روش های بازی با کودک

روش های بازی با کودک –

کودک شما در سنین متفاوت نیاز به انجام بازی‌های متفاوتی دارد که با رشد مغزی او تطبیق داشته باشد.

انجام این بازی‌ها می‌تواند به رشد و تکامل روانی و عقلانی کودک کمک کند. راهنمای زیر چگونگی بازی کردن با کودک را بر حسب سن او بیان می‌کند:

روش های بازی با کودکاز هنگام تولد تا چهارماهگی

برای کودک کتاب قصه بخوانید؛ برای او شکلک در بیاورید؛ بدنش را قلقلک بدهید؛ به آرامی اشیایی مانند یک جغجغه با رنگ درخشان را در برابر چشم‌های نوزاد حرکت بدهید؛ ترانه‌های ساده و لالایی‌ها با عبارت‌های تکرار شونده برای او بخوانید؛ هر کاری را که خودتان و نوزادتان انجام می‌دهد را برای او تعریف کنید، برای مثال “خوب حالا می‌ریم سوار ماشین بشیم؛ تو رو میذارم توی صندلیت؛ مامان داره میاد توی ماشین.”

از 4 ماهگی تا 6 ماهگی

به کودک کمک کنید حیوانات پرشده را در بغل بگیرد؛ چیزهایی مانند قطعات پلاستیکی را روی هم بگذارید و بگذارید کودک به آنها ضربه بزند و به هم‌شان بریزد؛ موسیقی‌های با ریتم‌های متفاوت برای کودک پخش کنید؛ به کودک‌تان کتاب‌ قصه‌های دارای تصاویر رنگارنگ درخشان نشان دهید؛ بگذارید کودک اشیا با قوام‌های متفاوت را حس کند.

از 6 تا 18 ماهگی

با کودک‌تان چهره به چهره صحبت کنید تا کودک بتواند بین صداها و کلمات ارتباط برقرار کند؛ به افراد و اشیای آشنا اشاره کنید و نام آنها را تکرار کنید؛ آوازهایی با جملات تکراری و حرکت‌های دست برای کودک بخوانید؛ با او قایم باشک بازی کنید.

از 18 ماهگی تا 24 ماهگی

بازی‌های ساده‌ برای بازشناسی اشیا را با کودک انجام دهید، برای مثال “ماشین زرد یا گل قرمز را پیدا کن”، یا سه شیء را جلوی کودک بگذارید و به او بگویید که یکی از آنها که مشخصاتی معین دارد را به شما بدهد؛ تا حد امکان به طور مستقیم با کودک صحبت کنید؛ کودک‌تان را با وسائل نوشتن مانند مداد شمعی و کاغذ آشنا کنید؛ هنگامی که برای کودک‌تان کتاب قصه می‌خوانید، از او سوال‌های “کجا و چی” بپرسید؛ کودک را تشویق کنید با اسباب‌بازی‌های محبوب‌شان خودش یک بازی ابداع کند.

از 24 تا 36 ماهگی

هنگامی که کودک‌تان مهارت‌های حرکتی را یاد می‌گیرد او را تشویق کنید؛ تخیل کودک را با تشویق او به پیدا کردن شیوه‌های جدید برای استفاده از اسباب‌بازی‌ها تحریک کنید؛ به کودک‌تان کمک کنید تا فعالیت‌های “زندگی واقعی” را به صورت بازی درآورد، برای مثال وانمود کند که دارد با تلفن صحبت می‌کند،‌ ماشین می‌راند،‌ به مهمانان چای تعارف می‌کند و مانند اینها؛ هنگام خواندن کتاب قصه با پرسیدن سوالاتی کودک‌تان را هم وارد داستان کنید؛ هنگامی که برای کودک کتاب می‌خوانید توجه او را به کلمات جلب کنید؛ کودک را تشویق کنید کلمات روی صفحه کتاب یا صداهای آنها را با تصاویر آنها مربوط کند.

از 3 تا 5 سالگی

سهیم شدن چیزها با دیگران را با نشان دادن مثال‌ها به کودک آموزش دهید؛ بازی‌های صفحه‌ای ساده را برای تقویت یادگیری قواعد و مهارت‌ها با کودک انجام دهید؛ تماشای تلویزیون را به یک تا دو ساعت در روز محدود کنید، و در هنگام تماشای تلویزیون کنار کودک‌تان باشید تا او را هم به فعالیت و تعامل با برنامه‌ها وادارید و او را صورت یک تماشاچی منفعل خارج کنید؛

هنگامی کودک بیشتر رشد می‌کند، می‌توانید گزینه‌های ساده‌ای مانند خواندن کتاب قصه یا جور کردن پازل را به او ارائه دهید؛ کلمه “نه” را هر چقدر می‌توانید کمتر به کار برید و حس جستجو و کنجکاوی کودک را تشویق کنید؛ به کودک‌تان احترام بگذارید و به حضور او توجه نشان دهید و هنگامی که کودک سعی دارد تجربه‌های تازه‌اش را توضیح دهد، از خود صبر نشان دهید؛ هر روز زمانی را به نشستن در کنار کودک‌تان و بحث کردن با او در مورد کارهایی که در طول آن روز انجام داده است،‌اختصاص دهید، و او را تشویق کنید که به جستجوی تجربه‌های جدید بپردازد و آنها را برای شما توضیح دهد.

نکاتی درباره دندانهای شیری

نکاتی درباره دندانهای شیری –

هر فردي که فرزند دلبندي دارد امکان ندارد که با مسئله اي به نام دندان شيري مواجه نباشد. از دندان درد شبانه بچه اش گرفته تا دلواپسي براي ريختن دندان شيري و نگراني از رويش دندان دائمي، نگراني از رديف نبودن دندان هاي فرزندش تا آسيب هاي وارده به ناحيه دهان و دندان و… همه و همه ضرورت شناخت کامل از پديده اي به نام دندان شيري را ايجاب مي کند. طي اين مطلب سعي خواهيم کرد که به اين مسئله مهم بپردازيم و تا آنجا که امکان دارد سعي مي شود به موارد بيشتر کاربردي و مسائلي که به طور روزانه ممکن است با والدين آن مواجه باشند بپردازيم. دندان هاي شيري را در 4 دوره مختلف مي شود بررسي کرد که اين چهار دوره عبارت است از:

1- از بدو تولد تا 3 سالگي که تمام بيست دندان شيري بيرون مي آيد و تکميل مي شود.
2- از سه سالگي تا 6 سالگي که دندان هاي شيري تکميل شده و در اين دوره تغييري به لحاظ رويش و يا ريختن دندان شيري اتفاق نمي افتد.
3- از6 سالگي تا 12 سالگي که در اين دوره دندان هاي شيري بچه شروع به ريختن کرده و دندان هاي دائمي اش شروع به رويش مي کند و تا 12 سالگي اين دوره تکميل مي گردد.
4- دوره بعد از 12 سالگي که در اين دوران هيچ دندان شيري نبايد در دهان باشد و غير از دندان عقل که بعد از 18 سالگي در مي آيد بايستي تمامي دندان هاي دائمي که 28 عدد مي باشد رويش يافته باشد.
هر يک از اين دوران داراي ويژگي هايي است که با دوره هاي ديگر متمايز مي باشد. نخست ويژگي هاي هر يک از اين مقطع ها را بررسي مي کنيم و سپس به جزئيات مسائل و مشکلاتي که هر کدام از اين دوران ها دارند خواهيم پرداخت.

نکاتی درباره دندانهای شیریاز بدو تولد تا سه سالگي

هر بچه اي در مجموع بايستي بيست عدد دندان شيري در بياورد که در هر فکي 10 عدد خواهد بود. اين بيست عدد دندان شيري معمولا از 6 ماهگي شروع به رويش مي کند و تا دو و نيم سالگي همه دندان هاي شيري به مرور رويش پيدا مي کند و تا سه سالگي ريشه هاي اين دندان ها هم تکميل مي گردد. اين دوره مسائل و مشکلات خاص خودش را دارد که با دوره هاي بعد متفاوت مي باشد. زود در آوردن و يا تاخير در رويش دندان معمولا دلواپسي اصلي والدين در اين مرحله مي باشد و يا مسواک زدن دندان ها در اين دوران به طور معمول به دغدغه اصلي والدين تبديل مي شود و …

دوره سه سالگي تا شش سالگي

دندان هاي شيري بعد از سه سالگي تغيير فيزيولوژيک محسوسي در ظاهر ندارند و بعد از سه سالگي تا شش سالگي تغيير محسوسي در وضعيت دندان بچه ها مشاهده نمي شود. به اين معني که يک بچه سه ساله که بيست عدد دندان شيري در دهان دارد تا سن 6 سالگي هم اين بيست عدد دندان شيري خواهد بود و هيچ تغييري چه از لحاظ تعداد و چه به لحاظ ظاهر در اين سه سال مشاهده نمي شود. اين دوران ويژگي هاي خاص خودش را دارد معمولا والدين در اين دوره با اولين پوسيدگي در دندان هاي بچه شان مواجه مي شوند. ممکن است عاداتي مثل مکيدن انگشت و…. تا اين دوره ادامه پيدا کند که در اين دوره مشکلاتي از قبيل ايجاد فضا در دندان هاي قدامي و… را باعث شود. ترک عادات دهاني در اين دوران بسيار مهم است چون ادامه آن تا مراحل بعدي ضايعات جبران ناپذيري را در فرم صورت و رابطه دندان هاي بچه ايجاد مي کند. مسواک زدن بچه در اين دوران و نحوه يادگيري طريقه مسواک زدن از اهميت فوق العاده اي برخوردار است.

دوره شش سالگي تا 12 سالگي

شروع اين دوره با رويش اولين دندان دائمي آسياب اول در پشت دندان هاي شيري در شش سالگي مي باشد که به ترتيب ريزش دندان هاي شيري بعد از آن به مرور اتفاق مي افتد. ريزش دندان هاي شيري معمولا ترتيب خاصي داشته و در يک دوره سني خاصي هر کدام از اين دندان ها بايد بيفتد. اطلاع از ترتيب ريزش دندان هاي شيري و دوره سني که هر کدام از دندان هاي شيري بايستي بيفتد از اهميت خاصي براي والدين برخوردار مي باشد. هر گونه به هم خوردن نظم اين ريزش ها بايد از نظر والدين دور نماند لذا داشتن اطلاعات کافي در اين زمينه ضروري است. از ويژگي هاي اين دوران اين است که با دو نوع دندان شيري و دائمي در اين دوره مواجه هستيم که اين مسئله باعث مي شود که اين دوره از پيچيده ترين دوران بچه بشمار آيد همينطور که ريزش منظم دندان هاي شيري اهميت دارد رويش دندان هاي دائمي در دوره سني خاص از اهميت خاصي برخوردار مي باشد و هر نوع تاخير در رويش اين دندان ها بايستي جدي تلقي شود. بي توجهي به دندان هاي دائمي تازه رويش يافته در اين دوره سني معمولا باعث مشاهده اولين پوسيدگي در دندان هاي دائمي به خصوص دندان هاي آسياب اول دائمي که در شش سالگي رويش پيدا مي کند و والدين به اشتباه آنها را هم شيري به حساب مي آورند مي شود.

دوره بعد از 12 سالگي

آخرين دندان شيري بايستي تا 12 سالگي بيفتد. بعد از 12 سالگي نبايستي هيچ دندان شيري در دهان باشد… باقي ماندن دندان شيري بعد از اين سال غير طبيعي بوده و بايستي حتما پيگيري شود.

علل نيفتادن دندان هاي شیری

علت افتادن دندان هاي شيري به اين خاطر است که دندان هاي دائمي زير دندان شيري شروع به رويش کرده که به مرور ريشه دندان شيري را مي خورد و اين روند تا جايي ادامه پيدا مي کند که ريشه دندان شيري به کل از بين رفته و در آخرين مرحله که دندان دائمي در دهان جوانه مي زند دندان شيري مربوطه مي افتد. آيا تا به حال شنيده ايد که يک فرد 20 ساله بگويند دندن شيري اش هنوز در دهانش هست و نيفتاده؟! معمولا اين افراد با دندان دردي که دارند به پزشک مراجعه مي کنند و متوجه مي شوند که دندان شيري آنها نيفتاده است. علت هاي اصلي عدم افتادن دندان هاي شيري به قرار زير است:

– کج بودن مسير رويش دندان زيرين دندان شيري: دندان دائمي زير دندان شيري به علت اينکه مسير رويشي کجي را طي کرده به جاي اينکه دندان دائمي جوانه بزند به دندان مجاور گير کرده و باعث مي شود رشد نکند و در نتيجه دندان شيري هم نيفتد. گير کردن دندان دائمي باعث فشار به دندان مجاور شده و درد شديدي را در بيمار ايجاد مي کند.
– نبودن دندان دائمي به طور مادرزادي: در بعضي موارد اتفاق مي افتد که به طور ارثي يک تا چند دندان را نداشته باشيم. در اين صورت دندان شيري مربوطه هم نخواهد افتاد.
– گير کردن دندان شيري بين دندان هاي دائمي: اين مسئله ممکن است علت هاي مختلفي داشته باشد درشت بودن دندان ها، کمبود فضاي کافي و تحت فشار بودن دندان ها بعضي از علت هاست.

نکته هايي در مورد نيفتادن دندان شيری

– بعد از سن 12 سالگي حتما افتادن کليه دندان هاي شيري فرزندانتان را چک کنيد.
– اگر دندان شيري تا سن 12 سالگي نيفتاد براي کشيدن آن زود اقدام نکنيد چون ممکن است زير اين دندان، دندان دائمي نباشد. در اين صورت مي شود اين دندان شيري را تا سن 30 سالگي به خوبي استفاده کرد. پس حتما راديوگرافي صورت گرفته و علت واقعي نيفتادن دندان شيري را مشخص کنيد.
– دندان هايي که به علت مسير کج رويش دندان دائمي نيفتاده اند بعد از تشخيص قطعي سعي کنيد با يک متخصص ارتودنسي مشورت کنيد چون بعضي از اين موارد را مي شود با درمان هاي همزمان جراحي و ارتودنسي به مسير اصلي خود بازگرداند

روش‌های آموزش نظم به کودکان

آموزش منظم شدن به کودک –

آموزش نظم به کودکان بسیار مهم و اساسی است زیرا به آنها می‌آموزد تا رفتارهای خود را کنترل کنند. نظم در واقع تعیین محدوده‌ها و اصلاح رفتارهای نادرست است، همچنین نظم به کودکان می‌آموزد چگونه در مورد خودشان احساس بهتری داشته باشند

نظم مقوله‌ای است که باید در طول زندگی به کودکان آموزش داده شود، زیرا کودکان با نظم متولد نمی‌شوند و آموزش تدریجی آن جزء وظایف والدین است. آموزش نظم به کودکان بسیار زمان بر است و نیازمند تکرار و تمرین‌های مداوم و مستمر است اما هر چه آموزش پیش برود، کار آسان‌تر می‌شود.

در زمینه آموزش نظم به کودکان دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد که متاسفانه رایج‌ترین آنها تنبیه کردن است. کسانی که از تنبیه برای آموزش نظم به کودکان بهره می‌گیرند به این دلیل است که در یک نگاه سطحی هم تنبیه کردن آسان‌تر به نظر می‌رسد و هم سریع‌تر نتیجه می‌دهد.

اما حتما شما هم با این مشکل مواجه شده‌اید که کودکان خردسال وقتی تنبیه می‌شوند با صدای بلند گریه می‌کنند و کودکان کمی بزرگ‌تروقتی تنبیه می‌شوند در واقع یاد می‌گیرند که مسایل و مشکلات‌شان را به همین روش ، یعنی با زدو خورد حل کنند.

اشکال دیگر تنبیه کردن که حتما همه بارها و بارها با آن مواجه شده‌ایم، این است که بعد از تنبیه کردن کودکان فقط برای مدت زمان کوتاهی آرام می‌گیرند و خیلی زود دوباره رفتارهای ناخوشایندشان را از سر می‌گیرند.

کودکان باید والدین خویش را به دلیل اینکه مسئول زندگی و خانواده هستند، احترام کنند در حالی که با تنبیه کردن این احترام جای خود را به ترس از والدین می‌دهد و از آنجا که ترس پایا نیست، تاثیرات رفتاری صحیح و ماندگاری ندارد.

وقتی که کودکان به دلیل ترس از والدین، از انجام کاری اجتناب می‌ورزند، این پرهیز تا زمانی اتفاق می‌افتد که والدین حضور دارند و هیچ تضمینی وجود ندارد که در غیاب والدین هم کودک رفتار ناخوشایند خویش را انجام ندهد.

والدین باید به این نکته توجه داشته باشند که کودکان در هیچ موردی نیاز به تنبیه ندارند، زیرا علاوه بر موارد ذکر شده تنبیه، ماهیتا خطرات جدی و گاه جبران ناپذیری می‌تواند به همراه داشته باشد.

در عوض برای فرزندان خویش به اندازه کافی وقت بگذارید و با آنها صحبت کنید. حدو مرزها را برای‌شان تعریف و تعیین کنید و به آنها نشان دهید که چگونه روی رفتار خویش کنترل داشته باشند.
کودکان را در مورد ماهیت کارهای درست و نادرست آگاه کنید و کارهای خوب یا بدی را که انجام می‌دهند با دلیل برایشان توضیح دهید. بازگویی و تکرار کارهای خوبی که انجام می‌دهند می‌تواند علاوه بر ایجاد احساس خوب در آنها، انگیزه‌ای برای تکرار بیشتر اعمال مثبت در آنها شود.

توجه داشته باشید هر گاه کودکان می‌خواهند تغییری در رفتار خود ایجاد کنند آنها را تشویق کنید و حتما احساس مثبت خویش را به زبان بیاورید، مثل این جمله: ” عالی بود. تو تمام امروز صبح رو توی زمین بازی کردی بدون اینکه با کسی درگیر بشی”

روش‌های آموزش نظم به کودکانروش‌های آموزش نظم به کودکان

یکی از اساسی‌ترین گام‌ها در آموزش نظم به کودکان، تعیین یک برنامه روزانه، مثل ساعت خواب، زمان غذا خوردن، بازی کردن و دیگر کارهای روزانه است. این برنامه ریزی کمک می‌کند تا کودک احساس امنیت بیشتری کند زیرا از توقعات والدین خویش آگاه می‌شود.

برای کودکان خردسال، انتقال از کاری به کار دیگر کمی دشوارتر است بنا بر این باید به آنها کمک کنید و چند دقیقه زودتر این انتقال و جا به جایی را به وی اطلاع دهید مثلا بگویید: ” تو چند دقیقه دیگر وقت داری، بعدش باید بخوابی”

در مورد انتخاب‌های کودکان نیز باید شفاف عمل کنید. مثلا بگویید: ” تو می‌توانی شیر یا آبمیوه بخوری اما نوشابه نمیتوانی بخوری”

توجه داشته باشید که کودکان فراموش‌کارند و نیاز به یادآوری دارند، پس قوانینی را که وضع می‌کنید هرزگاهی گوشزد و یادآوری نمایید.

نکات مهمی که والدین در تعیین قوانین باید به آنها توجه داشته باشند

– با چند قانون محدود شروع کنید، زیرا اگر تعداد قوانین زیاد باشد به خاطر سپردن آنها برای کودک دشوار می‌شود.

– در مورد “نه” گفتن و مخالفت‌های خود مطمئن و محکم عمل کنید. شما به عنوان والدین باید به هرآنچه که اعتقاد دارید محکم بچسبید و بر آن پای بند باشید و برای مخالفت‌های خویش دلیل موجه داشته باشید، همچنین در هر مخالفتی باید از اینکه فرزندتان دلیل شما را متوجه شده است اطمینان حاصل کنید. مثلا بگویید: ” تو نباید با دوچرخه به خیابان بروی چون خیابان‌ها شلوغ است و خطر دارد”

– در هر شرایطی اجازه صحبت کردن و اظهار نظر به کودکان بدهید زیرا باید در تعیین و وضع قوانین نقش داشته باشند، ضمن اینکه باید بتوانند در مورد تفکرات و احساسات خویش به راحتی با والدین صحبت کنند و این حضور و آزادی اظهار نظر هیچ ربطی به سن کودک ندارد. کودکان خردسال هم باید به راحتی بتوانند با والدین خود صحبت کنند و والدین هم باید توجه لازم به نظرات آنها داشته باشند. این ارتباط کلامی کودک و والدین باعث می‌شود کودکان از قوانینی که خودشان در وضع آنها نقش داشتند بهتر پیروی کنند و از طرفی والدین هم می‌توانند به درک صحیح تری از دیدگاه‌های کودکان نایل شوند.

• این نکته را نیز مد نظر داشته باشید که گوش فرا دادن به نظرات کودکان، الزاما به معنای ایجاد تغییر در قوانین نیست بلکه در این گفت و گوها شما هم بهتر می‌توانید “بایدها” و نبایدها” یتان را برای کودکان تشریح کنید.

– قانون یا هدف‌تان از قانونی را که وضع کرده‌اید به روشنی توضیح دهید و در مورد اجرای آن هم جدی باشید. مثلا در مورد ساعتی که می‌خواهید فرزندتان در منزل باشد، بگویید: ” ساعت 12 باید خونه باشی” نگویید ” دیر نکنی”

هیچگاه گمان نکنید وضع قوانین از شما چهره‌ای زورگو و دیکتاتور می‌سازد و اجازه ندهید این طرز تفکر باعث شود که هرزگاهی کوتاه بیایید زیرا اینگونه رفتار، وضع را خیلی خراب‌تر می‌کند. طوری رفتار کنید که کودک متوجه شود که احساسات او را به خوبی درک می کنید اما در عین حال پای بندی به قوانین و اجرای آنها هم مهم و جدی هستند. مثلا بگویید ” می‌دونم خیلی داره بهت خوش می‌گذره و رفتن سخته، اما دیگه وقت رفتنه”

اعمال محدودیت‌ها و قوانین منصفانه نشانگر توجه شما است. اگر این دقت و توجه را نداشته باشید، قوانین ناعادلانه توام با سخت گیری وضع می‌کنید و در این شرایط یقین داشته باشید بچه‌ها حتما سعی در تغییر آنها خواهند کرد و در نتیجه در این ناهماهنگی که ایجاد می‌شود حصول نتیجه را غیرممکن یا لااقل بسیار دشوار می‌کند.

به این موضوع توجه داشته باشید که اگر شما برای فرزندانتان قانون نگذارید و زندگی تحت لوای قانون و مقررات را به آنها آموزش ندهید، کودکان همچنان به تاخت و تازهای خود ادامه می‌دهند تا کسی آنها را در حصار قوانین بگیرد که این فرد ممکن است مدیر مدرسه باشد، پلیس باشد یا … که اگر در این مراحل که شخصیت کودک تا حد بسیار زیادی شکل گرفته است ممکن است مقاومت‌هایی از خود نشان بدهد که نتایج خوبی در پی ندارد.

در برابر قانون‌شکنی‌های بچه‌ها آرام و صبور باشید و همیشه عادلانه رفتار کنید. دقت داشته باشید رفتاری کنید که بتواند حسی در کودک ایجاد کند که آن اشتباه را تکرار نکند. مثلا اگر روی دیوار نوشت، در تمیز کردن دیوار نوشته‌ها حتما به او کمک کنید.

– از بچه‌ها بخواهید در مورد مشکلاتی که دارند با شما صحبت کنند.
– راه حل‌های پیشنهادی بچه‌ها را بشنوید حتی اگر غیر قابل اجرا هستند. در این مرحله تعداد راه حل‌ها و ایده‌هایی که ارایه می‌کنند بسیار با اهمیت تر از کیفیت آنها است.
– راه حل‌های پیشنهادی را با هم مورد بررسی قرار دهید و این موقعیت را برای کودکان فراهم کنید که راه حل جایگزین ارایه کنند.
– آنقدر این تجزیه و تحلیل را ادامه بدهید تا به یک راه حل واحد که هم مورد پذیرش شماست و هم فرزند شما مخالفتی با آن ندارد برسید.
– نتیجه کار را با دقت مورد بررسی قرار دهید اگر مطلوب بود که هیچ، اگر نه دوباره از ابتدا شروع کنید.

دقت داشته باشید هیچگاه با عصبانیت اقدام به حل مشکلی نکنید زیرا ممکن است حرفی بزنید یا کاری انجام دهید که بعدا پشیمان شوید.

هر وقت عصبانی شدید برای دقایقی محل را ترک کنید اگر بزرگ‌تر دیگری در منزل هست که بشود بچه‌ها را به وی سپرد، خانه را ترک کنید، کمی قدم بزنید، اما به بچه‌ها بگویید که برای چه بیرون می‌روید.

در غیر این صورت لااقل به اتاق دیگری بروید، خود را در حمام حبس کنید، چند نفس عمیق بکشید، موزیک گوش دهید، آدامس بجوید، دستهایتان را به طریقی مشغول کنید ( نقاشی بکشید ، چیزی بنویسید، پیشخوان آشپزخانه را تمیز کنید و …) اما دقت داشته باشید هر کاری که می‌کنید بیش از 10 دقیقه دور نباشید وقتی آرامش خود را بازیافتید تصمیم بگیرید و عمل کنید تا هم کار ناسنجیده‌ای نکنید که بعدا پشیمان شوید و هم اینکه عملکرد شماست که به فرزندتان می‌آموزد چگونه رفتار کند. مثلا اگر در این موارد دست روی فرزندتان بلند کنید آیا او نیز در مواردی که با چنین شرایطی مواجه شد از روش درگیری و زد و خورد استفاده نمی‌کند؟

ممکن است در برخی شرایط بچه‌ها از قوانینی که برایشان گذاشته‌اید عصبانی شوند در این شرایط شما خونسردی خود را حفظ کرده و به آنها در رسیدن به آرامش کمک کنید مثلا به آنها اجازه بدهید نقاشی بکشند، گل بازی کنند، موسیقی گوش کنند، تنهایی به اتاقی بروند و فریاد بکشند و … اما مهم‌ترین مسئله این است که وقتی آرام شدند و آمادگی داشتند با هم صحبت کنید، در این وضعیت شنیدن حرف‌های بچه‌ها مثل بیرون کشیدن لاشه چوب از داخل زخم است پیش از اینکه زخم عفونی بشود.

در حین صحبت کردن با رفتارتان به آنها بیاموزید چگونه بدون اینکه به دیگران حمله کنند یا آسیبی به کسی برسانند، در مورد احساسات‌ خود حرف بزنند.

از مهم‌ترین اهداف آموزش نظم این است که فرزندان ما بتوانند شاد باشند، احساس امنیت کنند و به عنوان عضوی از جامعه با هر شرایطی به خوبی سازگار شوند.

تربیت کودک کاری بسیار دشوار است اما اگر کودکان یاد بگیرند رفتارهای خود را کنترل کنند، ارزش دارد که این رنج را به جان خریدار باشید و چه افتخاری بیشتر که در این آموزش شما راهنمای فرزندتان باشید.

همیشه این را در نظر داشته باشید در هر آموزشی استفاده از کلمات آسیب زننده ممنوع و استفاده از کلمات کمک کننده مجاز است.

مقاله اعتماد به نفس در کودک

مقاله اعتماد به نفس در کودک –

اعتماد به نفس سالم، زره كودكان در برابر چالش‌هاي زندگي است. كودكاني كه نسبت به خودشان احساس خوبي دارند، به هنگام رويارويي با تضادها و اختلافات، بسيار راحت‌تر اوضاع را درك كرده و كنترل همه‌چيز را در دست مي‌گيرند و در برابر فشارهاي منفي، مقاومت نشان مي‌دهند. كودكاني كه اعتماد به نفس دارند، ظاهراً هميشه آماده لبخند زدن هستند و از زندگي لذت بيشتري مي‌برند. آنها واقع‌بين هستند و ديد مثبتي به زندگي دارند. در عوض، كودكاني كه اعتماد به نفس پاييني دارند، فوراً با تعارض‌ها و اختلافات دچار نگراني و نااميدي مي‌شوند؛ نسبت به خودشان ديدگاه منفي داشته و اغلب در يافتن راه‌حلي براي مشكلات، عملكرد ضعيفي دارند. آنها در مورد خود افكار منفي دارند؛ مثلاً مي‌گويند: «من خوب نيستم»، «من هيچ كاري را نمي‌توانم به خوبي انجام دهم.» معمولاً بي‌اراده، اثرپذير و افسرده هستند و در مقابله با يك اتفاق جديد اولين پاسخ‌شان «من نمي‌توانم» است. اما شما به عنوان پدر و مادر مي‌توانيد مهم‌ترين نقش را در رشد اعتماد به نفس سالم كودك خود داشته باشيد؛ در حالي كه گاهي از اين مساله غافل هستيد.

مقاله اعتماد به نفس در کودکاعتماد به نفس چيست؟

اعتماد به نفس مجموعه‌اي از باورها و احساساتي است كه هر فرد نسبت به خودش دارد؛ يعني «فهم خود». مقوله اعتماد به نفس از نخستين سال‌هاي زندگي هر فرد شروع مي‌شود. وقتي كه يك كودك نوپا تازه شروع به راه رفتن مي‌كند، بارها و بارها به زمين مي‌خورد؛ ولي هرگز دست از تلاش برنمي‌دارد تا نهايتاً موفق به راه رفتن مي‌شود و به همين ترتيب اولين ديدگاهش راجع به توانايي‌هايش شكل مي‌گيرد. اعتماد به نفس را مي‌توان تركيبي از احساس توانايي و احساس دوست داشته شدن نيز تعريف كرد. كودكي كه از دست يافتن به چيزي احساس شادي مي‌كند، اگر احساس دوست داشته شدن نداشته باشد، اعتماد به نفس پاييني خواهد داشت و بالعكس كودكي كه احساس دوست داشته‌ شدن دارد ولي در مورد توانايي‌هايش دچار شك و ترديد است نيز اعتماد به نفس پاييني دارد. اعتماد به نفس وقتي پيش مي‌آيد كه اين دو مورد در تعادل باشند.

يك الگوي مثبت باشيد

اگر شما با خودتان به‌تندي برخورد كنيد، بدبين باشيد، توانايي‌هاي خود را باور نداشته باشيد و … كودك شما نيز در آينده آيينه خودتان خواهد شد. ابتدا اعتماد به نفس خود را پرورش دهيد تا كودك‌تان يك الگوي خوب در اين زمينه داشته باشد.

خودانگيز و خونگرم باشيد

دوست داشتن و عشق شما اعتماد به نفس كودك‌تان را رشد مي‌دهد. در آغوش كشيدن او و گفتن عباراتي مثل «من به تو افتخار مي‌كنم»، تعريف و تمجيدهاي درست و بجا بدون زياده‌روي كردن، بر روح و جان كودك اثر گذاشته و موجب رشد باورها و اعتماد به نفس او خواهد شد.

به كودك خود كمك كنيد تا تجربيات سازنده و مفيد داشته باشد

فعاليت‌هايي كه كودكان را به كار گروهي تشويق كرده و حس همكاري را در آنها پرورش مي‌دهد، به رشد اعتماد به نفس آنها نيز كمك مي‌كند. اگر فكر مي‌كنيد كه اعتماد به نفس كودك‌تان بسيار كم است و در آينده برايش مشكل‌ساز مي‌شود، بهتر است از يك متخصص كمك بگيريد. مشاوران خانواده روي اين مساله كار و سعي مي‌كنند با ريشه‌يابي تمام مواردي كه احساس و باور منفي كودك را ايجاد كرده‌اند، نگرش او را نسبت به خود و دنياي پيرامونش تغيير داده و مثبت كنند.

ايجاد حس امنيت در محيط گرم خانوادگي

كودكاني كه احساس امنيت نمي‌كنند، رفتارهاي تندخويانه و بدي از خود نشان مي‌دهند و اغلب اعتماد به نفس پاييني دارند. كودكي كه هميشه شاهد نزاع و بي‌حرمتي‌هاي والدينش است، غمگين و افسرده و در مدرسه دچار مشكلات رفتاري مي‌شود.

نشانه‌هاي اعتماد به نفس سالم و ناسالم

اعتماد به نفس در كودكان در حال رشد مرتباً در حال نوسان است؛ زيرا تحت تاثير تجربيات و باورهاي جديد آنها تغيير مي‌كند. كودكاني كه اعتماد به نفس‌شان كم است، تمايل به شركت در كارهاي گروهي و انجام كارهاي جديد ندارند و در مورد خودشان هميشه منفي حرف مي‌زنند: «من احمقم»، «من هيچ‌وقت چيزي ياد نمي‌گيرم» و «هيچ‌كس به من توجهي ندارد» آنها در ناكامي‌ها تحمل كمتري از خود نشان مي‌دهند، سريع منصرف مي‌شوند و همه چيز را به شخص ديگري واگذار مي‌كنند. در مقابل، كودكاني كه اعتماد به نفس سالم دارند، از تعامل با ديگران لذت مي‌برند، در اجتماع راحت‌ترند، از فعاليت‌هاي گروهي لذت مي‌برند، وقتي كه تضادها اوج مي‌گيرند، به راحتي راه‌حلي مي‌يابند و بدون تحقير و كوچك كردن خودشان و ديگران، ناخشنودي و شكايت و اعتراض خود را نشان مي‌دهند. مثلاً به جاي آنكه بگويند: «من احمقم و چيزي را نمي‌فهمم» مي‌گويند: «من اين قسمت را متوجه نشدم» آنها نقاط قوت و ضعف خود را مي‌شناسند و خود را با تمام نقاط قوت و ضعف‌شان قبول دارند. اين كودكان غالباً خوشبين هم هستند. اما پدر و مادرها در اين زمينه چه نقشي دارند و چگونه مي‌توانند اعتماد به نفس كودك‌شان را رشد دهند؟  كودكان به حرف‌ها و گفته‌هاي شما توجه بسياري دارند
كودكان نسبت به الفاظ و كلماتي كه پدر و مادرشان به كار مي‌برند، بسيار حساسند. به خاطر داشته باشيد كه كودك‌تان را نه فقط در هنگام موفقيت، بلكه تلاش خوب او را نيز تشويق و تقدير كنيد؛ اما در اين كار صادق باشيد و هرگز با اغراق و مبالغه باورهاي غلط به آنها ندهيد.

باورهاي نادرست كودك خود را شناسايي كنيد

بسيار مهم است كه باورهاي بي‌معني و غيرمنطقي كودك‌تان را در مورد خودش شناسايي كنيد. حتي اگر اين باورهاي غيرعقلاني راجع به كامل بودن، جذابيت و توانايي‌هاي او نيز باشد. به كودك خود كمك كنيد تا در اين زمينه به استانداردهاي درستي برسد و در ارزيابي خود واقع‌بين باشد. درك و احساس نادرست از خود مي‌تواند كم‌كم در باورهاي كودك ريشه بدواند و مثل حقيقت برايش جلوه كند. مثلاً كودكي كه در مدرسه شاگرد بسيار خوبي است ولي در رياضيات ضعيف است، مي‌گويد: «من رياضيات را نمي‌فهمم و شاگرد بدي هستم» اين ديدگاه و طرز فكر نه تنها اشتباه است، بلكه باور غلطي است كه در آينده زمينه شكست‌ها و ناكامي‌ها را براي كودك فراهم مي‌آورد. بنابراين بايد كودكان را تشويق كنيم تا واقع‌بين باشند.

مهارتهایی که کودک باید یا بگیرد

مهارتهایی که کودک باید یا بگیرد –

بهترین راه این است که خطراتی را که در کمین بچه‌هاست با زبانی قابل فهم برای آنها توضیح داد و بلافاصله روش‌های پیشگیری از این خطرات را هم به آنها آموزش داد و مهم تر از همه …

آموختن روش‌های محافظت از خود، شاید مهم‌ترین کاری باشد که والدین برای فرزندان‌شان انجام می‌دهند؛ حتی مهم‌تر از فراهم کردن خورد و خوراک و پوشاک مناسب….

 البته همین‌ مهم‌ترین وظیفه، سخت‌ترین هم هست؛ چون اگر قرار باشد همه خطرات پیرامون کودک را به او توضیح بدهید، این کار آثار روانی نامطلوبی به جا می‌گذارد. در واقع کودک دیگر به هیچ چیز و هیچ کس اعتماد نخواهد داشت و یک احساس اضطراب و ترس همیشگی، با او همراه خواهد بود اما اگر از گفتن این خطرات صرف‌نظر کنید، باز هم این کارتان عواقب خاص خودش را خواهد داشت.

به گفته کارشناسان و روان شناسان ، در چنین مواردی باید خیلی حساب شده و منطقی با بچه‌ها صحبت کرد.. هیچ‌گاه نباید برای هوشیار کردن کودکان قصه‌های ترسناک برای آنها تعریف کرد چون این داستان‌ها بچه‌ها را در وحشت و اضطراب رها می‌کند و هیچ راه‌حلی به آنها یاد نمی‌دهد. در این خصوص می‌توان به 10 مهارت مهمی که پدران و مادران وظیفه دارند به فرزند خود آموزش بدهند، اشاره کرد.

مهارتهایی که کودک باید یا بگیرد1.احساس امنیت

باید به فرزند خود بیاموزید که هر انسانی حق و حقوقی دارد؛ از جمله حق نفس کشیدن، حق زنده ماندن و بسیاری حقوق دیگر. کودک باید بداند که حق امن ماندن و امنیت داشتن جزو حقوق طبیعی اوست و دیگران وظیفه دارند این حق او را به رسمیت بشناسند و رعایت کنند.

2.محافظت از بدن خود

کودک باید بداند که صاحب تمام بدن خود است و کسی حق ندارد بدون رضایت او و والدین‌اش، بدن وی را لمس کند.

3.کمک گرفتن از دیگران در برابر باج‌گیرها

افرادی که از بچه‌ها باج‌گیری می‌کنند از لحاظ روانی افرادی ترسو هستند که در برابر جمع هراسان می‌شوند و پا به فرار می‌گذارند. باید به کودک خود آموزش دهید که در چنین مواردی از دوستان نزدیک خود کمک بگیرد و حتما مساله را با مسوولان مدرسه یا با پدر و مادر در میان بگذارد. البته حتما به کودک بگویید در مواردی که باج‌گیرها برای او تهدید جانی داشتند مقاومت نکند. گاهی بچه‌ها از ترس اینکه به خاطر از دست دادن وسایل‌شان توسط والدین خود تنبیه شوند، به هیچ عنوان تسلیم نمی‌شوند و این بسیار خطرناک است.

4.گفتن حقیقت

اگر با فرزند خود مرتب صحبت کنید و همیشه به او یادآور شوید که پشتیبان همیشگی او در زندگی هستید، کودک هم یاد می‌گیرد مشکلات و رازهای خود را با شما در میان بگذارد و از شما کمک بگیرد.

5.مورد قبول قرارگرفتن

اگر فرزند شما مساله‌ای را که او را آزار می‌دهد یا باعث اضطراب او می‌شود برای شما تعریف کرد حتی اگر خیلی هم پیش‌پا افتاده بود هیچ‌گاه به او نخندید یا واکنشی نشان ندهید که او احساس حماقت کند چون این کار شما باعث می‌شود کودک کم‌کم مشکلات خود را بروز ندهد و اگر زمانی مورد آزار و اذیت واقعی هم قرار گرفت با شما مشورت نکند.

6.راز دار نبودن

همیشه برنامه‌های تلویزیونی بچه‌ها یا حتی خود والدین، کودکان را به رازدار بودن تشویق می‌کنند و به کودکان می‌آموزند این رازداری باعث اعتماد دیگران به آنها می‌شود اما باید به فرزندان خود تاکید کنید که هیچ رازی نباید بین آنها و افراد بزرگ‌تر دور از چشم والدین وجود داشته باشد چون اکثر افرادی که کودک آزاری می‌کنند، به کودک می‌گویند بوسیدن یا تماس بدنی بین ما، رازی است که غیر از ما دو نفر کسی نباید آن را بفهمد.

7.مهارت «نه» گفتن

برخی والدین به فرزندان خود می‌آموزندکه همیشه باید به حرف بزرگ‌ترها گوش کرد و همیشه حق با بزرگ‌ترهاست اما در واقع، این آموزش کاملا غلط است و کودک باید یاد بگیرد که گاهی هم به خواسته‌های دیگران «نه» بگوید چون در غیر این صورت کودک خود را تسلیم هر نوع خواسته‌ بیمارگونه و آزاردهنده‌ای خواهد کرد.

8.مخالفت با تماس بدنی

هر کودکی باید بداند که هیچ کس حق ندارد او را به زور ببوسد یا در آغوش بگیرد. باید به فرزند خود بیاموزیم که اگر فردی او را مجبور به انجام چنین کارهایی کرد، حتما به پدر و مادر یا بقیه اعضای خانواده اطلاع دهد.

9.صحبت نکردن با غریبه‌ها

کودکان هیچ‌گاه نباید با افراد غریبه صبحت کنند یا هدیه‌ای از آنها دریافت کنند حتی یک شکلات یا آدامس. البته به کودک خود آموزش دهید که گاهی استثناهایی هم وجود دارد. مثلا اگر در خیابان گم شد، باید پیش  پلیس برود و از آنها کمک بخواهد.

10.قانون‌شکنی

به کودکان خود آموزش بدهید که در مواقع خطر اجازه دارند هر قانونی را زیر پا بگذارند. حتما به آنها بفهمانید که در شرایط بحرانی هر کاری برای نجات خود انجام دهند، با پشتیبانی کامل شما همراه است. مثلا می‌توانند فرار کنند، خیلی بلند فریاد بکشند، دروغ بگویند و …

روش برخورد با کودک بد اخلاق

روش برخورد با کودک بد اخلاق –

سنین 6 الی 18 ماهه وقتی در حال بازی با کودکتان هستید ناگهان کودک دستتان را گاز می گیرد. چه باید کرد؟
آنچه نباید انجام دهید :

1 – گاز نگیرید: بعضی والدین فکر می کنند گاز گرفتن متقابل به کودک یاد می دهد که گاز نگیرد، اما کودکان نمی دانند که گاز گرفتنشان باعث درد شما می شود و برعکس. تنها اثرش این است که به هر دوتان آسیب می رسد و روابطتان خدشه دار می شود.

روش برخورد با کودک بد اخلاقآنچه باید انجام دهید :

1ــ کودک را به کناری زده و محکم بگویید «گاز گرفتن درد دارد.»
2ــ متناوباً رفتاری مثل در آغوش گرفتن کودک را نشان دهید.
3ــ به کودک جسمی نرم (مثل دندونی) بدهید تا کودک گاز بگیرد.
کودکان من-من، جیغ زدن، گریه و گاز گرفتن را انجام می دهند تا با نیازهاشان ارتباط برقرار کنند. لمس و کشف می کنند تا در مورد خود و محیط اطرافشان شناخت پیدا کنند، نه اینکه آسیب زده یا سرپیچی کنند. آن رفتارهای کودک که خطرناکند یا به دیگران آسیب می رسانند را بایستی محدود کنیم. اما نبایستی کودکان را بترسانیم یا به آنها آسیبی برسانیم. هدف ما کمک به کودکانمان است که احساساتشان را بدون صدمه به خود یا دیگران نشان دهند.

1ــ مراقب نشانه ها باشید و یاد دهید زمانی که کودک خیلی هیجان زده یا ناراحت است، ناراحتی خود را بیان کند.
2ــ به کودک بفهمانید که چگونه نیازهایش را به طرق مختلف مثل کف زدن یا خندیدن بیان کند.
3ــ در پاسخ و واکنش ثابت قدم باشید.

سنین 2 تا 3 سال بچه لگد و جیغ می زند، با کج خلقی اسباب بازیها را به زمین می کوبد به خاطر اینکه اسباب بازی که می خواسته، برایش نخریدید. چه باید کرد؟

آنچه نباید انجام دهید :

1 ــ سعی نکنید برای کودک نوپایتان دلیل و استدلال بتراشید. بچه ها در کج خلقی به حرف منطقی گوش نمی دهند.
2 ــ خونسردی نشان ندهید، چون این عمل کودک را به وحشت خواهد انداخت و خاطره بدی در ذهن او به جای می گذارد.
3 ــ در مقابل کودک تسلیم نشوید، چون تسلیم در مقابل رفتار بد کودک، نوعی پاداش دادن به اوست و کج خلقی هایش را تقویت می کند.
4 ــ به کودک رشوه مثل آب نبات یا خوراکی ندهید. او ممکن است برای گرفتن این رشوه چنین رفتاری را شروع کند.

آنچه باید انجام دهید :

1 ــ سکوت کنید و در مقابل آنچه دیگران فکر می کنند نگران نباشید.
2 ــ از خرده گیری و نزاع چشم پوشی کنید. تا جایی که ممکن است به کودک بی توجهی کنید.
3 ــ در صورت لزوم اگر کودک قصد مجروح یا صدمه زدن احتمالی را دارد، با نگهداشتن اجباری از این عمل خودداری کنید.
4 ــ اگر کج خلقی کودک ادامه پیدا کرد فروشگاه را ترک کنید.
5 ــ در موقعی که کودک آرام است برایش توضیح دهید که اگر با کج خلقی وسایل را پرتاب یا خراب کند، فروشگاه را ترک خواهید کرد.
6 ــ به رفتار خوب پاداش دهید. بعد از آن عمل خوب، زمان ویژه ای برای کودک صرف کنید.
زمانی که بچه ها جسور و رام نشدنی می شوند همه ما زمانی صداهای وحشتناک کودک را شنیده ایم. این عمل گهگاهی به چه علت رخ می دهد! اما بچه ها نیاز دارند تا این مرحله را بگذرانند. آنها نیاز دارند تا به توانایی های ما در مقابل آنها پی ببرند، تا خود را از والدین جدا کنند و کنترل خود را یاد بگیرند. ما می توانیم به بچه ها یاد دهیم رفتار شایسته و بجایی در مقابل پاداش رفتار خوب، چشم پوشی رفتار محرک و جلوگیری به خود یا دیگران داشته باشند.

1 ــ قبل ورود به فروشگاه، رفتاری که انتظار دارید و نتیجه بد رفتاری را برای کودک شرح دهید.
2 ــ احساس اطمینان در همه روشهاتان داشته باشید، همینطور اصرار برای گفتگو یا تسلیم را نپذیرید.

سنین 3 تا 4 ساله کودک چیزی را با زور پیش می برد یا همبازی اش را نیشگون می گیرد، یا از حرفهای بیجا و نابجا استفاده می کند. چه باید کرد؟

آنچه نباید انجام دهید : 

1 ــ کودک را در کونی نزنید. این به کودک آموزش می دهد که ضربه زدن بسیار خوب است به شرط اینکه بزرگتر باشید.
2 ــ انتقاد نکنید یا بدخو نشوید. این عمل اعتماد به نفس کودک را کم می کند و خاطره بدی در ذهن او به جای می گذارد.
3 ــ کودک را از داشتن جفت یا همتای دیگر محروم نکنید.

آنچه باید انجام دهید : 

1 ــ به دلیل تراشی برای کج خلقی کودک گوش دهید و حرفها، احساسات و اظهارات درستش را تأیید کنید.
2 ــ به کودک کلمات مناسب برای برقراری احساسات را بفهمانید.
3 ــ به کودک «مهلت دهید» تا از دستورات پیروی کند.

دستوراتی برای «مهلت دادن»
1 ــ با قاطعیت از کودک بخواهید که صدایش را به قصد مهلت دادن کنترل کند.
2 ــ کودک را نزدیک اما جدا قرار دهید چون تمایل به فعالیت دارد.
3 ــ به کودک بگویید که مجبور است برای دقایقی با توجه به سنش آرام بنشیند. مثلاً کودک 3 ساله 3 دقیقه آرام می نشیند.
4 ــ مهلت تا زمان معین ادامه دارد.

بچه ها در این سنین شروع به یاد گرفتن دستورات و محدودیتها می کنند، اما اشتباه هم می کنند. آنها به تذکر دهنده و اثرات و نتایج فوری نیاز دارند که به اعتماد به نفس شان احترام گذارند و به آنها کمک کند تا بدون خجالت یا اوقات تلخی از والدین شان یاد بگیرند.

1 ــ بازی کودک را مشاهده کنید و از رفتار خوب او تعریف کنید. به عنوان مثال بگویید: «من واقعاً تاب خوردن و خندیدن تو را دوست دارم».
2 ــ مطمئن باشید شما به عنوان والدین و دیگر بزرگسالان در زندگی کودک الگوی خوبی برای بیان احساسات هستید.

منبع: زندگي ايده آل

فوائد پازل برای کودکان چیست

فوائد پازل برای کودکان –

 پازل‌ها از جمله اسباب بازی‌های مورد علاقه اکثر کودکان و حتی بزرگسالان است که علاوه بر جنبه سرگرم‌کننده ای آن، برروی رشد کودک تاثیرهایی مثبت و سازنده دارد

پازل، قطعات بریده یا جدا از هم یک تصویر است که با قراردادن آنها در محل خود، تصویر اصلی به دست می‌آید. پازل‌ها، با توجه به نوع آموزش، موضوع، فرم و شکل به صورت‌های گوناگونی ساخته می‌شوند.

فوائد پازل برای کودکانفواید پازل برای کودکان

به وسیله این بازی ،کودک مفهوم نظم را درک می کند و تفکر منطقی در او ایجاد می شود. حس کنجکاوی کودک را تحریک می کند و او را وادار می سازد تا قوای ذهنی خود را در جهت رسیدن به هدف به کار گیرد.

این بازی به کودک می آموزد که چگونه از راه منطقی به حل مسائل بپردازد.

کودک ،با استفاده از پازل های مکعبی ، مفهوم سطح و حجم و ارتفاع را یاد می گیرد.

پازل از تصویر های سه یا چهار تکه شروع می شود تا عکس های پیچیده تری که بیست و چهار یا سی و شش قطعه را در بر می گیرد،درست می شود.

در عرضه پازل باید توجه داشت که با میزان سن کودک تهیه شود. پازل نباید آنقدر سخت با شد که کودک را ناامید سازد و نه آنقدر راحت که حوصله کودک سر رود ودر او ایجاد خستگی کند بلکه باید کودک را به مبارزه فرا خواند.او پس از کمی تلاش بتواند بر آن فایق آید تا برایش جذاب و شیرین باشد.

دقت داشته باشید که شکست کودک در بازی نباید از سه یا چهار مرتبه بیشتر باشد وگرنه برای شخصیت و سلامتی روانی کودک مضر است.

برای کودکان کوچکتر ابتدا باید از پازل های جا گذاردنی برای آموزش آنها استفاده کرد. چون حتی زمانی که کودک قادر به درک  قسمت های مختلف نیست به وسیله آزمایش و خطا به راحتی می تواند جای واقعی آنها را پیدا کند.

اهداف و فواید پازل

موجب پرورش دقت بینایی و حس بساوایی کودک می شود.
تشخیص فرم،اندازه،رنگ، شکل
پرورش قوه ی تکلم و افزایش دامنه واژگان جدید.
موجب پرورش دقت و حافظه کودک می گردد.
کودک یاد می گیرد اجزا هستند که شکل واقعی و اصلی را تشکیل می دهند.
کودک برای کامل کردن مجبور است شکل اصلی را به خاطر بسپرد و جهت خطوط را دنبال کند.مهارت در این کار به یادگیری خواندن و نوشتن کمک می کند.

چطور با کودک ارتباط برقرار کنیم

چطور با کودک ارتباط برقرار کنیم –

1) لازمه کار با کودک داشتن صبر و حوصله فراوان و از کوره در نرفتن است.

2) لازمه  کار با کودک « خودشناسي » و « خودآگاهي »و شناختن احساسات و افکار و انتظارهاي خود نسبت به کودک است :    « خود را بشناس »

3) لازمه کار با کودک خسته نشدن است، اگر ميخواهيد از کارتان خسته نشويد ،بايد عاشق کارتان باشيد.

4) لازمه کار با کودک دانا بودن به احوال کودک است.اگر ميخواهيد در کار با کودک « توانا » شويد، با مطالعه کتاب هاي تعليم و تربيت کودک و روان شناسي کودک « دانا » شويد.

چطور با کودک ارتباط برقرار کنیم5) لازمه کار با کودک داشتن صداقت و صميميت است. «خودت باش» و نيز هماهنگي بين آنچه واقعاْ هستيد (اصل صداقت)

6) لازمه کار با کودک داشتن ثبات عاطفي استو حالي به حالي نبودن!!(اصل ثبات عاطفي)

7) لازمه کار با کودک شناخت و درک کودک است، همان طور که هست( اصل پذيرش).زماني کودکي پرسيد :«آيا بزرگترها همه چيز را درباره کودکان ميدانند؟»

8) هر کودکي را با ديگري مقايسه نکنيد، بلکه با خودش مقايسه کنيد و بدانيد که به طور مطلق هيچ کودکي شبيه کودک ديگر نيست(توجه کردن به اصل فرديت و يا تفاوت ها و شباهت­هاي فردي).

9) در کار با کودک سعي نکنيد نظريات خود را تحميل کنيد . اجازه دهيد حالا که او ميخواهد بازي کند يا کتابي براي خواندن انتخاب کند ، خود اسباب بازي و کتابش را انتخاب کند(اصل خود تصميم گيري)

10) سعي کنيد با ايجاد فضاي اطمينان بخش و اعتمادآفرين ، رازدار و محرم اسرار کودک باشيد.(اصل رازداري)

11) در کار کردن با کودکان سعي کنيد مساوات و عدالت را رعايت کنيد.چنانچه کودکي زيبا آفريده شده است و يا امتياز ديگري برخوردار است ، اجازه ندهيد اين گونه امور احساساتتان را تحت تاثير قرار دهد و تبعيض قائل شويد و به او توجه بيش از حد معمول ، ابراز داريد (اصل مهار احساسات)

12) هيچگاه به کودک نگوييد : « حالا تو ديگر بچه نيستي !! » چون که او « بزرگ هم نيست!!» و بدين ترتيب با گفتن اين جمله

در او ايجاد اضطراب مي کنيد.به جاي همه اين حرف ها بهتر است دليل انجام دادن يا انجام ندادن را برايش توضيح دهيد.

13) اگر کودکي کار نادرستي انجام داد، دليل نادرستي آن کار را برايش توضيح دهيد، نه بگوييد: « دوستت ندارم » زيرا با اين گفته در او ايجاد ناامني و اضطراب مي کنيد.

14) در کار با کودکان، بهتر است اسامي کوچک آنها را به حافظه تان بسپاريد و آن ها را با اسم کوچک، صدا کنيد ( در مهدهاي کودک).

15) د رتماس بين خود و کودک سعي کنيد فضايي ايجاد نماييد که کودک بتواند آزادانه احساسات خود را بازگو کند.

16) هر فرصتي که دست دهد با کودک صحبت کنيد و با او ارتباط عاطفي و کلامي برقرار کرده و تلاش کنيد با فرهنگ لغات کودک آشنا شويد. کودکان سنين پايين را به خودتان بچسبانيد يا بغل کنيد تا گرماي بدن شما را حس کنند.

17) نسب به نيا­زها، خواست­ها، علاقه مندي­ها و مسايل و مشکلات کودک حساس باشيد و اقدام مناسب به عمل آوريد. براي مثال، راستي کتابي را که دنبالش بودي، پيدا کردي؟ راستي عروسکت را پيدا کردي؟

18) براي کاهش اضطراب و حفظ ثبات عاطفي در ميان کودکان، بين والدين، مربيان و کليه کساني که با کودک سر و کار دارند بايستي هماهنگي وجود داشته باشد( اصل هماهنگي ميان کليه عاملان تربيتي).

19) در کار با کودک از تعصب و پيش داوري بپرهيزيد و از « برچسب زدن » به کودکان خودداري کنيد.

20) بهترين روش ايجاد، تقويت و تکرار رفتار مطلوب و مورد نظر، تشويق و مورد توجه قرار دادن آن رفتار است.

21) از تنبيه بدني، سرزنش و خجالت دادن کودک جداٌ و قوياٌ خودداري کنيد.

22) به پرسشهاي کودکان در صورتي که پاسخ آنها را مي­دانيد، با صداقت و سادگي و کوتاه جواب دهيد و در صورتي که نمي­دانيد با شهامت بگوييد:«نمي­دانم» و بکوشيد پاسخ درست را جويا شويد.

23) با هر کودکي مطابق « روحيه او بايد رفتار کرد »، پس سعي کنيد « روحيه » کودک را بشناسيد.

24) کودک را حتي­المقدور در انجام کارهاي مربوط به خودش مشارکت بدهيد.

25) ما اگر ميخواهيم بزرگسال را بشناسيم، ناگزير هستيم که کودک را بشناسيم.

26) اندازه گيري و سنجش رشد و تغييرات کودک مشکل است، چرا که رشد کودک تدريجي است.

27) انتخاب و اجراي هرگونه روش تربيتي بايد منطبق با نيازها و خواست هاي کودک و همچنين هماهنگ با ساختار شناختي و عاطفي او باشد.

28) الگو برداري، تقليد و « هانند سازي » يکي از مهمترين روشهاي يادگيري کودک است.پس سعي کنيد بهترين « سرمشق » و «الگو » براي کودکتان باشيد و هر چه را که مي­خواهيد کودک بکند و يا نکند، خود بکنيد و يا نکنيد، براي مثال اگر مي­خواهيد « خواهش کردن »، « تشکر کردن » و « معذرت خواستن » را ياد بدهيد، خودتان بايد در عمل نشان دهيد و پيشقدم شويد ( دو صد گفته، چو نيم کردار نيست ).

29) به سوالات خصوصي کودکان درباره خودتان و امور گوناگون به طور ساده، کوتاه و صادقانه جواب دهيد.

30) تقاضاي انجام کار از کودک را حتي­الامکان به صورت سوال مطرح کنيد، براي مثال: « دوست داري در آوردن وسائل آشپزخانه به من کمک کني؟ دلت ميخواهد يک قصه شيرين برايت بگويم؟ مي­خواهي با همديگر به توالت برويم؟مي­خواهي اين صندلي را ببري توي اطاق؟ و يا …..»

31 ) بازي، زندگي کودک است. هرگاه که او را از بازي کردن منع مي­کنيد، او ر از زندگي کردن محروم مي­سازيد.بازي بهترين موقعيت براي بروز عواطف و اجتماعي شدن کودک است.

32) به صحبت­هاي کودک فعالانه گوش کنيد و واکنش­هاي مناسب نشان دهيد. به او آزادي کامل بدهيد تا از هرکجا که دلش ميخواهد صحبت کند.

33) با توجه به اين که هوش مبتني بر دو عامل وراثت و محيط است و آن را به قدرت انطباق و سازگاري با اوضاع و احوال جديد و قدرت يادگيري و آفرينندگي تعبير کرده اند، به غني کردن محيط فرهنگي بپردازيد و بر عرصه­هاي تجربه کردن کودکان بيفزاييد.

34) پياژه مي­گويد: « هروقت به کودکان چيزي را ياد مي­دهند بي آن که او را در اين امر شرکت دهند، او را در اين امر شرکت دهند، او را از اين که خودش موضوع را کشف کند، باز مي­دارند و در نتيجه کار آموزش با شکست روبه­رو مي­شود.»

35) ادوارد کلاپارد ميگويد: « وقتي مربي حيوانات در کار دست آموزي حيوان موفق نميشود، خود را خطاکار مي­داند، در حالي که در تربيت کودکان، هر کس موفق نشود، گناه را به گردن کودک مي­اندازد». واقعيت اين است که در برخورد، با رفتار نادرست کودکان، بايد مربيان آنها را گوشمالي داد نه کودکان را! شايد نتوان گفت که کودکي « بي­تربيت » است، بلکه بايد گفت که او « بد تربيت » شده است.

36) در رويارويي با هر کودکي ، « دانايي » ما و آگاهي از خصوصيات رواني، رفتاري، خانوادگي و اقتصادي او و جامعه اوست که به ما « توانايي » مي­دهد، چرا که « توانا بود هر که دانا بود ».

37) اگر مي­خواهيد چيزي از وسائل کودک را برداريد بايد از او اجازه بگيريد تا کودک احترام به مالکيت و استقلال ديگران را ياد بگيرد.

38) از لجبازي کردن، سربه­سر گذاشتن، يکي به دو کردن، گير دادن و مشاجره با کودک خودداري کنيد.

39) در صورت لزوم بايد با مدرسه ، کتابخانه و دوستان کودک تماس بگيريد و ارتباط برقرار کنيد.

40) يکي از اصول تربيتي کودک، شناساندن « واقعيت » به کودک است، نه کتمان و پنهان داشتن آنها. چرا که « گل­هايي که در گلخانه پرورش مي­يابند، زود پرپر مي­شوند».

اصول کلی در تربیت کودک

آيا براي تربيت کودکان اصول يکساني وجود دارد که والدين با رعايت آن اصول بتوانند به نحو مطلوبي عمل کنند؟هر چند که شايد نتوان اصول کاملا روشني را براي تربيت بيان کرد، ولي مي توان به چند اصل کلي اشاره کرد که فرايند تربيت را آسانتر مي کند. در زير به برخي ار مهارتها و اصول مهم اشاره مي شود:

با ثبات عمل کنيد

ثبات داشتن در رابطه با کودک يکي از اصول مهم فرزندداري است معهذا ممکن است در پيروي از آن در موقعيت هاي روزانه با مشکل مواجه شويد. اگر هنگامي که کودک کاري را انجام مي دهد به او لبخند بزنيد لکن در زمان ديگري همان کار يا شبيه آن را انجام دهد به او سخت بگيريد کودک به شدت دچار سردرگمي مي شود. چرا اين عمل در يک زمان خطاي بزرگي بود و در زمان ديگر خنده آور؟ هنگامي که اجازه مي دهيد حالات خلقي شما عکس العمل هايتان را نسبت به کودک تحت تاثير قرار دهد، قرار گرفتن در اين بي ثباتي آسان مي شود. پس مواظب باشيد کودک خود را به علت رفتار مثبت که انجام داده تشويق نماييد و به علت رفتار منفي تنبيه نماييد نه اينکه ملاک تشويق يا تنبيه شما حالات خلقي شما باشد. روزي شاد و پر حوصله و روز ديگر به دلايل گوناگون خسته و بي حوصله.

اصول کلی تربیت کودکهماهنگ باشيد

بعنوان پدر و مادر لازم است اصول يکساني داشته باشيم حداقل در جلوي کودکان وانمود کنيم که در تربيت آنان هماهنگيم. اگر رفتاري را پدر تائييد مي کند و مادر رد، باعث تعارض کودک مي شود پس بهتر است به عنوان والدين قبلا با يکديگر هماهنگ باشيم و حداقل در جلوي کودکان عدم هماهنگيمان را بروز ندهيم.

در مورد فرزند خود مودب باشيد. صحبت مودبانه درهنگام خشم و ناراحتي، معلم خوبي براي کودک و نوجوان است که حتي در هنگام خشم به طور صحيحي رفتار کنند.زماني خاص براي توجه بدون قيد و شرط به بچه ها اختصاص مي دهيد

منظور از توجه بدون قيد و شرط، يعني بدون توجه به رفتار کودک زمان خاصي را با وي صحبت مي کنيم، درد دل مي کنيم، درد دل او را گوش ميدهيم و يا بازي مي کنيم، بستگي به سن فرزندان دارد. وي بايد احساس کند زماني خاص را به وي اختصاص داده ايم. مي توانيم هر روز چند دقيقه و در آخر هفته يک ساعت اين کار را انجام دهيم.

رابطه اي سالم با کودکتان برقرار کنيد

براي ايجاد رابطه اي سالم از شيوه گوش دادن فعال استفاده کنيد. وقتي فرزندتان چيزي مي گويد به خوبي به سخنانش گوش دهيد، حتي اگر با کودک موافق نيستيد، اجازه دهيد صحبتهايش تمام شود، تماس چشمي مناسب و انجام ندادن کاري ديگر در هنگام صحبت با کودک، به وي مي فهماند که براي حرف زدن وي ارزش قائليد و عقايد او براي شما مهم است. لحن صحبت شما در هنگام امر کردن به وي بايد مودبانه باشد و حتي الامکان دستوري نباشد. به همان اندازه که نسبت به بهترين دوست خود مودب هستيد در مورد فرزند خود مودب باشيد. صحبت مودبانه به کودک ياد مي دهد که حتي در هنگام خشم به طور صحيحي رفتار کنند. اگر خيلي هم از دست فرزند خود ناراحتيد بگوييد تو فلان کار را انجام دادي و من به اين علت عصبانيم ولي توهين نکنيد. وعظ کردن و بحث اخلاقي را در حداقل خود بکار بريد، زيرا آنها در بازنگهداشتن ارتباط، مفيد نمي باشد.

الگوي مناسبي باشيد

هر چه امر مي کنيد، بهتر است در ابتدا خودتان آن کار را انجام دهيد و از هر چه فرزندتان را باز مي داريد خودتان هم انجام ندهيد. بچه ها بيشتر از آنکه از کلام ما آموزش ببينند، از رفتار ما آموزش مي بينند. پس ابتدا از خود شروع کنيم.

آزادي و محدوديت زياد ايجاد نکنيد

کودک نبايد زياد آزاد باشد و نه زياد محدود. محدوديتهايي که ايجاد مي شود بايد پايدار و منطقي باشد. اگر مي گوييد شب بايد در منزل خودتان بخوابد و منزل کس ديگري نباشد، دليل آن را توضيح دهيد و در برابر اصرار کودک و ديگران کوتاه نياييد. اگر محدوديتها منطقي باشد، چانه بردار نيست و براي آينده کودک بهتر است.

درموقع مناسب به کودک دستور دهيد
اگر دستوري که به کودک مي دهيد درحد توانايي اش نيست يا اينکه فعلا سرگرم کار ديگري است و دستورش را اجرا نمي کند، به هيچ وجه به وي دستور ندهيد زيرا اين کار وي را نافرمان بار مي آورد.
لازم نيست همه خواسته هاي کودک برآورده شود

در اين مورد منطقي عمل کنيد و بلافاصله بعد از اين که کودک چيزي خواست برايش تهيه نکنيد. ضمن اينکه بايد زياد او را ناکام نگذاريد ولي عمل کردن به همه خواسته هاي او باعث مي شود در آينده از کنترل شما خارج شود.

مواظب باشيد کودک خود را به علت رفتار مثبت که انجام داده تشويق نماييد و به علت رفتار منفي تنبيه نماييد نه اينکه ملاک تشويق يا تنبيه شما حالات خلقي شما باشد. متناسب سن کودک به او کار و مسئوليت محول کنيد

لازم نيست همه کارهاي فرزندتان را شما انجام دهيد و کودک در منزل فقط مصرف کننده باشد. همچنانکه کودک رشد مي کند مي تواند بسياري از کارهاي خود و خانه را انجام دهد. چنين استقلالي را به کودک بدهيد. در غير اين صورت کاملا متکي به ديگران تربيت مي شود.

در مورد موفقيتها و شکستهاي کودکان منطقي عمل کنيد

برخورد منطقي با شکستها و موفقيتها باعث مي شود انگيزه براي کارهاي بعدي در کودک از بين نرود. بزرگ کردن موفقيت و زياد منفي جلوه دادن شکست هيچ کدام صحيح نيست. اگر فرزندتان در يک مسابقه ورزشي مدال مي آورد، آن را زياده از حد بزرگ و با اهميت جلوه ندهيد، زيرا اگر دوباره نتوانست مدال بياورد شديدا احساس بي ارزشي مي کند و اگر هم شکست خورد آن را زياد مهم تلقي نکنيد تا بتواند باز تلاش خود را از سر گيرد. در اين مورد، شکست و موفقيت در تحصيل حائز اهميت ويژه اي است.

اثرات مخرب تلویزیون روی کودک

آیا نگران هستید که فرزندتان زمان زیادی را جلو تلویزیون یا به بازی های ویدئویی می گذراند؟ با آنکه کمی تلویزیون تماشا کردن می تواند جنبه آموزشی هم داشته باشد، ولی اغلب بچه ها زیاده روی می کنند. در اینجا راهنمایی در مورد بچه ها و تلویزیون می دهیم تا زمان تماشای تلویزیون فرزندتان را کنترل کنید.

اثرات زیاد تلویزیون تماشا کردن
آکادمی طب اطفال آمریکا توصیه می کند که استفاده کودکان از تلویزیون، فیلم های سینمایی، بازی ویدئویی و کامپیوتری را به یک تا دو ساعت در روز محدود کنید. زیاده روی در این فعالیت منجر به موارد زیر می شود:

اضافه وزن: بچه هایی که بیش از دو ساعت در روز تلویزیون تماشا می کنند بیشتر در معرض اضافه وزن هستند.

بی نظمی در خواب: هرچه بچه ها بیشتر تلویزیون تماشا می کنند، نسبت به رفتن به رختخواب و خوابیدن بیشتر مقاومت می کنند.

مشکلات رفتاری: دانش آموزان ابتدائی که بیش از دو ساعت در روز تلویزیون تماشا می کنند یا از کامپیوتر استفاده می کنند، مشکلات عاطفی و اجتماعی بیشتری دارند. بازی کردن با بازی های ویدئویی هم ریسک مشکلات مربوط به توجه را در میان بچه ها افزایش می دهد. بچه هایی که زیاد تلویزیون تماشا می کنند، بیشتر از بچه های دیگر اذیت می کنند.

لطمه خوردن به درس بچه: دانش آموزان ابتدائی که در اتاق خوابشان تلویزیون دارند امتحاناتشان را بدتر از دیگران می دهند.

خشونت: خشونت موجود در بعضی از برنامه های تلویزیونی، موزیک ویدئوها و بازی های کامپیوتری یا ویدئویی باعث می شود که حساسیت بچه ها نسبت به خشونت کمتر شود و به اصطلاح دلشان قسی تر شود. در نتیجه آنها یاد می گیرند که رفتار خشونت آمیز را به عنوان بخشی از زندگی خود و راهی برای حل مشکلات، بپذیرند.

زمان کمتری برای بازی: زمان زیاد که بچه جلوی تلویزیون می گذرانند دیگر فرصتی برای بازی های خلاقانه و فیزیکی برایشان نمی گذارد.

اثرات مخرب  تلویزیون روی کودکچطور زمان تلویزیون دیدن را محدود کنیم؟

کل زمان تلویزیون تماشا کردن فرزندتان در طول روز شاید بیشتر از آن باشد که فکرش را بکنید. شروع کنید به نظارت کردن بر آن. در زمان کوتاهی می توانید گام های ساده ای برای کاهش این زمان بردارید:

همیشه تلویزیون روشن نباشد: اگر تلویزیون همیشه برای خودش روشن باشد، همیشه و هر لحظه می تواند توجه بچه را جلب کند. اگر شما حواستان به برنامه تلویزیون نیست، آن را خاموش کنید.

تلویزیون و کامپیوتر را خارج از اتاق خواب بچه بگذارید: بچه هایی که در اتاقشان تلویزیون دارند بیشتر از بچه هایی که ندارند تلویزیون تماشا می کنند. زمان تماشای تلویزیونی و وبسایت هایی که بچه از طریق کامپیوتر می بیند را کنترل کنید.

جلوی تلویزیون غذا نخورید: غذا خوردن جلوی تلویزیون باعث می شود که زمان تماشای تلویزیون او افزایش یابد. این عادت باعث می شود که غذا خوردن با حواس پرتی بیشتر شود و در نتیجه بچه افزایش وزن یابد.

قوانینی برای روزهای مدرسه بگذارید: اغلب بچه ها در طول هفته زمان آزاد کمتری دارند. نگذارید بچه کل این زمان آزاد را جلوی تلویزیون بگذراند. از پاداش دادن تماشای تلویزیون یا بازی های کامپیوتری و ویدئویی در ازای انجام دادن تکلیف شب یا کارهای دیگر جداً خودداری کنید.

با کسانی که از فرزندتان مراقبت می کنند حرف بزنید: اگر ساعاتی در منزل نیستید و یا بچه را نزد کسی گذاشته اید تا از او مراقبت کند، با بزرگتر مراقب او حرف بزنید تا زمان تماشای تلویزیون او را محدود کند.

فعالیت های دیگری پیشنهاد کنید: بجای تکیه کردن بر تماشای تلویزیون برای سرگرم شدن، به او کمک کنید که کارهای دیگری برای انجام دادن پیدا کند. فعالیت های کلاسیکی همچون کتاب خواندن، انجام یک ورزش یا بازی های فکری یا بازی کردن با دوستان را پیشنهاد کنید.

الگوی خوبی باشید: با محدود کردن زمان تماشای تلویزیون خود، الگوی خوبی برای فرزندتان باشید.

دوشاخه تلویزیون را از برق بکشید: اگر زمان تماشای تلویزیون در منزلتان موضوع دعوا و تنش شده است، تلویزیون را از برق بکشید، کامپیوتر را خاموش کنید یا بازی های ویدئویی را برای مدتی کنار بگذارید. می توانید یک روز در هفته را به روز آزادی در تماشای تلویزیون اختصاص دهید. برای پیشگیری از تماشای غیرمجاز تلویزیون، روی دوشاخه تلویزیون قفل بگذارید.

شما هم در تماشای تلویزیون با او همراه شوید.

وقتی زمان تماشای تلویزیون بچه فرا می رسد، تا می توانید از این زمان استفاده کنید:

· تماشای تلویزیون را تبدیل به یک فرصت عالی کنید. بجای آنکه همیشه تلویزیون را روشن بگذارید، تلویزیون تماشا کردن را مانند رفتن به سینما تبدیل به یک فرصت جالب کنید. یک برنامه را انتخاب کنید و زمان خاصی را به آن اختصاص دهید.

· چیزهایی که فرزندتان می بیند را کنترل کنید. بجای عوض کردن کانال ها، برنامه های باکیفیت ببینید و از راهنمای برنامه ها برای انتخاب برنامه درست استفاده کنید. به راهنمای والدین هم توجه کنید، زیرا این سیستم برنامه ها را بر اساس مناسب بودن آنها برای بچه ها درجه بندی می کند. لیستی از برنامه هایی که فرزندتان می تواند تماشا کند تهیه کنید و آن را در جایی که مانند روی یخچال یا کنار تلویزیون قرار دهید. از تنظیمات کنترل والدین (parental control) بر روی کامپیوتر خانه استفاده کنید. بازی های ویدئویی را خودتان از قبل امتحان کنید و ببینید آیا برای فرزندتان مناسب است یا خیر.
مراقب رابطه تلویزیون و فرزندتان باشید

· با فرزندتان به تماشای تلویزیون بنشینید. هر وقت مقدور بود، با هم تلویزیون تماشا کنید و در مورد آنچه می بینید حرف بزنید.

· برنامه ها را ضبط کنید و بعداً با هم تماشا کنید. این باعث می شود که وقتی فیلم ضبط شده را تماشا می کنید تبلیغات اسباب بازی، فست فود و چیزهای دیگر را سریع رد کنید و یا اگر خواستید در مورد چیزی که دیده اید بحث کنید (مانند ارزش های فامیلی، خشونت یا مواد مخدر)، فیلم را متوقف کنید. وقتی برنامه های زنده تماشا می کنید، موقعی که تبلیغات پخش می شود، صدای تلویزیون را قطع کنید.

· آن بازی های ویدئویی را انتخاب کنید که فعالیت فیزیکی را بیشتر تشویق می کنند. از آن بهتر اینکه این بازی ها را تبدیل به یک تجربه خانوادگی کنید.

شروع اقدام به محدود کردن زمان تماشای تلویزیون بچه سخت است، به خصوص اگر فرزندتان در اتاقش تلویزیون دارد یا شما همیشه جلوی تلویزیون غذا خورده اید. ولی بدانید که این کار ارزشش را دارد. با ایجاد قوانین خانگی جدید و تبعیت از آنها، تغییرات کوچکی در روتین فرزندتان ایجاد می کند که بعداً اثرات مثبت آن را شاهد خواهید بود.