آشنایی با خواص گلپر

خاصیت گلپر چیست -آیا با فواید و مضرات گلپر , ادویه ای که روی انار دون شده و باقالی پخته در فصل زمستان می پاشند اشنا هستید . این مطلب از پزشک تو شما را با فوائد و مضرات گلپر اشنا می کند.
گلپر گیاهی چند ساله از تیره جعفری است که بیشتر در نقاط مرتفع کوهستان های ایران و نقاط دیگر می روید، با ریشه های ضخیم و برگ های کاملا بریده که پیشینیان برای آن خواص بسیاری شمرده اند، از جمله اینکه موجب نیروی بدن می شود ولی متاسفانه زیاد مورد توجه قرار نگرفته است.

گلپر گیاهی گلدار، علفی و چندساله از تیره چتریان است. این گیاه، بومی ایران است و در ناحیه های نمناک کوهستانی ایران و مناطق پیرامونی می روید.

گل های آن سفید مجتمع به صورت چتر در انتهای ساقه های گل دهنده در قسمت بالای گیاه ظاهر می شود. میوه آن تخم مرغی، کمی ضخیم و معطر به رنگ سبز تیره به طول 1/5 تا سانتی متر است.

برگ های آن با چاک های عمیق به شکل پنجه غاز شبیه برگ آنژلیکا، به طوری که این چاک ها برگ را به چند نیمه برگ تقسیم می کند و هر نیمه برگ نوک تیز و دندانه دار است.

آشنایی با خواص گلپرخواص دارویی گلپر

گیاهی است مقوی معده و سایر اندام های دستگاه گوارش و دفع کننده نفخ دستگاه گوارش، ترشحات معده را زیاد کرده و سموم بدن را دفع می کند، ضدعفونی کننده و میکروب کش قوی است، خوردن آن شیر زنان را زیاد می کند، خوردن آن به میزان کم، باعث نشاط و شادی شده و در هضم غذا موثر است، برای کمردرد رطوبی نیز مفید بوده و می توان آن را همراه با غذاها میل کرد.

گلپر قطع کننده بلغم و دفع کننده باد و نفخ شکم است، بهترین دارو برای معالجه هیستری است، در ریشه آن خواص بی شماری نهفته، اگر از تشنج و ناراحتی های عصبی رنج می برید از آن استفاده کنید.

خوردن گلپر ذهن را باز و حافظه را زیاد و نسیان را کم می کند و ابلهی و حماقت را از بین می برد. برای فلج، لقوه و بی حسی اعضا مفید است.

مضرات 

مصرف مقدار زیاد گلپر سبب سقط جنین می شود. از این رو زنان باردار در خوردن زیاد آن مجاز نیستند.

تاثیر استرس زنان باردار بر جنین

اثرات استرس زنان باردار بر جنین – از آنجا که سه ماهه اول بارداری سن پایه ای و حساس برای شکل گیری ارگان های حیاتی جنین است (از مغز تا کلیه، قلب و …) بنابراین استرس مادر در این ماه ها می تواند جنین را در معرض مشکلات زیادی قرار بدهد. استرس ها به طور معمول به دو صورت مزمن و حاد اعمال می شوند. استرس های مزمن و مداوم با رشد جنین تداخل دارند. به نظر می رسد استرس های کوتاه مدت و گذرا تاثیر پایداری بر جنین ندارند. تاثیرات استرس های کوتاه مدت بارداری پس از تولد و قطع ارتباط خونی جنین و مادر به تدریج از بین می رود، یعنی تابع ژنتیک و سازمان روانی –ادراکیخودنوزادوکودکقرارمیگیرد. ولیاسترسهای طولانی مدت موجب تخریب و نارسایی های اساسی در رشد جنین می شوند.

تحقیقات نشان داده است که استرس های طولانی مدت می توانند موجب سقط زودهنگام، مرده زایی، وزن بسیار پایین هنگام تولد و زایمان های زودرس شوند. ضمن اینکه در کودک برای ابتلا به بیماری های روانی چون افسردگی، ناآرامی و بیش فعالی را فراهم می کند. برخی تحقیقات از افزایش جنب و جوش جنین در شکم مادر خبر داده اند. این مساله شاخص مهمی است که نشان می دهد استرس مادر موجب درک تجربه ناخوشایند در جنین می شود و از نظر فیزیولوژیک وی را ناآرام می کند

تاثیر استرس زنان باردار بر جنینحاملگی با تغییرات عمده ای در عملكرد غددی – عصبی همراه است. این تغییرات شامل تغییراتی در سطح هورمون ها به ویژه هورمون های مرتبط با استرس (محور هیپوتالاموس – هیپوفیز – آدرنال) و تغییر در مكانیسم های كنترل ترشح هورمون است كه از جهت فراهم كردن محیط مناسب برای رشد و تكامل جنین اهمیت حیاتی دارد. «در هفته ۹-۷ بارداری توسط رحم، جنین و جفت هورمون ها، نوروپپتیدها، سیتوكین ها و فاكتور رشد تولید و ترشح می شود و از نظر عملكرد شبیه سیستم هیپوتالاموس – هیپوفیز – آدرنال است. در دوران بارداری سطح هورمون خاصی به نام هورمون CRH یا هورمون آزادكننده كورتیكوتروفین (Corticotrophin Releasing Hormone) كه بنیه آن جفت است در خون مادر بالا می رود اما محور هیپوفیز – آدرنال را فعال نمی كند. CRH آزاد نقش اساسی در جریان تعادل از محیط پروژسترونی (محیط هورمونی غالب دوران بارداری) به محیط استروژنی (محیط هورمونی غالب حوالی زایمان) دارد. شواهد زیادی از نقش مركزی CRH جفتی در ایجاد و هماهنگی رویدادهای هورمونی قبل از زایمان دارد.

از كارایی های مهم این هورمون نقش آن در زایمان زودرس و تأخیر رشد داخل رحمی جنین است. شواهد روزافزونی از مطالعات بالینی مطرح می كنند زنانی كه زایمان زودرس دارند در آنها میزان CRH به طور مشخص بیشتر از سایر زنانی است كه استرس نداشته و در همان سن بارداری به سر می برند». بنابر اظهارات دكتر ابراهیم پور سطوح بالای CRH معمولاً در چند هفته زایمان را تسریع می كند و از آنجا كه CRH جفتی به استرس حساس است به نظر می رسد واسطه اعمال اثرات استرس مادر بر زایمان زودرس و رشد جنین است.

یافته‌ اخیر دانشمندان تاییدی بر این تئوری است که وضعیت روانی مادر اثری عمیق بر کودک زاده نشده‌اش دارد. جالب است بدانید تحقیقات قبلی محققان نشان داده بود که استرس مادر در بارداری می‌تواند خطر زایمان زودرس مادر را زیاد کند و موجب کاهش وزن نوزاد در زمان تولد شود. مطالعات دیگر هم حاکی از این است که اختلالاتی در ساختمان و عملکرد مغز این نوزادان در آینده بوجود می‌آید که با شیزو فرنی مرتبط است و به‌نظر می‌رسد شروع این تغییرات از مراحل اولیه تکامل نوزاد است. با این حال محققان هنوز نتوانسته‌اند شواهدی پیدا کنند که از دست دادن یکی از عزیزان در زمان دیگری از بارداری ( ۶ ماه دوم) اثری بر نوزاد داشته باشد.

محققان فکر می‌کنند مواد شیمیایی که در پاسخ به استرس از مغز مادر آزاد می‌شود اثر مستقیم بر مغز جنین- که در حال تکامل است- دارد. این اثر ممکن است در اوایل بارداری که سد محافظ بین مادر و جنین هنوز کامل نشده، بیشتر باشد. علاوه بر این احتمال شیزوفرنی به عوامل دیگری از جمله ژن‌ها هم ربط دارد. پروفسور فیلیپ بیکر از بیمارستان سن ماری منچستر می‌گوید: به تدریج ما داریم متوجه می‌شویم محیطی که جنین در رحم مادرش در آن قرار می‌گیرد نقش تعیین کننده‌ای در سلامت دراز مدت او دارد با این حال ما نمی‌خواهیم مردم را بیش از حد نگران کنیم.

● علت عمده مرگ نوزاد

متأسفانه از هر ۵۰ زن باردار یک نفربه علت استرس بارداری مبتلا به اختلال در خوردن می‌شود. اهمیت این قضیه هم در ارتباط این اختلال با تولد نوزاد کم وزن و نارس است. بد نیست بدانید که این‌ها ۲ علت عمده مرگ نوزاد پس از تولد و بیمار شدن کودک در آینده است. منظور از اختلال خوردن بی‌اشتهایی عصبی(آنورکسیا) است که در آن فرد از ترس چاق شدن، غذا نمی‌خورد و همچنین بولیمیا که پس از خوردن برای اینکه چاق نشود، خود را وادار به استفراغ می‌کند.
جالب است بدانید اثر استرس مادر در بارداری در جنین دختر و پسر متفاوت است. محققان دانشگاه مگدیبورگ آلمان اثر استرس در ۳ماهه سوم بارداری موش‌ها را بررسی کرده و متوجه شدند فرزندان چنین موش‌هایی ارتباطات مغزی کمتری بین دو نیمکره مغز داشته و در نتیجه کمتر قادر به کنترل احساسات خود هستند. علاوه بر این در سایر نواحی مغزی هم الگوی متفاوتی از انشعابات عصبی نسبت به شرایط طبیعی مشاهده شد که البته در دختر و پسر با هم فرق داشت.

● پسر‌ها کم طاقت ترند!
بعضی تحقیقات نشان داده که استرس بارداری باعث دختر شدن کودک خواهد شد. این اولین بررسی است که ارتباط استرس با جنس جنین را نشان داده‌است. آنچه محققان دانمارکی در مجله پزشکی تولید مثل انسان چاپ کرده‌اند حاکی از این است که احتمال دختر شدن نوزاد درمادران باردار پر استرس تا ۵ درصد بیشتر از مادرانی است که آرامش خیال دارند. از آنجا که کروموزوم پدری تعیین‌کننده جنسیت جنین است، امکان دارد سطوح بالای هورمون استرس لانه‌گزینی جنین پسر را در رحم سخت کرده و باعث سقط جنین‌های پسر شود.

● مشکل رفتاری با منشأ جنینی!
کودکی که مشکل رفتاری دارد، مضطرب وترسوست، ممکن است در دوران جنینی در معرض استرس مادر قرار گرفته‌باشد. محققان دانشگاه بریستول انگلیس در یافته‌اند اضطراب در اواخر حاملگی با افزایش مقدار کورتیزول (یا همان هورمون استرس) در ۱۰ سالگی کودکی که قرار است به دنیا بیاید، ارتباط دارد. جالب است بدانید کورتیزول خون جنین را می‌توان از هفته ۱۷ جنینی اندازه گرفت.
متخصصان معتقدند مقادیر بالای کورتیزول از جفت رد می‌شود. این هورمون در حالت طبیعی به بدن کمک می‌کند که با شرایط پر استرس به خوبی کنار بیاید. اما مواجهه طولانی‌ مدت با آن می‌تواند افراد را دچار افسردگی، اضطراب و خستگی شدید کند. مطالعات قبلی در حیوانات هم نشان داده بود که استرس حیوانات باردار بر سیستم پاسخ به استرس در بدن یعنی محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال که استرس را کنترل می‌کند، تاثیر دارد.
آخرین تحقیقات پروفسور ویوت گلوور از کالج سلطنتی لندن نیز نشان می‌دهد فرزندان زنانی که در دوران بارداری استرس داشته‌اند، مستعد مشکلات رفتاری و روانی مانند بیش‌فعالی و کم توجهی (ADHD) هستند. علاوه بر این کودکانی که دردوران تکامل در معرض کورتیزول فراوان قرار بگیرند، در ۱۸‌ماهگی IQ وهوش کمتری خواهند داشت.

این کودکان بچه‌هایی بسیار ترسو و مضطرب هستند. بد نیست بدانید حدود یک میلیون کودک در انگلیس از مشکلات ناشی از عدم تکامل عصبی مانند تاخیر شناختی، ADHD و اضطراب رنج می‌برند که محققان معتقدند ۱۵ درصدشان ممکن است در اثر استرس قبل از تولد باشد.
در این بررسی محققان عوامل استرس مادر در بارداری را بررسی کرده و متوجه شدند اثر این استرس در تکامل آینده کودک در زنانی که همسرشان در بارداری نسبت به آنها بی‌رحم بوده و خشونت کرده‌اند، بسیار واضح است. بنابر این شوهران نقش مهمی در کاهش استرس زن باردار دارند. عوامل ژنتیکی و محیط زندگی کودک بعد از تولد هم عوامل دیگری هستند که در تکامل کودک نقش دارند.

● یک اثر بزرگ!
طبق این بررسی، استرس مادر احتمال ابتلا به یک سری مشکلات را افزایش می‌دهد. مثلا احتمال ابتلای کودک به بیش فعالی و کم‌توجهی را دو برابر می‌کند. بنابر این لازم است استرس مادران در دوران بارداری، سنجیده شود و درصورت نیاز مداخله برای کاهش آن انجام شود. در واقع با کاهش استرس مادر در بارداری می‌توان غیر مستقیم بر پیامد حاملگی و بهبود تکامل نوزادان تاثیر گذاشت. البته همین حرف‌ها و نتایج تحقیقات هم نباید نگرانی شما خانم باردار را فراهم آورد وگرنه نقض غرض شده‌است.
دکتر دیوید کاگهیل از دانشگاه داندی در این باره می‌گوید: ما درباره مقادیر بسیار زیاد استرس صحبت می‌کنیم و گرنه کمی استرس بخشی طبیعی از زندگی روزانه است که بدن به خوبی از عهده‌اش برمی‌آید. این هشداری است برای شما که خود را در معرض استرس شدید قرار ندهید و همین طور برای اطرافیان تا در دوران بارداری کاری نکنند که میزان استرس‌ شما از حد مجاز فراتر رود. متخصصان برای کم کردن این استرس‌ها راه‌هایی را پیشنهاد می‌کنند که کلاسهای پیش از زایمان یکی از آنهاست. در این کلاسها آنچه زنان لازم است درباره بارداری، زایمان و سلامت کودک بدانند و روش‌های آرامش یافتن به آنها آموزش داده می‌شود.

● ریشه استرس را ببر

1) ورزش، تمرکز و تمرین آرامش و تمرین تنفس عمیق نه تنها در کاهش استرس بارداری مؤثرند بلکه به راحتی زایمان هم کمک می‌کنند.
2) نداشتن خواب کافی، نداشتن تغذیه مناسب و اندوهگین بودن خودشان عوامل استرس زا به حساب می‌آید و شما را مستعد آسیب در برابر هر استرس حتی کوچک می‌کنند. بنابر این مراقب خواب و تغذیه خود باشید و زیاد مواد کافئین‌دار نخورید.
3) امیدوار باشید و نگرش مثبت به وقایع داشته باشید. دیدگاه شما به عوامل استرس زا می‌تواند تاثیر آنها بر شما را کم و زیاد کند. اگر امیدوار باشید، بر استرس بهتر غلبه می‌کنید.
4) بچه‌دارشدن بزرگ‌ترین تغییر زندگی شماست و ممکن است برای اینکه با این تغییر کنار بیایید نیاز به حمایت فامیل و دوستان داشته باشید. بنابر این حتی قبل از تولد نوزاد از اطرافیان خود برای مواجهه با استرس کمک بخواهید.
5) اگر بعد از به‌کار گرفتن تمام این روش‌ها استرس داشتید به روانشناسان و روانپزشکان مراجعه کن

خطرات خواباندن نوزاد روی مبل

متخصصان اطفال هشدار دادند که خواباندن نوزادان روی مبل می‌تواند برای آنان مرگبار باشد.

تایج یک مطالعه در آمریکا نشان داد از حدود 8000 مورد از مرگ و میرهای نوزادان در هنگام خواب، حدود 12 درصد مربوط به زمان‌هایی است که بزرگترها آنان روی مبل می‌خوابانند.

دکتر «جفری کالوین» یکی از متخصصان این مطالعه از بیمارستان کودکان «کانزاس سیتی» گفت: غیر قابل باور است که از هر هشت مرگ مرتبط به خواب در نوزادان یا مرگ ناشی از سندرم فوت ناگهانی نوزادان یک مورد روی مبل اتفاق می‌افتد.

خطرات خواباندن نوزاد روی مبلبه گفته دکتر کالوین،‌ معمولا افراد تصور نمی‌کنند خواباندن نوزاد روی مبل برای آنان خطرناک باشد اما سهم قابل توجهی از موارد فوت نوزادان به این اقدام غیرمحتاطانه بازمی‌گردد.

به گزارش هلث دی نیوز، مطالعه جدید نشان می‌دهد نوزادانی که هنگام خواب روی مبل می‌خوابند نزدیک به دو برابر بیشتر احتمال دارد بر اثر خفگی جان خود را از دست بدهند. همچنین اکثریت نوزادانی که در حین خواب روی مبل جان خود را از دست می‌دهند، سه ماهه یا کوچکتر هستند.
پزشک تو :  نوزادان را روی مبل نخوابانید

هپاتیت D چیست

هپاتیت D چیست -هپاتیت D به هپاتیت دلتا هم معروف بوده و یک بیماری کبدی خطرناک است . HDV یک ویروسی است که نسبتی با هپاتیت های A . B. C ندارد . هپاتیت D هم درمان شدنی و هم مزمن می شود . هپاتیت D یک ویروس ناقص است که قدرت تکثیر ندارد . اما اگر کسی به بیماری هپاتیت B دچار شود ، ویروس هپاتیتB به تکثیر آن کمک می کند .

HDV از طریق تماس خون آلوده با جراحت پوستی یا غشاء مخاطی به فرد سرایت می کند و اگر فرد قبلاً با ویروس HBV آلوده شده باشد ، در این صورت بیماری هپاتیت D فرد را درگیر می سازد . هپاتیت D هیچ واکسنی ندارد . اما با انجام واکسیناسیون در برابر هپاتیت B می توان از ابتلا به آن پیشگیری کرد .ویروس هپاتیت D برای همانند سازی خود از ویروس هپاتیت B و امکانات سلول میزبان استفاده می کند. این ویروس ناقص است و از نظر اندازه و ساختمان ژنوم نیاز به کمک برای همانندسازی مانند ویروئیدهای گیاهی است. ژنوم این ویروس فقط یک پروئتین کپسیدی را کد می نماید. ویروس دارای ژنوم RNA منفی، تک رشته ای، حلقوی و کوچک است. ویروس دارای پوشش است و احتمالاً دارای ۳ فرم است. همانند هپاتیت B به سلولهای کبد متصل شده و وارد آن می شود. نسخه برداری و همانندسازی ویروس غیر متعارف است.

هپاتیت دیبیماریزایی
این ویروس مانند هپاتیت B از طریق مایعات بدن انتشار می یابد. هر دو ویروس با یک روش مشترک به سلول میزبان متصل می شوند. یک فرد ممکن است به عفونت توام هپاتیت B و D مبتلا گردد. همانندسازی ویروس همراه با صدمه زدن به سلول میزبان ( سلول کبد ) است. صدمات حاصله از ویروس هپاتیت D به سلول کبد بر خلاف ویروس هپاتیت B منحصر به پاسخ ایمنی سلول میزبان نیست. احتمالاً عفونت مزمن هپاتیت D در افراد مبتلا به هپاتیت مزمن B نیز بروز می کند.

هپاتیت D در کودکان و افراد بالغ مبتلا به هپاتیت B ایجاد می شود. ویروس انتشار جهانی داشته و آندمیک جنوب ایتالیا، خاورمیانه، قسمتهایی از آفریقا و آمریکا لاتین می باشد. اساس تشخیص آزمایشگاهی بر مبنای افزایش آنزیمهای کبدی است. بررسی آنتی ژن و ژنوم در خون نیز مفید است. تاکنون درمان اختصاصی برای هپاتیت D پیشنهاد نشده است، اما چون همانند سازی ویروس به وجود هپاتیت B وابسته است لذا پیشگیری از هپاتیت B در پیشگیری از این ویروس موثر خواهد بود. با واکسیناسیون هپاتیت B, حذف محصولات خونی آلوده، عدم مصرف از مواد مخدر تزریقی و کنترل ناقلین ویروس از انتشار هپاتیت D جلوگیر خواهد کرد.

هپاتیت E چیست

هپاتیت E چیست –

هپاتیت E همان بیماری کبدی ناشی از ویروس هپاتیت E (HEV) است . این بیماری عفونی معمولاً در پی یک بیماری حاد و یک بیماری Self-limited بوجود می آید و در کشورهای در حال توسعه شایع است .

وضعیت هپاتیت E در آمریکا چگونه است ؟
باور بر این است که این بیماری در آمریکا چندان شایع نیست . اگر موردی هم مشاهده شود ، معمولاً از میان کسانی است که به کشورهای در حال توسعه سفر کرده اند . با این حال به ندرت گزارشهایی نیز از کسانی که به مسافرت نرفته اند ، به دست آمده است . مطالعات بیشتر نشان داده اند که عموم مردم نسبت به این بیماری ، ایمنی بالایی دارند .

هپاتیت E چیستهپاتیت E کجا بیشتر شایع است ؟
این بیماری بیشتر در کشورهای در حال توسعه و جهان سوم شایع است که شامل آسیا ، آفریقا و خاورمیانه و آمریکای مرکزی می شود. کسانی که در اردوگاه های پناهندگان و یا در محلهای استقرار مردم پس از وقوع بلایای طبیعی زندگی می کنند ، بیشتر در معرض خطر هستند .

HEV چگونه انتشار می یابد ؟
این ویروس معمولاً از طریق دهان وارد بدن می شود . مهمترین منبع آلودگی ، آب آشامیدنی آلوده است .

آیا ویروس هپاتیت E از طریق حیوانات انتشار می یابد ؟
این امکان وجود دارد . به ویژه از طریق حیوانات باغ وحش . برخی جانوران به این بیماری دچار می شوند .

نشانه ها

علائم و نشانه های هپاتیت HEV چیست ؟
نشانه های این بیماری مانند سایر انواع هپاتیت هستند . این علائم عبارتند از :

– تب – استفراغ – مدفوع به رنگ خاک رس

– بی اشتهایی – درد شکمی – زردی

– خستگی – ادار سیاه ( تیره )

– تهوع – درد مفاصل

نسبت آلودگی HEV که دارای علائم هستند به آنهایی که از خود علائمی بروز نداده اند به میزان ½ تا1/13 است .

چه کسانی بیشتر مستعد آلودگی به HEV که منجر به ظهور بیماری و علائم آن می شود ، هستند ؟
کلیه کسانی که در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند و بین 15 تا 44 سال سن دارند ، ممکن است به این بیماری مبتلا شوند و اغلب علائم مشابهی دارند . کودکان معمولاً علائم ضعیف تری نشان می دهند و یا اصلاً علائمی ندارند . زنان باردار بیشتر مستعد هستند که این بیماری در آنها مهلک باشد . در کشورهای توسعه یافته افراد بالای 45 سال و به ویژه مردان ، نشانه های مشابهی از خود بروز می دهند .

چه مدت پس از آلوده شدن به ویروس ، علائم بروز می کنند ؟
معمولاً 15 تا 60 روز پس از آلوده شدن ، علائم خود را نشان می دهند . یه طور میانگین پس از 40 روز .

بیماری افراد چقدر طول می کشد ؟
زمان خاصی را نمی توان برآورد کرد ولی معمولاً تا 2 هفته پس از بیماری کشت مدفوع مثبت خواهد بود .

بیماری هپاتیت E تا چه حد خطرناک است ؟
بیشتر مردم ، کاملاً خوب می شوند میزان کلی تشدید بیماری زیر 4 درصد است . با این حال در زنان باردار ، این بیماری می تواند خطرناک باشد . معمولاً 12 تا 30 درصد این زنان فوت می کنند . به ویژه آنهایی که در ماه سوم بارداری به سر می برند .

آیا بیماری HEV می تواند مزمن باشد ؟
بله ، اما این به ندرت اتفاق می افتد و گاهی در بیمارانی که پیوند عضو انجام داده اند گزارش شده است .

تشخیص و درمان

راه تشخیص HEV چیست ؟
به دلیل اینکه از طریق معاینات معمولی نمی توان نوع هپاتیت را تشخیص داد ، بنابراین تنها از طریق آزمایش خون و مشاهده آنتی بادی هپاتیت E یا (HEV RNA) در خون ، قابل شناسایی است . تا کنون هیچ آزمایش سرولوژی برای تشخیص این ویروس در آمریکا ارائه نشده است . آلودگی به ویروس HEV را با حذف هپاتیت های A,B,C از طریق منفی بودن مارکرهای آنها در سرولوژی و نیز دریافت یک شرح حال خوب از بیمار ، می توان تا حدودی تأیید کرد .

هپاتیت E چگونه درمان می شود ؟
این بیماری معمولاً بدون نیاز به درمان خاصی ، خود به خود درمان می شود . هیچ داروی ضد ویروسی خاصی برای آن ، وجود ندارد . معمولاً پزشکان به بیماران استراحت کردن ، نوشیدن آب میوه ، خوردن غذاهای رژیمی و پرهیز الکلی را توصیه می کنند . در موارد شدید ، بستری شدن در بیمارستان الزامی است .

پیشگیری

چگونه می توان از هپاتیت E پیشگیری کرد ؟
با رعایت نکات بهداشتی و شستشوی مرتب دست ها و پرهیز از غذاهای خام و آشامیدنی های ناسالم ، می توان تا حدودی پیشگیری کرد . همچنین از سفر به مناطق آلوده باید خودداری ورزید . جوشاندن آب و استفاده از کلر می تواند کمک بزرگی باشد . تزریق IG تأثیری بر HEV ندارد.

آیابرای هپاتیت E واکسن وجود دارد؟
خیر ، هنوز برای این ویروس ، واکسن مورد تأیید FDA ساخته نشده است .

منبع : www.cdc.org/Hepatitis

ترس و اضطراب در کودکان چیست

ترديدي نيست كه تمام افراد بشر زماني احساس ترس و اضطراب مي كنند، ترس و اضطراب پايه هاي جسماني و رواني داشته و همراه با عواطف و هيجانهاي نامطبوع و ناخوشايند هستند. اين هر دو احساس، يكنوع حالت انتظار را در بر داشته و احتمالا” از مخاطرات و مشكلات آگاهي مي دهند. ترس چيست؟ ترس واكنشي است كه كم يا بيش شناخته شده بوده و پاسخي به محركهاي تهديد آميز مي باشد. اضطراب چيست؟ اضطراب واكنشي است كه علل خاصي ندارد و يك حالت عمومي كلي بوده و نسبت به هدف مخصوص يا مشخصي معطوف نمي باشد. گاهي اوقات نمي توان دقيقا” ميان ترس و اضطراب تفاوت گذارد و اين كيفيت مخصوصا” در مورد اطفال خردسال مصداق دارد زيرا كودك نمي تواند ميان خطرات دروني و بروني واقعي و تخيلي تفاوت قايل شود.

ذهن و روان ما انسانها همواره گوش به زنگ علائم خطراتي است كه پيرامون ما وجود دارند و از وقوع رخدادهاي ناخوشايند يا آسيب زننده به ما آگاهي مي دهند . فكر تمام انسانها ي طبيعي مجهز به يك مكانيسم « دور انديشي » و « پرهيز كردن » است كه تا جاي ممكن ما را از گزند عوامل گوناگون در امان مي دارد و در روند يك حادثه ناخوشايند، نخستين رويداد عبارت است از احساس خطر كه موجب تپش قلب ، افزايش فشار خون، انقباض عروق پوستي به صورت رنگ پريدگي صورت،تند تر شدن سرعت تنفس و انقباض عضلات اندام ها مي شود كه مجموعا” بدن را براي مرحله دوم يعني « گريز يا ستيز » آماده مي سازد. بنابراين در مي يابيم كه مكانيسم هاي احساس خطر كه نوعي « هراس » را در آدمي بر مي انگيزند، براي بقأ و دوام هستي وي ضروري هستند.

 ترس و اضطراب در کودکان چیستولي چرا اضطراب مختص نوع بشر است ؟ اضطراب يعني ترس از يك عامل ناشناخته نامعلوم كه موجب پريشاني فكر و گاه بروز علايم احساس خطر از جمله تپش قلب و رنگ پريدگي نيز مي شود. بنابر اين در فرآيند اضطراب برخلاف ترس طبيعي و واقعي يك عامل حقيقي ترس آور يا خطرناك يا آسيب زننده وجود ندارد بلكه فقط بطور خودكار، ذهن ما در اثر تنش هاي رواني و استرس هاي عصبي و حوادث ناخوشايند و ناگواري كه در زندگي مكررا” برايمان رخ مي دهد از روال عادي خارج مي شود و حساسيت بيش از حد به رخدادهاي آتي و احتمالي پيدا نمايد، دچار اضطراب مي شويم و كم كم به حالتي مي رسيم كه فكرمان فقط بر اتفاقات ناگوار يا بيماريهاي لاعلاج و كشنده گواهي مي دهد و آرامش و امنيت در اين ميان گم و فراموش مي شود. هر چه بيشتر نگران شويم بيشتر احساس هاي خطر و هراس به سراغمان مي آيد و در نتيجه بيشتر در جهت افكار مضطربانه مي انديشيم.

چگونگــــي بوجود آمدن ترس در کودكان

كودكان ترس و اضطراب را از طريق يادگيري ( خصوصا شرطي شدن ) فرا مي گيرند، گرچه بسياري از روان شناسان معتقدند زمينه ترس از هنگام تولد در نوزاد وجود دارد.در مورد ترس از طريق شرطي شدن مثالي در باره طفلي به نام آلبرت بيان مي نماييم . در آزمايشگاه به آلبرت خرگوش سفيدي را نشان دادند ، كودك هبچگونه احساس ترسي از خودنشان نداد ولي به محض آنكه دست خود را براي لمس كردن حيوان، دراز نمود آزمايش كننده دو قطعه آهن را محكم پشت سر او بهم كوبيدند،با شنيدن اين صداي بلند آلبرت تكاني به خود داد و بطرف جلو خم شد. در دفعات بعد، پس از چند بار تكرار عمل فوق، كودك حالت ترس نسبت به خرگوش سفيد نشان داد و علاوه بر آن به تدريج از اشياء مشابه سفيد رنگ ( مانند پوست سفيد و موش و سگ سفيد ) نيز مي ترسيد.

تـــــرس های مفيد و تــــرس هاي مخــــرب

ترس در بعضي موارد براي حفظ و بقاء كودك مفيد است ( فرضا ترس از سرعت كه با سرعت حركت مي كند) گاه ترس مي تواند به كودك كمك كند، پاسخهاي جديدي بياموزد.ترس از اتومبيلهاي سريع طريقه عبور از خيابان را به كودك ياد مي دهد، ولي واكنشهاي ترسناك شديد مانند گريستن ، فرار كردن ، فرار كردن ، لرزيدن، به بزگسال چسبيدن و نظاير آنها با رفتار سازنده مغايرت دارند.براي ثبات هيجاني بايد بسياري از اين پاسخ ها را با واكنشهاي سازنده ديگر جايگزين نمود.نتايج يكي از تحقيقات نشان مي دهد ، ترس از اشياء واقعي يا محركهاي غير عادي ( مانند حركتهاي ناگهاني،اشياء غير عادي، افراد بيگانه ) بتدريج باازدياد سن كودك كاهش يافت در مقابل ترس از محركهاي تخيلي ( ترس تاريكي ، كابوس و…) بيشتر شدو ظاهرا” رشد مفاهيم ذهني كودك و درك بيشتر او ازجهان همراه با كاربرد زيادتر علائم، واكنشهاي هيجاني او را تحت تاثير قرار مي دهد. ترس اطفال قابل پيش بيني نمي باشد و در تمام سنين كودكي تفاوت هاي فردي چشمگيري در مورد ترس وجود دارد. يك محرك مي تواند بر طفلي بسيار ترس آور بوده ولي براي ديگري بي تفاوتي باشد .جالب اينكه كودكي ممكن است در يك موقعيت خاص دچار وحشت شود در حاليكه در وضع ديگري همين محرك برايش بي تاثير باشد.

روش از بین بردن ترس

از اطفال نمي توان انتظار داشت كه ترس آنها خود بخود رفع شود. بايد محركهاي جديدي جانشين محركهاي ترسناك شوند تا ترس كودك از ميان برود.خوشبختانه بابهره گيري از اصول يادگيري مخصوصا” اصل خاموشي مي توان در از ميان بردن ترس كودكان اقدام نمود. در اين مورد مثالي ذكر مي گردد.فرض كنيم كودكي از گربه بترسد. اگر ضمن نشان دادن گربه اي به طفل ( محرك نامطبوع و ترسناك ) به او مقداري شيريني ( محرك مطبوع ) نيز بدهيم و چند بار اين كيفيت راتكرار نمائيم كودك پاسخ مثبت تري به شيئ كه قبلا” برايش ترسناك بوده است، خواهد داد . در اينصورت پاسخهاي ترسناك نيز بتدريج از ميان مي رود و پاسخ ترسناك كم كم ناپديد خواهد شد. زيرا ارتباط محرك ( گربه ) و پاسخ ( ترس از گربه ) ضعيف شده و از بين مي رود. در بررسي ديگري ترس كودكان از تاريكي بصورتي كه شرح مي دهيم از ميان رفت. به چند كودك كه از تاريكي مي ترسيدند گفته شد چنانچه در اطاق تاريكي جستجو كنند وسيله جالبي ( اسباب بازي، عروسك و…)خواهند يافت. با اين روش ارتباط ميان محرك ترس آور ( تاريكي ) و پاسخهاي اضطراب آور و ترسناك ضعيف شده ، در نتيجه پاسخهاي دوري كننده نيز بتدريج از بين رفتند. بايد توجه داشت كه هر قدر كودك بزرگتر شده و كاربرد لغاتش بيشتر شود مي توان از توضيحات كلامي نيز براي تقويت روش رفع ترس استفاده نمود. مادران مي توانند با استفاده از روش توضيحات كلامي ، بعلاوه تشويق فرزند براي مقابله با محركهاي ترس آور، وحشت او را از ميان ببرند. در مورد كودكان توضيح كلامي تاثير چنداني ندارد، زيرا كودك نمي تواند كلمات و لغات را با محركهاي ايجاد كننده ترس ارتباط دهد.

اضطراب و عوامل ایجاد کننده ان

همانند ترس ، اضطراب هم سبب ناراحتي كودك شده و او را مجبور مي كند، رفتار خاصي ايجاد نمايدو در ابتداي بحث بايد متذكر شويم كه اضطراب به ميزان كم غالبا” اثرات سازندگي دارد و بعنوان محركي براي خلاقيت ، حل مسائل و فعاليت مؤثر مي باشد ولي اگر اضطراب شدت يابد سبب از كار افتادگي فرد شده ، او را بيقرار و ناراحت مي كند. دوره دوم كودكي ( 6 – 3 سال) مرحله مهمي است كه ضمن آن اضطراب بوجود مي آيد و در اين دوره كودك بايد با بسياري از عوامل و محركهايي كه ايجاد اضطراب مي كند مقابله نمايد، در نتيجه فرصتهاي بسياري براي كسب اضطراب خواهد داشت.كودك در مورد نشان دادن آزادانه احساسات پرخاشگرانه ، جنسي و اتكايي خود دستخوش اضطراب مي گردد و اضطراب كودك خصوصا” هنگاميكه كودك ديگري متولد مي شود، شدت مي يابد، زيرا او احساس طرد- شدگي نموده و تصور مي كند محوريت خود را از دست داده است و ديگر او را دوست نداشته يا كنار گذاشته شده است . در ظاهر هم گاهي نحوه برخورد والدين و فاميل اين گمان را تشديدمي نمايد. منشاء اضطراب از روابط اوليه كودك و والدين است. تنبيه شديد و محدويت، فشار والدين به كودك براي ظاهر ساختن رفتار هاي دشوار، بدگويي و ارزشيابي منفي از رفتار و كوششهاي كودك ، تضاد در رفتار با او وكيفياتي مشابه آنچه ذكر گرديد،ازجمله عوامل ايجاد كننده اضطراب در كودكان محسوب مي گردد.

اثرات اضطراب در رفتار اجتماعي و فعاليت ذهني كودك ظاهر مي شود، تحقيقات بعمل آمده نشان مي دهد، پسران مضطرب نا كفايتي و احساس نا ايمني خود را در فعاليتهاي اجتماعي و بازي نشان داده و تمايل به بازيهاي ابتدايي و كودكانه تر دارند. اضطراب هنگامي در يادگيري تسهيل بوحود مي آورد كه مورد يادگيري ساده بوده و پاسخ دقيقي مد نظر باشد. ولي اگر موضوع پيجيده و مشكل باشد اضطراب در يادگيري مطالب اخلال خواهد نمود، كودكان بسيار مضطرب در يادگيري – هاي كلامي ، پاسخهاي نامربوط و نا مفهوم مي دهند وهر قدر مطلب يادگيري دشوارتر باشد اين نوع پاسخها نيز شدت زيادتري خواهد يافت و در هر حال اضطراب در يادگيري و فعاليت كودكان اختلال ايحاد مي كند. گاه صداي كودك و تكلم او را نيز تحت تاثير قرار مي دهد. بديهي است اضطراب در كلاسهاي بالاتر براي دانش آموزان مزاحمت بيشتري خواهد داشت.همچنين از تحقيقات انجام شده مي توان نتيجه گرفت كه اضطراب با ازدياد سن كودك باعث مي شود در فعاليتهاي ذهني و تحصيلي نا ملايماتي را تجربه كند بعبارتي با افزايش سن بين اضطراب و فعاليت هاي كودك همبستگي منفي وجود دارد.

وسائل دفاعــــي مقابله با اضطـــــراب

از آنجائيكه اضطراب كيفيتي نا مطلوب و نامطبوع است ، هر كس مي كوشد روشهايي براي مقابله يا مبارزه با آن انتخاب كند . وسائل دفاعي كه از سوي بخش هاي شخصيت فرد بسيج مي شوند، پاسخ هايي بمنظور اجتناب يا تخفيف اضطراب مي باشند و به فرد فرصت مي دهند آرامتر زندگي كند.

عـــواملـــي كه باعث اضطــــراب در دانش آمــــوزان مي شود :

فشــــار و سخت گيــــــري بيش از حد والدين بر فــــــــرزندان
كاهـــش اعتمــــاد بنفس
محيط فيزيكـــــي نامنــــاسب
تناقض در رفتـــار والدين
عـــوامل خانوادگـــي و ارثـــي ( گاهـــي نگرانـــي هاي والدين و اضطراب آنها به فـــرزندان نيز منتقل مي شود ).

اثرات نگرانــــي بر كـــــودكان را مي توان به عـــوامل زيـــر نسبت داد:

۱- نگــــراني موجب توقف فكــــر كــــودك برمشكلات و ناراحتي ها مي شود.

۲- نگراني موجب اختلال در تمركز حواس مي شود وكودكِ مضطرب نمي تواند به خوبي حواس خود را در كارها جمع كند.

۳- نگراني و اضطراب قدرت تصميم گيري و اراده را از آنها سلب مي كند.

۴- موجب مي شود كه فكر آنها در مورد برخي چيزها بيش از حد مشغول شود و به مطلب و موضوع درسي بي توجه شوند.

۵- كودك را بدبين مي كند و همواره فرآيند و رويدادهاي ناگوار را پيش بيني مي كند.

۶- فكر كودك را متمركز بر مشكلات ميكند به طوريكه هر ساعت به يك مساله خطرناك مي انديشد.

۷- اضطراب و عدم اعتماد بنفس باعث وابستگي او به ديگران ميشود و او خود را ناتوان احساس ميكندو نمي تواند با اطمينان و قاطعيت عمل كند. احساس گيجي و سر درگمي مي كندو قدرت مقابله با مشكلات را از دست ميدهد. توان كنترل خويش را ندارد. اينگونه كودكان قادر به آرامش و خواب راحت نيستند.احساس خستگي و كوفتگي و ضعف جسماني دارند. سر درد ،درد قفسه سينه ،دردپا يا دست،درد شكم و سو هاضمه و كم اشتهايي به سراغشان مي آيد.

تــــــوجه داشته باشيد كــــه:

تمام اين آثارسو در همه كودكان ظاهر نمي شود و هر كس به در جاتي به آنها دچار مي شود.

مقاله خشم در کودکان

مقاله خشم در کودکان – مقدمه
بروز خشم در بچگی بیش از ترس تکرار می‌شود. زیرا اولا در محیط بچه‌ها ، محرک‌های خشمگین‌ کننده بیش از محرک‌های ترس‌آور وجود دارند. ثانیا در همان مراحل اولیه یاد می‌گیرند که خشم برای جلب توجه اطرافیان و ارضای تمایلات خود وسیله خوبی است. با بزرگ شدن بچه به شماره محرک‌های خشم افزوده می‌شود. در صورتی که از شماره و تکرارش کاسته می‌شود. بین ترس و خشم و رابطه نزدیکی هست. گاهی می‌شود که کودک در یک آن ، خشمگین است و لحظه دیگر بیم‌زده و گاهی نیز بر اثر یک محرک و در یک زمان ، هر دو باهم می‌آیند. در محیطی که بچه‌ها از محرک‌های ترس بدورند، امکان دارد که شیوع خشم بیش از ترس باشد.

خشم در کودکانمحرک‌های خشم
بطور کلی چیزهایی که خشم را بر می‌انگیزند، عبارتند از: جلوگیری از حرکات آزاد طفل ، متوقف ساختن او در عین فعالیت ، موانعی که در راه آرزوها و نقشه‌های او پیش می‌آیند و یا عده‌ای از موانع که باهم جمع شده باشند. محرک‌های خشم در طی زمان بر حسب مراحل رشد تغییر می‌یابند. چیزهایی که اطفال خردسال را خشمگین می‌سازند، عبارتند از : ناراحتی بدنی ، ممانعت از حرکات بدنی ، لباش پوشانیدن ، شستشو دادن بدن که برای ایشان ناراحت کننده است.

بر اثر رشد میل استقلال ، طفل می‌خواهد برخی از کارهای خود را از قبیل غذا خوردن و لباس پوشیدن بی‌کمک دیگران انجام دهد، ولی چون از عهده بر نمی‌آید، خشم می‌گیرد. نارسایی قدرت بیان در موقعی که هنوز سخن گفتن را خوب یاد نگرفته است، بی‌توجهی دیگران و مشاهده دخل و تصرف اطرافیان در اشیایی که به او تعلق دارند نیز او را خشمگین می‌سازند. کودکان از فرمان و تعیین وظیفه بدنشان می‌آید و دائما با اطفالی که اسباب‌بازی‌هایشان را می‌ربایند، یا مانع بازی ایشان می‌شوند، در مبارزه‌اند.

انتقاد و تنبیه احساساتشان را زود جریحه‌دار می‌کند. از اینکه اسباب‌بازی‌هایشان مطابق میل آنها کار نکند یا در کارهای خود اشتباه کنند، خشمگین می‌شوند. روی هم رفته بر خشم کودکان خردسال یک عامل مشترک وجود دارد، که آن اجبار است. کودکان نیز از آنچه باعث خشم بچه‌های خردسال می‌شود به خشم می‌آیند. پس از آنکه علایق کودک توسعه و افزایش یابد و به محیط خارج منتقل شود، علل خشم او را بیشتر در بیرون خانه باید جستجو کرد تا در خانواده. در این مرحله از رشد از جمله اموری که در اجتماع و خانواده و در روابط فردی باعث خشم می‌شوند، عبارتند از:

اینکه کودک را به خطا به کارها و اوصاف بد نسبت دهند، نمره کم و معلمی که فقط یک یا چند دانش‌آموز معین را همیشه مورد نوازش قرار می‌دهد، فحش و دروغ و عادت ناپسند ، درماندگی بر اثر موانع بیشتر کودکان بزرگسال را ناراحت می‌کند تا اطفال کوچکتر. کودکان بزرگ غالبا نقشه‌هایی طرح می‌کنند که به انجام دادن آنها قادر نیستند. در این صورت خشمگین می‌شوند و کسی یا چیزی را می‌جویند که او را باعث شکست خود قلمداد کنند. دیگر آنکه کودکان به آزادی عمل اشتیاق تام دارند و بنابراین تحمل موانع و ناکامی‌هایی که نتیجه مقررات اجتماعی بزرگتران و اشتباه و عجز خودشان می‌باشد، برایشان دشوار می‌نماید.

پاسخ‌های خشم
شکل بیان خشم در اطفال مختلف به اشکال مختلف صورت می‌گیرد و این از جهتی نتیجه تاثیر محیط و از جهت دیگر معلول تجارب هر طفل است. ناهمانندی پاسخ‌های خشم در کودکان بزرگتر بسیار آشکارتر است تا در اطفال خردسال. صرفنظر از اختلافی که در نحوه بیان خشم در میان کودکان هست، غالبا این پاسخ‌ها را در دو نوع می‌توان تقسیم کرد: آنی و بدون مکر وضع شده. تعبیرهای آنی ، متضمن حرکاتی هستند که طفل خشمگین را متوجه شخص یا شی مورد نظر می‌سازد. خشم آنی بیشتر از اطفالی سر می‌زند (بخصوص اگر این اطفال به مرحله‌ای رسیده باشند که باید بتوانند رفتار خود را کنترل کنند) که والدینشان رفتار منظم ندارند و در نتیجه فرزندان خود را به اجتناب از اعمال زور و تعدی تشویق نمی‌کنند.

با اینکه تفاوت‌های آشکاری در پاسخ‌های خشم کودکان سنین مختلف و حتی یک کودک در مواقع مختلف وجود دارد، برخی از پاسخ‌ها هستند که مخصوص سن معینی می‌باشند. پاسخ خشم در بچه خردسال ابتدا شامل یک سلسله حرکات بی‌هدف است که عبارتند از: گریه ، فریاد ، لگد انداختن ، خماندن کمر ، تقلا ، پیچ و تاب خوردن. اما بعد از بزرگتر شدن حرکات خشم آلود خود را متوجه شخص یا چیزی می‌کند که او را خشمگین ساخته، بچه خشمگین خود را به زمین می‌افکند، لگد می‌زند، جیغ می‌کشد، می‌زند، دندان می‌گیرد، نفسش را نگه می‌دارد و هر چه از دستش بر می‌آید انجام می‌دهد تا به شخص یا چیز مورد نظرش صدمه بزند. یا اینکه اشیا را پرت می‌کند. هر چیز که دستش برسد می‌شکند، به آزار بچه‌های دیگر و حیوانات می‌پردازد. با پدر و مادر خشونت می‌ورزد، تف می‌اندازد و… بین 2 و 4سالگی خشم به منتها درجه خود می‌رسد.

از این پس تکرارش کاسته می‌شود. شدت خشم با محرک‌هایی که آن را سبب می‌شوند، هیچ نسبتی ندارد. یعنی بچه بر اثر یک چیز بی‌اهمیت به همان شدت بر آشفته می‌شود که بر اثر یک امر مهم‌تر. بعد از آن ، اطفال به هر محیطی که متعلق باشند، همگی در یک سن ، خشم شدید و ناگهانی از خود بروز می‌دهند. این نشان می‌دهد که کیفیت مذکور ، از علایم طبیعی رشد می‌باشد. بیشتر اطفال هر قدر که بزرگتر می‌شوند، از دفعات شدید و ناگهانی خشم خود بتدریج می‌کاهند و علت این امر از یک طرف فشار محیط اجتماعی است و از طرف دیگر افزایش توانایی آنها در انجام دادن خواسته‌های خود و همچنین پی بردن به علت منع شدن از برخی کارها.

خشم اطفال بندرت بیش از پنج دقیقه طول می‌کشد و در این حال کودکان بیش از بچه‌های خردسال صدمه می‌رسانند و برای آزار رساندن شخص یا شی مورد نظر از هیچ حرکت شدید فرو گذار نمی‌کنند و نیز با استفاده از تجارب گذشته ، آنچه را بیشتر مفید به مقصود یافته باشند، تکرار می‌کنند. اطفال خردسال به زودی اعمال جدیدی را بر حرکات شدید و خشم آلود اولیه می‌افزایند. در حدود چهار سالگی زبان به حرکات مذکور افزوده می‌شود و بچه به ناسزاگویی ، لاف زنی ، ذکر معایب و خطاهای شخص مغضوب ، طعنه و استهزا ، تهدید به فرار و به کشتن طرف و نظیر اینها توسل می‌جویند.

علاوه بر این جملات لفظی ، کارهای دیگری که کودک خشمگین بدانها دست می‌زند عبارتند از: ارتکاب به آنچه او را از آن منع کرده‌اند، مانند واژگون ساختن اثاثیه ، باز کردن چیزهایی که به او گفته‌اند که دست به آنها نزند، آزار رساندن به خود یا به بچه کوچکتر و جانوران اهلی و بازی‌های خشن. کودک بزرگسال برای اینکه مورد تقبیح جامعه قرار نگیرد، مجبور است راه‌های تازه‌ای برای بیان خشم خود پیدا کند. در مورد این گروه واکنش‌هایی مانند لگد زدن ، جنگیدن ، سنگ انداختن و الفاظ خشن هنوز ادامه دارد، ولی بتدریج از شدت خشم کاسته می‌شود و از حملات بدنی کاسته و به حملات لفظی افزوده می‌شود.

وقتی که کودکی از دست همکلاسی خود عصبانی شود، ممکن است او را از فعالیت گروهی اخراج کند و با او حرف نزند. در مواقع دیگر که خشم می‌گیرد، ممکن است از انجام آنچه از او خواسته‌اند، سرباز زند و اگر هم کار بکند به بدترین طرز ، آنرا انجام می‌دهد. اشکال دیگر ابراز خشم در کودکان بزرگ عبارتند از : احساس مظلومیت ، گرفتگی ، رنجش و تاسف خوردن بر حال خود.
نتیجه
از آنجا که خشم بر اثر تکرار عادت می‌شود، شایسته است تا حد امکان از امور خشم آور پرهیز شود. باید به بچه آموخت چه هنگام خشمگین شود و چه وقت خشم خود را فرو نشاند. کودک باید یاد بگیرد که چگونه خشم خود را به شیوه‌های مطلوب بیان کند نه اینکه از اظهار آن خودداری کند. برخورد با اوضاع خشم آور که از حد بگذرد به شخصیت کودک موقتا و یا برای همیشه لطمه می‌زند. شیوه کنار آمدن با موانع زندگی به سن و تجارت گذشته اطفال بستگی دارد.

تشنج کاذب چیست

تشنج کاذب چیست -امیلی اسیتونس از انجام کارهای روتین و معمول روزانه می ترسد. سالها از رانندگی کردن، ورزش کردن و حتی راه رفتن در فروشگاه جهت خرید واهمه داشت. از زمان کودکی تشخیص داده شود که امیلی تشنج مقاوم به درمان با کاهش کنترل بدنی و کاهش هشیاری و صرع دارد. اکنون 41 ساله می باشد و در خانه اش زندانی است.

در زمان کودکی او مورد بدرفتاری جنسی و آسیب شدید احساسی قرار گرفت در بزرگسالی او دوباره قربانی شد و مورد تجاوز قرار گرفت امیلی یاد گرفت برای مدت طولانی عواطف و احساسات خود را در خود نگاه دارد.

حتی وقتی که او داروهای اپی لپسی را با دوز بالا مصرف می کرد، اپی لپسی او متوقف نشدو امیلی به کلینیک اپی لپسی دانشگاه میشیگان مراجعه کرد. مدتی نگذشت که دکتر لیندا مدیر پزشکی کلینیک نورولوژی بیماران سرپایی بزرگسال تشخیص داد که مشکل امیلی فقط اپی لپسی نیست بلکه اخیراً حالتی کشف شده است که شبه تشنج (pseudoseizures) نامیده می شود.

امیلی می گوید من واقعاً نگران شدم وقتی که متوجه شدم که شبه تشنج (تشنج کاذب) دارم زیرا من احساس کردم تشنج را در خودم بوجود آورده ام. از خودم می پرسم چطور من می توانم این تشنج در بدنم ایجاد کنم. اگر چه هدفم انجام دادن آن نیست بلکه بدن من در اثر استرس به این حالت دچار می شود.

پژوهشگران کلینیک اپی لپسی U-M در تشخیص شبه تشنجها مهارت و تخصص دارند. دکتر لیندا سلوا می گوید عمدتاً بیشتر بیمارانی که تشخیص اپی لپسی داده میشود، اپی لپسی دارند. یک استاد نورولوژی مدرسه پزشکی U-M می گوید وقتی تشنجات طولانی با ساختار غیر معمول دارند باید نگران بود که بیمار شبه تشنج دارد تا تشنج اپی لپتیک.

تشنج کاذبشبه تشنج (تشنج کاذب) چیست؟

تشنج کاذب مشابه تشنج اپی لپتیک است. بیماران دوره هایی از کاهش هوشیاری و حرکات ناگهانی و انقباضی یا تکانهای تند را تجربه می کنند و همچنین حالتهای احساسی غیر معمول مانند احساس شدید ترس یا دژا وو دارند این دوره ها 20 دقیقه ممکن است، طول بکشد. اما این حالات به اختلالات الکتریکی مغزی مانند کیسهای تشنج اپی لپتیک مربوط نمی شود.

حتی متخصصان آموزش دیده پزشکی اختلافات بین تشنج اپی لپتیک و تشنج کاذب را به سختی تشخیص می دهند. پزشکان اعتقاد دارند. تشنج کاذب از مکانیسم های دفاعی روانی می باشد که بوسیله استرس یا ضربه احساسی شدید تحریک می شود. تشنج موقعی اتفاق می افتد که بیماران سعی می کنند ضربه روحی را فراموش کنند.

رایج است بیماران بعد از اینکه مانیتورینگ شدند و معین شد که تشنج کاذب دارند به یک مرکز اپی لپسی ارجاع داده شوند. دکتر لیندا سیلوا می گوید تشخیصهای تشنجات غیر اپی لپتیک در حقیقت بهتر فهمیده شد وقتی ما شروع کردیم با دقت به نوارهای مغزی نگاه کنیم. تشخیص زودرس علایم بیماری شانس بهبودی کامل را بهتر می کند.

چگونه تشنج کاذب درمان می شود.

تشخیص و درمان این بیماری آسان نیست. تشخیص مستلزم این است که بیمار بستری شود و بطور مداوم با EEG و دور بین تحت نظر باشد EEG و نوارهای ویدئو با دقت بوسیله پزشکان دیده می شود. بعد از تشنج از بیمار یا خانواده او توسط استاف U-M سطح هوشیاری، حافظه و احساسی که در موقع تشنج بیمار دارد، پرسیده می شود.

در صورت تشخیص، بیمار دوره ایی از درمان که توسط U-M پشنهاد می شود، دریافت می کنند. این برنامه شامل یک بحث و گفتگو درباره بیماری با بیمار، خاتمه دادن به داروهای ضد تشنج که آرامبخش هستند و مشکل ساز هستند و مشاوره کردن با سایر سرویسها( بیماران زیادی همچنین برای افسردگی یا اضطراب تحت درمان هستند). این درمان به بیماران کمک می کند که استرسهای قبلی و کنونی زندگی خود را حل کنند و در نتیجه بخش مهمی از نشانه های بیماری می تواند از بین برود.

دکتر لیندا سیلوا می گوید آنچه که پزشکان نیاز دارند در مورد بیمارانی که از تشنج کاذب رنج برند، بدانند، این است که آنها وانمود نمی کنند. تشنجهای واقعی خطرناک هستند و مهم است که بدرستی تشخیص داده شوند بنابراین درمان مناسب باید پیشنهاد شود.

دکتر سیلوا توضیح می دهد، قطعی است بیمارانی که تشخیص شفافی دارند اگر سوالاتی درباره اپی لپسی خود دارند چرا جواب به داروها نمی دهند. باید آنها مشاوره با یک مرکز اپی لپسی داشته باشند بنابر این آنها جواب قطعی و شفاف درباره ماهیت بیماری شان بدست می آورند.

مادامی که حملات تشنجی هنوز قسمتی از زندگی امیلی هستند، او هر روز از خواب بیدار می شود و می داند که دارد یاد می گیرد این دوره ها را کنترل می کند. او یاد می گیرد که چطور از استرس از راههای مختلف جلوگیری کند. او اکنون مثل هر بیماری دیگر است. او می توانید هر کاری را انجام بدهید تا آن را ثابت کند.

حقایقی درباره pseudoseizurs

– تشنج کاذب باعث تغییرات الکتریکی در مغز نمی شود.

– 3% جمعیت آمریکا تشنج را تجربه می کنند.

منبع: http://www.epilepsyfoundation.org

http://www.med.umich.edu/epilepsy/

عوارض گازهای بیهوشی بر زنان باردار

عوارض گازهای بیهوشی بر زنان باردار -بیش از 2 درصد زنان حامله جراحی را در طول بارداری متحمل می شوند. هر ساله هزاران زن در سن باروری به مدت طولانی مقداری از گازهای بیهوشی را هنگام کار در اتاقهای عمل یا مطب های دندانپزشکی استشمام می کنند.مزایا و مضرات احتمالی در معرض قرار گرفتن شغلی یا به علت جراحی باید به دقت در هر بارداری در نظر گرفته شود. این مقاله خطرات بالقوه باروری در زنان در معرض داروهای بیهوشی در طول جراحی یا در تماس طولانی با گازهای بیهوشی به علت شغل خود را بازبینی می کند.

عوارض گازهای بیهوشی بر زنان باردارجراحی و بیهوشی در حاملگی
دانش سلامت جراحی و بیهوشی در طی بارداری ابتدا روی مطالعات حیوانی پایه گذاری شد و بررسی های انسانی اغلب در سال 1970 و اوایل 1980 انجام شده است. این مطالعات دارای متغیرهای در آمیخته است. زنان به طور عموم چندین داروی بیهوشی دریافت کرده اند و دیگر داروهای بیهوشی مانند ضد دردها، ضد تهوع ها و سداتیوها) تشخیص تاثیرات فردی هرعامل بیهوشی به تنهایی را مشکل می کند. وقتی جراحی با بیهوشی همراه است این امکان وجود ندارد که تعیین کرد که نتیجه مغایر و ناسازگار ناشی از عمل جراحی است یا به علت شرایط خاص مادر، استرس مادر، تب و یا داروهای بیهوشی. درحالیکه مطالعات حیوانی جداکردن خطرات مربوط به عمل را از عوارض مربوط به بیهوشی امکان پذیر کرده است. حتی در مطالعات حیوانی این مشکل باقی است که تعیین شود که این تاثیرات قابل مشاهده به علت بیهوشی است یا تغییرات فیزیولوژیک ایجاد شده با حاملگی.
تفاوت ها در عوامل ژنتیکی عمومی کردن این مطالعات را در انسان به علت تنوع گروه های خاص مشکل کرده است.

اغلب مطالعات انسانی اختلاف مشخصی را در میزان کلی ناهنجاری های مادرزادی میان زنان دریافت کننده بیهوشی عمومی در طول جراحی پیدا نکرده است. تجزیه و بازنگری بیشتر افزایش مشخصی را در شیوع نقص و بیماری در طناب نخاعی نشان می دهد. درحالیکه فقط 5/2 مورد انتظار بود 6 مورد مشاهده شد. هیچ نشانه ای مبنی بر اینکه یکی از عوامل بیهوشی علت NTDs می باشد وجود نداشت و مطالعات نتوانست راجع به دیگر عوامل از قبیل بیماری های خاص، اتفاقات نرواندوکرین ایجاد شده با استرس جراحی یا ترومای جراحی به عنوان علت افزایش شیوع NTDs نظر دهد. نویسنده گزارش می کند که یافته انجمن می توانسته یک یافته اتفاقی باشد تا اینکه به عنوان یک نتیجه ناشی از آزمایش یک فرضیه مربوط به تاثیرات جراحی در NTDs باشد. هیچ مطالعه دیگری افزایش مشابهی را در شیوع NTDs نشان نمی دهد و همچنین رابطه بین NTDs و جراحی مادر در طول دوره شکل گیری طناب نخاعی اثبات نشده است.
برای زنان تحت بیهوشی و جراحی در طول بارداری جدا از ناهنجاری چندین مطالعه افزایش در سقط جنین خودبه خودی را در بچه های با وزن خیلی کم(کمتر از 1500گرم) یا با وزن کم (کمتر از 2500 گرم) وزن تولد و در مرگ و میر نوزادان ثبت کرده است.

در معرض داروهای بیهوشی بودن شغلی
به طور غیر مشابه با فاکتورهای وابسته به جراحی مطالعات در معرض بودن شغلی با فاکتورهای متعددی همراه است. مخصوصا که گروهای کنترل در این مطالعات اغلب شامل زنان غیر شاغل می باشد. یک مطالعه نشان می دهد که زنان شاغل درآمد و تحصیلات بیشتر ، مراقبت هال قبل از تولد بیشتر و زودتر و وزن بیشتر در طول بارداری دارند و کمتر سیگار می کشند زنان شاغل همچنین سابقه زایمان های قبلی کمتری دارند و همچنین در آنها سقط جنین و به دنیا آوردن نوزاد مرده نسبت به زنان غیر شاغل بیشتر دیده می شود. عواملی از قبیل سرپاایستادن ، بلند کردن وسیله سنگین، ساعت کار طولانی و تغییر شیف کاری می تواند به این مطالعات کمک کند.
سرانجام در نظرگرفتن این مسئله مهم است که این مطالعات در سال 1970 انجام شده وقتی که سیستم تهویه و ضد عفونی در بیمارستانها و مطب های دندانپزشکی به کفایت بیمارستانهای امروز نبوده است. زنان در این مطالعات احتمالا در معرض سطح بیشتری از گازهای بیهوشی بوده اند. با اینحال یک مطالعه در سال 1994 هشداری به شاغلین در مورد عوارض N2O توسط انجمن جهانی ایالت متحده برای سلامت و امنیت شغلی(NIOSH ) منتشر شد.

عوامل رایج بیهوشی عمومی

اغلب یافته های انسانی موجود در عوامل بیهوشی به طور انفرادی از کار گروهی پروژه پریناتال می باشد. داده ها برای هر عامل بهوشی به طور جداگانه گزارش شده است با وجود این حقیقت که زنان در این مطالعه احتمالا چندین عامل بیهوشی در جراحی در هر مورد دریافت کرده اند. درنتیجه بررسی اطلاعات موجود مشکل می باشد. متاسفانه تعداد زیادی از این ارزیابی ها به ارتباط داده های انسانی با داده های حیوانی محدود است. فردمن در سال 1988 یک بازنگری مقایسه ای روی تعداد زیادی از عوامل بیهوشی انجام داده است.

تیوپنتال
یک باربیتورات سریع الاثر است که از 1930 مورد استفاده قرار می گیرد. در مطالعات با میزان درمان با 5/1 – 3 برابر دوز انسانی نسدونال عامل تراتوژنیک نبوده است. در مطالعات مربوط از 152 زن تحت درمان با نسدونال در طول 4 ماه اول بارداری هیچ افزایش در ناهنجاری مادرزادی دیده نشد.
متوهگزیتال
یک باربیتورات کوتاه اثر است. مطالعات سازنده دارو با تجویز در خرگوش و موش های حامله هیچ ناهنجاری جنینی را نشان نداد. 41 زن درمان شده با متوهگزیتال در طول 4 ماه اول بارداری هیچ افزایش مشخصی را در ناهنجاری مادرزادی نشان ندادند.

تیامیلال
یک باربیتورات بسیار کوتاه اثر شبیه نسدونال است. درمان موشهای حامله با تیامیلال یک افزایش در آنومالی دست و پا را نشان می دهد که در بعضی موارد نشانه ای از مسمومیت است. در میان بچهای 21 زن درمان شده با تیامیلال در طول 4 ماه اول بارداری تکرار آنومالی مادرزادی افزایش نداشته است.

اتومیدیت
یک خواب آور امیدازول در اینداکشن بیهوشی است. در میزان های در معرض قرارگرفتن بیشتر از 4 بار از دوز پیشنهادی انسانی تکرار ناهنجاری بیشتر از مقدار مورد انتظار نبوده است. هیچ مطالعه اپیدمیولوژیکی مبنی بر اینکه زنان تحت درمان با اتومیدیت در طول بارداری نوزادان با آنومالی های مادرزادی داشته باشند گزارش نشده است . بنابراین خطرات اتومیدیت در زنان باردار ناشناخته باقی می ماند.

کتامین
موش های در معرض کتامین با دوزهای بیشتر از 10 برابر دوز انسانی هیچ افزایش ناهنجاری نشان نداده اند. هیچ مطالعه اپیدمیولوژیکی در مورد ناهنجاری های مادرزادی با کتامین دیده نشده و خطرات کتامین ناشناخته است.

گازهای بیهوشی

N2O
پیشرفت عقب ماندگی و ناهنجاری در نوزادان موشهای حامله در معرض قرارگرفته با دوزهای زیاد یا طولانی N2O قابل مشاهده است(مشابه سقط جنین خودبخودی) اما هیچ افزایش در ناهنجاری در موش های در معرض دیده نشده است. شیوع ناهنجاری های مادرزادی بین بچه های 76 زن در معرض N2O در طول 4 ماه اول بارداری بیشتر از حد انتظار نبوده است. یک مطالعه ارتباطی را بین استفاده N2O در طول 3 ماه اول بارداری و افزایش شیوع سقط جنین خودبخودی نشان می دهد اما یک مطالعه گسترده تر بعدی این ارتباط را تایید نمی کند.

هالوتان
یک هالوژن هیدروکربن است. مطالعات موشها در ابتدا ارتباطی بین درمعرض مقدار زیاد یا طولانی بودن هالوتان با افزایش نقص جنینی مخصوصا اسکلت محوری را نشان داد. مطالعات بعدی ارتباط بین دوزهای متعادل هالوتان در موشهای حامله و نقص جنینی را نشان ندادو و احتمال دارد مطالعه اول به علت مسمومیت مادر باشد. پروژه گروهی پرنیتال تکرار ناهنجاری مادرزادی مشخص بین بچه های 25 زن دریافت کننده هالوتان در 4 ماه اول بارداری را نشان نداد.

انفلوران
بین بچه های خرگوش های درمان شده با انفلوران در طول بارداری نقص اندامهای دست و پا و جدار شکم اغلب بیشتر از مورد انتظار بود. موشهای حامله در معرض انفلوران یک افزایش در تعداد شکاف کام و بزرگی بطن و هیدرو نفروزیس را نشان می دهد.مطالعات بعدی انفلوران را مرتبط با افزایش ریسک خطرات تولد پیدا نکرد. هیچ مطالعه اپیدمیولوژیکی از ناهنجاری های مادرزادی در بچه های زنان درمان شده با انفلوران در طول بارداری انجام نشده بنابراین ریسک آن ناشناخته باقی می ماند.

ایزوفلوران
موشهای حامله در معرض دوزهای کم ایزوفلوران یک تعداد افزایش یافته شکاف کام، تغییرات اسکلت محوری، عقب ماندگی جنینی را نشان دادند. تحقیقات دیگر با دوزهای مشابه مورد استفاده در انسان هیچ تاثیرات تراتوژنیکی بین موش ها و خرگوش های حامله نشان نداد و هیچ مطالعه اپیدمیولوژیکی در انسان وجود ندارد و ریسک آن ناشناخته باقی می ماند.

متوکسی فلوران
یک مطالعه در بچه های موشها و خرگوش های درمان شده با متوکسی فلوران افزایشی را در آنومالی های اسکلتی نشان داده است. مطالعه بعدی هیچ افزایشی در تعداد ناهنجاری های بین بچه های موش های درمان شده با این دارو در طول حاملگی نشان نداد. اگر کند شدن رشد جنین و تاخیر در پیشرفت تکامل اسکلتی اتفاق افتاد. هیچ مطالعه اپیدمیولوژیکی از آنومالی های جنینی در بچه های متولد شده از زنان در معرض متوکسی فلوران در طول بارداری گزارش نشده و ریسک های آن ناشناخته باقی می ماند.

بی حس کننده های موضعی
به دلیل تزریق یا کاربرد موضعی بی حس کننده های موضعی جذب سیستمیک آنها کم می باشد. در شرایطی که اصلا جذب سیستمیک در مادر وجود ندارد نباید هیچ تاثیر تراتوژنیک وجود داشته باشد. صرف نظر از فعالیتهای تراتوژنیک موثر از عوامل بیهوشی مطالعات پروژه پرینتال احتمال تراتوژنیکی چندین بی حس کننده موضعی از قبیل پروکائین، لیدوکائین ،مپی واکائین ،بنزوکائین ، پروپکسی کائین و تتراکائین را بررسی کرده و بر اساس اطلاعات محدود موجود غیر محتمل است که این بی حس کننده های موضعی با ریسک بالای تراتوژنیک روی انسان همراه باشد.

خلاصه
اطلاعات مربوط به سالم بودن بیهوشی و جراحی در طول بارداری محدود است و تحت تاثیر عوامل مختلفی می باشد. سنجش خطرات و فواید عوامل مختلف مهم است. بر اساس اطلاعات بررسی شده در این مقاله هیچ تظاهری از ریسک ناهنجاری مادرزادی با بیهوشی وجود ندارد. ارتباط ممکن بین بیهوشی و جراحی و خطرات تغییرات طناب نخاعی نامشخص است و به مطالعات بیشتری نیاز دارد. در معرض بودن شغلی افزایش ریسک سقط جنین را تا 5/1 تا 2 برابر ریسک قبلی نشان می دهد. با ضعف در روشهای این مطالعات یک احتمال وجود دارد که این افزایش تصادفی باشد. با این وجود در موارد شغلی خاص بهتر است که در معرض بودن تا حد امکان محدود شود.

مراقبتهای لازم بعد از کلستومی

بیمار باید از نظر عوارض کنترل شود: نشت محل آناستوموز-پرولاپس استوما-پرفوراسیون-رتراکسیون استوما- تراکم مدفوع وتحریک پوستی وعوارض توام با جراحی شکم.
شکم از نظر برگشتن صداهای روده ایی و خصوصیات مدفوع بررسی شود.
در24ساعت اول پس از جراحی پانسمان شکم مکررا از نظر خونریزی بررسی شود.به بیمار آموزش می دهیم در هنگام سرفه وتنفس عمیق برای کاهش فشار بر لبه های برش شکمی شکم را ثابت نگه دارد.درجه حرارت-نبض-تنفس از نظر افزایش باید کنترل شوند که ممکنست نشان دهنده فرآیند عفونی باشد.

در 24ساعت اول استوما باید از نظر تورم (ادم جزیی ناشی از دستکاری جراح طبیعی است.)رنگ(رنگ استوما صورتی یا قرمز باشد)ترشح(ترشح کم یا نرمال است.)خونریزی(یک علامت غیر طبیعی است.) کنترل شود.
در روز اول پس از عمل بیمار ازرختخواب خارج شده وبه مشارکت در مراقبت از کلستومی تشویق میشود.
برای بیماران کلستومی یک بررسی تغذیه ایی کامل انجام می شود. بیمار باید از مصرف غذاهایی که موجب بوی زیاد ودفع گاز می شوداجتناب کند(ماهی-حبوبات-خانواده کلم –تخم مرغ-محصولات سلولزی)غذاهای غیرمتحرک می توانند جایگزین غذاهایی شوند که محدود شده اند تا کمبود غذایی جبران شود.در صورت ایجاد اسهال به بیمار غذاهایی توصیه می شود که مدفوع را سفت می کند.مثل:سیب-موز-پنیر-ماست-بادام زمینی-ماکارونی-برنج-شیر-سبزی وگل ختمی در صورت ایجاد یبوست به بیمار غذاها یی توصیه می شود که مدفوع را شل می کند.مثل آلووآب آلو.غذاهایی که بو را از بین می برند شامل:جعفری-ماست-آب پرتقال-آب گوجه فرنگی واسفناج تازه.

مراقبتهای لازم بعد از کلستومیشستشوی کلستومی:

مراقبت ازپوست اطراف استوما خیلی مهم است زیرا تحریک یا زخم پوستی می تواند به سرعت پیشرفت کند وجود هر گونه تحریک پوستی می تواند چسباندن کیسه را مشکل کند و چسبیدن کیسه استوما روی پوست تحریک شده ضایعه پوستی را بدتر می کند.در کلستومی عرضی که مدفوع نرم است بیشتر احتمال تحریک پوست وجود دارد.

اگر بیمار بخواهد قبل از گذاشتن وسیله تمیز کلستومی حمام کند یا دوش بگیرد باید در طی استحمام اطراف کیسه را با چسب ظریف بپوشاند.

برای در آوردن وسیله بیمار در یک وضعیت راحت می ایستد یا می نشیند و پوست زیر صفحه را می کشد تا کیسه ازمحل استومی فاصله بگیرد فشار آرام از آسیب به پوست ونشت مایع مدفوعی جلوگیری می کند به بیمار توصیه می شود تا پوست را به آرامی بشوید و آنرا به آهستگی خشک کند پس از تمیز کردن پوست باید کاملا پوست را خشک کرد و از محافظ پوستی استفاده شود زمان شستشوی کلستومی باید ثابت باشد وپس از ترخیص تنظیم گردد.برای تعین اندازه درست کیسه استوما اندازه گیری می شود دریچه کیسه باید 0.3 سانتی متر بزرگتر از استوما باشد .هدف از شستشوی کلستومی تخلیه گاز موکوس ومدفوع از کولون است.
عملکرد کلستومی 6-3روز پس از جراحی شروع می شود لذا مراقبت از پوست باید در این مدت صورت بگیرد.

آموزش:

مراقبت از پوست در حین برداشتن و تعویض کیسه کلستومی باید آموزش داده شود.در مورد رژیم غذایی باید به بیمار آموزش داده شود.
به بیمار آموزش داده شود درصورت بروز خونریزی-نفخ-سفتی شکم-اسهال و تب به پزشک مراجعه کند.