انحراف چشم یا استرابیسم چیست

انحراف چشم یا استرابیسم چیست –

شرح بیماری انحراف چشم
هرگونه انحراف از هم‌راستایی صحیح چشمها را لوچی یا استرابیسم (Strabism) می‌گویند. انحراف‌ چشم‌ عبارت‌ است‌ از عدم‌ هماهنگی‌ حرکت‌ عضلات‌ یا توانایی‌ تمرکز بین‌ دو چشم‌ که‌ باعث‌ می‌شود چشمها در جهات‌ متفاوتی‌ قرار بگیرند و موجب غیر همسو شدن چشمها می‌شود. استرابیسم ممکن است دریک یا دو چشم ، به طرف داخل (چشم‌های‌ ضربدری‌) یا خارج‌ («چشم‌ نهنگ‌») به طرف بالا یا پایین باشد. در نوعی از انحراف چشم بصورت مخفی است و انحرافی است که با حذف دید دو چشمی (بستن یک چشم) ظاهر می‌شود و به استرابسیسم مخفی یا هتروفوریا Heterophoria معروف است. استرابیسم آشکار را هتروتروپی heterotropia یا تروپی می‌گویند. استرابیسم موجب دوبینی و کم شدن دید عمق و درموارد تک چشمی و درصورت عدم درمان منجر به آمبلیوپی (تنبلی چشم) می‌گـردد. هم‌راستایی‌ چشمها در بدو تولد کاملاً تکامل‌ نیافته‌ است‌. تغییر موقعیت‌ تکامل‌ حقیقی‌ چشم‌ در 4-3 ماهگی‌ خود را نشان‌ می‌دهد ولی‌ ممکن‌ است‌ در کودکی‌ یا دیرتر رخ‌ دهد.

انحراف چشم یا استرابیسم چیست

علایم‌ شایع‌ انحراف چشم

ناهماهنگی‌ حرکات‌ چشمها. در بعضی‌ موارد تنها در موقع‌ نگاه‌ کردن‌ به‌ جهتهای‌ خاصی‌، قابل‌ مشاهده‌ است‌.
دوبینی‌ (گاهی‌)
دید با تنها یک‌ چشم‌ همراه‌ با فقدان‌ درک‌ عمقی‌

علل‌ انحراف چشم
حرکت‌ چشم‌ توسط‌ پیامهایی‌ کنترل‌ می‌شود که‌ از مغز به‌ 4 عضله‌ اطراف چشم‌ می‌روند. عدم‌ هماهنگی‌ حرکتی‌ از موارد زیر ناشی‌ می‌گردد:

عدم‌ توازن‌ عضلانی‌ بین‌ دو چشم‌
فقدان‌ توانایی‌ تمرکز یکسان‌ در چشمها. مغز نمی‌تواند تصاویر دارای‌ تمرکز متفاوت‌ را تحمل‌ کند لذا پیامهای‌ حاصل‌ از یک‌ میدان‌ دید را در نظر نمی‌گیرد. سرانجام‌ چشم‌ ضعیف‌تر در اثر استفاده‌ نامناسب‌، بلااستفاده‌ می‌شود و یک‌ چشم‌ «تنبل‌» یا سرگردان‌ ایجاد می‌گردد.(تنبلی چشم)
آسیب‌ مغزی‌ یا آسیب‌ به‌ سر (نادر)

در موارد سابقه‌ خانوادگی‌ انحراف‌ چشم‌، نشانگان‌ داون‌ ، بیماری‌ تیروئید ، تومور چشم‌ ، آسیب‌ به‌ دستگاه‌ عصبی‌ مرکزی‌ جنین ، آسیب‌ زایمانی‌ ، استفاده‌ نامناسب‌ از چشم‌ ممکن است انحراف چشم بروز کند.

پیشگیری‌ خاصی‌ ندارد.
عواقب‌ مورد انتظار

انحراف‌ چشم‌ را می‌توان‌ با تشخیص‌ و درمان‌ زودرس‌، تصحیح‌ کرد. بدون‌ درمان‌ فوری‌ ممکن‌ است‌ کاهش‌ بینایی‌ در یک‌ چشم‌ دایمی‌ شود. پس ، از دست‌ رفتن‌ دید طبیعی‌ در یک‌ چشم‌ و زجر روانی‌ حاصل‌ از جذاب‌ نبودن‌ ظاهر صورت‌ از عاقب بیماری درمان نشده است.
بسیاری‌ افراد با دید یک‌ چشمی‌ سازگار می‌شوند و یاد می‌گیرند تمامی‌ فعالیتهای‌ خود از قبیل‌ رانندگی‌ را با یک‌ چشم‌ انجام‌ دهند. در صورت‌ از دست‌ رفتن‌ دید یک‌ چشم‌، از چشم‌ دیگر در برابر آسیب‌ محافظت‌ بسیاری‌ به‌ عمل‌ آورید. برای‌ ورزش‌ و سایر فعالیتها از جمله‌ درودگری‌ یا جوشکاری‌ که‌ خطر آسیب‌ بالایی‌ دربر دارند، از عینک‌ محافظ‌ استفاده‌ کنید.
تشخیص‌ با توجه‌ به‌ شرح‌ حال‌ طبی‌ و معاینه‌ فیزیکی‌ گذاشته‌ می‌شود و ممکن‌ است‌ شامل‌ آزمون‌های‌ تیزبینی‌، معاینه‌ شبکیه‌، معاینه‌ کامل‌ عصبی‌ و آزمونهای‌ عضلانی‌ گردد.

درمان‌ انحراف چشم
هرگونه ناهماهنگی درحرکات چشمها بعد ازشش ماهگی باید مورد توجه قرارگیرد. همچنیــن درصــورت گزارش دوبینــی در کــودکــان بزرگتر، والدین باید نسبت به معاینه دقیق فرزندانشان اقدام نمایند.

درمــان استــرابیســم مشابــه درمــان آمبلیــوپی (تنبلی چشم) بوده و هدف ازدرمان، بهبود دید و به‌ دست‌ آوردن‌ بهترین‌ دید ممکن‌ ، زیبایی ظاهری و به‌ دست‌ آوردن‌ بهترین‌ جهت‌ برای‌ چشمها و برقراری دید واحد دو چشمی می‌باشد. تجویز عینک تکدید و دربعضی موارد دو دید ، تجویز منشور و بینایی درمانی پیشنهاد می‌شود.

درمان‌ ممکن‌ است‌ شامل‌ عینک‌ یا بستن‌ چشم‌ قوی‌تر برای‌ تصحیح‌ عدم‌ توزان‌ تمرکز (باعث‌ می‌شوند چشم‌ ضعیف‌تر به‌ کار بیفتد)، تمرینات‌ مربوط‌ به‌ عضلات‌ چشم‌، سم‌ بوتولینیوم‌ (در حال‌ حاضر تنها در بزرگسالان‌ استفاده‌ می‌شود) یا جراحی‌ برای‌ تصحیح‌ وضعیت‌ عضلات‌ چشم‌ باشد. گاهی‌ انجام‌ عمل‌ جراحی‌ دوم‌ ضرورت‌ می‌یابد.

یک‌ درمان‌ جدید دیگر شامل‌ استفاده‌ از عینک‌ قرار گرفته‌ در یک‌ منشور پلاستیکی‌ نازک‌ است‌. بیمار قبل‌ از عمل‌ از این‌ عینک‌ها استفاده‌ می‌کند و به‌ تعیین‌ مقدار تطابق‌ جراحی‌ مورد نیاز برای‌ عضلات‌ چشم‌ کمک‌ می‌کند.

درمان جراحی فقط برای زیبایی ظاهری مناسب است، مگر آنکه پس از بینایی درمانی صورت گیرد. بعضی ازپزشکان قبل از اقدام به جراحی شیوه تزریق ســم بوتولیســم به عضلات چشم را امتحان می‌کنند که دربرخی موارد کارساز می‌باشد.

در صورت‌ پیشنهاد تزریق‌ سم‌ بوتولینیوم‌، این‌ سم‌ از طریق‌ یک‌ سوزن‌ الکترومیوگرافیک‌ داخل‌ یک‌ عضله‌ چرخاننده‌ چشم‌ در خارج‌ از چشم‌ تزریق‌ می‌گردد.
زمانی‌ که‌ کودکتان‌ در حال‌ سازگار شدن‌ با بستن‌ یک‌ چشم‌ است‌، از او در مقابل‌ سقوط‌ یا آسیب‌ محافظت‌ کنید.

اطلاعاتی درباره گروههای خونی

اطلاعاتی درباره گروههای خونی –
گروههای خونی آنتی ژنهایی هستند که در سطح گویچه‌های قرمزخون و سلولهای دیگر قرار دارند و از والدین به فرزندان به ارث می‌رسند. گلبولهای قرمز مانند همه سلولهای هسته‌دار بدن واجد اختصاصات آنتی ژنتیکی در سطح خود می‌باشند. این آنتی ژنها ، آنتی ژنهای گروه خونی نامیده می‌شوند.

اطلاعاتی درباره گروههای خونی

نگاه کلی
گاهی دیده می‌شود که خون شخصی را به شخص دیگری تزریق می‌کنند خون شخص دهنده در بدن فرد گیرنده لخته می‌کند و رسوب می‌دهد. چگونگی این عمل با انعقاد خون متفاوت است و به وجود گروه‌های خونی مختلف مربوط می‌شود. در سطح خارجی گلبول‌های قرمز افراد دو نوع آنتی ژن از جنس پروتئین وجود دارد که به نامهای A و B معروف هستند. برخی افراد آنتی ژن نوع A و برخی نوع B ، برخی هر دو آنتی ژن A و B را دارا هستند و برخی هیچ یک از آنتی ژنها را ندارند این افراد را به ترتیب در گروه های خونی AB ، B ، A و O قرار می‌دهند.

بیان آنتی ژنهای گروههای خونی تحت کنترل ژنهای خاصی است و توارث آنها از قوانین ساده مندل تبعیت می‌کند. برای هر سیستم گروه خونی ، تعداد متغیری از آللهای مختلف وجود دارد. آللها به نوبه خود تعداد متغیری از آنتی ژنهای غشایی گلبول قرمز را کنترل می‌نمایند. حیوانات سالم علاوه بر داشتن آنتی ژنهای گروههای خونی بر سطح خود ممکن است واجد آنتی بادیهای سرمی بر علیه آنتی ژنهای گروه خونی که خود فاقد آنها نیز هستند، ‌باشند. مثلا افرادی که گروه خونی آنها فاقد آنتی ژن A است، در سرم خود آنتی بادی بر ضد آنتی ژن A دارند. تصور می‌شود این آنتی بادیهای طبیعی حاصل برخورد با گلبولهای قرمز گروه A نبوده بلکه متعاقب تماس با آنتی ژنهای مشابهی هستند که در طبیعت به وفور یافت می‌شوند.

انتقال خون
گلبولهای قرمز را می‌توان به سهولت از حیوانی به حیوان دیگر انتقال داد. اگر گلبولهای قرمز فرد دهنده ، آنتی ژنهای مشابه با گلبولهای قرمز گیرنده داشته باشند، پاسخ ایمنی در حیوان گیرنده گلبول ایجاد نمی‌شود. اما اگر گیرنده آنتی بادیهایی بر علیه آنتی ژنهای گلبول قرمز دهنده داشته باشد، در آن صورت گلبولهای دهنده در معرض خطر تهاجم سریع قرار خواهند گرفت. زمانی که این آنتی بادیها به آنتی ژنهای موجود در سطح گلبولهای قرمز بیگانه متصل گردند، ممکن است سبب همولیز و فاگوسیتوز این سلولها شوند. در صورت فقدان آنتی بادیهای طبیعی ، گلبولهای قرمز تزریق شده موجب برانگیخته شدن پاسخ ایمنی در فرد دریافت کننده خون می‌شوند. سپس گلبولهای تزریق‌شده مدتی در خون گردش می‌کنند.

دومین انتقال خون با این گلبولها یا گلبولهای شبیه به گلبولهای قبلی باعث تخریب سریع این گلبولها می‌گردد که منجر به بروز واکنشهای پاتولوژیک شدید می‌گردد. علایم این روند تخریبی ناشی از همولیز گسترده داخل عروقی است. این علایم عبارتند از : لرزش بدن ، فلج و تشنج و انعقاد داخل عروقی ، تب و پیدایش هموگلوبین در ادرار. درمان واکنشهای انتقال ناشی از چنین انتقال خونی شامل متوقف کردن انتقال خون و زیاد کردن حجم ادرار بوسیله یک دیورتیک می‌باشد، چرا که تجمع هموگلوبین در کلیه ممکن است موجب تخریب توبولهای کلیه شود. بهبود وضعیت فرد به دنبال حذف همه گلبولهای قرمز بیگانه حاصل می‌گردد.

انواع گروههای خونی (سیستم ABO)
در سال 1901 میلادی کارل لاند اشتاینر ، ایمونولوژیست آلمانی برای نخستین بار ، وجود آنتی ژنهای گروه خونی بر روی گلبولهای قرمز و نیز آنتی بادیهایی بر علیه همان آنتی ژنها را در سرم انسان ثابت نمود. لاند شتاینر ، ابتدا گلبولهای قرمز را از سرم جدا کرد و سپس به مطالعه نتایج حاصل از مخلوط کردن سرم و گلبولهای قرمز افراد مختلف پرداخت. وی دریافت که سرم بعضی از افراد قادر به آگلوتینه کردن گلبولهای قرمز برخی دیگر از افراد می‌باشد، اما بر روی گلبولهای قرمز همه افراد موثر نیست. در تجزیه و تحلیل نتایج ، او فهمید که می‌توان افراد را از نظر گروههای خونی به گروههایی تقسیم نمود:

گروه خونی A : آنتی ژن نوع A را سطح گلبول قرمز خود دارند و در پلاسمای خونشان نیز آنتی کور B (ضد آنتی ژن B) را دارا هستند.

گروه خونی B : آنتی ژن نوع B را در سطح گلبو لهای قرمز خود را دارند و در پلاسمای خونشان نیز آنتی کور A (ضد آنتی ژن A) را دارند.

گروه خونی AB : آنتی ژن نوع A و B را در سطح گلبولهای قرمز خود را دارند و در پلاسمای خونشان نیز هیچ یک از آنتی کورها را ندارند.

گروه خونی O : هیچ یک از آنتی ژنها را در سطح گلبولهای قرمز خود ندارند ولی هر دو آنتی کور را دارا هستند.

نحوه تعیین گروه خونی
برای پی بردن به گروه خونی هر کس ، مقداری از خون را با آنتی کورهای معین شده A یا B مخلوط می‌کنیم. از تولید یا عدم تولید رسوب که در اثر به هم چسبیدن گلبولهای قرمز ایجاد می‌شود می‌توان گروه خونی شخصی را معین کرد. اگر بخواهیم به فردی از گروه خونی B خون تزریق کنیم، چون پلاسمای خون او آنتی کور A را دارد نمی‌توان خونی را که دارای آنتی ژن A باشد به او داد. این آنتی ژن در گروه های A و AB یافت می‌شود پس او نمی‌تواند از این گروهها ، خون دریافت کند.

رسوب خونی

گروه خونی A : با آنتی کور B رسوب نمی‌دهد ولی با آنتی کور A رسوب می‌دهد.
گروه خونی B : با آنتی کور B رسوب می‌دهد ولی با آنتی کور A رسوب نمی‌دهد.
گروه خونی AB : با هر دو آنتی A و B رسوب می‌دهد.
گروه خونی O : با هیچ یک از آنتی کورهای A و B رسوب نمی‌دهد.

درصد گروههای خونی در مردم
در میان جمعیت مردم در حدود 42 درصد گروه خونی A حدود 9 درصد گروه خونی AB و 42 درصد گروه خونی O را دارا هستند. با این وجود لازم به ذکر است که یک آنتی ژن گروه خونی هیچگاه نمی‌تواند به همراه آنتی بادی ضد خود در بدن یک فرد وجود داشته باشد. زیرا در آن صورت وقوع همولیز ، گردش خون را مختل نموده و گلبولهای فرد تخریب می‌شود. گروههای خونی O ، AB ، B ، A نمایانگر فتوتیپ گلبولهای قرمز یک فرد است که مطابق با یک سیستم ساده که متشکل از سه ژن آللی A ، B ، O می‌باشد، به ارث می‌رسند.

افرادSecretor , Nonsecretor
تقریبا 75% از انسانها مواد آنتی‌ژن A و B را نه تنها در سطح غشای سلولی بلکه به صورت آزاد در ترشحات مختلف نظیر سرم ، ادرار ، بزاق دارا می‌باشند. مواد آنتی ژن گروه خونی در سطح غشای سلولی به مولکولهایی از جنس گلیکوپروتئین متصلند. این صفت بوسیله یک ژن به نام Se= Secretor کنترل می‌گردد. عمل ژن se در صورتی که وجود داشته باشد کنترل اتصال ساده آنتی ژنی به مولکولهای گلیکو‌پروتئینی است. در افراد هموزیگوت مغلوب اتصال مواد آنتی ژنی به مولکولهای گلیکو‌پروتئین تحت کنترل نبوده ، در نتیجه آنتی ژنهای A و B اجازه حضور در مایعات بدن را نمی‌یابند.

سیستم RH
در سال 1940 ، لاندشتاینر و وینر نشان دادند آنتی بادیهایی که بر علیه گلبولهای قرمز میمون رزوس (Rhesus) تولید می‌گردد، قادرند گلبولهای قرمز 85% از جمعیت انسانی را نیز آلگوتینه نمایند. این آنتی بادیها بر علیه مولکولی که (RH) نامیده شده ، بوجود می‌آمدند و افرادی را که واجد این مولکول بودند Rh مثبت نام گرفتند و به 15 درصد بقیه که فاقد این مولکول بودند، افراد Rh منفی اطلاق گردید. آنتی‌بادیهای طبیعی بر علیه آنتی ژنهای Rh در بدن تولید نمی‌شوند.

بیماری همولیتیک نوزادان
بیماری همولیتیک نوزادان معمولا زمانی بوجود می‌آید که یک مادر Rh منفی حامل جنین Rh مثبت باشد. بطور طبیعی گلبولهای خون جنین به واسطه لایه‌هایی از سلولهای ترفوبلاست از گردش خون مادر جدا شده است. اما در اواخر حاملگی و بخصوص در حین تولد نوزاد ، گلبولهای قرمز جنین ممکن است وارد گردش خون مادر شوند. همین که این گلبولها به جریان خون مادر برسند به عنوان یک عنصر خارجی تلقی شده و پاسخ ایمنی مادر را جهت تولید آنتی بادی برمی‌انگیزند.

معمولا آنتی بادی بر علیه گلبولهای قرمز جنین قبل از تولد اولین بچه ساخته نمی‌شود. اما حاملگیهای مکرر نهایتا منجر به افزایش سطح آنتی بادی در خون مادر می‌شود. این آنتی بادیها پس از گذشتن از سلولهای ترفوبلاست مادر به گردش خون جنین می‌رسند و در آنجا با گبولهای قرمز جنین وارد واکنش شده و موجب تخریب آنها می‌شوند. ممکن است روند تخریب گلبولهای قرمز جنین به قدری شدید باشد که موجب مرگ جنین شود. از طرف دیگر جنین ممکن است زنده بماند و در یک وضعیت آنمیک شدید و همراه با یرقان متولد شود.

بدن جنین ممکن است در راه تلاش جهت جبران گلبولهای از دست رفته گلبولهای قرمز نابالغ را از مغز استخوان به داخل خون آزاد نماید. تخریب گسترده گلبولهای قرمز جنین می‌تواند منجر به آزاد شدن مقادیر سمی بیلی ‌روبین به داخل جریان خون شود. از آنجایی که کبد جنین هنوز نابالغ است، این بیلی روبین ممکن است در سلولهای مغز رسوب نموده و موجب آسیب شدید مغز گردد.

درد قلبی چیست علل و درمان درد قلبی

درد قلبی چیست علل و درمان درد قلبی –

هر عضوی از بدن درد خاص خود را دارد و در جای خاصی احساس می‌شود. با این حال پزشکان چندان موافق نیستند دردهایی را که در قسمت قلب و قفسه سینه احساس می‌شود درد قلبی بنامیم. آنها بیشتر از اصطلاح درد قفسه سینه یا آنژین صدری استفاده می‌کنند و تمام دردهای ناحیه سینه را مهم تلقی کرده (هر چند درست روی قلب نباشد) و علت آن را کاملاً بررسی می‌کنند. علت این است که برخی از دردهای قفسه سینه اصلاً منشا قلبی ندارند و در اثر آسیبهای سایر اندامها ایجاد می‌گردند.

درد قلبی چیست علل و درمان درد قلبی

کیفیت درد قلبی

معمولا درد قلبی در افراد به صورت درد مبهم یا احساس فشار ، سنگینی ، سفتی ، فشردگی یا خفگی بیان می‌شود تا درد واضح و اغلب بصورت احساس ناراحتی است تا درد. و در صورت شدید بودن بیمار درد را بصورت خرد کننده ، فشارنده و له کننده توصیف می‌کند که نفس فرد را تنگ کرده و او را از ادامه فعالیت باز می‌دارد.

کیفیت این درد بیشتر فشارنده است تا سوزشی یا تیز. بنابراین در کسانی که دچار دردهای سوزشی قلب می‌شوند (بویژه وقتی اندازه محل درد از حد یک سکه تجاوز نمی‌کند)، باید به فکر علل دیگری برای درد بود. البته اینگونه دردها نیز ممکن است منشا قلبی داشته باشند ولی نشانه ایسکمی (کاهش خونرسانی بافت قلب) نمی‌باشند. معمولا دردهای قلبی با فعالیت بدنی و یا تغییر حالات روحی و روانی (از جمله استرسهای ناگهانی) ، سرما ، غذا یا ترکیبی از این عوامل تسریع و تشدید می‌شود و با استراحت تسکین می‌یابد. البته بسیاری از حملات با این الگوها هماهنگی ندارد. مدت این دردها نیز از 5 دقیقه تا 30 دقیقه متغیر است. در صورتیکه درد قلبی از نیم ساعت بیشتر به طول بینجامد احتمال سکته قلبی در فرد مبتلا به شدت افزایش می‌یابد.

محل درد قلبی

معمولاً این درد در ناحیه جناغ سینه (قسمت پایینی آن) یا سمت چپ قفسه سینه احساس می‌شود اما درد سایر قسمتهای سینه نیز ممکن است مربوط به قلب باشد. ولی ممکن است به سایر قسمتها نیز انتشار داشته باشد. گاه این درد به بالای‌ شکم‌ راه می‌یابد و فرد تصور می‌کند دچار سوءهاضمه شده است و گاه به‌ آرواره‌ یا زیر چانه ، گردن ‌، پشت و بین‌ دو کتف‌ یا بازوها (بویژه دست چپ) نیز تیر می‌کشد. مورد اخیر (انتشار به دست چپ) حالتی نسبتاً اختصاصی بوده و باید فرد را نسبت به قلبی بودن منشا درد آگاه سازد.

علایم‌ شایع همراه درد قلبی‌
معمولا حمله قلبی با علائمی مانند احساس‌ نزدیکی‌ مرگ‌ ، تعریق‌ سرد ، تهوع‌ و استفراغ ، احساس‌ خفگی ، تنگی‌ نفس ، ضعف‌ و منگی همراه است.‌ ‌

علل درد قلبی

علت درد قلبی در درجه اول کاهش خونرسانی به بافت عضلانی قلب می‌باشد. به طوری که عروق قلب نتوانند جوابگوی نیاز قلب به اکسیژن و مواد غذایی باشند. این امر در چند حالت ایجاد می‌شود اما شاید دو سه مورد آن از بقیه مهمتر باشند که بسته‌ شدن‌ نسبی‌ یا کامل‌ سرخرگ‌های‌ قلب‌ توسط‌ لخته‌ خون ‌، گرفتگی‌ یا انقباض‌ عروقی و اختلال‌ شدید در ضربان‌ قلب‌ از آن جمله‌اند.

گاهی عروق قلبی بتدریج دچار گرفتگی می‌شوند و حالتی ایجاد می‌شود که گویی رسوبات خاصی رگ را مسدود می‌سازند. اگر این انسداد تدریجی از مرز 70% بگذرد، رگهای در حالت فعالیت نمی‌توانند تکافوی نیاز قلب را بدهند و فرد دچار درد می‌شود. به این نوع درد قلبی آنژین پایدار یا دردی که ناشی از مقدار خاصی فعالیت است، می‌گویند.

این افراد دچار تنگی مشخصی از یک ، دو یا سه رگ قلبی هستند و وضعیتشان در طول ماهها و سالها تثبیت شده است.
رسوبات داخلی رگها که باعث تنگی آنها می‌شود (و به آنها پلاکهای آترواسکروتیک نیز می‌گویند) در برخی موارد موجب تشکیل لخته شده و انسداد ناگهانی و کامل سرخرگ قلبی اتفاق می‌افتد. حال بسته به اینکه این لخته به سرعت رفع شود یا پابرجا بماند فرد را دچار آنژین ناپایدار (که مردم به آن سکته ناقص می‌گویند) و یا سکته قلبی می‌کند. در این حالت فرد به طور ناگهان دچار درد قلبی می‌شود و این درد چندان با استفاده از قرصهای زیر زبانی بهبود نمی‌یابد. در حالت دیگر رگهای قلبی فرد دچار انقباض می‌شود و درد قلبی خاصی در حالت استراحت یا حتی در خواب برای فرد ایجاد می‌نماید.

عوامل خطرآفرین قلب

هر کسی ممکن است دچار درد قلبی بشود ولی دردی که توصیف آن بیان شد، بیشتر در کسانی که ریسک فاکتورها یا عوامل خطر ساز تنگی‌ها و انسداد عروق قلبی را داشته باشند بروز پیدا می‌کند.

این عوامل به طور خلاصه عبارتند از: جنس مذکر ، چاقی و وزن بالا ، فشار خون بالا ، چربی خون بالا (بالا بودن‌ سطح‌ کلسترول‌ بد خون‌، یا پایین‌ بودن‌ سطح‌ کلسترول‌ خوب‌ خون)‌ ، دیابت‌ ، استرس و فشارهای روحی و روانی ، داشتن سابقه خانوادگی بیماری‌ سرخرگ‌های‌ قلب و ‌سکته قلبی ، رژیم‌ غذایی‌ پر از چربی‌های‌ اشباع‌ شده‌ ، نداشتن‌ فعالیت بدنی‌ کافی (بی‌تحرکی آفت قلب است) و کشیدن سیگار. در گذشته‌ای نه چندان دور سکته قلبی و دردهای مربوط به قلب بیشتر در افراد مسن و نهایتاً میانسال بروز پیدا می‌کرد اما امروزه سن بروز چنین دردهایی بسیار پایین آمده و متاسفانه برخی افراد در سنین جوانی درد قلبی و گاه سکته قلبی را تجربه می‌کنند.

تشخیص

در اورژانس در وهله اول یک نوار قلب از بیمار گرفته می‌شود. اگر نوار قلب تغییراتی به نفع کاهش خونرسانی قلب داشت، معمولاً فرد در بخش‌ مراقبت‌های‌ ویژه‌ قلبی‌ (سی‌سی‌یو) بستری می‌شود. در غیر این صورت ، پزشک با توجه به معاینات و شرح حال بیمار تصمیم خواهد گرفت که فرد نیاز به بستری شدن دارد یا خیر.

به‌ هنگام‌ بستری‌ شدن‌ در بیمارستان ، بررسیهای‌ تشخیصی‌ ممکن‌ است‌ شامل‌ نوار قلب‌ ، ((اسکن پرفیوژرن میوکارد (اسکن قلب)|اسکن‌ رادیواکتیو با تکنسیم‌ 99)) ، آنژیوگرافی‌ (عکسبرداری‌ از رگ‌ها با اشعه‌ ایکس‌ به‌ کمک‌ تزریق‌ ماده‌ حاجب‌ درون‌ آنها) و اندازه‌گیری‌ آنزیم‌هایی‌ که‌ از عضله‌ قلب‌ آسیب‌ دیده‌ به‌ درون‌ خون‌ آزاد می‌شود، باشد.

اقدامات درمانی اولیه

اگر کسی به طور ناگهانی دچار درد قلبی بشود، در هر صورت بهتر است دراز بکشد و فعالیت خود را قطع کند و استراحت مطلق داشته باشد. اگر درد ادامه پیدا کند و منشا گوارشی یا تنفسی نتوان برای آن در نظر گرفت، بهتر است در صورت داشتن قرص زیر زبانی نیتروگلیسیرین یک یا چند عدد از آن تا زمان قطع درد استفاده شود و بیمار به سرعت به اورژانس قلب ارجاع داده شود. اگر هرگونه‌ علامتی‌ از حمله‌ قلبی‌ را دارید، فوراً کمک‌ پزشکی‌ بخواهید. توجه‌ داشته‌ باشید که‌ داروهای‌ حل‌کننده‌ لخته‌ تنها در ساعات‌ اولیه‌ حمله‌ مؤثر خواهند بود. اگر فردی‌ که‌ دچار حمله‌ قلبی‌ شده‌ است‌ بی‌هوش‌ است‌ یا دچار ایست قلبی شده و نفس‌ نمی‌کشد، فوراً تنفس‌ دهان‌ به‌ دهان‌ را شروع‌ کنید. اگر ضربان‌ قلب‌ وجود ندارد، ماساژ قلبی‌ بدهید. تا زمانی‌ که‌ کمک‌ نرسیده‌ باشد عملیات‌ احیا را ادامه‌ دهید.

در مواردی که دردهای قلبی به صورت مزمن در آمده باشد، بیمار با وضعیت خود آشنایی کافی دارد و داروهای لازم را برای کنترل چنین دردهایی در اختیار دارد. و معمولاً نیز چنین دردهایی آنقدر ادامه پیدا نمی‌کنند که فرد را از ادامه کار بازدارند. فقط لازم است فرد رعایت حال خود را بکند و در صورت بروز درد داروهای اورژانسی خود را استفاده نماید. البته باید به کیفیت یا کمیت درد خود توجه کند و شاید بهتر باشد که به پزشک مراجعه نماید.

اقدامات درمانی در بیمارستان

اکسیژن‌
داروهایی‌ که‌ به‌ سرعت‌ لخته‌های‌ خون‌ را حل‌ می‌کنند (باید در عرض‌ 3-1 ساعت‌ از زمان‌ بروز حمله‌ داده‌ شوند).

داروهای‌ ضد درد
داروهای‌ ضد بی‌نظمی‌ قلب‌ و داروهای‌ ضد آنژین‌ صدری‌ ، مثل‌ مسدودکننده‌های‌ بتا آدرنرژیک‌ یا مسدودکننده‌های‌ کانال‌ کلسیمی‌، برای‌ پایدار کردن‌ نامنظمی‌ ضربان‌ قلب‌
داروهای‌ ضد انعقاد برای‌ جلوگیری‌ از تشکیل‌ لخته‌ خون‌
نیتروگلیسیرین‌ برای‌ گشاد کردن‌ سرخرگ‌ها و افزایش‌ خونرسانی‌ قلب‌
داروی‌ دیژیتال‌ برای‌ تقویت‌ انقباضات‌ عضله‌ قلب‌ و پایدار کردن‌ ضربان‌ قلب‌
امکان‌ دارد برای‌ به‌ کار انداختن‌ قلب‌ نیاز به‌ تحریک‌ الکتریکی‌ وجود داشته‌ باشد.
شاید جراحی‌ (کار گذاشتن‌ دستگاه‌ ضربان‌ساز ، آنژیوپلاستی‌ با بادکنک‌ کوچک‌ ، یا جراحی‌ بای‌پاس‌ سرخرگ‌های‌ قلب‌)

پیشگیری‌

حتی‌المقدور اجتناب‌ یا کنترل‌ عوامل‌ خطر
رژیم‌ غذایی‌ کم‌چرب‌ (چربی‌ باید کمتر از 20% کل‌ کالری‌ دریافتی‌ را تأمین‌ کند) و پر فیبر
وزن‌ خود را در حد مطلوب‌ نگاه‌ دارید.

علل غیر قلبی درد سینه
دردهای دیگری که ممکن است با درد قلبی اشتباه شوند شامل دردهای ناشی از دستگاه تنفسی ، دستگاه گوارشی ، دستگاه عضلانی اسکلتی و حتی پوست هستند. دردهای ریوی با سرفه کردن و تنفس کردن تشدید پیدا می‌کنند و در صورت پرسش ، فرد سابقه‌ عفونت مجاری تنفسی و ترشح بیش از اندازه مجاری تنفسی را ذکر می‌کند. کسانی که دچار ترشح بیش از اندازه اسید معده هستند با مشکل خود آشنایی دارند و می‌دانند که درد آنها بیشتر بعد از مصرف غذاهای تحریک کننده یا نفاخ ایجاد می‌شود. از سوی دیگر مصرف آنتی اسید و سایر داروهای مشابه درد آنها را تخفیف می‌دهد. دردهای عضلانی اسکلتی نیز با آسیبهای این اندامها یا سرما خوردن عضلات بین دنده‌ای همراه است. زونا نیز از بیماریهای نسبتاً شایعی است که اگر بر اثر آن درد قفسه سینه بروز پیدا کند، ممکن است پزشک را به اشتباه به سوی درد‌های قلبی گمراه کند.

علل کم اهمیت درد سینه
در زنان جوان به ندرت دردهای قلبی منشا ایسکمیک (کاهش خونرسانی) دارند. در این موارد معمولا معاینه و نوار قلب چیز خاصی را نشان نمی‌دهد. این موارد بیشتر در اثر آشفتگیهای روانی و وجود بیماری خفیف دریچه‌ای به نام پرولاپس دریچه میترال ممکن است ایجاد شده باشد و تجویز آرامبخش یا داروی ایندرال بهترین کمک را به بیمار خواهد کرد. البته اطمینان دادن به بیمار و همراهان او نیز در تخفیف درد ایشان بسیار موثر خواهد بود.
علل اورژانسی درد سینه
حالتهای بسیار خطرناکی نیز گاه موجب درد قلبی می‌شوند که باید با دقت فراوان آنها را مد نظر داشت. یکی از این حالتها پاره شدن حاد آئورت است که درد سینه و تند شدن تعداد تنفس و نبض را موجب می‌شود و در صورتی که اقدام فوری به عمل نیاید، بیمار فوت خواهد شد. از علل جدی دیگر غیر از سکته قلبی ، پنوموتوراکس ، پریکاردیت حاد و … است.

تشریح آناتومی قلب

تشریح آناتومی قلب –
قلب یک تلمبه عضلانی است که در سینه قرار دارد و بطور مداوم در حال کار کردن و تلمبه زدن است. قلب بطور شبانه روزی خون را به سرتاسر بدن تلمبه می‌کند. در حدود 100000 بار در روز قلب ضربان می‌زند. برای اینکه قلب بتواند این کار سنگین را انجام دهد نیاز دارد که توسط شریانهای کرونری ، به عضله خودش هم خونرسانی مناسبی صورت پذیرد.

تشریح آناتومی قلب

آناتومی قلب

این عضو مخروطی شکل بصورت کیسه‌ای عضلانی تقریبا در وسط فضای قفسه سینه (کمی متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا یعنی ریه‌ها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود 6x9x12 سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود 300 و در خانمها حدود 250 گرم (یعنی حدود 0.4 درصد وزن کل بدن) می‌باشد.

قلب توسط یک دیواره عضلانی عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم می‌شود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی و نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجددا بوسیله یک تیغه عضلانی افقی نازکتر به دو حفره فرعی تقسیم می‌شوند. حفره های بالایی که کوچکتر و نازکتر هستند بنام دهلیز موسوم بوده و دریافت کننده خون می‌باشند. حفره‌های پایینی که بزرگتر و ضخیم‌ترند بطن های قلبی هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء بدن پمپ می‌کنند. پس قلب متشکل از چهار حفره است: دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای راست و چپ ) و دو حفره بزرگ در پایین (بطنهای راست و چپ).

شریانهای کرونری
شریانهای کرونری از آئورت بیرون می‌آیند. آئورت ، شریان یا سرخرگ اصلی بدن می‌باشد که از بطن چپ ، خون را خارج می‌سازند. شریانهای کرونری از ابتدای آئورت منشا گرفته و بنابراین اولین شریانهایی هستند که خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت می‌دارند. دو شریان کرونری (چپ وراست ) نسبتا کوچک بوده و هر کدام فقط 3 یا 4 میلیمتر قطر دارند.

این شریانهای کرونری از روی سطح قلب عبور کرده و در پشت قلب به یکدیگر متصل می‌شوند و تقریبا یک مسیر دایره‌ای را ایجاد می‌کنند. وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب توسط پزشکان قدیم دیده شد، آنها فکر کردند که این شبیه تاج می‌باشد به همین دلیل کلمه لاتین شریانهای کرونری (Coronary یعنی تاج) را به آنها دادند که امروزه نیز از این کلمه استفاده می‌شود. از آنجایی که شریانهای کرونری قلب از اهمیت زیادی برخوردار هستند، پزشکان تمام شاخه‌ها و تغییراتی که می‌تواند در افراد مختلف داشته باشد را شناسایی کرده‌اند. شریانهای کرونری چپ دارای دو شاخه اصلی می‌باشد که به آنها اصطلاحا نزولی قدامی و شریان سیرکومفلکس یا چرخشی می‌گویند و این شریانها نیز به نوبه خود به شاخه‌های دیگری تقسیم می‌شوند.

این شریانها ، باعث خونرسانی به قسمت بیشتر عضله بطن چپ می‌شوند. بطن چپ دارای عضلات بیشتری نسبت به بطن راست می‌باشد زیرا وظیفه آن ، تلمبه کردن خون به تمام قسمتهای بدن است. شریانهای کرونری راست ، معمولا کوچکتر بوده و قسمت زیرین قلب و بطن راست را خونرسانی می‌کند . وظیفه بطن راست تلمبه کردن خون به ریه‌ها می‌باشد. شریانهای کرونری دارای ساختمانی مشابه تمام شریانهای بدن هستند اما فقط در یک چیز با آنها تفاوت دارند که فقط در زمان بین ضربانهای قلب که قلب در حالت ریلکس و استراحت قرار دارد، خون دراین شریانها جریان می‌یابد.

وقتی عضله قلب منقبض می‌شود، فشار آن به قدری زیاد می‌شود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمی‌دهد، به همین دلیل قلب دارای شبکه موثری از رگهای باریک خونی است که تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی آن را به خوبی برآورده می‌کند. در بیماران کرونری قلب ، شریانهای کرونری تنگ و باریک می‌شوند و عضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی محروم می‌گردند. (مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل مختلفی تنگ شود و نتواند به خوبی آبرسانی کند).

در این صورت ، در حالت استراحت ممکن است اشکالی برای فرد ایجاد نشود ،, اما وقتی که قلب مجبور باشد کار بیشتری انجام دهد و مثلا شخص بخواهد چند پله را بالا برود، شریانهای کرونری نمی‌توانند بر اساس نیاز اکسیژن این عضلات ، به آنها خون و اکسیژن برسانند و در نتیجه شخص در هنگام بالا رفتن از پله‌ها دچار درد سینه و آنژین قلبی می‌گردد. در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند، درد معمولا از بین خواهد رفت. اگر یک شریان کرونری به علت مسدود شدن آن توسط یک لخته خون ، به طور کامل جلوی خونرسانی‌اش گرفته شود، قسمتی از عضله قلب که دیگر خون به آن نمی‌رسد، خواهد مرد و این یعنی سکته قلبی.

گلومرونفریت چیست

گلومرونفریت چیست -گلومرونفریت
گلومرولونفریت‌ عبارت‌ است‌ از التهاب‌ گلومرول‌ها (فیلترهای‌ کوچک‌ و گردی‌ که‌ در کلیه‌ها وجود دارند). آسیب‌ به‌ گلومرول‌ها باعث‌ می‌شود که‌ آنها نتوانند مواد زاید را به‌ خوبی‌ از خون‌ تصفیه‌ کنند. این‌ امر ممکن‌ است‌ پیامدهای‌ جدی‌ در بر داشته‌ باشد. گلومرولونفریت‌ می‌تواند در هر سنی‌ رخ‌ دهد، اما در کودکان‌ (1 تا 11 سال‌) شایع‌تر است‌. و به صورت حاد یا مزمن می‌باشد.

گلومرونفریت چیست

علل‌ گلومرولونفریت‌

گلومرولونفریت‌ حاد به‌ دنبال‌ یک‌ عفونت‌ استرپتوککی‌ رخ‌ می‌دهد. شایع‌ترین‌ مکان‌های‌ عفونت‌ عبارتند از گلو و پوست‌. علایم‌ کلیوی‌ معمولاً 3-2 هفته‌ بعد از عفونت‌ استرپتوککی‌ رخ‌ می‌دهند.

گلومرولونفریت‌ مزمن‌ نادر است‌ و امکان‌ دارد دلایلی‌ غیر از گلومرولونفریت‌ حاد داشته‌ باشد.

سایر علل‌ شناخته‌ شده‌ عبارتند از لوپوس‌، عفونت‌های‌ ویروسی‌، آندوکاردیت‌ باکتریایی‌. گاهی‌ علت‌ آن‌ ناشناخته‌ است‌.

مواجهه‌ با دیگران‌ در مکان‌های‌ عمومی‌ که‌ عفونت‌های‌ استرپتوککی‌ می‌توانند در آنجا سرایت‌ یابند، و عفونت‌ استرپتوککی‌ (مخملک‌ یا باد سرخ‌) از عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر هستند.

علائم شایع
گلومرلونفریت‌ خفیف‌ هیچ‌ علامتی‌ ایجاد نمی‌کند و تشخیص‌ آن‌ تنها با آزمایش‌ ادرار میسر می‌شود. گلومرولونفریت‌ شدید بطور کلی علایم‌ زیر را ایجاد می‌کند:
ادرار تیره‌ یا کمی‌ قرمز، احساس‌ کسالت‌، خواب‌آلودگی‌، تهوع‌ یا استفراغ‌، سردرد، گاهی‌ تب‌، بی‌اشتهایی‌، کاهش‌ ادرار، جمع‌شدن‌ مایع‌ در بدن‌، خصوصاً پف‌ کردن‌ چشم‌ها و ورم‌ مچ‌ پا، تنگی‌ نفس‌، بالارفتن‌ فشار خون‌، وجود پروتئین‌ در ادرار و اختلال‌ بینایی‌ (به‌ علت‌ بالا بودن‌ فشار خون‌)
گلومرونفریت حاد
اصطلاحی است که مجموعه‌ای از بیماریها را در بر می‌گیرد که اکثریت آنها ناشی از یک واکنش ایمونولوژیک می‌باشد که به نوبه خود موجب تغییرات تکثیر سلولی و التهابی در ساختمان گلومرول می‌شوند. گلومرونفریت حاد دو نوع است:

گلومرونفریت پس از عفونت: بطور کلاسیک یک عفونت استرپتوکوکی بتاهمولتیک (یک نوع باکتری) در جای دیگر از بدن وجود داشته است. بطور معمول 21 ساعت پس از عفونت تنفسی یا پوستی روی می‌دهد. عمدتا در بچه‌ها است (95 درصد)، در بزرگسالان 30 درصد موارد منجر به نارسایی مزمن کلیه می‌شود.

گلومرونفریت عفونی: در ارتباط با عفونتهای باکتریال، ویروسی یا انگلی در جای دیگری از بدن است که طی چند روز پس از فرآیند عفونی اولیه ایجاد می‌گردد.

علایم بالینی
هماچوری (وجود خون در ادرار) همراه با کست‌های گلبول قرمز و پروتئینوری، تب و لرز، ضعف، رنگ پریدگی، بی اشتهایی، تهوع، استفراغ، ادم عمومی بخصوص تورم صورت و دور حدقه چشمها معمول است. بیمار ممکن است دچار افوزیون پلور (پرده جنب) و نارسایی احتقایی قلب باشد. سردرد ، هیپوتانسیون (افت فشار خون) متوسط تا شدید ، کاهش قدرت بینایی ، ادم شبکیه ، درد شکم یا پهلو (احتمالا ناشی از ادم کلیه و اتساع کپسول کلیوی) ، اولیگوری (ادرار کم) و آنوری (نبود ادرار) ممکن است تا چندین روز وجود داشته باشد.
ارزیابی و تشخیص
اقدامات‌ تشخیصی‌ شامل‌ شمارش‌ سلول‌های‌ خون‌، آزمایش‌ ادرار به‌ دفعات‌ برای‌ تعیین‌ وجود پروتئین‌ یا سایر عناصر غیرطبیعی‌ در ادرار، جمع‌آوری ‌ادرار 24 ساعته‌ تا برای‌ آزمایش‌ فرستاده‌ شود، اندازه‌گیری‌ تیتر پادتن‌ ضداسترپتوکک‌، و آزمایشات‌ مربوط‌ به‌ کار کلیه می‌باشند.

علامت اولیه هماچوری میکروسکوپی و هماچوری (وجود خون در ادرار) واضح است.
پروتئینوری (وجود پروتئین در ادرار)
افزایش تیترآنتی استرپتولیزین O
افزایش کراتینین و اوره سرم
آنمی (کم خونی)

درمان گلومرونفریت
آنتی بیوتیک (پنی‌سیلین جهت استرپتوکوک) به منظور رفع عفونتهای زمینه‌ساز بکار می‌رود. اضافه مایعات و هیپرتانسیون (افزایش فشار خون شریانها) توسط داروهای مدر، داروهای ضد فشار خون و محدودیت آب و سدیم رژیم غذایی درمان می‌شود. در موارد شدید ممکن است از کورتیکوستروئیدها (کورتونها) و مواد مهار کننده ایمنی (داروهای سیتوتوکسیک مثل آزاتیوپرین و سیکلوفسفاید) استفاده شود.

گلومرونفریت مزمن
مجموعه متنوعی از بیماریها با علل گوناگون را در بر می‌گیرد. با نابود شدن گلومرولها و توبولها به واسطه فرآیندهای پاتولوژیک، کلیه‌ها کوچک می‌شوند و به شدت جمع می‌گردند. بافت فیبرواسکار جانشین بافت کلیوی می‌گردد. اسکلروز عروق خونی کلیوی نیز روی می‌دهد. به همین صورت باعث عفونت کلیه می‌شود.

علایم بالینی گلومرونفریت
احساس ناخوشی، کاهش وزن، ادم، تحریک پذیری، کدورت ذهنی فزاینده، احساس طعم فلزی در دهان، پلی اوری (پر ادراری)، سردرد، سرگیجه و اختلالات گوارشی و مشکلات تنفسی و نشانه عمده بیماری، هیپرتانسیون (بالارفتن‌ فشار خون‌) است.

ارزیابی و تشخیص گلومرونفریت
در تجزیه ادرار، ثابت بودن وزن مخصوص، مقادیر کم پروتئینوری، در حالات شدید گرفتن قالبهای ادرار گلبولهای سفید خون، سلولهای توبولهای کلیوی و هماچوری مداوم به چشم می‌خورد.

درمان گلومرونفریت

در صورت بالا بودن فشار خون، با محدودیت آب و سدیم، فشار خون پایین آورده می‌شود. داروهای‌ ضد فشار خون‌ در صورتی‌ که‌ فشار خون‌ بالا رفته‌ باشد، نیز استفاده می‌شود.

برای بهبود وضعیت تغذیه‌ای بیمار ، پروتئینهای دارای ارزش بیولوژیک بالا داده شود.
عفونت ادراری را سریعا درمان کنید.

به منظور کاهش بار مایعات از دیورتیکها (داروهای‌ ادرارآور) استفاده کنید.

در صورت پیدایش ادم شدید ، برای راحتی بیشتر و دفع ادرار بهتر ، سر تخت بیمار را بالا ببرید.
بیمار را روزانه توزین کنید.

بر اساس توانایی کلیه‌های بیمار در دفع آب و سدیم، میزان سدیم و آب دریافتی بیمار را تنظیم نمائید.

مکمل‌های‌ آهن‌ و ویتامین‌ در صورت‌ وجود کم‌خونی‌ داده می‌شود.

داروهای‌ کورتیزونی‌ یا سیتوتوکسیک‌ در صورتی‌ که‌ بیماری‌ شدید باشد.
در مراحل اولیه دوره بیماری، دیالیز به منظور شرایط مطلوب فیزیکی بیمار، جلوگیری از بهم خوردن تعادل آب و الکترولیت و تقلیل خطر پیدایش عوارض نارسایی کلیه صورت می‌گیرد.

پیشگیری‌ از گلومرونفریت
از تماس‌ با بیمارانی‌ که‌ عفونت‌ استرپتوککی‌ دارند، خودداری‌ کنید.
برای‌ درمان‌ آنتی‌بیوتیکی‌ هرگونه‌ عفونت‌ که‌ شاید استرپتوککی‌ باشد به‌ پزشک‌ مراجعه‌ کنید.
عواقب‌ مورد انتظار
علایم‌ در عرض‌ 2 هفته‌ تا چند ماه‌ رفع‌ می‌شوند. حدود 90% از کودکان‌ بدون‌ بروز هیچ‌گونه‌ عارضه‌ای‌ بهبود می‌یابند. بزرگسالان‌ نیز بهبود می‌یابند، اما سیر بهبودی‌ آنها آهسته‌تر است‌.

عوارض‌ احتمالی‌ گلومرونفریت
نارسایی‌ کلیه‌، که‌ ممکن‌ است‌ نیازمند دیالیز یا سایر درمانهای‌ اساسی‌ باشد.

نقش میوه ها در کاستن سنگ کلیه چیست

نقش میوه ها در کاستن سنگ کلیه چیست -اغلب سنگ‌های کلیه از ترکیب کلسیم با اگزالات تشکیل شده‌اند. همان طور که می‌دانیم منابع غذایی حاوی اگزالات مانند سبزیجات و میوه‌های خاص، دانه‌ها، مغزدانه‌ها و حبوبات هستند. بر همین اساس، در افراد با سابقه سنگ کلیه و سطح بالای اگزالات در ادرار، این احساس وجود دارد که از خوردن غذاهای حاوی سبزی و میوه‌جات بویژه مواد غذایی با اگزالات بالا مانند اسفناج یا بادام اجتناب کنند.

نقش میوه ها در کاستن سنگ کلیه چیست

اغلب سنگ‌های کلیه از ترکیب کلسیم با اگزالات تشکیل شده‌اند. همان طور که می‌دانیم منابع غذایی حاوی اگزالات مانند سبزیجات و میوه‌های خاص، دانه‌ها، مغزدانه‌ها و حبوبات هستند. بر همین اساس، در افراد با سابقه سنگ کلیه و سطح بالای اگزالات در ادرار، این احساس وجود دارد که از خوردن غذاهای حاوی سبزی و میوه‌جات بویژه مواد غذایی با اگزالات بالا مانند اسفناج یا بادام اجتناب کنند. از طرف دیگر رژیم غذایی سالم که توسط منابع علمی مختلف توصیه می‌گردد بر مصرف مناسب میوه و سبزیجات تاکید دارد. مطالعات اخیر نشان داده‌اند که رژیم غذایی حاوی میوه و سبزیجات، اگرچه دارای اگزالات بیشتری می‌باشند، خطر تشکیل سنگ کلیه را کاهش می‌دهند.

پژوهشی که اخیرا در مجله متخصصان کلیه آمریکا توسط پژوهشگران دانشگاه هاروارد چاپ شده، نشان داده است که رژیم غذایی توصیه شده برای کاهش فشار خون، خطر ایجاد سنگ کلیه در افراد را کاهش می‌دهد. این رژیم غذایی که راهکارهای غذایی برای توقف پرفشاری خون (DASH) نامیده می‌شود، تاکید بر مصرف فراوان میوه، سبزی و دانه‌های کامل، همچنین مقادیر متوسط از لبنیات کم چرب، گوشت‌های بدون چربی و ماهی دارد. طبق این مطالعه، بزرگسالانی که رژیم غذایی مشابه با رژیم DASH داشتند نسبت به کسانی که عادات غذایی‌شان کمترین تشابه را با رژیم DASH داشت، 40 تا 45 درصد کمتر احتمال ابتلا به بیماری سنگ کلیه را داشتند.

یافته‌های این مطالعه، بر اساس اطلاعات حاصل از سه مطالعه بزرگ در آمریکا می‌باشد که شامل 242هزار زن ومرد بود که بطور میانگین 14 تا 18 سال داشتند. در طول این مدت شرکت کنندگان به صورت دوره‌ای پرسشنامه‌های مربوط به رژیم غذایی و دیگر عادات شیوه زندگی را پر می‌کردند.

نتایج این مطالعه حاکی از آن است، افرادی که رژیمی مشابه با رژیم DASH داشتند، خطر تشکیل سنگ کلیه در طول مدت مطالعه در آنها کمتر بود. جالب آن که پس از در نظر گرفتن دیگر عوامل مربوط به تشکیل سنگ کلیه مانند وزن بدن، پرفشاری خون و دریافت مایعات، همچنان رابطه کاهش میزان خطر سنگ کلیه با مصرف رژیم‌های غذایی حاوی میوه و سبزیجات باقی می‌ماند. لذا از آنجا که میزان قابل توجهی از مبتلایان به سنگ کلیه از فشار خون بالا رنج می‌برند، زمانی که بیماران مبتلا به سنگ کلیه پرفشاری خون داشته باشند، رژیم DASH، رژیم باارزشی برای آنها خواهد بود.

نکته عملی: مصرف میوه و سبزیجات در افراد سالم بدون سابقه سنگ کلیه، علاوه بر اثرات مفید دیگر باعث ایجاد سنگ کلیه نخواهد بود. جالب‌تر آن که داشتن رژیم غذایی توصیه شده برای کنترل فشار خون که حاوی سبزی و میوه‌جات فراوان است، خطر تشکیل سنگ کلیه را در افراد با سابقه سنگ کلیه کاهش می‌دهد. بر همین اساس توصیه عمومی آن است که بیماران مبتلا به سنگ کلیه در دریافت رژیم غذایی مناسب باید با متخصصان تغذیه همکاری داشته باشند، تا براساس نوع سنگ کلیه رژیم‌شان تنظیم گردد.

وجود خون در ادرار

وجود خون در ادرار -دیدن خون در بیشتر موارد باعث ترس می‌شود. حالا تصور کنید فردی که خودش از خون می‌ترسد متوجه وجود خون در ادرارش شود! قطعا نگران خواهد شد ولی پزشکان می‌گویند وجود خون در ادرار گاهی دلایل بسیار ساده‌ای دارد؛ از ورزش شدید گرفته تا عادت ماهیانه… اما آن سوی قضیه را هم باید در نظر گرفت. برخی عفونت‌ها و سرطان‌ها نیز ممکن است با علامتی مانند ادرار خونی، خود را نشان بدهند.

وجود خون در ادرار

در این زمینه با دکتر محمدرضا صفری‌نژاد، متخصص اورولوژی و استاد دانشگاه، درباره دلایل و درمان‌های بروز و ظهور خون در ادرار گفت‌و‌گو کرده‌ایم.

علت وجود خون در ادرار چیست؟

+ عوامل متعددی در بروز این مشکل نقش دارند. عادت ماهیانه، ورزش بیش از حد، فعالیت جنسی، ابتلا به بیماری‌های ویروسی، ضربه و عفونت و… می‌توانند باعث ظاهرشدن خون در ادرار شوند. البته عوامل خطرناک دیگری نیز در ایجاد این مشکل نقش دارند؛ از سرطان کلیه و مثانه گرفته تا وجود التهاب در کلیه، مثانه، مجرا و پروستات و ابتلا به بیماری پلی کیستیک کلیه. البته بیماری پلی کیستیک کلیه را نباید با کیست ساده کلیه اشتباه گرفت چون در این بیماری هر دو کلیه پر از کیست‌های متعدد است. این بیماری ارثی باعث می‌شود در هر دو کلیه، کیست‌های پر از مایع به شکل خوشه انگور ایجاد شود و معمولا در دهه پنجم زندگی به نارسایی کلیه می‌انجامد. گاهی هم علت مشخص نمی‌شود که معمولا این موارد خطرناک نیستند.

* مصرف دارو‌ها هم می‌تواند باعث بروز این مشکل شود؟

+ بله، از دیگر علل نسبتا شایع وجود خون در ادرار مصرف داروهای ضدانعقادی مثل وارفارین، هپارین و آسپیرین است. البته بروز لخته‌های خون و ابتلا به بیماری‌هایی هم که باعث اختلال انعقادی می‌شوند مثل هموفیلی و کم خونی داسی شکل که در آن گلبول‌های قرمز به شکل داس درمی آیند، در بروز این عارضه نقش دارد.

* آیا در سنین مختلف، علت وجود خون در ادرار متفاوت است؟

+ بله، در دوران خردسالی، بیشتر به علت وجود کلسیم در ادرار، بروز عفونت‌های ادراری و بیماری‌های مادرزادی کلیه و در سنین نوجوانی و جوانی و بزرگسالان به علت ابتلا به سنگ کلیه، عفونت‌های کلیه و بیماری‌های التهابی کلیه، خون در ادرار دیده می‌شود. در سنین سالخوردگی نیز علت این مشکل بیشتر ابتلا به سرطان‌های سیستم ادراری یا بیماری‌های پروستات است.

* آقای دکتر! آیا در همه موارد فرد خون را در ادرار مشاهده می‌کند یا اینکه این مشکل به راحتی قابل تشخیص نیست؟

+ در مواردی خود بیمار می‌تواند خون را در ادرار مشاهده کند که به آن «خون آشکار» می‌گویند اما در حالت دیگر که بسیار هم شایع است، بیمار در ادرار، خونی مشاهده نمی‌کند و فقط با انجام آزمایش می‌توان به آن پی برد که به آن «خون مخفی» می‌گویند. در بسیاری از موارد، خونی که در ادرار دفع می‌شود قابل مشاهده نیست و ادرار تغییررنگ ندارد، بنابراین افراد از این موضوع مطلع نیستند. اگر خون آشکار مشاهده شود، رنگ ادرار به قرمز، صورتی یا به رنگ نوشابه سیاه (قهوه‌ای یا شبیه چای) تغییر می‌کند. علت این تغییررنگ وجود گلبول قرمز در ادرار است. حتی وجود مقدار اندک خون باعث تغییر رنگ ادرار می‌شود. ممکن است فرد دچار علایم دیگری مانند درد شکم، کاهش شدت ادرار، تب، ادرار مکرر، درد حین ادرار و تمایل شدید به ادرار کردن نیز شود. با توجه به اینکه وجود این مشکل می‌تواند نشان دهنده بیماری‌های مهم سیستم ادراری باشد، لازم است حتما با انجام بررسی‌های لازم علت این مشکل تشخیص داده شود.

* چه کسانی بیشتر در معرض خطر ابتلا به خون در ادرار هستند؟

+ بیمارانی که سابقه ابتلا به بیماری کلیوی، سنگ کلیه یا بزرگ شدن پروستات (که بیشتر در مردان بالای ۵۰ سال دیده می‌شود) در آن‌ها وجود داشته باشد و افرادی که سیگار می‌کشند بیشتر در معرض هماچوری (خون در ادرار) هستند به طوری که آن‌ها باید به شکل دوره‌ای آزمایش ادرار انجام دهند. هرچند این کار برای عموم مردم نیز توصیه می‌شود.

* راه‌های تشخیص این عارضه چیست؟

+ وجود خون در ادرار را می‌توان با آزمایش ادرار تشخیص داد. در آزمایشگاه ظرف مخصوصی به فرد داده می‌شود تا نمونه ادرار را در آن جمع آوری کند. روش دیگر، استفاده از نوارهای مخصوص است. این نوارهای باریک قسمت‌های مختلف رنگی دارند که هر قسمت مخصوص تشخیص یک مورد خاص در ادرار، مثل میزان قند و تعداد گلبول‌های قرمز است. اگر ادرار حاوی گلبول قرمز (خون) باشد، قسمت مربوط تغییر رنگ می‌دهد. اگر خون واضح در ادرار دیده شود یا تست نواری از نظر وجود خون مثبت باشد، آزمایشگاه بررسی میکروسکوپی انجام می‌دهد تا تشخیص تایید شود. وجود خون در ادرار باید ۴۸ ساعت بعد با آزمایش دوم تایید شود.

برای تشخیص علت، معمولا به اقدام‌های اضافی مثل روش‌های تصویربرداری، سیستوسکوپی (که در آن با آندوسکوپ مجرای ادرار، پروستات و مثانه بررسی می‌شوند) و گاهی نمونه برداری از کلیه نیاز است. مردان بالای ۵۰ سال که علت خاصی برای یافتن خون در ادرارشان پیدا نشده، باید از نظر سرطان پروستات، آزمایش آنتی ژن اختصاصی پروستات (PSA) بررسی شوند. البته تمام این اقدام‌ها لازم نیست برای یک فرد انجام شود و در هر مرحله که پزشک به تشخیص برسد، اقدام‌های بیشتر ضرورتی ندارد.

* کمی هم در مورد روش‌های درمانی این مشکل توضیح می‌دهید؟

+ درمان خون در ادرار به علت آن بستگی دارد. اگر مشکل سنگ یا عفونت باشد، درمان اختصاصی انجام می‌شود. اگر هم علت بروز آن، مصرف داروهای ضدانعقادی باشد، میزان دارو اصلاح خواهد شد. در مواردی هم که علت واقعی در بررسی‌های پزشکی یافت نمی‌شود، توصیه می‌شود سالانه با انجام آزمایش، ادرار کنترل شود تا پزشک مطمئن شود که هیچ تغییری رخ نداده است.

* حرف آخر؟

+ به رنگ ادرار خود توجه کنید و هرگونه تغییر رنگ را جدی بگیرید و برای بررسی وجود تومور یا سنگ به پزشک مراجعه کنید. وجود خون در ادرار، درد حین ادرار، تکرر ادرار یا احساس نیاز بی‌مورد به ادرار از نشانه‌های رایج سرطان مثانه هستند که باید به آن‌ها توجه کرد. هرچند وجود این نشانه‌ها، صددرصد به معنای وجود سرطان مثانه نیست و عفونت‌ها، سنگ‌های مثانه و تومورهای خوش خیم نیز می‌توانند باعث بروز این علایم شوند. پزشکان باید توجه کنند گاهی مصرف برخی مواد و آلوده شدن نمونه ادرار با ترشحات واژن یا بتادین و بروز کم آبی شدید در بدن یا حتی انجام فعالیت‌های ورزشی سنگین و… باعث می‌شود نتیجه آزمایش به صورت کاذب مثبت نشان داده شود یعنی با آنکه نتیجه آزمایش وجود خون در ادرار را تایید می‌کند، در حقیقت خونی در ادرار وجود ندارد.

از سوی دیگر، مصرف موادغذایی حاوی ویتامین C، مصرف دارویی مانند کاپتوپریل یا وجود پروتئین در ادرار و کاهش pH ادرار به کمتر از ۵ (خوردن مواداسیدی) نیز باعث می‌شود نتیجه آزمایش از نظر وجود خون در ادرار به صورت کاذب منفی نشان داده شود، درحالی که در حقیقت خون در ادرار وجود دارد.

>> راضیه پاشایی/ سلامت

گال چیست درمان گال چگونه است

گال چیست درمان گال چگونه است -گال
دكتر منصور نصيري كاشاني -دكتر سوزان كاووسي – دكتر كيارش كياني فر – دكتر رضا محمودرباطي

علت وعلائم گال چیست
عامل گال يك موجود ميكروسكوپي بسيار كوچك است كه به زحمت با چشم ديده ميشود. اين موجود بسيار كوچك با نقب زدن در پوست انسان ، باعث ايجاد واكنش حساسيتي مي شود . خارش شديدي كه در پي ابتلا ايجاد مي شود اغلب به قدري ناراحت كننده است كه مانع خوابيدن فرد در طول شب مي شود .

ضايعات معمولا“ در چين هاي بدن ايجاد ميشود. مناطق شايع درگير : شيار بين انگشتان دست ، مچ دست ، نشيمنگاه ، ناحيه كمر و اطراف ناف ، اطراف نوك پستان در خانمها و روي آلت تناسلي در آقايان است . دركودكان معمولا“ درگيري گسترده تر است و سراسر بدن حتي كف دست و پا و سر نيز ممكن است مبتلا شود . خاراندن ضايعات گاهي باعث سوار شدن عفونتهاي چركي روي ضايعات گال ميشود .

گال چیست

چه افرادي بيشتر در معرض ابتلا به گال ميباشند ؟
عامل گال ميتواند تمام افراد يك خانواده را در هرسني كه باشند مبتلا كند . بيماري بيشتر از افرادي شروع ميشود كه تماس نزديك بدني با ديگران دارند مانند :
– بچه ها ، مادراني كه كودك شيرخوار دارند ، سالمنداني كه در سراي سالمندان زندگي ميكنند، سربازان ، زندانيان بدانيد ابتلاي به گال نشانه اي از عدم رعايت بهداشت نيست .

براي درمان گال چه بايد بكنيد ؟
درمان گال ساده و سريع است و با رعايت اصول زير بيماري به راحتي درمان ميشود . كرم ها و محلولهايي كه به اين منظور تجويز ميگردد صرفا“ بايد طبق دستور پزشك مصرف گردد .
1- در اولين فرصت به متخصص پوست مراجعه كنيد.
2-ازخود درماني پرهيز كنيد . شستشوي پوست با پودر لباسشوئي يا صابون محرك و استعمال خودسرانه پمادهاي كورتون ( مثل بتامتازون ، كلوبتازول و ….. ) باعث بدتر شدن بيماري شما مي شود .
3-لباسها ، ملحفه و حوله هايي را كه در 48 ساعت گذشته استفاده نموده ايد ، با آب جوش شسته و در آفتاب خشك كنيد .
لوازم شخصي كه قابل شستشو نمي باشد را بمدت 10 روز در يك نايلون پلاستيكي در بسته قرار دهيد و سپس استفاده نمائيد .
4-تمامي افراد در تماس با فرد مبتلا ( معمولا“ كليه افراد يك خانواده ) چه دچار خارش باشند و چه نباشند بايد تحت درمان قرار گيرند .افرادي كه با افراد آلوده در تماس نزديك بوده اند مانند دوستان نزديك يا همكلاسيها نيز بايد درمان شوند.
تمامي افراد خانواده بايد همزمان درمان شوند .
5-24 ساعت پس از شروع درمان خطر سرايت بيماري به شدت كاهش مي يابد
6-عموما“ يكي از داروهاي زير براي بيمار مبتلا به گال تجويز ميشود :
الف- محلول GBH ( ليندان 1% ) كه شب برروي پوست خشك سرتاسر بدن از گردن به پائين ماليده ميشود و8 تا 12 ساعت بعد آنرا مي شويند . اين دوره درماني را به توصيه پزشك ميتوان يك هفته بعد تكرار كرد.
-از تكرار درمان قبل از يك هفته خودداري كنيد .
– مصرف ليندان در كودكان زير 5 سال ، زنان شيرده و باردار و افراد مبتلا به صرع ممنوع است .
ب- مصرف كرم Permethrin %5 مشابه محلول ليندان است ( اين دارو درحال حاضر در ايران در دسترس نيست)
ج-پمادهاي دست ساز حاوي گوگرد كه زرد رنگ هستند براي بچه ها و زنان باردار و شيرده قابل مصرف است .اگر اين دارو براي شما ويا كودك شما تجويز شده بايد سه شب متوالي به سرتاسر پوست بدن ازگردن به پائين بماليد و سپس روز چهارم آنرا بشوئيد . درصورت توصيه پزشك ميتوان درمان را يك هفته بعد تكرار كرد .
7- براي كنترل خارش كه ممكن است تا 2 هفته پس از درمان نيز ادامه يابد ميتوان از آنتي هيستامين ها استفاده كرد.
8-يك تا دو روز پس از آغاز درمان ممكن است خارش كمي تشديد يابد كه از اثرات درمان است ، در صورت بروز اين عارضه يا ادامه خارش دوهفته پس از درمان حتما“ با پزشك خود مشورت كنيد.

تغییرات پوست در دوران بارداری

تغییرات پوست در دوران بارداری –

بارداري دوره اي از تغييرات هورموني و متابوليك عميق است كه بدن آنرا براي مدت نسبتاً كوتاهي تحمل مي كند و در طي آن تغييرات متعددي در پوست، ناخن و موها بروز مي كند، بثورات و تغييرات پوستي در طول بارداري فوق العاده شايع هستند، به علت شرايط خاص روحي و رواني زنان باردار، اين تغييرات مي توانند سبب بروز نگراني هايي شوند كه ممكن است مربوط به زيبايي ظاهري، امكان عود در بارداري هاي بعدي، اثرات بالقوه بر روي جنين و يا مجموعه اي از آنها باشد. بثوراتي كه در دوران بارداري مشاهده مي شوند همگي از اهميت يكساني برخوردار نيست.

برخي از آنها تغييرات پوستي شايعي هستند كه تقريباً در تمام زنان باردار ديده مي شوند. البته تعدادي از بيماري هاي پوستي نيز وجود دارند كه اختصاصاً با حاملگي همراه هستند. همچنين حاملگي مي تواند سبب تشديد يا تخفيف بسياري از بيماري هاي پوستي شود كه اختصاص به اين دوران ندارد.

ریزش مو در بارداری

تغييرات شايع در پوست و ضمايم
تيره شدن پوست (هيپرپيگمانتاسيون): درجات مختلفي از افزايش رنگدانه در پوست كه منجر به تيره شدن منتشر آن مي شود در 90 درصد زنان بارداري اتفاق مي افتد. اين تغيير در خانم هايي كه موي تيره و پوست سفيد دارند، ديده مي شود. قسمت هايي از بدن كه به طور طبيعي تيره تر هستند تيرگي بيشتري پيدا مي كنند مخصوصاً نوك سينه ها و هاله اطراف آنها، نواحي تناسلي و خط مياني ديواره شكم كه در اين زمان اصطلاحاً به آن خط سياه گفته مي شود.

همچنين گاهي تغيير مشابه در زير بغل و كشاله ران ها نيز مشهود است. اين تغيير رنگ معمولاً بعد از حاملگي از بين مي رود، ولي ممكن است درجاتي از آن باقي بماند.

همچنين در طول بارداري خال هاي تيره ممكن است بزرگتر و يا تيره تر شده و خال هايي كه قبلاً مورد توجه قرار نگرفته اند، مشخص گردند. بايد توجه داشت كه تغييرات ذكر شده در خال ها، به طور كم و بيش يكسان و متناسب در تمام خال ها تغييرات واضح در اندازه و يا رنگ پيدا كند و يا دچار علايمي نظير خارش، سوزش و يا احياناً خونريزي گردد، حتماً بايد توسط متخصص پوست بررسي گردد.

يك طرح مشخص از تيره شدن پوست كه در حدود 70 درصد از زنان باردار مخصوصاً سبزه ها در نيمه دوم حاملگي ديده مي شود، ماسك حاملگي است كه در نواحي مختلف صورت ظاهر مي شود. اين تيرگي عموماً لب بالا، گونه ها، پيشاني و چانه را گرفتار مي كند و به دنبال تماس با آفتاب نيز تشديد مي شود. اين نواحي تيره عموماً به رنگ قهوه اي و اغلب دو طرفه و قرينه هستند. تغيير رنگ مشابه ماسك حاملگي در زنان غيرباردار كه از قرص هاي ضدبارداري استفاده مي كنند و يا گاهي حتي در مردان نيز ديده مي شود. ماسك حاملگي بعد از زايمان ممكن است از بين برود و يا به درجاتي پايدار باقي بماند.

مو: بيشتر زنان در دوران بارداري به درجاتي از پرمويي دچار مي شوند كه معمولاً در صورت، مشخص تر از ساير نواحي است. با اين وجود، احتمال گرفتاري بازو، ساق و پشت پا نيز وجود دارد، اين موي اضافي كه به علت افزايش در نسبت موهاي در حال رشد در مناطق مختلف بدن است، تحت تأثير عوامل هورموني بوده و در عرض 6 ماه پس از زايمان غالباً از بين مي رود. همچنين به علت مشابه يعني افزايش در نسبت موهاي در حال رشد، موهاي سر نيز پرپشت تر از حالت طبيعي شده و از ريزش طبيعي موها نيز به طور قابل ملاحظه اي كاسته مي شود. به همين دليل اغلب خانم ها از موهاي خود در طي دوران بارداري اظهار رضايت مي كنند. به دنبال زايمان و برگشت وضعيت هورموني بدن به حالت طبيعي برگشت پيدا مي كند كه اين حالت با ريزش موي نسبتاً شديدي در 3 الي 5 ماه پس از زايمان مشخص مي شود.

اكثر افراد به طور طبيعي روزانه حدود 50 تا 75 تار مو از دست مي دهند، ولي ريزش مو پس از زايمان به بيش از 100 مو در روز بالغ مي شود. اگر چه داشتن زايمان سخت و طولاني خصوصاً اگر همراه با خونريزي شديد باشد، در تشديد اين حالت مؤثر است، اما بر خلاف عقيده عموم، شير دادن به نوزاد تأثيري در روند آن ندارد. اين حالت نياز به درمان خاص نداشته و رشد مجدد طبيعي موها در عرض 6 ماه الي 1 سال كامل مي شود و تراكم موها به حالت پيش از بارداري بر مي گردد.

به ندرت در پايان حاملگي درجه خفيفي از پس نشيني خط رويش مو در ناحيه پيشاني و شقيقه ها بروز مي كند كه احتمال دارد به حالت طبيعي بازگشت نموده و يا به صورت غيرطبيعي باقي بماند.

همچنين به ندرت ممكن است افزايشي در موهاي تيپ مردانه در ناحيه صورت خصوصاً چانه، گردن و پشت لب در نيمه دوم حاملگي صورت گيرد. اين حالت ممكن است ناشي از افزايش ترشح هورمون هاي مردانه و يا ناشي از يك تومور ترشح كننده آنها باشد و لذا اين بيماران بايستي به دقت توسط پزشك مورد بررسي قرار گيرند. در صورتي كه عامل ايجاد كننده، تومور نباشد، اين مشكل در حاملگي هاي بعدي تكرار مي شود و اين حالت از پر مويي ممكن است بين حاملگي ها پسرفت پيدا كند اما هميشه كامل نيست.

ناخن ها: خانم هاي باردار اغلب از شكنندگي ناخن ها و ايجاد شيارهاي عرضي در آنها شكايت مي كنند و در مواردي نيز امكان دارد كه صفحه ناخن از بستر آن جدا گردد. اين تغييرات ناخني نيز به تغييرات هورموني در بدن نسبت داده مي شود، ولي از آن جاي كه ارتبا اين تغييرات با حاملگي نامشخص است، جهت بررسي ساير علل بايستي مورد معاينه قرار بگيرند. همچنين خطوط طولي تيره رنگي ممكن است در طول حاملگي در ناخن ها ديده شود.

غدد عرق: در بدن دو نوع كلي از غدد عرق وجود دارد. يك نوع كه به آن غدد عرق «اكرين» گفته مي شود، به طور منتشر در تمام بدن و مخصوصاً كف دست ها و پاها يافت مي شود.

منشأ تعريفي كه به طور طبيعي در نتيجة افزايش درجة محيط و يا فعاليت فيزيكي ايجاد مي شود اين غدد هستند. نوع ديگر كه به آنها غدد عرق «آپوكرين» گفته مي شود، به طور عمده در زير بغل ها و نواحي تناسلي يافت مي شود و ترشحات حاصل از آن ها در ايجاد بوي بدن دخالت دارند.
در طي بارداري فعاليت و ايجاد ترشح غدد اكرين به طور قابل ملاحظه اي در تمام بدن بجز كف دست و پا افزايش مي يابد كه اين افزايش تعريق احتمالاً منجر به افزايش شيوع جوش هاي عرق سوز نيز مي شود.

در مقابل، فعاليت غدد عرق آپوكرين كاهش يافته و سبب مي شود تا برخي از بيماري هاي مربوط به آنها نظير عرق جوش غدد آپوكرين در طي بارداري تخفيف پيدا كنند.

غدد چربي: ميزان ترشح غدد چربي پوست در حين حاملگي افزايش يافته و پس از زايمان به حالت طبيعي بر مي گردد. همچنين در دوران بارداري غدد چربي روي هاله نوك پستان بزرگ شده و به صورت برجستگي هاي كوچك قهوه اي رنگ ظاهر مي شوند. اين پديده بيشتر در سه ماه دوم و سوم حاملگي مشخص شده و گاهي در زنان غيرحامله نيز ديده مي شود.

عروق پوست: تغييرات متعددي در ساختمان و كاركرد عروق پوست در طي بارداري ممكن است رخ دهد. از آن جا كه تغييرات منحصر به حاملگي نبوده و ممكن است در ساير حالات نيز ديده شود توجه به آنها و درميان گذاشتن آنها با پزشك معالج ضروري است.

مهمترين اين تغييرات عبارتند از:
• آنژيوم عنكبوتي به شكل يك برجستگي قرمز رنگ به اندازة سرسنجاق كه داراي يك قسمت مركزي است و از اطراف آن عروق خوني متسع بشكل شعاعي خارج مي شود. اين ضايعه در افراد طبيعي نيز ديده مي شود، اما شيوع آن در حاملگي افزايش مي يابد به گونه اي كه در 70 درصد زنان باردار بروز مي كند.

پيدايش آنها بين ماه هاي دوم تا پنجم حاملگي بوده و به طور عمده در نيمه فوقاني بدن ظاهر شده و بيشتر در زنان سفيد پوست مشهود است. ضايعات معمولاً در طي 3 ماه پس از زايمان از بين مي روند.

• قرمزي كف دست در 40 درصد زنان سفيد پوست و 30 درصد زنان تيره پوست باردار ديده مي شود كه ممكن است به صورت نقطه در برجستگي هاي كف دست ظاهر شود.

• وريدهاي واريسي در پاها و هموروييد (بواسير) از عوارض شايع حاملگي است. بسياري از خانم هاي حامله دچار تورم در صورت، پلك ها، دست ها، و پاها مي شوند. اين تورم، صبح ها بيشتر است و بتدريج در طي روز از بين مي رود. با توجه با اين كه مشكلات قلبي، كليوي و عوارض ناشي از حاملگي مي توانند نماي مشابهي ايجاد كنند، مشورت با پزشك در خصوص الزامي است.

لثه ها: حدود 80 درصد زنان باردار دچار قرمزي و تورم در لثه ها مي شوند كه مخصوصاً اگر بهداشت دهان خوب نباشد، مي تواند به دردناك و زخمي شدن آنها منجر شود. گاهي نيز ضايعات عروقي كوچكي ممكن است در لثه ايجاد شوند كه به دنبال تماس (مواد غذايي، مسواك و…) دچار خونريزي مي شوند. اين تغييرات بعد از زايمان از بين مي روند. توجه به بهداشت دهان يك ضرورت مهم است.

خطوط كشش يا استريا: پيدايش استريا يك يافته شايع و مشخص در اكثر حاملگي هاست. اين خطوط در 90 درصد زنان باردار در ماه هاي ششم و هفتم حاملگي ابتدا در ديواره شكم ظاهر شده و بعداً به ميزان كمتري بر روي سينه ها نيز نمايان مي شوند و با شيوع و شدت كمتر ممكن است در ساير نواحي بدن نيز ديده شوند. علت پيدايش اين خطوط را به مجموعه اي از تغييرات هورموني، كشش بيش از اندازه پوست و پارگي برخي الياف بافت نگاهدارندة آن نسبت مي دهند. طول اين خطوط چند سانتي متر بوده و پهناي آنها از 1 تا 10 ميلي متر متغيير است و به رنگ صورتي تا ارغواني و گاهي همراه با خارش مختصر ظاهر مي شوند. رنگ اين خطوط معمولاً مدتي پس از خاتمه بارداري تبديل به رنگ خطوط معمولاً مدتي پس از خاتمه بارداري تبديل به رنگ پوست شده، مختصري فرو رفته و سرانجام چروكيده مي شوند. استريا معمولاً يك مشكل ظاهري است وليكن در برخي موارد مخصوصاً اگر وسيع باشد ممكن است زخمي شده و يا در جريان حوادث به سادگي پاره شود. بايد به خاطر داشت كه استريا در دوران بلوغ و در ارتباط با افزايش سريعتر حجم بدن نسبت به رشد پوست، در هر دو جنس به طور عمده در نواحي ران ها، باسن، كمر و سينه ممكن است ايجاد شود.

همچنين احتمال دارد ضايعات مشابهي در جريان برخي از بيماري ها و يا همزمان با مصرف انواعي از داروهاي موضعي يا سيستميك، خصوصاً تركيبات كورتون دار، ايجاد شود.

آويزهاي پوستي: ضايعاتي هستند كه در ماه هاي آخر حاملگي ظاهر گشته و به طور نسبي يا كامل پس از زايمان ناپديد مي شوند. اندازة آنها از سر يك سوزن تا يك نخود متفاوت بوده و بصورت زوايد برجسته به رنگ پوست يا كمي تيره تر در طرفين صورت، گردن، قسمت فوقاني سينه و زير پستان ها ديده مي شوند. به خاطر شباهت آنها به بعضي از انواع زگيل گاهي بيماران اين زائده هاي پوستي را با زگيل اشتباه مي گيرند.

بيماري هاي شايع خاص دوران بارداري
يك خانم حامله علاوه بر احتمال گرفتار به انواع بيماري هاي پوست نظير افراد ديگر، در معرض ابتلا به برخي بيماري ها نيز قرار دارد كه اختصاص به دوران بارداري دارند.

خارش حاملگي: حدود 20 درصد زنان باردار به درجاتي دچار خارش مي شوند كه در اكثر موارد ناشي از يك بيماري شناخته شده نظير كهير، اكزما، حساسيت هاي دارويي و يا ابتلا به عفونت هاي انگلي نظير گال است.

اما گروه كوچكي از خانم هاي حامله تنها مبتلا به يك خارش شديد هستند كه با هيچ ضايعة پوستي مشخصي همراه نيست كه به اين حالت، خارش حاملگي اطلاق مي شود. اين حالت، كه در سه ماهة سوم حاملگي شروع شده و اغلب محدود به شكم است‌ (اگرچه ممكن است كاملاً منتشر باشد) ناشي از اختلال در ترشح صفرا در كبد (كلستاز) است. اين خارش معمولاً بعد از زايمان از بين مي رود وليكن در حاملگي هاي بعدي و يا هنگام مصرف قرص هاي ضدبارداري عود مي كند.

اين حالت عموماً تأثيري بر سرنوشت حاملگي و يا سلامت جنين نداشته و تنها خر بالقوه آن اين است كه احتمال بروز سنگ هاي صفراوي در زنان مبتلا به اين عارضه بيشتر است.

بثورات كهيري دوران حاملگي: اين اختلال كه در 5/0 درصد تمام حاملگي ها بروز مي كند، به صورت پيدايش ضايعات كهيري است كه در سه ماهه سوم حاملگي ظاهر مي شوند. اين بيماري عموماً در بارداري اول بروز مي كند و به ندرت در حاملگي هاي بعدي تكرار مي شود و چنانچه عود داشته باشد شدت آن كمتر است. علت بيماري دقيقاً معلوم نيست و به افزايش غيرطبيعي وزن در مادر و جنين نسبت داده شده است.

علامت بيماري شامل پيدايش بثورات كهيري است كه شديداً با خارش همراه بوده و اغلب بيمار قادر به خوابيدن در شب نيست. اين بثورات معمولاً از ناحية شكم شروع شده و بيشتر محدود به خطوط استريا مي باشند. اما گاهي قسمت فوقاني بازوها و رانها نيز ممكن است گرفتار شود. در اغلب موارد ضايعات در عرض 2 تا 3 هفته پس از زايمان از بين مي روند، اما ممكن است تشديد قابل توجهي بلافاصله پس از زايمان مشاهده گردد. اين بيماري تأثيري بر روند حاملگي و سلامت جنين نداشته و حتي نوزادان متولد شده بزرگتر از حالت طبيعي هستند.

مقاله درباره بیماری روزاسه

مقاله درباره بیماری روزاسه –

روزاسه بيماري شايع پوستي است كه سبب قرمزي و تورم صورت مي شود. اين بيماري كه اغلب از آن با نام «آكنه بزرگسال» نيز ياد مي شود، ممكن است در ابتدا تنها به شكل قرمزي و برافروختگي چهره در مواقع مختلف خود را نشان دهد و حالتي گذرا داشته باشد. بتدريج اين بيماري به سبب قرمزي پايدار در ميانه چهره پيشرفت مي كند و ممكن است رفته رفته گونه ها، پيشاني، چانه و بيني را هم مبتلا كند. روزاسه حتي ممكن است گوش ها، قفسه سينه و پشت را هم درگير نمايد. با پيشرفت بيماري، بتدريج عروق خوني كوچك و جوش هاي ظريفي در روي منطقه قرمز رنگ پوست ايجاد مي شوند. ولي برخلاف آكنه، در اين بيماري جوش هاي سرسياه وجود ندارد.

در اوايل پيدايش، روزاسه ممكن است خودبخود ايجاد شده و سپس برطرف شود. ولي با گذشت زمان وقتي پوست ديگر به رنگ طبيعي خود برنمي گردد و يا ساير نشانه ها از قبيل جوش هاي ريز و عروق خوني بزرگ نمايان مي شوند، بهترين كار مراجعه به پزشك است. اين بيماران به ندرت بهبودي كامل مي يابند و ممكن است بيماري آنها سال ها باقي بماند يا در صورت عدم درمان مي تواند و خيم تر هم بشود.

مقاله درباره بیماری روزاسه

روزاسه چگونه تشخيص داده مي شود؟
جوش هاي روزاسه به صورت برجستگي هاي كوچك و قرمز در چهره پديد مي آيند كه بعضي از آنها ممكن است محتوي چرك هم باشند. همراه با اين جوش ها، تعداد زيادي عروق خوني نازك هم ممكن است بر روي سطح پوست نمايان شوند و قرمزي چهره حالت پايداري به خود بگيرد.

در موارد خيلي پيشرفته روزاسه، حالتي ممكن است پيش بيايد كه به اصطلاح «رينوفيما» گفته مي شود. در اين حالت، غدد چربي روي بيني و گونه ها بزرگ شده و بيني وگونه ها حالتي بزرگ، برآمده و پف آلود پيدا مي كنند. برجستگي هاي ضخيمي در نيمه تحتاني بيني و تا حدودي در گونه ها پديد مي آيند. رينوفيما در مردان نسبت به زنان بسيار شايع تر است. حدود 50 درصد از بيماران مبتلا به روزاسه، درگيري چشمي هم دارند. بعضي از اين بيماران دچار قرمزي و احساس سوزش در چشم ها مي شوند. اين حالت تحت عنوان التهاب ملتحمه شناخته مي شود و اگر براي درمان آن اقدامي نشود، ممكن است سبب پيدايش مشكلات خيلي جدي تر براي چشم ها گردد.

چه كساني در معرض ابتلا به روزاسه هستند؟
بزرگسالاني كه پوست روشن دارند، بخصوص خانم هاي بين سنين 30 تا 50 سال خيلي بيش از سايرين مستعد ابتلا به روزاسه هستند. اما اين بيماري همراه با شروع يائسگي بوده است. سير بيماري تدريجي است و مدت ها به طول مي انجامد. اوايل ممكن است بيماري فقط به صورت گلگون شدن چهره و برافروختگي گذرا و يا حساسيت شديد به مواد آرايشي خود را نشان دهد. گرفتاري، درگيري و يا فشار شديد روحي هم مي توانند سبب شروع برافروختگي شوند.

بايدها و نبايدها در روزاسه
دليل قطعي بيماري روزاسه هنوز ناشناخته است. بهترين پيشگيري شايد اجتناب از حالات و اعمالي باشد كه سبب قرمزي يا برافروختگي چهره مي شوند:
• از نوشيدني هاي داغ (مثل چاي)، غذاهاي تند، نوشيدني هاي كافئين دار والكلي بپرهيزيد.
• از خودتان در برابر نور خورشيد بخوبي محافظت كنيد. اين محافظت شامل رعايت موارد زير است.
محدود كردن زمان تماس با نور خورشيد، استفاده از كلاه و بكار بردن ضدآفتاب هاي مناسب با SPF برابر با 15 يا بيشتر، دوري از محيط هاي خيلي داغ يا خيلي سرد كه مي توانند سبب تشديد علايم روزاسه شوند.
• از خاراندن، مالش دادن و ماساژ دادن پوست صورت بپرهيزد. مالش دادن و ماساژ دادن پوست صورت بپرهيزيد. مالش پوست سبب بدتر شدن قرمزي و برافروختگي چهره مي شود.
• درمحيط هاي خنك به ورزش بپردازيد. از گرم شدن زياد بدنتان جلوگيري كنيد.
• از مصرف مواد آرايشي و كرم هاي تحريك كننده پوست بپرهيزيد. اسپري هاي مو را بر روي پوست نپاشيد.
• هر وقت دچار برافروختگي چهره شديد، مورد را در دفترچه اي يادداشت كنيد. در هر مورد علل برانگيزنده از قبيل غذاها، مواد مختلف، حالات روحي، داروها و… ار نيز ثبت كنيد.

روزاسه چگونه درمان مي شود؟
بسياري از افرادي كه به بيماري روزاسه مبتلا مي شوند به علت عدم آشنايي با علايم اين بيماري نمي توانند در همان مراحل اوليه، اين بيماري را تشخيص دهند. تشخيص زود هنگام بيماري، نخستين قدم در راه كنترل آن است. مصرف خودسرانه دارو توسط بيماران به هيچ وجه توصيه نمي شود. زيرا بسياري از داروها و تركيباتي كه در داروخانه ها بدون نسخه به فروش مي رسند مي توانند سبب بدتر شدن بيماري شوند. متخصصين پوست ومو اغلب تركيبي از درمان ها را بسته به حالت بيمار توصيه مي كنند. اين درمان ها مي توانند پيشرفت بيماري را متوقف كرده و موجب بهبود آن شوند.

بتدريج در عرض سه تا چهار هفته پس از شروع درمان موضعي علايمي از بهبودي را مي توان در صورت فرد مشاهده كرد. بهبودي بيشتر، معمولاً پس از دو ماه بدست مي آيد. بنظر مي رسد مصرف آنتي بيوتيك هاي خوراكي نتايج سريعتري از كاربرد فرآورده هاي موضعي دارد. كرم هاي كورتون دار ممكن است موجب تخفيف قرميزي پوست شوند. با اينحال، اين فرآورده ها را نبايد بيش از دو هفته بر روي صورت بكار برد و از مصرف كرم هاي كورتون دار قوي ناحيه صورت بايد به شدت اجتناب كرد. اصولاً بهتر است اينگونه مواد دارويي تحت نظارت دقيق متخصص پوست و مو مصرف شوند.

بايد توجه داشت باشيد كه داروها بيماري را كنترل مي كنند اما ريشه كن نمي نمايند، لذا احتمال عود بيماري پس از قطع درمان وجود دارد. بنابراين پس از كنترل بيماري درمان بايد تا مدت طولاني ادامه يابد.

قرمزي پايدار پوست پس از درمان روزاسه را مي توان با ليزر درمان كرد. مصرف بجاي فرآورده هاي آرايشي مناسب هم مي تواند مفيد باشد. كرم پوردهايي با پس زمينه مات مي توانند قرمزي چهره را مخفي كنند. اجتناب از عواملي كه باعث تحريك پوست مي شوند، ضروري است.

محصولات بهداشتي آرايشي، از قبيل صابون، كرم هاي مرطوب كننده و ضدآفتاب ها، بايد عاري از الكل يا ساير مواد تحريك كننده باشند. اگر از مرطوب كننده ها همزمان با يك فرآورده دارويي استفاده مي كنيد، بايد آنها ار خيلي با ملايمت پس از خشك شدن داروي اصلي، بر روي پوست بكار ببريد. وقتي از خانه خارج مي شويد، بخصوص در روزهاي گرم و آفتابي، مصرف ضدآفتاب با SPF 15 يا بيشتر، ضروري است.

رينوفيما را معمولاً با جراحي درمان مي كنند. بافت اضافه را مي توان با تيغ جراحي يا ليزر برداشت. استفاده ا ز«درم ابريشن» (يك روش جراحي كه در آن لايه فوقاني پوست ساييده و برداشته مي شود)، مي تواند در بهبود ظاهر شخص بسيار مؤثر باشد.

كليد درمان موفقيت آميز روزاسه تشخيص زود هنگام آن است. عمل به دستورات پزشك متخصص پوست و مو نيز بسيار اهميت دارد. اگر توصيه هاي پزشكي با دقت و از همان اوايل بيماري رعايت شوند، روازسه قابل درمان خواهد بود ولي اگر به حال خود رها شود، بدتر شده و حتي ممكن است درمان آن بسيار مشكل تر گردد.