژي و نارسايي دريچه‌ي آئورت است.
کودک ممکن است عوارض زير را داشته باشد:
• تنفس سخت
• خستگي بسيار
• به صداي پدر يا مادر و يا لمس پاسخ نمي دهند
• خيلي داد و بيداد کند
• مردن
تمام نوزادان با تترالوژي فالوت نياز به جراحي اصلاحي دارند. بدون درمان ، کودک ممکن است رشد مناسب نداشته باشد. خود جراحي نيز در افزايش خطر عوارض جدي مانند اندوکارديت عفوني ، التهاب پوشش داخلي قلب ناشي از يک عفونت باکتريايي مي تواند نقش داشته باشد.
موارد درمان نشده ، از تترالوژي فالوت معمولا عوارض شديد در طول زمان توسعه شان ايجاد مي کنند ، که ممکن است منجر به مرگ يا از کار افتادگي در اوايل بلوغ بشود.
علايم و نشانه ها :
نشانه هاي تترالوژي فالوت بسته به وسعت انسداد جريان خون از بطن راست و به ريه ها متفاوت است ،. علائم و نشانه ها ممکن است شامل موارد زير باشد :
• به رنگ مايل به آبي شدن پوست ناشي از کمي اکسيژن در خون(سيانوز) و ايجاد رنگ آبي در لب و انگشتان به نسبت مخلوطي از خون که با اکسيد کننده اکسيد مي شود.
• تنگي نفس و تنفس سريع ، به خصوص در زمان تغذيه
• از دست دادن هوشياري (غش کردن)
• شکل گرد و غير طبيعي بستر ناخن
• اکتساب وزن ناکافي
• خسته شدن به راحتي در طول بازي
• کج خلقي
• گريه طولاني مدت
• سوفل قلبي
• صداهاي غير طبيعي قلب
• ضعف در رشد

علايم باليني شامل سيانوز و کلابينگ (چماقي شدن) انگشتان و تاکي‌کاردي، تاکي‌پنه و سيانور شديد لب‌ها و بستر ناخن‌ها در مواقع فعاليت است. به‌ويژه در مواقع حملات هيپرسيانوتيک (Hyperscyanotic spells) تاکي‌پنه، هيپرپنه، اسيدوز متابوليک، سيانوز و تاکي‌کاردي شديدتر است و در صورت طولاني شدن اين حملات، باعث ايجاد تشنج، لتارژي (خواب‌آلودگي) و مرگ مي‌شود.
در سمع قلب صداي اول نرمال و صداي دوم قلب منفرد (Single) است.

همچنين به‌دليل تنگي راه خروجي بطن راست (PS)، در دومين و سومين فضاي بين دنده‌اي چپ سوفل سيستوليک شنيده مي‌شود. هر چقدر تنگي بيشتر باشد سيانوز شديدتر است و در سن پايين‌تر (معمولاً ۴-۳ ماهگي) ظاهر مي‌شود ولي شدت و مدت (Duration) سوفل کمتر خواهد بود. برعکس، هر چقدر تنگي خروجي بطن راست کمتر باشد سيانوز در سن بالاتر ظاهر مي‌شود و شدت و مدت سوفل افزايش مي‌يابد. در حملات شديد هيپرسيانوتيک شدت سوفل PS کاهش مي‌يابد يا از بين مي‌رود زيرا به‌دليل اسپاسم زير دريچه‌ي پولمونر و به‌دليل آزاد شدن کاته‌کولامين، تنگي فوق‌العاده شديد مي‌شود. در اين حملات سيانوز، تاکي‌کاردي، تاکي‌پنه و ديس‌پنه خيلي شديدتر است که بايد درمان به‌طور اورژانس شروع شود.

گاه در نارسايي دريچه‌ي آئورت Diastolic murmur در ناحيه‌ي آئورت همراه با Ejection click آئورت شنيده مي‌شود.
بعضي مواقع در سمع قلب به‌دليل باز بودن مجراي شرياني (PDA) يا کولاترال‌هاي آئورت و پولمونر Continuous murmur شنيده مي‌شود.
کودکان مبتلا به اين بيماري اغلب آبي به نظر مي رسند اين ظاهر آبي ممکن است در زمان تولد و يا در زمان شير خوارگي ظاهر شود.شيرخواران مبتلا دچار حملات کبودي مي شوند که جهت رفع اين حملات درمان بيمار بايستي هر جه سريعتر صورت گيرد .اين بيماران تنفس سريع و تند دارند و دائماً گريه مي کنند؛ بچه هاي بزرگتري که عمل جراحي نشدند حين ورزش دچار تنگي نفس مي شوند و خيلي زود خسته مي شوند . اين بچه ها ممکن است در خلال ورزش به حالت چمباتمه بنشينند ( حالت سجده ). گاهي اوقات ، نوزادان مبتلا به تترالوژي فالوت ناگهان دچار آبي شدن ناخن ها و لب ها پس از گريه ، تغذيه ، اجابت مزاج ، يا لگد زدن به پاهاي خود پس از بيداري مي شوند. اين قسمت “جادوها يTET” ناميده مي شود و با افت سريع در مقدار اکسيژن خون ايجاد مي شود. . چمباتمه باعث افزايش جريان خون به ريه ها مي شود. جادوهاي TET در نوزادان جوان حدود 2 تا 4 ماهه شايع تر هستند .
تمام اين نشانه ها به اين علت وجود دارد که خون کافي در ريه ها جريان پيدا نمي کند و آنها نمي توانند اکسيژن مورد نياز اندام ها را تامين کنند . نشستن به حالت سجده کمک مي کند تاخون بيشتري در ريه ها جريان پيدا کند و کودک راحت تر تنفس کند .

زمان مراجعه به پزشک
اگر شما متوجه شديد که کودک شما داراي علايم زير است بايد در جستجوي کمک هاي پزشکي باشيد :
• مشکلات تنفسي
• تغيير رنگ مايل به آبي پوست
• تشنج
• ضعف
• تحريک پذيري غير معمول
اگر کودک شما آبي (cyanotic) مي شود ، بلافاصله در کنار او قرار گيريد و زانوها را تا قفسه سينه بکشيد. اين باعث افزايش جريان خون به ريه ها مي شود. سپس سريعا با اورژانس تماس بگيريد.

تشخيص :
تترالوژي فالوت اغلب در دوران شيرخوارگي يا بلافاصله پس از آن تشخيص داده مي شود. با اين حال ، تترالوژي فالوت ممکن است در مراحل بعدي زندگي تشخيص داده شود ، بسته به شدت بيماري انواعي از نقص ها و نشانه ها را دارد. با تشخيص زود هنگام و پس از درمان مناسب ، بسياري از کودکان با تترالوژي فالوت زندگي نسبتا عادي خواهند داشت، هر چند آنها به مراقبتهاي پزشکي منظم نياز خواهند داشت و ممکن است محدوديت در ورزش داشته باشند.
تشخيص بيماري به‌وسيله‌ي علايم باليني و سمعي قلب، نوار قلب، عکس سينه و اکوکارديوگرافي داده مي‌شود. در مواقع انجام عمل جراحي قلب بايد قبل از عمل، آنژيوگرافي و کاتتريسم قلب صورت گيرد.

• X – ray قفسه سينه . نشانه نوعي از تترالوژي فالوت در X – ray به شکل چکمه “بوت” قلبي است ، زيرا بطن راست بزرگ شده است.

• آزمايش خون يک آزمون است که تعداد هر نوع از سلول هاي خون را اندازه گيري مي کند اين آزمون نياز است که شمارش کامل سلولهاي خوني ناميده مي شود ، در تترالوژي فالوت تعداد سلول هاي قرمز خون ممکن است غير طبيعي بالا باشد (erythrocytosis) به علت تلاش بدن براي افزايش سطح اکسيژن در خون.

• اندازه گيري سطح اکسيژن (پالس) اين تست با استفاده از يک حسگر کوچک که مي تواند در انگشت يا پا قرار داده شود انجام مي شود که براي اندازه گيري مقدار اکسيژن در خون است.

• اکوکارديوگرافي . Echocardiograms با استفاده از امواج بالا و نامفهوم براي گوش انسان ، براي توليد يک تصوير از قلب است. امواج صوتي قلب کودک توليد تصاوير متحرک مي کند که مي تواند بر روي صفحه نمايش ويديو به آن نگاه شود. اين تست کمک مي کند تا تشخيص تترالوژي فالوت امکان پذير شود ، زيرا اجازه مي دهد تا پزشک به ديدن اينکه آيا نقص سپتوم بطني وجود دارد يا نه،( در صورتي که ساختار دريچه ريوي طبيعي است ، بطن راست به درستي کار کند ، و اگر آئورت در موقعيت مناسب باشد).

• الکتروکارديوگرام الکتروکارديوگرام ثبت فعاليت هاي الکتريکي را در قلب انجام مي دهد. در طي اين روش ، تکه هاي با سيم (الکترود) بر روي قفسه سينه کودک ، مچ دست و مچ پا قرار داده شده است. الکترودها فعاليت اندازه گيري الکتريکي ، را بر روي کاغذ ثبت مي کنند. اين تست کمک مي کند تا تعيين شود که آيا بطن راست کودک بزرگ شده (هايپرتروفي بطن) و يا ريتم قلب منظم است يا نه.

• کاتتريزاسيون قلبي در طي اين روش ، پزشک شما يک لوله نازک (کاتتر) انعطاف پذيري را درون شريان يا وريد در کشاله ران نوزاد قرار مي دهد . يک ماده حاجب از طريق کاتتر به ساختار قلب کودک تزريق مي شود.اين در تصاوير اشعه X – قابل مشاهده است. کاتتر نيز اندازه گيري فشار و سطح اکسيژن در حفره هاي قلب و رگ هاي خوني را انجام مي دهد.

**نقص ديواره‌ي بطني با آئورت overriding در اکوکارديوگرافي بيمار مبتلا به تترالوژي فالوت

• اکوکارديوگرافي : در اين روش با استفاده از امواج مافوق صوت تصاويري از قلب گرفته مي شود که به تشخيص اختلال کمک مي کند .
• در مواردي از آنژيوگرافي قلب براي تعيين دقيق ساختمان قلب قبل از عمل جراحي استفاده مي شود .
تشخيص افتراقي
لازم است بيماري تترالوژي فالوت از اين اختلالات تمييز داده شود:
• تنگي آئورت
• سندرم زجر تنفسي حاد کودکان
• کودکان آپنه
• برونشيوليت کودکان
• کودکان با جراحي مجراي شرياني
• ذات الريه کودکان
• پنوموتوراکس
• تنگي دريچه ريوي
• کم خوني سلولي داسي شکل

پزشک کودک شما به احتمال زياد براي تشخيص از شما تعدادي سوال مي پرسد ، مانند :
• چه زماني براي بار اول متوجه علائم فرزند خود شديد؟
• آيا علائم فرزند شما مستمر بوده است ، و يا گاه به گاه ؟
• آيا چيزي به نظر مي رسد که باعث بهبودي علائم فرزند شما شود؟
• آيا چيزي به نظر مي رسد که باعث بدتر شدن علائم فرزند شما شودا؟
• تغذيه و خواب کودکتان چطور است؟
• آيا شما متوجه غش يا اين که لب ها و پوست فرزندتان مايل به آبي و يا تاريک تر شود،شده ايد؟
• آيا کودک شما دچار استفراغ يا از دست دادن وزن است؟

نوار قلب
در نوار قلب (ECG) علايم RAD (Right Axis Deviation) و RVH (Right ventricle hypertrophy) و RAH (Right atrium hypertrophy) مشاهده مي‌شود.

۲٫ RAD و RVH در نوار قلب بيمار مبتلا به تترالوژي فالوت
عکس سينه

در عکس سينه (CXR) نسبت کارديوتوراسيک (C/T) نرمال است، بستر عروق ريوي کاهش يافته است (PVM decreased) و تقعر ناحيه‌ي پولمونر و تحدب ناحيه‌ي آئورت ديده مي‌شود و Apex قلب به‌دليل هيپرتروفي بطن راست بالا آمده است. در يک‌چهارم موارد قوس آئورت در سمت راست قلب مشاهده مي‌شود.

۳٫ تقعر شريان پولمونر و کاهش بستر عروق ريوي در عکس سينه‌ي نوزاد مبتلا به تترالوژي فالوت

درمان:
تاريخچه درمان
لوئيس آرتور فالوت، اولين کسي که اين بيماري را به رسميت شناخت نيست. Stensen اولين بار آن را در سال 1672 شرح داده بود ، با اين حال ، فالوت بود که آن را براي اولين بار با دقت توصيف کرد و ويژگي هاي پاتولوژيک باليني و کامل اين نقص را بيان کرد.
اگر چه اختلال باليني بسيار زودتر تشخيص داده شد ، هيچ درمان تا سال1940 در دسترس نبود. متخصص قلب و عروق، Helen Taussig به اين نتيجه رسيد که در اين بيماري سيانوز پيشرفت و نهايتا منجر به مرگ در نوزادان با چهار درام يا تترالوژي فالوت مي شود. فرض او بر اين بوده است که سيانوز با توجه به ناکافي جريان خون ريوي رخ مي دهد. همکاري او با آلفرد Blalock به نوع اول از درمان براي اين نوزادان منجر شد. در سال 1944 ، Blalock با انجام عمل در نوزاد با چهار درام يا تترالوژي فالوت و ايجاد اولين شنت معروف Taussig بين شريان ساب کالوين و شريان ريوي مشکل را حل کردند (نگاه کنيد به تصوير زير).
اين تصوير اتمام مسدود کردن با شنت Taussig- Blalock را نشان مي دهد.
–اين روش پيشگام روش جراحي شنت ,دوران جديدي را در جراحي باز قلب نوزادان ايجاد کرد. به دنبال آن ،توسعه آنها،به دنبال متدهاي شنت پاتس (از آئورت نزولي به شريان ريوي سمت چپ) ، شنت گلن (از به وريد اجوف فوقاني شريان ريوي راست) ، و شنت Waterston (از آئورت صعودي به شريان ريوي راست) اتفاق افتاد.
تصحيح اولين عمل باز در سال 1954 انجام شده است. کمتر از نصف يک سال بعد ، Lillehei انجام درمان موفقيت آميز اولين عمل باز تترالوژي فالوت با استفاده از متد جراحي کنترل شده متقاطع گردش خون ،که در آن بيمار ديگر به عنوان مخزن اکسيژناتور و خون به خدمت گرفته مي شود . سال بعد ، با ظهور باي پس قلبي ريوي گيبون ، يکي ديگر از دوره هاي پيشرفت تاريخي در عمل جراحي قلب آغاز شد. از آن زمان به بعد ، پيشرفت هاي متعدد در روش جراحي و حفظ ميوکارد در درمان از چهار درام يا تترالوژي فالوت تکامل يافته است.

درمان در امروز
درمان شامل درمان علامتي يا طبي (Medical) و درمان اصلي يعني جراحي قلب است:
درمان طبي: شامل تجويز آهن و پروپرانولول به‌ميزان mg/kg/day 1-3 براي پيشگيري از ايجاد حملات هيپرسيانوتيک است.
درمان حملات هيپرسيانوتيک که در واقع به‌طور اورژانسي بايد انجام شود به‌شرح زير است:
۱٫ تجويز اکسيژن
۲٫ مورفين از طريق زير جلدي، عضلاني يا وريدي به‌ميزان mg/kg 0/1-0/2 به‌صورت Stat
3. پروپرانولول به‌ميزان mg/kg 0/05-0/1 وريدي به‌صورت Stat
4. بي‌کربنات سديم به‌ميزان mEq/kg 0/5-1 در صورت طولاني شدن سيانوز و هيپرپنه (که نشانه‌ي اسيدوز متابوليک شديد است) به مدت ۲۰ دقيقه پرفيوژن مي‌شود.
درمان جراحي: درمان جراحي که درمان اصلي بيماري است شامل جراحي خارج قلبي و جراحي داخل قلب است.
در جراحي خارج قلب ايجاد يک شنت سيستميک و پولمونر که شايع‌ترين اين نوع شنت Blalock Taussig است که ارتباط بين شريان زير چنبري چپ يا راست با شريان ريوي چپ و راست از طريق يک تيوب سنتتيک Gor-tex برقرار مي‌شود و سبب افزايش پرفيوژن ريه و در نتيجه کاهش سيانوز بيمار مي‌شود و بعد از ۲-۱ سال عمل اصلي داخلي قلبي (Total correction) انجام مي‌شود.
عمل اصلي قلب (Total correction) عبارت است از:
۱٫ بستن نقص ديواره‌ي بين دو بطن (VSD) به‌وسيله‌ي پچ (Patch) به‌گونه‌اي که آئورت در بطن چپ قرار مي‌گيرد و خون بطن چپ را به بدن مي‌رساند و سيانوز برطرف مي‌شود.
۲٫ سپس تنگي راه خروجي بطن راست با رزکسيون زير دريچه‌ي شريان ريوي و انجام ولولوتومي دريچه‌ي پولمونر باعث برطرف شدن تنگي PS مي‌شود و در نتيجه خون تيره‌ي بطن راست براي تبادل O2-CO2 به ريه‌ها مي‌رسد.
بهتر است براي بيماران مبتلا به تترالوژي فالوت در حدود ۲-۱ سال اوليه‌ي زندگي عمل جراحي قلب انجام شود. در اين صورت، آنان بعد از عمل جراحي قلب غالباً عمر طبيعي خواهند داشت.
براي اصلاح مشکل عمل جراحي لازم است .در اين عمل سوراخ بين بطن ها به وسيله يک وصله بسته مي شود .علاوه بر بستن سوراخ بين 2 بطن، جراح تنگي دريچه ريوي را نيز برطرف مي کند .
پيگيري منظم و ويزيت بيمار توسط متخصص قلب و اکوکارديوگرافي هاي دوره اي در روند بهبودي و درمان بيمار بسيار حائز اهميت است .
انواع جراحي
کامل
جراحي براي ترميم تترالوژي فالوت جريان خون به ريه ها را بهبود مي بخشد. جراحي نيز تضمين مي نمايد که خون غني از اکسيژن و فقير از اکسيژن به مکان هاي صحيح هدايت شوند
جراح :

• گشاد کردن عروق خوني تنگ ريوي. دريچه ريوي گسترده تر شده و يا جايگزين مي گردد. همچنين ، عبور از بطن راست به سرخرگ ريوي افزايش مي يابد. اين روش باعث بهبود جريان خون به ريه ها مي شود. اين اجازه مي دهد تا خون اکسيژن به اندازه کافي براي رفع نيازهاي بدن دريافت کند.

• ترميم نقص سپتوم بطن (VSD). پچ مورد استفاده براي پوشش سوراخ سپتوم. اين پچ مخلوط کردن خون غني از اکسيژن و فقير از اکسيژن را از بين بطن ها متوقف مي کند.

رفع اين دو نقص باعث حل مشکلات ناشي از دو نقص ديگر است. هنگامي که بطن راست ديگر به کار خيلي زياد براي پمپ کردن خون به ريه ها نياز ندارد ، به ضخامت عادي بازگشت مي کند. رفع VSD به اين معني است که خون غني از اکسيژن تنها از بطن چپ به آئورت جريان مي يابد.
برش (قطع) حاصل از جراحي براي رسيدن به قلب معمولا پس از حدود 6 هفته بهبود مي يابد. جراح و يا کارکنان بيمارستان لازم است هنگامي که خوب نوزاد را در ضدعفوني کردند، براي نوزاد واکسيناسيون منظم انجام دهند.

جراحي تسکيني يا موقت
مشترک در گذشته براي انجام عمل جراحي به طور موقت در طول دوره شيرخوارگي براي چهار درام يا تراژدي از Fallot شد. اين عمل جراحي بهبود جريان خون به ريه ها. تعمير کامل از چهار نقص در مراحل بعدي در دوران کودکي انجام شد.
در حال حاضر ، چهار درام يا تراژدي از Fallot معمولا به طور کامل در مراحل ابتدايي تعمير. با اين حال ، برخي از کودکان به تعمير کامل بيش از حد ضعيف و يا بيش از حد کوچک است. آنها بايد عمل جراحي به طور موقت داشته باشد. اين عمل جراحي ، ميزان اکسيژن در خون را بهبود مي بخشد. عمل جراحي نيز مي دهد کودک هم به رشد و به اندازه کافي قوي براي تعمير کامل است.

جراح براي جراحي به طور موقت ، لوله بين انشعاب سرخرگ بزرگ آئورت و سرخرگ ريوي را. لوله شنت ناميده مي شود. يکي از پايان شنت به انشعاب سرخرگ آئورت دوخته شده است. انتهاي ديگر به سرخرگ ريوي متصل ميشود.

شنت ايجاد يک مسير اضافي براي خون به سفر به ريه براي دريافت اکسيژن. جراح شنت زماني که نقص قلبي نوزاد در طول تعمير کامل ثابت است.
پس از جراحي به طور موقت ، کودک شما ممکن است داروهاي شنت را باز نگه داريد در حالي که انتظار براي تعمير کامل نياز دارند. اين داروها قطع مي شوند ، پس از جراح شنت است.
چشم انداز براي يک کودک متولد شده با چهار درام يا تراژدي از Fallot خيلي بهتر امروز نسبت به گذشته است. پيشرفت هاي انجام شده در آزمايش و درمان به معناي آن است که اکثر کودکاني که از اين نقص مادرزادي قلب به بزرگسالي زنده بمانند. با اين حال ، آنها نياز به مراقبت طولاني مدت از متخصصان را به حد ممکن سالم ماندن.

پيامد درمان :
پس از عمل جراحي اکثر کودکان توانايي انجام کليه فعاليت هاي معمول روزانه مانند ورزش و انجام کار هاي شخصي را دارند اگر چه بعضي از بيماران بايد فعاليتهايشان را محدود کنند. گاهي اوقات بعضي از اين کودکان براي کنترل تعداد ضربان قلب و همچنين بهبود عملکرد قلبشان به مصرف دارو احتياج دارند . اين کودکان بايد قبل از رفتن به دندانپزشکي يا انجام هر گونه روش تشخيصي مهاجم آنتي بيوتيک مصرف کنند تا از وقوع عفونت جلوگيري شود .
در طول چند دهه گذشته ، تشخيص و درمان تترالوژي فالوت تا حد زيادي بهبود يافته است. اغلب کودکاني که دچار اين نقص قلبي هستند زنده مانده و به سن بلوغ مي رسند. با اين حال ، آنها به مراقبت هاي مادام العمر پزشکي از متخصصان نياز دارند تا به آنها تا حد ممکن براي سالم ماندن کمک شود .

نکته :کودکان مبتلا به تترالوژي فالوت در تمام طول مدت زندگيشان بايد تحت نظر پزشک متخصص قلب باشند .

اتيولوژي
عوامل محيطي و ژنتيکي در ايجاد اين بيماري دخالت دارند
شيوه زندگي
همانطور که فرزند شما رشد مي کند ، شما ممکن است برخي از نگراني در مورد اينکه چگونه به بهترين وجه مراقبت از فرزندتان را انجام دهيد ،را داشته باشيد. از جمله :
• پيشگيري از عفونت کودک مبتلا به نقص قلبي شديد ممکن است نياز به گرفتن آنتي بيوتيک پيشگيرانه قبل از برخي از درمان هاي دندانپزشکي و جراحي داشته باشد. پزشک شما کمک خواهد کرد که اگر اين کار لازم است آن را ياد بگيريد. حفظ و نگهداري بهداشت دهان و دندان و گرفتن آزمايشات و معاينات مرتب دندان راه هاي عالي براي کمک به جلوگيري از عفونت است.
• ورزش و بازي . والدين کودکان مبتلا به نقص مادرزادي قلب اغلب در مورد خطرات ناشي از بازي خشن و فعاليت شديد حتي پس از درمان موفقيت آميز نگرانند. اگر چه برخي از کودکان ممکن است لازم باشد مقدار يا نوع ورزششان را محدود کنند، امامي توانند زندگي عادي و يا نزديک به طبيعي داشته باشند. تصميم گيري در مورد تمرين بايد به صورت مورد به مورد باشد ، بنابراين از پزشک کودک خود درباره فعاليتهايي که براي فرزندتان امن هستند بپرسيد.
اگر شما يک فرد بزرگسال مبتلا به بيماري مادرزادي قلب باشيد ، ممکن است نگراني هايي ، از جمله :

• استخدام داشتن يک نقص مادرزادي قلب به طور کلي ، گزينه هاي شغلي فرد را محدود مي کند . اگر يک فرد بالغ مشکلات قلبي جدي با عوارض تهديد کننده حيات داشته باشد، نمي تواند شغلي را که ديگران را در معرض خطر قرار مي دهد داشته باشد. مانند پرواز يک هواپيما و يا رانندگي اتوبوس. که در اين حالت ممکن است دلسرد شود.

• بارداري بيشتر زنان مبتلا به بيماري هاي قلبي مادرزادي مي توانند بارداري را بدون هيچ مشکلي تحمل کنند. با اين حال ، داشتن نقص شديد يا عوارضي مانند نارسايي مزمن ريوي يا آريتمي مي تواند خطر ابتلا به عوارض در دوران بارداري را افزايش دهد. متخصصان توصيه مي کنند که هر کسي که مبتلا به بيماري مادرزادي قلب است هنگام شروع بارداري با دکتر خود مشورت کند. در برخي موارد ، مشاوره قبل و حين حاملگي با پزشک قلب و عروق و ژنتيک و براي پيشگيري از خطرات زايمان مورد نياز است. برخي از داروهاي قلبي در دوران بارداري امن نيست و ممکن است لازم باشد متوقف شود و يا قبل از باردار شدن تنظيم شود..
عوامل زير مي تواند سيانوز را در نوزادان دچار تترالوژي فالوت بدتر کند :

• اسيدوز

• فشار

• عفونت

• ورزش

• آگونيست هاي بتا – آدرنرژيک

• کم شدن آب بدن

• بسته شدن مجرا ي شرياني
تهيه يک ليست از سوالات مي تواند به شما کمک کند بيشتر و بهتر راجع به تترالوژي فالوت بدانيد.
برخي از سوالات اساسي براي پرسيدن از پزشک کودک شما عبارتند از :

• محتمل ترين علت مولد علائم نوزاد من چيست؟

• آيا علل احتمالي ديگر براي اين علائم وجود دارد؟

• چه نوع از آزمايشات را فرزند من بايد انجام دهد؟ آيا اين آزمون نياز به هر گونه آماده سازي ويژه دارد؟

• چه درمانهايي در دسترس هستند ، و کدام را به من توصيه ميکنيد؟

• عوارض احتمالي عمل جراحي چه هستند؟

• پيش آگهي بعد از عمل جراحي فرزند من چيست؟ مي تواند به او زندگي عادي را برگردانيد؟

• فرزند من به چه شرايط بهداشتي براي بازيافت سلامتش نياز دارد. چگونه مي توانم به بهترين وجه اين شرايط را مديريت کنم؟

• آيا هيچ محدوديت فعاليتي براي فرزند من هست؟

• آيا او قادر به ورزش؟ شرکت در سالن ورزش هست؟

• چرا اين اتفاق افتاد؟

• آيا اين اتفاق دوباره تکرار مي شود در حاملگي هاي آينده؟

• آيا راهي براي جلوگيري از اين اتفاق هست؟

• هر گونه بروشور يا غيره که من بتوانم در خانه مطالعه کنم وجود دارد؟ چه وب سايت را پيشنهاد مي کنيد ؟

روشهای پیشگیری از بیماری فشار خون

روشهای پیشگیری از بیماری فشار خون – ترک خیلی از عادت‌های بد غذایی و رفتاری و ایجاد بسیاری از عادت‌های خوب و مناسب در زندگی، می‌توانند نقش پیشگیرانه و حتی درمانی در بیماری فشار خون بالا داشته باشند.

در این متن به مهمترین عوامل موثر در این زمینه و نحوه کنترل آن‌ها اشاره شده است.
تغییر در شیوه‌های زندگی می‌تواند در کنترل فشار خون و پیشگیری از بیماری فشار خون بالا موثر باشد. حتی اگر شما برای تنظیم فشار خونتان دارو مصرف می‌کنید، می‌توانید با به کار بستن توصیه‌های زیر تا حدود زیادی آن را تحت کنترل داشته باشید:

روشهای پیشگیری از بیماری فشار خون• غذاهای سالم بخورید. برای پیشگیری از فشار خون بالا یک رژیم غذایی مناسب در پیش بگیرید، این رژیم غذایی بر استفاده از میوه‌ها، سبزیجات، غلات سبوس‌دار و لبنیات کم‌چرب تاکید دارد. پتاسیم می‌تواند در پیشگیری از فشار خون بالا به شما کمک کند، سعی کنید مقادیر زیادی از غذاهای پتاسیم‌دار را در رژیم روزانه‌تان بگنجانید. همچنین از چربی،‌ مخصوصاً چربی‌های اشباع شده کمتر استفاده کنید.

• مقدار نمک را در رژیم غذاییتان کاهش دهید. برای افرادی که 50 سال به بالا سن دارند و همچنین کسانی که مبتلا به بیماری‌های کلیه، دیابت یا فشار خون بالا هستند، هر چه میزان سدیم در غذای روزانه کمتر باشد بهتر است (چیزی حدود 1500 میلی‌گرم سدیم در روز می‌تواند مناسب باشد). اما افراد سالم باید 2300 میلی‌گرم (یا کمتر) سدیم در روز مصرف کنند. پس نمکدان را زمین بگذارید! همچنین مراقب غذاهای کنسروی و آماده باشید، آن‌ها معمولاً معدن نمک هستند.

• سعی کنید در وزن سالم باقی بمانید. اگر اضافه وزن دارید، کم کردن حتی 3 یا 4 کیلوگرم از وزنتان هم می‌تواند در کاهش فشار خون به شما کمک کند.

• فعالیت‌های بدنیتان را بیشتر کنید. فعالیت‌های بدنی و ورزش منظم می‌تواند هم فشار خون و هم وزن شما را در حد متعادل نگه دارد. سعی کنید روزانه حداقل 30 دقیقه ورزش کنید. پیاده‌روی و حرکات کششی ساده هم می‌تواند کافی باشد، لازم نیست حتماً ورزش حرفه‌ای و سنگین انجام دهید.

• سیگار نکشید. توتون سیگار، به دیواره‌ رگ‌های خونی آسیب می‌رساند و روند سخت شدن رگ‌ها را سرعت می‌بخشد. اگر سیگار می‌کشید، از پزشک خود برای ترک کردن آن کمک بگیرید.

• استرس‌ها و اضطراب‌هایتان را کنترل کنید. تا جایی که ممکن است، استرس‌هایتان را کاهش دهید. می‌توانید تکنیک‌هایی مانند آرامش عضلانی و تنفس عمیق را تمرین کنید. داشتن خواب کافی بیش از آن‌چه فکرش را می‌کنید می‌تواند به شما کمک کند.

• فشار خونتان را در منزل کنترل کنید. کنترل منظم فشار خون در منزل به شما این امکان را می‌دهد که فشار خونتان را در سطح متعادل نگه دارید و اگر داروی فشار خون مصرف می‌کنید، بدانید که آیا داروها برایتان موثر هستند یا خیر. همچنین اگر مشکل خاصی برایتان به‌وجود بیاید، این کار به شما هشدار می‌دهد که سریع تحت مراقبت‌های پزشکی قرار بگیرید. اگر فشار خونتان را در خانه تحت کنترل داشته باشید، نیاز کمتری به ملاقات‌های مکرر با پزشکتان خواهید داشت.

• تنفس عمیق و آهسته را تمرین کنید. این کار به شما آرامش داده و کمکتان می‌کند که فشار خونتان را بیشتر تحت کنترل داشته باشید. اما در مورد این‌که آیا تمرینات تنفسی به‌طور مستقیم در کاهش فشار خون موثر هستند یا خیر، اطلاعات قابل اطمینانی در دسترس نیست.

کوآرکتاسیون آئورت چیست

کوآرکتاسیون آئورت چیست –

کوآرکتاسیون آئورت

کوآرکتاسیون آئورت((coarctation of the aortaبه تنگ شدن بخشی از دیوارهء سرخرگ می گویند که موجب اختلال درجریان خون سرخرگی می شود.این تنگ شدگی ممکن است درهربخش ازآئورت ایجاد شود ولی غالبا پس ازجداشدن شریان تحت ترقوه ای چپ اتفاق می افتد؛به همین سبب جریان وفشارخون دراندام های تحتانی کاهش یافته ودرعوض فشارخون دراندام های فوقانی افزایش می یابد.لذاقلب برای مقابله بافشار وارده،بایدبا قدرت بیشتری کارکند.

کوآرکتاسیون آئورت چیستعلایم کوآرکتاسیون آئورت

علایم بیماری عبارتنداز:فشارخون بالا در اندام های فوقانی بدن که منجربه سردرد،سرگیجه،غش،دردجلوی قفسه سینه وتنگی نفس،خونریزی بینی وتپش قلب می شود؛فشارخون پایین دراندام های تحتانی که سبب عدم نبض یا نبض ضعیف درشریان کشاله ران،کبودی اندام های تحتانی به دلیل عدم اکسیژن رسانی کافی،وسردی پاها می شود.
البته علایم بیماری به میزان تنگی آئورت بستگی دارد.نوع شدیدآن ممکن است دردوران نوزادی شناسایی شود؛درحالی که نوع خفیف بیماری بدلیل نبود علایم،ممکن است حتی دردوران جوانی نیزتشخیص داده نشود.

راههای تشخیص کوآرکتاسیون آئورت

راههای تشخیص ازطریق معاینات فیزیکی عبارتنداز:تفاوت چشمگیر درمیزان فشارخون بازوها وپاها،تنگی نفس، اختلال دررشدکودک بیمار،شنیده شدن صدای مورمورحین سمع صدای قلب توسط پزشک.
تشخیص بیماری،طی آزمایشات زیرتاییدمی شود:
– نوارقلب:علایم هیپرتروفی بطن چپ،اکوکاردیوگرام.
-تصویربرداری ازقفسهءسینه بااشعه ایکس(chest x-ray):ساختارغیرطبیعی دنده ها که به دلیل افزایش فشارخون درشریان های بین دنده ای بوجودآمده است،کاردیومگالی(بزرگ شدن قلب).
MRI-
CAT scan-
-آنژیوگرافی
-کاتتریسم قلبی

عوارض بیماری کوآرکتاسیون آئورت

این بیماری،یک نقص مادرزادی پیچیده است که غالبابابیماری های قلبی دیگرهمراه است،مانند:تنگی دریچه آئورت،اختلال دریچه میترال،نقص دیوارهءخلفی دهلیزی-بطنی وبازبودن مجرای شریانی.
عوارض بیماری عبارتنداز:به دلیل اینکه تنگی آئورت،قبل ازجداشدن شریان کلیوی اتفاق می افتد لذا کاهش خونرسانی به کلیه ها سبب ترشح هورمون رنین ازآنها می شود که این امر،خودموجب ترشح هورمونهای آنژیوتانسین وآلدسترون می شود.آنژیوتانسین وآلدسترون باانقباض عروق وافزایش بازجذب آب وسدیم ازکلیه ها،سبب افزایش فشارخون می شود.
نارسایی کلیوی به دلیل کاهش خونرسانی به کلیه وافزایش فشارخون؛ تورم بخش تضعیف شده آئورت که سبب پارگی آئورت شده وسرانجام به حملهءقلبی وسکتهءمغزی منجرمی شود؛
بیماری شریان کرونری،که سبب اختلال درخونرسانی به ماهیچه قلب،نارسایی قلبی وسرانجام سکتهءقلبی می شود.

راههای پیشگیری ودرمان کوآرکتاسیون آئورت چیست

کوآرکتاسیون آئورت،یک نقص مادرزادی است،لذاقابل پیشگیری نمی باشد.
اگردرمان علامتی بیماری بوسیله دارو میسر واقع نشود،درمان باعمل جراحی یا سوندگذاری با بالون صورت می گیرد.
درعمل جراحی،قسمت تنگ شده آئورت برداشته شده ودوطرف شریان آئورت به هم دوخته می شود،گاهی اوقات شکاف بین دوانتهای شریان آئورت را درمواردی که طول تنگی آئورت زیاد باشد ازآنژیوپلاستی از عروق مصنوعی،برای آناستموزاستفاده می شود(آنژیوپلاستی به دنبال آنژیوگرافی وتعیین محل دقیق تنگی رگ انجام می شود)؛یااینکه دولبهءشکاف با یک فلپ ازعروق نزدیک(که غالبا شریان تحت ترقوه ای چپ است)به هم وصل می شود.بعدازعمل جراحی،بیمارنیازمند پیگیری پزشکی به مدت طولانی است؛لذا بیماربایدقبل ازهرعمل جراحی ودندانپزشکی،برای کاهش خطرعفونت بافت آندوکاردقلب،آنتی بیوتیک پروفیلاکتیک دریافت کند.
درمان دیگرکوآرکتاسیون آئورت،سوندگذاری با بالون است.دراین روش،یک کاتتربالون دارازطریق شریان کشاله ران واردآئورت شده وبعدازرسیدن به محل تنگی،بالون باد شده وسبب بازشدن آئورت می شود.این امکان نیزوجود دارد که یک استنت جهت بازنگهداشتن رگ،در محل گذاشته شود.بیشترین داروهای مورد استفاده برای بیماران درمان شده بااین روش،داروهای مهارکنندهءآنزیم مبدل آنژیوتانسین وبتابلوکرهاهستند.داروهای بتابلوکرباجلوگیری ازاثرهورمون جنگ وگریز(نورآدرنالین)،سبب کاهش قدرت انقباضی قلب وسرانجام کاهش فشارخون می شوند.
————————————————-
بازبینی و ویرایش علمی: خانم دکتر فاطمه قلی پور

پرسشهای متداول درباره مشکلات جنسی

پرسشهای متداول درباره مشکلات جنسی –

– شایع ترین علت مشکلات جنسی در میان زنان و مردان چیست ؟
مشکلات جنسی می تواند اشکال مختلفی داشته باشد که به این صورت تعریف می شود، هر مسئله جنسی یا عاطفی که مانع شود زن و شوهر به یک رابطه رضایت بخش دو جانبه دست یابند.
شایع ترین مشکلات مردان شامل: پروستات ، کاهش جریان خون به آلت تناسلی مرد به علت ابتلا به دیابت ، بیماریهای قلبی و یا بیماریهای دیگر ، آسیب های عصبی به نخاع و یا کاهش در هورمون تستوسترون است.

پرسشهای متداول درباره مشکلات جنسی
مشکلات جنسی متداول در بین زنان شامل : عدم تمایل جنسی به علت کاهش هورمون استروژن ، اختلالات تیروئید ( که می تواند در بعضی از مردان نیز تأثیر گذار باشد )، درد در هنگام مقاربت به علت مشکلات واژن از جمله کم بودن ترشحات واژن می باشد. در بعضی از زوجین، متخصصین استفاده از برخی داروها را علت مشکلات جنسی می دانند که عبارتند از : الکل ، نیکوتین، مواد مخدر ، برخی از داروهای فشار خون ، آنتی هیستامین ها و داروهای ضد افسردگی

2- شایع ترین مشکلات جنسی در مردان چیست ؟
مطالعات نشان می دهد که 75% از مردان تحت تأثیر انزال زودرس قرار می گیرند. از نظر بالینی انزال زودرس به این صورت تعریف می شود: آغاز انزال ( خروج منی ) از آلت تناسلی که قبل از مقاربت یا به سرعت بعد از شروع ، معمولاً در عرض کمتر از 15 بار دخول رخ می دهد.
هر مرد حداقل یک بار انزال زودرس را در زندگی خود تجربه کرده است. اما برای بعضی از مردان تبدیل به یک مشکل مزمن می شود. انزال زودرس می تواند به حساسیت بالا ، تحریک سیستم عصبی ، وسواس فکری – عملی و گاهی اوقات عدم کنترل واکنش بدن نسبت به برانگیختگی جنسی ( هیجان ) مربوط شود.بی توجهی به انزال زودرس اغلب موجب عفونت در غده پروستات می شود که یک دوره استفاده از آنتی بیوتیک ها این مشکل را حل خواهد

مشکلات موقتی می تواند ناشی از استرس یا استفاده برخی داروها از قبیل قرص سرماخوردگی باشد. درمان انزال زودرس شامل داروهای ضدافسردگی که باید 12 ساعت قبل از عمل زناشویی خورده شود و استفاده از کاندوم برای کاهش احساس می باشد.گاهی اوقات کرم لیدوکائین می تواند به کاهش احساس کمک کند اما این کرم بر روی همسر نیز تأثیر می گذارد.

3- تعریف واقعی از نقص عملکرد جنسی چیست و شایع ترین علل کدامند ؟
نقص عملکرد جنسی در مرد (impotence)  نیز نامیده می شود که عبارت است از ناتوانی در به دست آوردن نعوظ (erection)، عدم توانایی در حفظ نعوظ کافی برای مقاربت و همچنین ناتوانی در انزال به صورت مداوم .
زمانی علت این مشکل را مسائل عاطفی می دانستند. اما امروزه پزشکان بیماریهایی همچون فشارخون بالا ، نارسایی کلیه ، بیماری های قلبی زودرس ، مشکلات پروستات ، افسردگی و علاوه بر این ها زیاده روی در مصرف الکل و در بعضی از مردان استعمال سیگار را علل این بیماری می دانند. استرس مزمن و برخی از داروها از قبیل داروهای فشار خون بالا و داروهای ضد افسردگی نیز می توانند نقش داشته باشند.

4- علت اختلال عملکرد در زنان چیست ؟
بر خلاف مردان که برای کاهش مقاربت به رویدادهای خاص فیزیولوژیکی نیاز دارند. زنان این گونه محدودیت ها را ندارند. شایعترین دلایل ناتوانی جنسی زنان غالباً در مسائل مربوط به تمایل ، انگیختگی جنسی و یا بعضی وقتها مقاربت دردناک است. بعضی از زنان ناتوانی در داشتن لذت ( اوج لذت جنسی ) و تجربه درد را گزارش می کنند.

کاهش تمایل از وجود یک رابطه سرد و ضعیف با همسر یا تنش های دیگر در زندگی ، ایجاد می شود .عوامل فیزیکی به کاهش هورمون های استروژن و تستوسترون که در زمان یائسگی اتفاق می افتد مربوط می شود . این عوامل نه تنها تمایل را کاهش می دهد ، همچنین سبب کاهش ترشحات مهبل می شود و در نتیجه تحریک مشکل تر و مقاربت دردناک خواهد بود.
بیماریهای خاص مانند اختلال تیروئید یا افسردگی نیز می توانند در تمایل زن تأثیرگذار باشد . عدم لذت به ندرت از مشکلات فیزیکی ناشی بوده اغلب از تحریک نادرست توسط همسر ایجاد می شود.

5- چه چیزی باعث ایجاد درد در آلت تناسلی مرد می شود ؟
درد در آلت تناسلی مانند هر بخش دیگری از بدن می تواند ناشی از عوامل مختلفی از جمله عفونت ، آسیب (ضربه) یا بیماری باشد. در برخی مواقع دستکاری مفرط ، نیش حشره یا جوش می تواند منجر به درد شود . ضایعات دردناک یا زخم در آلت تناسلی ممکن است تبدیل به پروستات یا عفونت های دیگر شود. علاوه بر آن التهاب پروستات ، urethritis ( عفونت لوله ادراری که اغلب باعث سوزش و کلامیدیا می شود.

گاهی کم خونی سلول های داسی نیز می تواند موجب درد در آلت تناسلی شود . بیماری Peryronies که موجب نابهنجار شدن شکل آلت تناسلی می شود مقاربت دردناک را برای مرد در پی خواهد داشت. در موارد نادر درد می تواند نشانه سرطان باشد. از این رو اگر ناراحتی شما قابل ملاحظه بود و ظرف چند روز فروکش نکرد به پزشک مراجعه کنید.

6- چرا بعضی از زنان مقاربت دردناک دارند ؟
از نظر پزشکان مقاربت دردناک در 80% از زنان علت فیزیولوژیکی دارد. این علل عبارتند از : کاهش در هورمون زنانگی که منجر به خشک شدن مهبل ( واژن ) می شود. وجود مخمر یا سایر عفونت های رحمی ( جنسی) ، uretherietis cystitis( از عفونتهای دستگاه ادراری ) و برخی از مشکلات ارتوپدی و در مواردی نیز یبوست مزمن می تواند نقش داشته باشد. یک عامل شناخته شده دیگر  valvar vestibulitis می باشد که به صورت التهاب در بخش خاصی از واژن است و شایعترین علت مقاربت دردناک که اغلب نادیده گرفته می شود.

یک نوع خاصی از مقاربت دردناک که به عنوان vaginismus ( گرفتگی عضلات مهبل ) شناخته شده است که باعث گرفتگی غیر ارادی ماهیچه های واژن شده و گاهی می توانند چنان قوی باشند که واژن بسته شده و نفوذ ( دخول ) فوق العاده دردناک و یا غیر ممکن می گردد . این مشکل اغلب ریشه در یک آسیب روانی دارد.

7- انزال رتروگراد (پس رونده) چیست و چگونه درمان می شود ؟
به دلیل وجود نوعی عفونت در آلت تناسلی مرد ، گاهی مایع منی به جای خارج شدن به داخل مثانه بر می گردد و باعث ترشح ادرار و مایعات ناهنجار می گردد. این مسئله خطرناک نیست مگر این که زوج تصمیم به بچه دار شدن داشته باشند. پس رفت انزال می تواند به صورت کامل یا جزئی رخ دهد.

از علل دیگر می توان به عمل جراحی پروستات یا مـجاری ادراری ( ختنه نادرست ) ، دیابت و استفاده از داروهای خاص مثل داروهای فشار خون بالا اشاره کرد .کنترل فشار خون به بهبود مسئله کمک می کند. گاهی با تغییر داروی فشار خون ، این مشکل خود به خود برطرف می گردد.

8- آیا داشتن نعوظ برای مدت زمان طولانی خطرناک است ؟
جواب این سوال مقدار زیادی بستگی به تعریف شما از طولانی بودن دارد. اگر نعوظ چهار ساعت یا بیشتر ،  بدون تحریک جنسی طول بکشد ،  نعوظ دائم (priapism) نامیده می شود.
به طور معمول تحریک باعث می شود که خون در آلت تناسلی جریان پیدا کند که این جریان خون ، باعث ایجاد نعوظ می شود. بعد از انزال ( خروج منی ) – یا اگر تحریک قطع شود – جریان خون قطع شده و نعوظ پس رفت می کند. ممکن است گاهی خون فرستاده شده به آلت تناسلی برای ایجاد نعوظ به دام بیفتد و سبب ایجاد نعوظ دایم (priapism)شود که می تواند بسیار دردناک باشد و اگر زود درمان نشود موجب ایجاد زخم در درون آلت تناسلی شده و در برخی موارد اختلال نعوظ دائم را در پی خواهد داشت.

نعوظ دایم ( priapism) ممکن است در هر مردی اتفاق بیافتد حتی در نوزادان ، اما در سنین 5 ، 10 ،20 و 50 ساله رایج تر است. درمان این مشکل می تواند خیلی ساده باشد مثل استفاده از بسته های یخ یا به صورت تزریق دارو به آلت تناسلی و یا کشیدن خون از آلت تناسلی برای کاهش درد و تورم. ولی گاهی به عمل جراحی برای بازگرداندن جریان خون مناسب و انجام تخلیه کامل رگ ها از خون نیاز است.

9- معمولاً چه داروهایی باعث کاهش جنسی در مردان و زنان می شود ؟
شناخته شده ترین داروها ، داروهای ضدافسردگی از قبیل Prozac و یا آرام بخش هایی از قبیل والیوم هستند که هر دو می توانند در تمایل زنان و مردان تأثیر گذار باشند.  قرص های ضد حاملگی و نیز بعضی از فرمولاسیون های HRT استفاده شده در درمان علائم یائسگی می تواند در زنان باعث کاهش تمایل بشوند.

داروهایی که باعث ایجاد ضعف جنسی در مردان می شوند عبارتند از : برخی داروهای فشار خون ، آنتی هیستامین های استفاده شده برای سرماخوردگی یا آلرژی ، برخی از داروهای غیر استروئیدی ضد التهابی (NSAIDS) مثل ایبوپروفن،داروهای سوزش معده از قبیل Tagamet ,Zantac,Pepcid بعضی از داروهای پایین آورنده چربی و برخی از داروهای مورد استفاده  در درمان بیماریهای پارکینسون و سرطان.

10- آیا این درست است که رابطه جنسی می تواند در بعضی افراد باعث سردرد شود ؟
بله ، درست است و در پزشکی به عنوان سردرد مقاربتی شناخته شده است. جالب است که بدانید تأثیر آن در مردان بیشتر از زنان است. در حالی که به طور کلی سردرد در زنان بیشتر از مردان است . هنوز علت دقیق این مشکل را هیچ کس نمی داند بعضی می گویند ممکن است مربوط به تغییر ناگهانی در جریان خون و متعاقب آن افت فشار خون در زمان اوج لذت جنسی باشد و بعضی دیگر آن را ناشی از آزاد شدن آدرنالین در بدن در طی دوره فعالیت جنسی می دانند.

این سردرد ها در بعضی از افراد ممکن است چند هفته طول بکشد و سپس بهبود یابد و در بعضی دیگر به طور نامشخص و یا فقط در مواقعی که رابطه جنسی داشته باشد رخ دهد.اگر چه شما ممکن است از سردردهای میگرنی رنج نبرید ، تصور می شود که سردردهای مقاربتی مربوط به فعل و انفعالات شیمیایی باشد و مشابه سردردهای میگرنی درمان شوند.

برای هشدار :
تصور نکنید که هر سردردی که بعد از سکس تجربه می کنید لزوماً سردرد مقاربتی است. کارشناسان معتقدند گاهی اوقات ضایعات خوش خیم در مغز یا آنوریسم aneurysms  ( اختلال در رگ های خونی ) نیز می توانند موجب سردرد پس از عمل زناشویی شوند در این گونه موارد به پزشک مراجعه کنید.

منبع : ir-med.com