كوستوكندريت چيست

كوستوكندريت چيست؟ عامل كوستوكوندريت چيست؟كوستوكوندريت تا چه حد رايج است؟   علائم كوستوكوندريت چيست؟ چگونه مي توان كوستوكندريت را شناسايي كرد؟ درمان كوستوكوندريت چيست؟ دورنماي كوستوكوندريت چيست؟ اطلاعاتي مهم در مورد درد سينه در این مطلب از پزشک تو اورده شده است.

كوستوكندريت‌ يك شرايط دردناك در قفسه سينه است. مفاصل بين غضروفها كه دنده ها را به استرنم (جناغ سينه) متصل مي كنند متورم ميشود. اگرچه اين بيماري دردناك است اما خطرناك نيست. معمولا دليل خاصي ندارد و در طول زمان بهبود مي يابد. از آرامبخشها و داروهاي ضد التهابي براي تسكين علائم استفاده كرد.

كوستوكندريت چيستكوستوكندريت چيست؟

كوستوكندريت يك شرايط دردناك در قفسه سينه است كه سبب درد در سينه ميشود. خوشبختانه بيماري جدي نيست اما عوامل ديگر درد سينه مي توانند جدي تر باشند.
براي شناخت كوستوكندريت بايد كمي در مورد قفسه سينه بدانيد. قفسه سينه يك ساختار استخواني است كه از ريه هاي داخلش محافظت مي كند. استخوانها سخت و محكم هستند و خم يا جابه جا نميشوند. با اين وجود، ريه هاي ما نياز به جابه جايي دارند تا بتوانيم نفس بكشيم. وقتي نفس خود را به داخل مي دهيم، قفسه سينه ما نيز باز ميشود. براي اين كار، دنده ها گاهي نياز دارند حركت كنند. غضروفها اين امكان را فراهم مي آورند. غضروف نرمترين و انعطاف پذيرترين ماده (اما خيلي محكم) كشف شده در مفاصل بدن هستند.

غضروفها دنده ها را به استرنوم (قفسه سينه) و استرنوم را به ترقوه متصل مي نمايند. مفاصل بين دنده ها و غضروفها مفاصل دنده اي-غضروفي ناميده ميشود و مفاصل بين استرنوم و ترقوه، مفاصل دنده اي-ترقوه اي ناميده ميشود.
پيشوند “كوستو” به معناي در رابطه با دنده ها است. “كندر” يعني در رابطه با غضروف و “يت” يك پسوند پزشكي به معناي التهاب است.

در كوستوكندريت يا در مفاصل دنده اي- غضروفي يا در مفاصل دنده اي- ترقوه اي (يا هر دو) التهاب وجود دارد. اين التهاب توليد درد و حساس شدن مي كند كه با حركت يا فشار بدتر ميشود.

نشانگان‌ تايتز مشابه كوستوكنديت است. اين دو بيماري اغلب (به اشتباه) به جاي هم به كار برده ميشوند. با اين وجود، نشانگان تايتز يك بيماري متفاوت است. علائم مشابهي دارد كه در نتيجه التهاب است اما اغلب سبب آماس مفاصل در مفاصل دنده اي-غضروفي، دنده اي- جناغي يا دنده اي- ترقوه اي ميشود.

بیماری برنولم يك بيماري مشابه ديگر است. با اين وجود يك بيماري ويروسي عامل آن بوده و به دردهاي ماهيچه اي و درد سينه منجر ميشود. ويروس Coxsackie B اغلب عامل بيماري برنولم است (اگرچه ويروس اكو و Coxsackie A نيز مي توانند عامل اين بيماري باشند). به مقاله اي مجزا با عنوان “بيماري برنولم” مراجعه نمائيد.

اطلاعاتي مهم در مورد درد سينه
درد سينه عوامل بسياري دارد. درد سينه علامتي است كه اگر داشتيد بايد براي پيدا كردن علت آن با پزشك خود مشورت نمائيد.
توجه: درد سينه دلايل بسياري مي تواند داشته باشد. شروع هر گونه درد سينه جدي و متداومي بايد به پزشك اطلاع داده شود. اين موضوع مخصوصا زماني اهميت دارد كه شما يك فرد بالغ بوده و سابقه بيماري هاي قلبي يا ريوي داشته باشيد. اگر درد شديد بود، مخصوصا اگر درد به بازوها يا فك شما منتشر مي شد، احساس تهوع، عرق و تنگي نفس داشتيد بايد با 115 براي اورژانس تماس بگيريد. اينها مي تواند علادم حمله قلبي باشد.

اگر جوان و در كل سالم هستيد، در اين صورت درد خفيف قفسه سينه رايج است. كوستوكندريت مثالي از شرايطي است كه سبب درد قفسه سينه ميشود كه خيلي جدي نيست. از آنجايي كه درد حاصل از كوستوكندريت ممكن است در زمانهايي بسيار شديد باشد، كساني كه دچار آن ميشوند بسيار مضطرب و نگران ميشوند چون فكر مي كنند شايد دليل جدي تري داشته باشد.

عامل كوستوكونديت چيست؟

كوستوكوندريت اغلب idiopathic است. اين يك اصطلاح پزشكي است به اين معنا كه دليل خاصي ندارد.
گاهي كوستوكوندريت ممكن است در زماني كه فرد فعاليت هايي كه به آنها عادت ندارد مثل جا به جا كردن مبلمان و دكوراسيون را انجام دهد سبب درد سينه شود.
چه كساني به كوستوكندريت مبتلا ميشوند؟
نمي توان گفت كه چه افرادي بيش از بقيه در معرض ابتلا به آن هستند. بيشتر افراد جوان را مبتلا مي سازد مخصوصا نوجوانان و جوانان را. كودكان نيز ممكن است مبتلا شوند. افرادي كه مكررا كارهايي را انجام دهند كه سبب كشيدگي سينه شود، مخصوصا اگر به آن عادت نداشته باشند بيشتر در خطر ابتلا به اين شرايط هستند. برخي مطالعات نشان داده اند كه زنان بيشتر از مردان به آن مبتلا ميشوند.
در افرادي كه فیبرومیالژیا دارند احتمال ابتلا به كوستوكوندريت بيش از بقيه است. فیبرومیالژیا يك بيماري مزمن (بلند مدت) است كه سبب درد گسترده در بدن وخستگي مفرط ميشود. (براي اطلاعات بيشتر به مقاله اي با عنوان ” فیبرومیالژیا” مراجعه كنيد.)

كوستوكوندريت تا چه حد رايج است؟

نمي توان دقيقا گفت كه چه تعدادي از افراد به كوستوكوندريت مبتلا هستند. اين يك مشكل نسبتا رايج است. احتمالا بسياري از افراد مبتلا به اين بيماري علائم خود را به پزشك گزارش نمي دهند. و از آنجا كه اغلب اين شرايط كوتاه مدت است و خود به خود خوب ميشود، تعداد دقيق مشخص نيست.
در برخي از مطالعات برآورد شده است كه از هر 10 مورد درد سينه عامل سه مورد از آنها ماهيچه اي اسكلتي است. اين بدان معنا است كه درد سينه به ماهيچه ها و دنده ها مربوط ميشود. كوستوكونديت يكي از دلايل درد سينه ماهيچه اي اسكلتي است.

 علائم كوستوكوندريت چيست؟

كوستوكوندريت سبب درد در سينه ميشود كه در جلوي سينه احساس ميشود. نوعا ماهيت آن درد نافذ و خنجر مانند است و مي تواند بسيار شديد باشد. درد با حركت، كشيدگي و نفس عميق بدتر ميشود. فشار بر روي منطقه مبتلا نيز به درد شديد منجر ميشود. برخي ممكن است درد رنج اوري را احساس كنند. اين درد معمولا به يك منطقه خاص محدود ميشود اما مي تواند به قسمتهاي وسيع تر نيز منتشر شود. درد كم و زايد ميشود و با تغيير در موقعيت، عدم حركت و تنفس آرام از بين مي رود.
درد بيشتر نزديك به جناغ سينه در ميان دنده هاي چهارم، پنجم و ششم است.
اگر درد سينه خفيف نباشد، احتمال اينكه عامل آن كوستوكنديت باشد كم است.به خاطر داشته باشيد اگر در مورد علت علائم اطمينان نداشتيد حتما با پزشك خود مشورت كنيد (به قسمت اطلاعات مهم در مورد درد سينه در بالا مراجعه كنيد.)

چگونه مي توان كوستوكندريت را شناسايي كرد؟
كوستوكوندريت اعلب بر اساس علائم و معاينه شناسايي  ميشود. مهم است كه ديگر عوامل درد سينه رد شوند.
آيا نياز به معاينه دارم؟
براي تاييد كوستوكوندريت نياز به هيچ معاينه (آزمايشي) نيست. با اين وجود اگر عامل درد مشخص نباشد ممكن است براي بررسي ديگر عوامل ايجاد كننده درد سينه معايناتي انجام شود. مثالهايي از اين آزمايشها عبارتند از الكتروكارديوگرام (ECG- ره گيري قلب) يا عكس اشعه ايكس از سينه.

درمان كوستوكوندريت چيست؟

درمان كوستوكوندريت استفاده از داروهاي آرام بخش (مسكن ها) و داروهاي ضد التهاب است. اغلب صرفا آرام بخشهاي ساده مثل پاراستامول يا كودئين كافي هستند.
ايبوپروفن كه يك داروي ضد التهاب است (كه داروي ضد التهاي غير استروئيدي (NSAID) نيز ناميده ميشود) اغلب براي كوستوكوندريت موثر است. ديگر NSAID نيز با تجويز پزشك در دسترس هستند. NSAID ها را نبايد با معده خالي مصرف كرد. افرادي كه دارهاي ضد انعقاد خون (مثل وارافين) مصرف مي كنند يا آسم دارند نيز نبايد از آنها استفاده كنند. اگر سابقه زخم معده داريد يا از رفلكس اسد معده يا سوء هاضمه رنج مي بريد بايد از مصرف NSAID ها اجتناب كنيد. اگر دردهاي شكمي، سوء هاضمه يا استفراغ در زما ن مصرف داروهاي NSAID مثل ايبوپروفن داشتيد بايد فورا مصرف آنها را قطع كرده و به دنبال تجويز پزشك باشيد.
براي موارد شديتر كوستوكوندريت كه به داروهاي مسكن و ضدالتهاب پاسخ نمي دهند، ممكن است از تزريق استروئيدها و داروهاي بي حسي موضعي استفاده شود.

در موارد بسيار جدي، بلوك عصب بین دنده ای را مي توان انجام داد (معمولا توسط يك متخصص در دردهاي حاد/ يا متخصص بيهوشي). اين اقدام شامل تزريق يك داروي بي حسي موضعي در اطراف دنده هاي دردناك براي انسداد مسير عصب بين دنده اي است.اعصاب بين دنده اي حس درد را در كوستوكوندريت منتقل مي نمايند. اين نوع تزريق موقتا تكانه هاي عصبي را بر هم زده و درد را متوقف مي نمايد.
اقدامات غير دارويي را مي توان براي تسكين درد در كوستوكوندريت امتحان كرد. مثالهايي از چنين تكنيكهايي عبارتند از پدهاي گرمايي، استفاده از يخ، ﺗﺤﺮﻳـــﻚ اﻟﻜﺘﺮﻳﻜـــﻲ از راه ﭘﻮﺳـــﺖ (TENS)، طب سوزني، تمرينهاي كششي آرام و اجتناب از ورزشها يا فعاليتهايي كه درد را تشديد مي كنند.

دورنماي كوستوكوندريت چيست؟

دورنماي كوستوكوندريت عموما بسيار خوب است. اغلب موارد خفيف و كوتاه مدت بوده (اغلب كمتر از 6 تا 8 هفته) و خود به خود يا با يك درمان ساده بهتر ميشوند. تقريبا در همه موارد علائم كاملا تا 6 ماه از بين مي روند اما در تعداد كمي طولاني تر ميشود. كوستوكوندريت ممكن است بازگردد اما احتمال آن خيلي كم است.

مقاله درباره عفونت سینه

عفونت سينه چيست ؟ علائم عفونت سينه چيست؟ عفونت سینه تا چه حد رایج است ؟ چه چیزی باعث عفونت سینه می شود ؟ انواع عفونت سینه چیست ؟ درمان عفونت سینه چیست ؟ آيا مي توانم از عفونت سينه پيش گيري كنم؟

عفونتهاي سينه مخصوصا در پاييز و زمستان بسيار متداول هستند. عفونتهاي سينه ممكن است جدي باشند و به درمان فوري نياز داشته باشند.
با اين وجود، در اغلب عفونتهاي سينه اگر فرد سالم باشد به آنتي بيوتيك نيازي ندارند و سريع خوب ميشوند. اگر خيلي احساس ناخوشي كرديد بايد سريعا به پزشك مراجعه كنيد تا ببينيد به چه درماني نياز داريد.

عفونت سینهعفونت سينه چيست و چه چيزي موجب آن ميشود؟

اساسا دو نوع عفونت سينه وجود دارد:

• برنشيت حاد، عفونت راههاي بزرگ هوا در ريه ها (نايژه) است. برونشيت حاد رايج بوده و اغلب به خاطر عفونت ويروسي ايجاد ميشود. عفونت به يك ميكروب (باكتري) يك عامل نامتداول تر ديگر است.

• سينه پهلوعفونت شديد ريه ها است. درمان با داروهايي كه آنتي بيوتيكها ناميده ميشوند معمولا لازم ميشود.

عفونتهاي ريه تا چه حد رايج هستند؟

عفونتهاي سينه بسيار رايج هستند مخصوصا در طول پاييز و زمستان. اغلب بعد از سرما خوردگي يا آنفولانزا به وجود مي آيند. هر كسي ممكن است به عفونت سينه مبتلا شود اما در افراد زير رايج تر است:
• كودكان و افراد پير
• افراد سيگاري
• افرادي كه بلند مدت مشكلات سينه مثل آسم داشته اند.

علائم عفونت سينه چيست؟

مهمترين علامت سرفه از سينه، مشكلات تنفسي و درد سينه است. ممكن است سردرد و تب نيز داشته باشيد. علائم برونشيت حاد (عفونت راههاي بزرگ هوا در ريه ها (نايژه ها)) و سينه پهلو(يك عفونت شديد در ريه) ممكن است مشابه هم باشد، اما علائم سينه پهلواغلب شديدتر است.

چه زماني بايد به پزشك مراجعه نمائيد؟

برونشيت (عفونت مسيرهاي بزرگ هوا در ريه ها (نايژه ها)) اغلب خود به خود بهتر ميشود و بنابراين نيازي به مراجعه به پزشك نيست. اگر علائم زير را داشتيد يعني بايد به پزشك مراجعه نمائيد:
• اگر تب، خس خس سينه و سردردها بدتر شد.
• اگر تند تند نفس مي كشيديد، تنگي نفس يا درد سينه داشتيد.
• اگر خون سرفه مي كرديد يا اگر خلط تيره رنگ شده بود.
• اگر گيج يا خواب آلود بوديد.
• اگر سرفه بييش از 3 تا 4 هفته طول كشيد.
• اگر برونشيت در شما چندين بار عود كرده باشد.
• اگر هر گونه علائم ديگري به وجود آمد كه سبب نگراني شما شده است.

آيا نيازي به آزمايشهاي ديگر هست؟

اگر برونشيت داريد و علائمتان خفيف است (عفونت مسيرهاي بزرگ هوا در ريه ها (نايژه ها)) داريد اغلب نياز به هيچ آزمايشي نيست. اگر علائم شديدتر بوده و نياز داريد كه به بيمارستان برويد در اين صورت ممكن است نياز باشد كه آزمايشهاي زير را انجام دهيد:
• ممكن است براي تاييد تشخيص و تعيين ميزان عفونت يك عكس با اشعه ايكس گرفته شود.
• آزمايشهاي خون و خلط ممكن است براي يافتن نوع ميكروبي كه سبب عفونت شده است گرفته شود. با اين كار بهتر مي توان تصميم گيري كرد كه كدام آنتي بيوتيك براي استفاده بهتر است. گاهي باكتري اي كه عامل سينه پهلو(عفونت شديد ريه) ميشود ممكن است نسبت به اولين آْنتي بيوتيك مقاوم باشد. گاهي ممكن است نياز به تغيير آنتي بيوتيك باشد.

درمان عفونتهاي سينه چيست؟
اگرچه اغلب عفونتهاي سينه خفيف بوده و خود به خود بهتر ميشوند، برخي موارد بسيار جدي شده و حتي تهديد كننده حيات است. در مورد برونشيت (عفونت مسيرهاي بزرگ هوا در ريه ها (نايژه ها)) اغلب در عرض 7 تا 10 روز بدون هيچ دارويي خوب ميشوند. اگر گمان كرديد كه سينه پهلو(عفونت شديد ريه) داريد به يك پزشك مراجعه نمائيد.

براي درمان، خودم چه كارهايي مي توانم انجام دهم؟
اگر عفونت سينه داريد بايد:
• بسيار استراحت كنيد.
• براي پيشگيري از خشك شدن بدن (از دست دادن آب) مايعات بسيار بنوشيد تا مخاط در ريه ها رقيق مانده و راحتر تر با سرفه دفع شوند.
• شبها از به پشت خوابيدن اجتناب كنيد تا سينه شما از مخاط خالي مانده و تنفس برايتان راحت تر باشد.
• براي كاهش تب و هر گونه درد و سردرد از پاراستامول، ايبوپروفن يا آسپرين استفاده نمائيد. (كودكان زير 16 سال نبايد آسپرين استفاده كنند).
• اگر سيگار مي كشيد، براي سلامت خود بايد سعي كنيد سيگار را ترك كنيد. برونشيت، عفونتهاي سينه و بيماريهاي جدي ريه در سيگاريها رايج تر است.
• اگر گلو با سرفه زخم شده باشد، با نوشيدن شربت گرم عسل با ليمو مي توانيد كمي بهتر شويد.

•درمان سرماخوردگي و سرفه چيست؟

مي توانيد داروهايي بسيار ديگري براي درمان سرفه و سرماخوردگي از داروخانه خريداري نمائيد. اما شواهد نشان مي دهند كه اين داروها تاثير چنداني در درمان سرفه و سرما خوردگي ندارند.
داروهاي سرفه و سرماخوردگي اغلب مخلوطي از چند ماده هستند. برخي موجب خواب آلودگي شما ميشوند. ممكن است اگر با خواب در زماني كه برونشيت داريد مشكل داشته باشيد خوشايند باشد. با اين وجود، اگر خواب آلوده بوديد رانندگي نكنيد. برخي حاوي پاراستمول هستند، بنابراين اگر در حال حاضر قرص پاراستمول استفاده مي كنيد مطمئن شويد كه بيش از دوز ايمن پاراستمول نشود.
داروهاي بدون نياز به نسخه سرفه و سرما خوردگي نبايد به كودكان زير 6 سال داده شود. شواهدي مبني بر موثر بودن آنها وجود ندارد و ممكن است عوارض جانبي مثل واكنشهاي حساسيتي، توهم و اختلال در خواب ايجاد كنند. اين داروها براي كودكان 6 تا 12 سال موجود هستند اما براي آنها نيز بهتر است اجتناب شود.
توجه: داروهاي ايبوپروفن و پاراستمول به عنوان داروهاي سرماخوردگي و سرفه طبقه بندي نمي شوند و مي توان آنها را به كودكان داد.

در مورد آنتي بيوتيكها چه؟
از آنتي بيوتيكها براي درمان عفونتهايي كه عامل ميكروبي (باكتريايي) دارند استفاده ميشود و بر روي ويروسها تاثيري ندارد. از آنجايي كه برونشيت اغلب در نتيجه ويروسها حاصل ميشود، مصرف آنتي بيوتيكها به ندرت كمكي به بهبود شما خواهد كرد. مصرف بي مورد آنتي بيوتيكها براي برونشيت مي تواند عوارض جانبي داشته و بيشتر مضر باشد تا مفيد.
سينه پهلو، بر خلاف برونشيت اغلب در نتيجه يك باكتري به وجود مي آيد و نياز به درمان با آنتي بيوتيكها دارد. اگر سينه پهلوشما خفيف است مي توانيد خود در خانه از قرصهاي آنتي بيوتيك استفاده نمائيد. اگر سينه پهلوجدي تر باشد، آنتي بيوتيكها در وريد در بيمارستان چكانده ميشوند (تزريق داخل وريدي).
اگر سينه پهلوشديد تر باشد، يا يك نوع باكتري مهاجمي تر عامل آن باشد ( مثل بیماری لژیونر)، ممكن است در بيمارستان به بخش مراقبتهاي ويژه انتقال داده شويد.

دورنماي آن چگونه است؟
برونشيت حاد (عفونت مسيرهاي هواي بزرگ در ريه ها (نايژه ها)) اغلب بدون هيچ عوارضي دفع ميشود. گاها، عفونت به ديگر قسمتهاي بافت ريه منتقل شده و سبب سينه پهلوميشود.
اگر سينه پهلو داشته اما به اندازه كافي خوب باشيد كه بتوان در خانه مراقب شما بود، دورنماي بيماري شما بسيار خوب است. اگر نياز به مراقبت در بيمارستان داريد، دورنما باز هم خوب است- اما نه كاملا خوب. دورنماي آن همچنين براي كساني كه بيماريهاي بلند مدت مثل بيماريهاي ريوي، مشكل قلبي يا ديابت دارند خيلي خوب نيست.

آيا مي توانم از عفونت سينه پيش گيري كنم؟
براي پيشگيري از عفونت سينه و جلوگيري از انتشار آن به ديگران اقداماتي را مي توانيد انجام دهيد. با سرفه و عطسه عفونت سينه ممكن است به ديگران نيز منتقل شود. بنابراين اگر عفونت سينه داشتيد، بايد در زمان سرفه و عطسه حتما جلوي دهان خود را بگيريد و مرتبا دستهاي خود را بشوييد. دستمالهاي استفاده شده را فورا دور بياندازيد.
اگر ريسك ابتلا به اين عفونتها براي شما بالا است، واكسيناسيون در مقابل ميكروب (باكتري) پنوموكوك- رايج ترين عامل سينه پهلوي باكتريايي- و ويروس آنفولانزاي سالانه توصيه ميشود. به مقاله مجزايي با عنوان “ايمن سازي در مقابل پنوموكوك” و “ايمن سازي در مقابل آنفولانزا” براي جزئيات بيشتر مراجعه نمائيد.

سيگار كشيدن به ديواره راههاي هوا آسيب رسانده و ريه ها را بيشتر مستعد عفونت مي سازد. بنابراين ترك سيگار ريسك ابتلاي شما به عفونتهاي ريوي را كاهش مي دهد. به مقاله هاي مجزايي با عنوان “مزاياي ترك سيگار” و “نكاتي كه به شما در ترك سيگار كمك مي كنند” مراجعه كنيد.

بیماری پلورزی چیست

پلورزی چیست ؟ پرده جنب چيست؟ علل پولورزی چيست؟ درمان پلورزی چيست؟

پلورزی به خاطر التهاب پرده جنب زير ريه به وجود مي آيد. اغلب به خاطر عفونت با يك ميكروب (يك عفونت ويروسي) است. در اين مورد درد مي تواند شديد باشد اما خيلي زود از بين مي رود. برخي اختلالات ديگر ريه نيز مي تواند دردهاي پلورتيك مشابه پلورزی ايجاد كنند. يك درد پلورتيک ، درد خنجري و تيز در قسمتي از سينه است. اين درد معمولا با دم و يا سرفه بدتر ميشود.

درمان پلورزی چيست؟پرده جنب چيست؟

پرده جنب يك غشاي نازك با دو لايه است. يك لايه داخل قفسه سينه و لايه ديگر ريه ها را پوشانده است.
بين دو لايه پرده جنب (حفره جنبي) مقدار كمي مايع وجود دارد. اين مايع كمك مي كند كه قفسه سينه و ريه وقتي نفس مي كشيد به آرامي حركت كند.

پلورزی چيست؟

پلورزی به معناي التهاب پرده جنب است. پلورزي، يا مشكلات ديگري كه بر پرده جنب تاثير مي گذارند، مي توانند سبب درد سينه پلورتيك شوند. اين درد، دردي خنجري و تيز است.
ممكن است بسته به محل التهاب يا آسيب ديدگي پرده جنب، درد پلورتيک را در هر جايي در سينه احساس كنيد. اين درد با سرفه يا دم بيشتر ميشود چون سبب ميشود دو قسمت متورم پرده جنب به هم كشيده شوند.
بسته به علت پلورزی ممكن است علائم ديگري نيز داشته باشيد.

علل پولورزی چيست؟

عفونت با يك ميكروب (يك عفونت ويروسي)
اين احتمالا متداول ترين علت آن است. عفونت مي تواند سبب تورم در قسمتي از پرده جنب و در نتيجه ايجاد درد شود. اگر پلوروزي ويروسي داريد مشكل شما خيلي جدي نيست. ممكن است سرفه، سرما خوردگي، تب يا علائم مشابه آنفولانزا نيز داشته باشيد كه به خاطر ويروس ايجاد شده اند. با اين وجود، درد پلورتيک مي تواند كاملا جدي باشد. معمولا سيستم ايمني عفونت ويروسي را از بين مي برد. درد معمولا چند روزي طول مي كشد و با دفع ويروس و كم شدن تورم از بين مي رود.

ديگر دلايل پلورزی و درد پلورتيك

درد پلورتيك عوامل جدي تر ديگري ممكن است داشته باشد اما نسبت به پلورزي ويروسي رواج كمتري دارند. هر چيزي كه سبب تورم يا آسيب به لبه ريه زير پرده جنب شود مي تواند درد پلورتيك ايجاد نمايد. براي مثال، سينه پهلو، وجود لخته هاي خون در ريه (آمبولي ريه)، جراحات سينه، يك ريه روي هم افتاده (پنوموتوراكس)، سرطان ريه و تورم حاصله از برخي انواع آرتوروز. همه اين مشكلات علائم ديگري نيز دارند و درد پلورتيك فقط بخشي از مشكل است.
اگر در رابطه با درد سينه پلورتيك حوادث زير برايتان اتفاق افتاد به يك پزشك مراجعه كنيد:

• اگر درد در عرض چند روز يا چند هفته به تدريج افزايش داشت.

• دردي كه بعد از چند روز آرام نشد و از بين نرفت.

• تنگي نفس يا ديگر مشكلات تنفسي.

• سرفه كردن خون.

• هر علامت ديگري كه از علت آن اطمينان نداشته و توضيحي برايش پيدا نكرديد.

آيا نياز به آزمايشي هست؟

در تشخيص علت درد پلورتيك مهمترين چيز براي پزشك صحبت كردن با شما در مورد علائم و معاينه شما است. همان طور كه پيشتر گفته شد، اغلب عوامل جدي تر ايجاد كننده درد پلوروتيك، علائم ديگري علاوه بر درد دارند. با معاينه پزشك نيز ممكن است برخي از اين گونه علائم كه روشن كننده عامل پلورزي هستند آشكار شوند.
اگر درد پلورتيك داشتيد و علت آن مشخص نبود ممكن است پزشك آزمايشاتي مثل گرفتن عكس اشعه ايكس از سينه را پيشنهاد دهد.در عفونتهاي رايج با يك ميكروب (پلورزي ويروسي) گرفتن عكس با اشعه ايكس از سينه متداول است اما اگر درد دلايل ديگري داشته باشد ممكن است ناهنجاريهايي نشان دهد. اگر احتمال وجود دلايل ديگر داده شود گاها آزمايشات ديگري نيز انجام ميشود.

درمان پلورزی چيست؟

اگر مبتلا به عفونت با ميكروبي هستيد (يك پلورزي ويروسي)، مرتبا مسكن مصرف كنيد تا زماني كه درد كمتر شود. اگر درد شديد باشد ممكن است پزشك مسكنهاي قوي تري را تجويز كند.
اگر علت درد پلورتيك چيز ديگري بود (مثلا سينه پهلو، لخته هاي خون در ريه (آمبولي ريوي) و غيره)، درمان به علت درد بستگي خواهد داشت.

پلورال افيوژن چيست

پلورال افيوژن چيست ؟ علل پلورال افيوژن چيست؟ آیا برای بیماری  پلورال افيوژن احتیاجی به آزمایشی خاص می باشد ؟ پلورال افيوژن چه علائمي دارد؟ درمان پلورال افيوژن چيست؟ مطالبی هستند که در این بخش خواهید خواند 

پلورال افيوژن، جمع شدن مايع در پشت ريه (فضاي پلور) است. دلايل مختلفي دارد. تجمع مايع ممكن است سبب تنگي نفس شما شود. اگر لازم باشد بايد اين مايع تخليه شود. هدف درمان عمدتا درمان عامل ايجاد كننده است.

 پلورال افيوژنپلورال افيوژن چيست؟

پلورال افيوژن به معناي تجمع مايع بين يك ريه و قفسه سينه است.
پره جنب (پلور) يك غشاء نازك است كه در قسمت داخلي قفسه سينه قرار دارد و ريه ها را مي پوشاند. در حالت معمولي مقدار كمي مايع بين دو لايه پرده جنب وجود دارد. اين مايع همانند يك روغن بين ريه ها و قفسه سينه عمل كرده و در زمان نفس كشيدن به حركت كردن آنها كمك مي كند. پلورال افيوژن زماني اتفاق مي افتد كه اين مايع زياد شده و ريه را از قفسه سينه جدا كند.

علل پلورال افيوژن چيست؟

پلورال افيوژن از عوارض چندين بيماري است. در زير علل اصلي ايجاد كننده پلورال افيوژن آمده است (اما دلايل نادر ديگري نيز وجود دارد):
• عفونت ريه (سينه پهلو)، سل و سرطانها ممكن است سبب التهاب ريه و پرده جنب شوند. اين التهاب سبب جمع شدن مايع و ايجاد پلورال افيوژن ميشود.
• برخي از بيماري هاي آرتورز ممكن است سبب التهاب پرده جنب علاوه بر التهاب مفاصل شوند. براي مثال، پلورال افيوژن يكي از عوارض نامتداول آرتریت روماتوئید و لوپوس‌ اریتماتوی‌ منتشر (SLE) است.
• نارسايي قلبي سبب “فشار برگشتي” در وريدهايي (رگهاي خوني) كه خون را به قلب باز مي گردانند ميشود. براي مثال، ممكن است كمي خون از رگهاي خوني به بيرون تراوش كند. التهاب پاها به خاطر تجمع مايعات در نارسايي قلب رايج است اما ممكن است پلورال افيوژن نيز به وجود آيد.
• پايين بودن سطح پروتئين در خون نيز سبب ميشود مايعات بتوانند به رگهاي خوني تراوش كنند و براي مثال سيروز كبد يا برخي از بيماري هاي كليوي سبب ايجاد پلورال افيوژن ميشوند.

پلورال افيوژن چه علائمي دارد؟

ممكن است كمي درد سينه داشته باشيد اما پلورال افيوژن اغلب بدون درد است. ميزان مايع جمع شده متفاوت است. با بزرگتر شدن افيوژن، به ريه فشار وارد مي شود كه وقتي نفس مي كشيد ريه نمي تواند كاملا باز شود. در اين صورت ممكن است دچار تنگي نفس شويد.
ممكن است همچنين علائمي از بيماري اي داشته باشيد كه سبب افيوژن شده است. در كل طيفي از بيماريها مي توانند سبب پلورال افيوژن شوند كه بسته به عامل ايجاد كننده آن علائم نيز متفاوت است. براي مثال اگر عامل آن عفونت ريه (سينه پهلو) باشد ممكن است تب يا سرفه داشته باشيد.

آيا احتياج به آزمايشي هست؟

گرفتن عكس با اشعه ايكس مي تواند تجمع مايع بين ريه و قفسه سينه (پلورال افيوژن) را تاييد كند. اگر عامل ايجاد افيوژن شناخته شده باشد ديگر نيازي به آزمايشات ديگر نيست. با اين وجود، گاهي پلورال افيوژن علامت اوليه يك بيماري اصلي ديگر است. در اين صورت براي يافتن دليل افيوژن آزمايشات ديگري پيشنهاد ميشود. اين آزمايشات عبارتند از آزمايشات ريه، و برداشتن نمونه اي از مايع و پرده جنب براي بررسي در آزمايشگاه.

درمان پلورال افيوژن چيست؟

درمان عامل اصلي

قسمت اصلي درمان معمولا شناسايي علت اصلي جمع شدن مايع بين ريه و قفسه سينه (پلورال افيوژن) است. براي مثال، داروهايي كه آنتي بيوتكيها ناميده ميشوند براي عفونت ريه (سينه پهلو)، شيمي درماني يا راديو تراپي براي سرطان ها و غيره توصيه ميشود. بنابراين، درمان تا حد زيادي متفاوت است كه به عامل ايجاد كننده افيوژن بستگي دارد. اگر عامل ايجاد كننده با موفقيت درمان شود، شانس زيادي براي از بين رفتن و بهبود پلورال افيوژن وجود دارد. اگر نتوان عامل ايجاد كننده آن را درمان كرد، يا تا حدي درمان شود، حتي اگر افيوژن برداشته (تخليه) شود باز هم ممكن است عود كند.

درمان خود افيوژن
افيوژنهاي كوچك علائمي ندارند و علائم خفيف هستند و ممكن است باقي مانده وخودشان جذب شوند. فقط زماني به درمان نياز است كه افيوژن سبب علائمي مثل تنگي نفس شود.
يك پلورال افيوژن بزرگ كه شما را دچار تنگي نفس مي سازد را مي توان تخليه كرد. اين كار انشاق مايع پلورال يا pleural tap ناميده ميشود. اين كار اغلب با وارد كردن يك سوزن يا لوله در قفسه سينه انجام ميشود. يك بي حسي موضعي به پوست و قفسه سينه تزريق مي شود تا روند كار بي درد باشد. اين كار فقط يك بار براي تسكين علائم انجام ميشود.
با اين وجود، در اغلب موارد، اگر علت اصلي درمان نشود، احتمال اينكه افيوژن در طول چند هفته بازگردد زياد است. تخليه دوباره مايع، اگر علائم مشكل ساز باشند، يك گزينه است.

بسته به عامل ايجاد كننده، گزينه هاي درماني پيشنهادي عبارتند از:

• پلورودز (Pleurodesis). در اين شيوه يك ماده شيميايي مخصوص توليد كننده التهاب (sclerosant) به فضاي بين دو پرده جنب تزريق ميشود. با اين كار غشاء پرده جنب ملتهب شده و كمك مي كند كه به هم بچسبند. با اين كار دوباره مايع نمي تواند جمع شده و توليد افيوژن نمايد. مواد شيميايي التهاب دهنده كه به صورت متداول استفاده ميشوند عبارتند از تتراسيكلين، تالك استريل و بلئوميسين. پلورودز اغلب در زمان افيوژن مكررا (عود بيماري) در نتيجه سرطان استفاده ميشود.

• قرار دادن يك لوله تخليه به صورت دائمي در محل تا هر زمان كه مايع تجمع يافت بتوان آن را تخليه كرد.

• عمل جراحي براي قرار دادن شانت (همانند يك لوله تخليه داخلي) تا بتوان مايع را از سينه به فضاي شكمي تخليه كرد. اين عمل “شانت صفاق-ريه” ناميده ميشود. از اين عمل فقط در موارد خاص استفاده ميشود.

• جنب برداري (Pleurectomy). عمل جراحي براي برداشت پرده جنب است. اين عمل گاهي براي افرادي كه در نتيجه سرطان به افيوژن مبتلا شده اند و در صورتي كه درمانهاي ديگر موفقيت آميز نبوده باشند انجام ميشود.

پلورال افيوژن چيست ؟ علل پلورال افيوژن چيست؟ آیا برای بیماری پلورال افيوژن احتیاجی به آزمایشی خاص می باشد ؟ پلورال افيوژن چه علائمي دارد؟ درمان پلورال افيوژن چيست؟ مطالبی بود که خواندید.

فيبروز ريوی ايديوپاتيک چیست

فيبروز ريوی ايديوپاتيک چیست ؟ فيبروز ريوی ايديوپاتيک و عوامل ايجاد كننده آن چيست؟ فيبروز ريوی ايديوپاتيک تا چه حد رايج است؟ علائم فيبروز ريوی ايديوپاتيک چيست؟ گزينه هاي درماني براي فيبروز ريوی ايديوپاتيک چيست؟چگونه مي توان فيبروز ريوی ايديوپاتيک را شناسايي كرد؟  در این مطلب از پزشک تو خواهید خواند.

فيبروز ريوی ايديوپاتيک يك بيماري جدي است كه در آن آلوئولها (كيسه هاي كوچك هواي ريه ها) و بافت ريه پشت كيسه هاي هوا آسيب ديده و جراحت برداشته است. مهمترين علامت آن تنگي نفس است كه به تدريج بدتر ميشود.

علت اصلي آن شناخته نشده است. درمان ها شامل مصرف استروئيدها، و ديگر داروها است و امروزه به طور روز افزوني پيوند ريه پيشنهاد ميشود.

فيبروز ريوی ايديوپاتيک چیستفيبروز ريوی ايديوپاتيک و عوامل ايجاد كننده آن چيست؟
دانستن مفهوم كلمات زير مي تواند در اين رابطه كمك كننده باشد:
•    ايديوپاتيك و كريپتوژنيك يعني” به دليل نامعلوم”
•    ريوي يعني “تاثيرگذار بر روي ريه ها”
•    فيبروز يعني “ضخيم شدن” يا زخم شدن”
•    الوئولیتیس يعني “التهاب یک آلوئول”

اين بيماري سابقا الوئولیتیس فيبروز كريپتوژنيك (cryptogenic fibrosing alveolitis) ناميده ميشد. علت دقيق آن ناشناخته است (بنابراين ايديوپاتيك ناميده ميشود). تصور ميشد كه التهاب در كيسه هاي هوا (آلوئول ها) نقش عمده اي در ايجاد فيبروز ريوي ايديوپاتيك ايفا كرده و همين تورم به فيبروز و ايجاد زخم منجر ميشود.به خاطر همين نام الوئولیتیس فيبروز كريپتوژنيك را بر آن نهاده بودند. با اين وجود، درمانها براي كمك به كاهش التهاب هميشه موثر نيستند. بنابراين، نقش التهاب در اين بيماري مورد ترديد قرار گرفته است.
امروزه تصور ميشود شايد سلولهايي كه كيسه هاي هوا را پوشانده اند به گونه اي آسيب مي بينند. سپس اين سلولها سعي مي كنند خود را التيام دهند. اما اين پروسه التيام بخشي از كنترل خارج شده و سپس ضخيم شدن آنها و آسيب رساندن به جداره هاي كيسه هاي هوا و فيبروز (زخم شدن) بافت كيسه هاي هوا و ريه ميشود. اين ضخيم شدن و زخم شدن سبب كاهش حجم اكسيژن از كيسه هاي هواي آسيب ديده به رگهاي خوني ميشود. بنابراين، با پيشرفت بيماري، با هر بار نفس كشيدن ميزان اكسيژن كمتري از حد طبيعي به بدن منتقل ميشود.

عوامل مختلفي به عنوان علل بااقوه يا محرك براي شروع آسيب به سلولهاي پوشاننده كيسه هاي هوا پيشنهاد شده اند كه عباتند از:

•    كشيدن سيگار. اين بيماري در افرادي كه سيگار مي كشند يا زماني سيگاري بوده اند رايج تر است.
•    عفونتهاي ويروسي. اين شامل ويروسهايي از جمله ويروس اپشتین بار (Epstein-Barr) كه عامل تب غده اي است و ويروسي هپاتيت C ميشود.
•    برخي از داروهاي خاص
•    آلودگي هاي محيطي
•    بيماري ريفلاكس معده به مري. در صورتي اين بيماري به فيبروز ريوي تبديل ميشود كه محتواي معده رفلاكس شده مدتي طولاني در روده تان باقي بماند و برعكس به ريه ها كشيده شود. براي اطلاعات بيشتر به مقاله مجزايي با عنوان “رفلاكس اسيد و التهاب مري” مراجعه نمائيد.
فيبروز ريوي ايديوپاتيك نيز به نظر حالت ارثي دارد. با اين وجود، از هر 5 مورد 4 مورد سابقه اي از اين بيماري در خانواده خود ندارند.
(گاهي در نتيجه تماس با موادي خاص، غبار يا چوب و مواد شيميايي ديگر در محل كار و به عنوان عوارض جانبي داروهاي خاص ممكن است اين بيماري به وجود آيد. اين شرايط ايديوپاتيك نيست چون علت آن مشخص است. اگر مشكوك به فيبروز ريه بوديد، ممكن است پزشكتان در مورد سابقه كار از شما سوال كند تا اين احتمالات را رد كند.)

فيبروز ريوی ايديوپاتيک تا چه حد رايج است؟
اين بيماري نادر است. از هر 10000 نفر كمتر از 3 نفر به اين بيماري مبتلا مي شوند. با اين وجود، به نظر دارد رواج بيشتري مي يابد. مي تواند هر كسي را در هر سني مبتلا نمايد ولي در سنين 50 تا 70 سالگي متداول تر است. به نظر در مردان بيشتر از زنان است.

علائم فيبروز ريوی ايديوپاتيک چيست؟

علائم به تدريج افزايش مي يابند كه عبارتند از:
•    تنگي نفس كه به تدريج بدتر ميشود علامت اصلي آن است. دليل آن كاهش مقدار اكسيژني است كه وارد جريان خون ميشود. ممكن است فرد وقتي كاري را با تقلا انجام مي دهد براي اولين بار متوجه اين تنگي نفس شود. ممكن است از اين موضوع با فرض اينكه”ديگر سنتان بالا رفته است” براي مدتي بگذريد تا اينكه اين شرايط بدتر ميشود.
•    اغلب سرفه هاي خشك ايجاد ميشود (سرفه با خلط كم يا بدون خلط)
•    در نيمي از موارد ورم بستر انگشتان دست يا پا اتفاق مي افتد. ورم بستر انگشتان، التهاب بدون درد در بستر ناخن ها است. علت ورم  بستر ناخن ها مشخص نيست. اين اتفاق در افراد مبتلا به بيماريهاي مختلف سينه و قلبي اتفاق مي افتد.
•    خستگي
•    افزايش احتمال ابتلا به عفونتهاي سينه
با پيشرفت بيماري، علائم گاهي سريعا بدتر ميشود (كه وخامت حاد ناميده ميشود). دوره هاي بدتر شدن علائم ممكن است با دوره هايي همراه باشد كه به نظر علائم بهتر شده است. اگر شرايط شديدتر شود در اين صورت ممكن است نارسايي قلبي به وجود آيد. دليلش كم شدن سطح اكسيژن در نتيجه تغييرات در بافت ريه است كه سبب افزايش فشار در سرخرگهاي ريه ها ميشود. اين افزايش فشار، ماهيچه هاي قلب را به تقلا وا مي دارد و منجر به نارسايي قلبي ميشود. نارسايي قلبي منجر به علائم مختلفي از جمله بدتر شدن تنگي نفس و جمع شدن آب در بافتها ميشود.

چگونه مي توان فيبروز ريوي ايديوپاتيك را شناسايي كرد؟

علاوه بر علائم بالا، اگر پزشك با گوش دادن به ريه ها با يك گوشي طبي صداهاي ترق و تروقي بشنود مي تواند تشخيص خود را در اين رابطه ارائه دهد. گرفتن عكس اشعه ايكس مي تواند يك الگوي عمومي از روند ايجاد زخم در ريه ها ارائه دهد كه نشان دهنده اين بيماري است. آزمايشات خاص تنفس نيز مي تواند تغييراتي را نشان دهد كه احتمال وجود بيماري را بيشتر مي كند. اگر پزشكتان به فيبروز ريوي ايديوپاتيك مشكوك باشد ممكن است شما را به يك متخصص ريه ارجاع دهد.

براي تاييد تشخيص، و براي ارزيابي شدت بيماري، معمولا نياز به سي تي اسكن از ريه يا نمونه برداري از ريه است.
اغلب از يك نوع خاص از سي تي اسكن كه سي تي اسكن با وضوح بالا (HRCT) ناميده ميشود، استفاده ميشود. در نمونه برداري ريه، نمونه كوچكي از بافت ريه طي يك عمل كوچك برداشته ميشود. معمولا از جراحي موسوم به “سوراخ كليد”( keyhole) استفاده ميشود. اين نمونه در زير ميكروسكوپ بررسي ميشود. فيبروز ريوي ايديوپاتيك سبب ناهنجار شدن ظاهر كيسه هاي هوا و بافت مجاور ريه ميشود. اين ناهنجاري را مي توان در نمونه برداشته شده از ريه مشاهده كرد. گاهي ممكن است پزشك شيوه ديگري براي نمونه برداري از ريه شما براي بررسي پيشنهاد دهد. اين كار با شيوه اي كه برونكوسكوپي ناميده ميشود انجام ميشود. يك تلسكوپ كوچك و انعطاف پذير در اين شيوه از لوله هاي تنفسي پايين داده ميشود تا بتوان نمونه برداري كرد.
اگر مشكوك به نارسايي قلبي بوديد ممكن است اكوكارديوگرام (معاينه مافوق صوت قلب) براي شما پيشنهاد شود.

گزينه هاي درماني براي فيبروز ريوی ايديوپاتيک  چيست؟
در حال حاضر درماني براي فيبروز ريوي ايديوپاتيك وجود نداشته و درمان بهينه اي تا به كنون يافت نشده است. هدف درمان كنترل علائم تا حد ممكن است.
از آنجا كه د رابتدا تصور ميشد كه فيبروز ريوي ايديوپاتيك به خاطر تورم كيسه هاي هوا كه به فيبروز و زخم منجر ميشود به وجود مي آيد، درمان بر اساس داروهايي بود كه به كنترل (كاهش) اين التهاب كمك مي كردند. اين شامل درمان با كورتيكواستروئيدها (استروئيدها) و داروهاي سركوب كننده ايمني مثل آزاتيوپرين ميشود. اين داروها هنوز تا حدي استفاده ميشوند چون مي توانند در برخي افراد كمك كننده باشند. داروهاي جديدتر نيز تحت بررسي هستند.

براي كمك به بهبود علائم و براي كند كردن روند بيماري يك يا چند گزينه زير ممكن است پيشنهاد شود:

•    درمان دارويي با استروئيد اغلب در تركيب با داروهاي سركوب كننده ايمني ممكن است امتحان شود. تحقيقات قبلي نشان ميدهد كه درمان دارويي با استروئيد در هر 4 نفر علائم را در 1 نفر بهبود مي بخشد. با اين وجود، برخي پزشكان در حال حاضر تصور مي كنند كه احتمالا كساني كه استروئيد براي آنها موثر است درواقع نوع ديگري بيماري ريوي دارند. اگر استروئيدها تجويز شوند، در ابتدا از دوز بالا استفاده ميشود و سپس دوز آن پايين تر آورده شده و در همان حد ثابت نگه داشته ميشود. اگر بعد از چند ماه بهبودي حاصل نشد مصرف استروئيد متوقف ميشود. در برخي افراد استروئيد عوارض جانبي ايجاد مي كند. براي جزئيات بيشتر در مورد عوارض جانبي احتمالي به مقاله مجزايي با عنوان “استروئيدهاي خوراكي” مراجعه نمائيد.
•    داروهاي سركوب كننده سيستم ايمني مثل آزاتيوپرين اغلب در تركيب با داروهاي استروئيدي ممكن است امتحان شود. اين داروها نيز التهاب را مهار مي كنند. اين داروها نيز همانند استروئيدها فقط در برخي افراد موثر است.
•    عدم درمان نيز يك گزينه است. در برخي افراد استفاده از دارو عوارض جدي دارد. ريسك عوارض جانبي بايد با شانس بهبود علائم و كند كردن روند بيماري در توازن باشد. اگر علائم خفيف باشد و شديدتر نشود، مخصوصا براي افراد پير، اغلب درماني پيشنهاد نميشود. يك متخصص ريه اغلب شرايط را تحت نظر مي گيرد.
•    درمان اكسيژن  كه در خانه استفاده ميشود ممكن است اگر علائم شديدتر شود مورد استفاده قرار گيرد.
•    دوره هاي توان بخشي ريوي در برخي افراد مي تواند كمك كننده باشد. اين دوره ها شامل حمايت اجتماعي و رواني ميشود. از كلينيك بيماري هاي ريوي كه تحت نظر آن هستيد در مورد نزديك ترين دوره ها به شما سوال كنيد.
•    اگر سيگاري هستيد سيگار را ترك كنيد.
•    در مورد آنفولانزا و ميكروب پنوماكوك خود را واكسينه كنيد. در اين صورت در برابر عفونتها محافظت ميشود. اين عفونتها مخصوصا اگر بيماري ريوي داشته باشيد بسيار جدي مي توانند باشند.
•    پيوند ريه  مي تواند يك گزينه باشد. اين گزينه مخصوصا در جوانان كه علارغم مصرف دارو بيماري در آنها شدت مي يابد متداولتر است.
درمانهاي جديدتر
چند درمان جديدتر امتحان شده است كه شامل اينترفرون، N-acetylcysteine و پيرفنيدون ميشود. تصور ميشود اين داروهاي جديد با تاثير بر فيبروز كه در اين بيماري ايجاد ميشود عمل مي كنند. با اين وجود، براي تاييد مزاياي اين داروها آزمايشات بيشتري بايد انجام شود.

دورنماي آن چيست؟
پيشرفت اين بيماري در هر فردي متفاوت است. برخي افراد به داروهايي كه روند بيماري را كند مي كنند پاسخ مي دهند اما در برخي ديگر تفاوت زيادي ايجاد  نمي كند. برخي افراد سالها بعد از تشخيص وضعيتشان ثابت باقي مي ماند اما در برخي ديگر ريه با سرعت بيشتري فاسد ميشود. براي هر فرد مبتلا، در آغاز تشخيص بيماري، تشخيص روند بيماري مشكل است.
نشان داده شده است كه پيوند ريه براي افرادي كه مناسب تشخيص داده شده مي تواند مفيد باشد و بنابراين امروزه هر چه بيشتر به عنوان درمان استفاده ميشود. ممكن است داروهايي جديدتري نيز در آينده شناسايي شوند كه بتوانند موثر باشند.

مقاله درباره دیابت نوع دوم

دیابت نوع دوم چیست ؟ چه عواملي سبب ابتلا به ديابت نوع دوم مي شوند؟علايم ديابت نوع دوم چيست؟ چه کساني به ديابت نوع دوم مبتلا مي شوند؟ آيا ديابت قابل علاج قطعي و ريشه کني است؟ درمان ديابت نوع دوم چگونه است؟  افراد ديابتي مستعد ابتلا به چه مشکلاتي هستند؟ آيا ديابت نوع دوم قابل پيشگيري است؟ مطالبی هستند که در این بخش از پزشک تو می خوانید.

مقاله درباره دیابت نوع دوم

ديابت نوع دوم شرايط مزمني است که در آن، بدن، قادر به استفاده و ذخيره گلوگز نمي باشد و گلوکز به جاي تبديل به انرژي به جريان خون باز گشته و سبب ايجاد علايم مختلف مي گردد.

ديابت نوع دوم (يا ديابت بزرگسالي يا غير وابسته به انسولين) در نتيجه عدم توانايي بدن در توليد انسولين کافي و يا ناتواني از استفاده ي بهينه از انسولين توليدي رخ مي دهد؛ که به اين حالت مقاومت بهانسولين گفته مي شود.

اين نوع ديابت اغلب در افراد بالاي 40 سال، چاق و داراي سابقه خانوادگي ديابت رخ مي دهد ولي متاسفانه بايد اذعان کرد که امروزه آمار ابتلاي افراد جوان تر نيز به دليل شيوه زندگي امروزي  افزايش يافته است.

چه عواملي سبب ابتلا به ديابت نوع دوم مي شوند؟
فاکتورهاي مختلفي سبب ابتلا به ديابت نوع 2 مي شوند: اضافه وزن، بي تحرکي يا کمبود فعاليت بدني و  اختلالاتي که همراه با عدم توانايي بدن در استفاده از گلوگز مي باشند از عوامل اصلي ابتلا به ديابت نوع دو مي باشند. به علاوه کساني که اختلال گلوکز ناشتا يا اختلال عدم تحمل گلوکز در آن ها تشخيص داده شده نيز خطر بالايي در ابتلا به ديابت نوع دوم دارند.

علايم ديابت نوع دوم چيست؟

افراد مبتلا به ديابت نوع دوم يک سري از علايم را تجربه مي کنند. شامل:

* تشنگي و پرنوشي

* پُرادراري

* تاري ديد

* زودرنجي و تحريک پذيري

* بي حسي يا سوزش دست و پا

* عفونت مکرر لثه، پوست و مثانه

* عدم بهبودي زخم ها

* خستگي زياد غير قابل توجيه

اما بايد بدانيد در بعضي موارد ديابت نوع 2 هيچ علامتي ندارد. در اين گونه موارد افراد مبتلا ماه ها يا حتي سال ها بدون اين که از بيماري خود مطلع باشند به زندگي ادامه مي دهند. ديابت آن قدر به تدريج پيش مي رود که حتي گاهي اوقات علايم آن قابل شناسايي نيست. به همين دليل خيلي از مبتلايان به ديابت تا سال ها از بيماري خود اطلاع ندارند.

چه کساني به ديابت نوع دوم مبتلا مي شوند؟
عوامل خطر ابتلا به ديابت نوع دوم شامل چاقي، کلسترول بالا، فشار خون بالا و عدم تحرک بدني کافي است. همچنين مطالعات نشان داده اند که خطر ابتلا به ديابت با افزايش سن افزايش مي يابد به همين دليل به اين نوع از بيماري ديابت بزرگسالان نيز گفته مي شود. بر همين اساس افراد چاق بالاي 40 سال ريسک بالاتري براي ابتلا به ديابت نوع دو دارند. البته ظهور اين نوع ديابت در افراد جوان نيز در حال افزايش است.

همچنين افرادي که دردوره بارداري به ديابت مبتلا مي شوند، که ديابت بارداري نام دارد، ممکن است بعدها به ديابت نوع 2 دچار شوند.

آيا ديابت قابل علاج قطعي و ريشه کني است؟
بايد اذعان نمود که در حال حاضر هيچ راه درماني براي بهبود قطعي ديابت نوع 2 شناخته نشده است. البته در مراحل اوليه مي توان به راحتي کنترلقند خون را در فرد مبتلا اصلاح نمود. ولي اين بدان معنا نيست که اين فرد مي تواند مجددا به عادات نادرست زندگي قبلي خود باز گردد. چرا که در هر صورت اين افراد احتمال افزايش مجدد قند خون را در طي مراحل مختلف زندگي خواهند داشت. به همين دليل با تشخيص اوليه ديابت حتي پس از اصلاح قند خون شما بايد کنترل قند خود را به صورت ادواري انجام دهيد.

اگرچه نظرياتي در مورد نقش عمل باي پس معده در درمان ديابت نوع 2 وجود دارد با اين حال اين رابطه بين عمل جراحي و درمان ديابت نوع 2 هنوز به اثبات نرسيده است.

درمان ديابت نوع دوم چگونه است؟
ديابت نوع 2 در مراحل اوليه با تغيير شيوه زندگي اعم از تغذيه سالم، فعاليت بدني و نيز کنترل استرس قابل درمان خواهد بود. جالب است بدانيد که در فردي که از افزايش وزن شديد رنج مي برد حتي با کمتر از 10 در صد کاهش وزن در خيلي از موارد کنترل قند خون اصلاح مي گردد.

اگر با تغيير عادات نادرست زندگي، قند خون شما اصلاح نشد، آن موقع ديابت اغلب با مصرف داروهاي خوراکي قابل درمان است زيرا که بدن بسياري از افراد مبتلا تا حدي انسولين ترشح مي کند ولي به داروهايي براي بهبود بهره برداري و يا افزايش ترشح انسولين نياز است.

قرص هاي مصرفي براي کنترل ديابت حاوي انسولين نيستند. در عوض اين دارو ها مثل متفورمين، سولفونيل اوره ها، مهار کننده هاي آلفا گلوکوزيدازها و… باعث مي شوند تا انسولين ترشح شده در بدن موثرتر و کارآمدتر عمل کند.

در مراحل پيشرفته، در نهايت بعضي از افراد مبتلا، با انسولين درمان مي شوند. انسولين مي تواند چند بار در روز تزريق شود يا با استفاده از پمپ استعمال گردد. هدف از انسولين درماني تقليد انسولين ترشح شده توسط پانکراس است. مصرف انسولين به اين معني نيست که شما در کنترل گلوکز خون خود بد عمل کرده ايد بلکه به اين معني است که بدن قادر به توليد انسولين کافي يا استفاده از آن در تبديل غذاي مصرفي نمي باشد.

يکي از روش هاي کليدي در کنترل ديابت، کنترل دقيق گلوکز خون است تا مطمئن شويد که مقادير قند خون نزديک به مقدار مطلوب است. بيماران بايد در مورد سطح هدف گلوکز خون با پزشک خود مشورت کنند. همچنين سطح هموگلوبين A1C  نيز بسيار مهم است. با حفظ قند خون در ميزان تعيين شده مي توانيد از بسياري از مشکلات ناشي از ديابت پيشگيري نماييد.

افراد ديابتي مستعد ابتلا به چه مشکلاتي هستند؟
همانطور که در ديابت نوع اول بيان شد، خون در سراسر بدن شما جاري است و زماني که ميزان گلوکز موجود در خون بالا باشد، محيطي را که ارگان هاي مختلف بدن در آن وظايف خود را انجام مي دهند، مختل مي سازد. در اين هنگام بدن شما علايمي را ظاهر مي سازد تا نشان دهد که اوضاع داخلي بدن شما مناسب نيست، اين علايم، همان علايمي هستند که افراد ديابتي تجربه مي کنند. اگر اين مشکل که تحت عوامل مختلف ايجاد مي گردد، بدون درمان رها شود، سبب ايجاد مشکلاتي مثل حمله هاي قلبي، سکته، کوري، نارسايي کليه و بيماري رگ هاي خوني مي گردد که ممکن است سبب قطع عضو، آسيب هاي عصبي و ناتواني جنسي شود.

البته پيشگيري نقش مهمي در کاهش اين مشکلات خواهد داشت. با کنترل قند خون تان  مي توانيد به بدن خود کمک کنيد تا اعمال خود را تا حد ممکن به صورت نرمال انجام دهد. با اين کار، شانس تجربه مشکلات ناشي از قند خون بالا را کاهش خواهيد داد.

آيا ديابت نوع دوم  قابل پيشگيري است؟
تحقيقات نشان داده اند که روش هايي براي پيشگيري ازديابت نوع 2 يا حداقل به تاخير انداختن ابتلا به آن وجود دارد. روش هاي اساسي براي کمک به کاهش ابتلا به ديابت شامل تغيير شيوه نادرست زندگي ازجمله: تحرک بدني بيشتر و يا اگر از قبل فعاليت منظم ورزشي داشته ايد، نگهداري و ادامه آن فعاليت بدني و حفظ وزن در محدوده طبيعي مي باشد.

البته به ويژه در افراد مستعد ابتلا به ديابت، شما بايد در مورد شيوه هاي عملي لازم براي ايجاد تغيير در شيوه زندگي و نيز در مورد روش هاي ديگر براي پيشگيري يا مديريت بيماري با پزشک خود مشورت نماييد.

لنفوم غیر هوچکین چیست

لنفوم غیر هوچکین – لنفوم چیست؟سیستم لنفاوی چیست؟سرطان چیست؟ چه چیز باعث لنفوم غیر هوچکین شده و چگونه پیشرفت می کند؟ علائم لنفوم غیر هوچکین چه می باشند؟ چگونه لنفوم هوچکین تشخیص داده شده و ارزیابی می شود؟روش درمان لنفوم غیر هوچکین چه می باشد؟

لنفوم غیر هوچکین سرطانی می باشد که برسلول هایی موجود درسیستم لنفاوی  به نام لنفوسیت ها اثر می گذارد .لنفوم غیر هوچکین انواع مختلفی تقسیم بندی می شود:درجه بالا (رشد سریع),درجه پایین(رشد اهسته).یک روش معمول برای درمان این نوع لنفوم شیمی درمانی می باشد که راه های دیگری برای درمان این بیماری وجود دارد .با درمان بسیاری از افراد مبتلا به لنفوم غیر هوچکین درمان می شوند.

لنفوم غیر هوچکین چیستلنفوم چیست؟

لنفوم سرطانی است که سلول های موجود در سیستم لنفاوی را درگیر می کند.لنفوم به دو نوع تقسیم بندی می شود:لنفوم هوچکین و غیر هوچکین(که شامل انواع متفاوتی از لنفوم می شود).این مهم می باشد که بدانید دقیقا به چه نوع لنفومی مبتلا شده اید زیرا  نحوه درمان و چشم انداز برای انواع مختلف لنفوم متفاوت است.

بقیه این جزوه تنها در رابطه با لنفوم غیر هوچکین می باشد.حدود 4 تا 5 مورد لنفوم,لنفوم غیر هوچکین می باشد برای اطلاعات بیشتر به بروشور جداگانهای به نام لنفوم هوچکین مراجعه کنید.

سیستم لنفاوی چیست؟

سیستم لنفاوی دارای گره های لنفاوی (غدد لنفاوی) بوده و شبکه ای نازک از گره های لنفی(شبیه رگهای خونی نازک) و اندامهایی مانند طحال وتیموس می باشد.

و همچنین در گره های لنفی سراسر بدن رخ می دهد . گره های لنفی که در نزدیکی یکدیگر قرار دارند اغلب به صورت گروهی یا زنجیره ای قرار دارند.به عنوان مثال در دو طرف گردن(غدد لنفاوی گردن), زیر بغل (گره های لنفاوی زیر بغل),در کشاله ران(غدد لنفاوی کشاله ران)

قسمت های بالایی گروه های اصلی غدد لنفاوی را نشان می دهد در صورتی که غدد لنفاوی در بسیاری از نقاط بدن وجود دارد.

غدد لنفاوی توسط شبکه ای از کانال های لنفاوی به هم می پیوند در کل بخش لنفاوی متشکل از یک سیال است که بین سلول های بدن می باشد .این مایع دارای یک سری مواد مغذی و مواد زائد بوده که به سلول وارد و از ان خارج می شوند .مایع لنفاوی ابکی از طریق غدد لنفی متفاوت در کانال های لنفی حرکت می کند در نهایت به جریان خون تخلیه می شود.

سیستم لنفاوی همچنین بخش عمده ای از سیستم ایمنی بدن است.لنف و غدد لنفاوی حاوی گلبولهای سفید از جمله لنفوسیت ها و انتی بادی هایی هستند که از بدن در برابر عفونت محافظت می کنند.لنفوسیت ها در مغز استخوان ساخته شده اند.هنگامی که انها بالغ می شوند به جریان خون ازاد شده و به سیستم لنفاوی مهاجرت می کنند.سه نوع لنفوسیت بالغ وجود دارد:

*لنفوسیت های ب که انتی بادی هایی را تولید می کنند که به باکتری های الوده و ویروس ها و …حمله می کنند.

* لنفوسیت های تی (که مراحل نهایی بلوغ انها درون غده تیموس می باشد) و دارای عملکردهای متفاوتی بوده از جمله کمک به لنفوسیت های ب جهت ساخت انتی بادی

*لنفوسیت های کشنده نیز به محافظت در برابر عفونت ها کمک می کنند.

سرطان چیست؟

سرطان یک بیماری سلولی در بدن است.بدن از میلیون ها سلول کوچک تشکیل شده است.سلولهای مختلفی در بدن وجود دارد و همچنین انواع مختلفی از سرطان موجود است که توسط سلولهای مختلفی ایجاد می شود .همه نوع سرطان در این رابطه که سلولی بوده و غیر نرمال می باشند و به مکانیسم کنترل طبیعی و نرمال پاسخ نمی دهند مشترک می باشند.تعدادی از سلولهای سرطانی بزرگ که ساخته می شوند اغلب یا ساخت انها از کنترل خارج است یا عمر طولانی تری نسبت به سلولهای معمولی دارند یا هردو مورد در رابطه با انها صدق می کند.

ت.مورهای بدخیم اکثرا به صورت توده ای یا بافت های در حال رشد که از سلولهای سرطانی در خال تکثیر تشکیل شده است.تومورهای بدخیم به بافت های مجاور و اندام ها حمله کرده و می توانند خسارات زیادی به بار اورند.

تومورهای بدخیم معمولا در بخش های دیگری از بدن گسترش می یابند. و از اتفاق هایی که رخ می دهد این است که برخی از سلول ها در اثرشکسته شدن تومورهای اولیه وارد جریان خون یا کانالهای لنفی شده و به سایر بخشهای دیگر بدن می روند.این گروه های کوچک سلولی ممکن است به صورت تومورهای ثانویه(متاستاز) در یک یا بخشهای دیگری از بدن تکثیر می یابند. این تومورهای ثانویه ممکن است که رشد کنند وپس از رشد به بافت های اطراف حمله کرده و به انها اسیب برسانند و سپس مجددا تکثیر یابند.

برخی از انواع سرطان نسبت به موارد دیگر جدی تر می باشند برخی نسبت به سایر موارد در رابطه با درمان اسانتر بوده(بخصوص شناسایی و تشخیص سرطان در مراحل ابتدایی) و برخی از انواع سرطان دارای چشم انداز خوبی هستند.

بنابراین سرطان تنها یک شرط نیست بلکه در هر موردی مهم است بدانید چه نوع سرطانی در حال پیشرفت است ؟چه قدر بزرگ شده ؟و اینکه چه اندازه گسترش یافته است؟ .این شما را قادر خواهد ساخت که اطلاعات قابل اطمینانی در رابطه با درمان و چشم انداز بیماری بدست اورید.(برای بدست اوردن اطلاعات بیشتر به طور کلی به مقاله جداگانه ای به نا م سرطان –سرطان و تومور چیست؟مراجعه کنید.)

چه چیز باعث لنفوم غیر هوچکین شده و چگونه پیشرفت می کند؟

علت ان شناخته شده نمی باشد.در صورتی که سیستم ایمنی بدن شما ضعیف شده باشد(برای مثال شما مبتلا به ایدز باشید)خطر ابتلا به لففوم غیر هوچکین در شما افزایش می یابد با این حال این دلیل تنها برای تعداد کمی از موارد به حساب می اید در بیشتر موارد دلیل ابتلا ناشناخته می باشد.این بیماری یک بیماری موروثی نمی باشد و به همین دلیل در خانواده ها پدیدار نمی شود.

انچه به نظر می رسد ان است که ابتلا به سرطان (مانند سرطان لنفوم)از یک سلول غیر طبیعی اغاز می شود.در مورد لففوم  غیرهوچکین سرطان از سلول های لنفوسیت اغاز می گردد و انها غیر طبیعی می شوند.علت اصلی انکه چرا سلولها سر طانی می شوند کاملا نا مشخص است. تصور می شود که گاهی اوقات صدمات و تغییراتی در ژنهای خاص در سلول ها رخ می دهدو این باعث ایجاد سلول های غیر طبیعی می شود  ودر صورتی که سلول غیر طبیعی زنده بماند می تواند تکثیر شود و تعداد زیادی سلول های غیر طبیعی به وجود اورد.(جهت دستیابی به جزئیات بیشتر بروشور جداگانه ای در رابطه با سرطان-یرطان چیست را مطالعه کنید)

 لنفوسیت های سرطانی تمایل دارند در گره های لنفی تجمع یابند و گره های لنفی همچنان بزرگتر شده و به صورت تومورهای سرطانی در می ایند.برخی از سلول های غیر طبیعی ممکن است به بخشهای دیگری از سیستم لنفی وارد شوند.بنابراین ممکن است برخی از گره های لنفاوی سرطانی بزرگ توسعه یافته و سبب بزرگ شدن طحال شوند.

لنفئسیت های سرطانی می توانند تومور های سرطانی را در مکان هایی خارج از سیستم لنفاوی بدن شکل دهند.به همین دلیل سلول های لنفی می توانند به سیستم لنفاوی وارد یا از ان خارج شوند و یا در جریان خون حضور داشته باشند.برای مثال در یک نوع لنفوم غیر هوچکین تومور در استر مخاط معده پیشرفت می کند و در یک لنفوم غیر هوچکین دیگرکه نادر نیز می باشد تومورهایی هستند که در مغز تشکیل می شوند.

چه کسانی مبتلا به لنفوم غیر هوچکین می شوند و تا چه حد شایع می باشد؟

این بیماری هرکسی را می تواند تحت تاثیر قرار دهد.اکثرا در افرادی دارای سن بیشتر از 60 سال رخ می دهد .حدود 10000نفر درکشور انگلیس سالانه به لنفوم غیر هوچکین دچار می شوند . ان هفتمین نوع از رایج ترین انواع سرطان درکشور انگلیس می باشد .این نوع لنفوم در مردان بیشتر از زنان شایع بوده و انها را بیشتر تحت تاثیر قرار می دهد.

علائم لنفوم غیر هوچکین چه می باشند؟

*متورم شدن غدد لنفاوی

شایع ترین علائم اولیه توسعه یک یا تعداد زیادی گره های لنفاوی در یک منطقه از بدن اغلب کشاله ران ,زیر بغل و یا کشاله ران.تورم غدد لنفاوی معمولا بدون درد بوده و به تدریج با گذشت زمان بزرگتر می وگاهی اوقات ممکن است غدد لنفاوی همچنان دردناک باقی بماند .در صورتی که غدد لنفاوی اسیب دیده در قفسه سینه یا شکم هستند شما از تورم انها در مراحل اولیه بیماری اگاه نخواهید شد.

(توجه داشته باشید:شایع ترین علل تورم غدد لنفاوی عفونت می باشد که به عنوان مثال تورم گره های لنفاوی ناحیه گردن در طی التهاب لوزه ها بسیار رایج می باشد.).سرطان لنفوم سبب تورم غیر معمول گره های لنفی می شود.با این حال ممکن است در صورتی که گره های لنفی برای بیش از چند هفته یا بیشتر متورم باقی بماند و هیچ عفونتی موجود نباشد که دلیل بر متورم شدن گره های لنفی باشد

*علائم دیگر:

یک سرس علائم عمومی هستند که در فرد ظاهر می شوند به عنوان مثال عرق( در شب),تب, از دست دادن وزن,خستگی,بی اشتهایی,کم خونی و خارش در سراسر بدن نیز می باشد.

و به طور کلی هنگامی که لنفوم غیر هوچکین توسعه می یابد ممکن است  شما احساس ناخوشایندی داشته باشید . اگر تومور لنفی در نزدیکی بخش هایی از بدن بزرگ و سفت شود احتمال بروز علائم مختلف دیگری نیز وجود دارد.برای مثال هنگامی که تومور بزرگی در داخل گره های لنفی قفسه سینه توسعه یافته باشد شما به مشکلات تنفسی و سرفه دچار می شوید.

 چگونه لنفوم هوچکین تشخیص داده شده و ارزیابی می شود؟

برای تایید تشخیص از نمونه برداری از بافت زنده استفاده می شود:

در صودتی که پزشک شما به اینکه شما به لنفوم غیر هوچکین دچار شده اید مشکوک شود شما را به یک پزشک متخصص ارجاع می دهد.متخصص نمونه برداری از یکی از گره های متورم را ترتیب می دهد و یک بیوپسی هنگامی است که یک نمونه کوچک ار بافت زنده از قسمتی از بدن خارج شود.هنگامی که نمونه زیر میکروسکوپ مشاهده می شود سلولها به صورت غیر معمول به نظر می رسد(گاهی داخل گره های لنفی به صورت خارج شده در زیر میکروسکوپ به نظر می رسد)

درجه و سطح لنفوم:

برای سنجش سلول های سرطانی نمونه بیوپسی زیر میکروسکوپ را مشاهده می کنیم توسط نگاه کردن به ویژگی های خاص سلول ها وبا انجام تست های مختلفی که بر روی سلول ها انجام می دهیم نوع دقیق لنفوم را می توانیم تشخیص دهیم.برای مثال انواعی از لنفوم غیر هوچکین شامل:

انتشار سلول های بزرگ لنفوسیت ب ,سلولهای سازنده لنفوسیت,فولیکولار لنفوم,سلول های لنفی بزرگ اناپلاستیک,سلول های لنفی لنفوپلاسماستیک,اما همچنان انواع متفاوت دیگری نیز وجود دارد.

اگرچه انواع بسیاری از لنفوم غیرهوچکین موجود است اما انها به طور کلی به دو دسته تقسیم بندی می شوند:درجه بالا و درجه پایین.

*درجه بالا (رشد سریع) که سلول های سرطانی تمایل به رشد و تکثیر به صورت بسیار سریع و تهاجمی دارند.

*درجه پایین (رشد اهسته) سلول های سرطانی تمایل به رشد به صورت اهسته و غیر تهاجمی دارند.

بررسی وسعت و گسترش بیماری(مرحله بندی):

در صورتی که بیوپسی تایید کند که شما مبتلا به لنفوم غیر هوچکین هستید ازمایش های بیشتری توصیه می شود.برای مثال شما ممکن است یک اسکن ,یک ام ار ای ,ازمایش خون ,نمونه برداری از مغز استخوان یا ازمایش های دیگر انجام دهید.(مقاله جداگانه ای را مشاهده کنید که هر یک از این ازمایش ها را با جزییات بیشتر شرح داده است )و این ارزیابی مرحله بندی نامیده می شود.هدف از مرحله بندی این است که چه مقدار لنبوم به صورت موضعی رشد کرده است و یا اینکه ایا به گره های لنفی دیگر یا سایر بخشهای بدن نفوذ کرده است .سیستم مرحله بندی که معمولا برای لنفوم هوچکین استفاده می شود به صورت زیر است:

*لنفوم است که تنها محدود به یک گروه از گره های لنفی می شود.

*لنفوم بر دو یا چند گروه از گره های لنفی اثر می گذارد,با این حال تمامی انها در سمت مشابهی از دیافراگم قرار دارند(دیافراگم عضله بزرگی است که قفسه سینه را از شکم جدا می کند و به تنفس ما کمک می کند بنابراین در مرحله دو تمامی گروه های اسیب دیده در با یا پایین تر از دیافراگم قرار دارند.

*لنفوم گره هایی را که در دو طرف لنفوم قرار دارند تحت تاثیر قرار می دهد.

*لنفوم بخش هایی از بدن را که خارج از سیستم لنفاوی هستند تحت تاثیر قرار می دهد.

هر مرحله به بخش آ و ب تقسیم بندی می شود که آ به معنی این است که هیچ گونه علائمی در شب نخواهید داشت چون عرق ,تب,کاهش وزن و مرحله ب به این معنی است که شما یکی یا چند نمونه از این علائم را دارا هستید.

برای مثال در صورتی که شما در مرحله ی 2ب باشید به این معنی می باشد که شما دارای دو یا گروه های بیشتری از گره های لنفاوی مبتلا شده هستیدو هر دو بالا یا زیر پرده دیافراگم می باشند همچنین دارای یک یا تعداد بیشتری از علائم از جمله عرق شبانه ,تب وکاهش وزن هستید.

یافتن مرحله لنفوم کمک می کند تا پزشکان گزینه بهتری را جهت درمان توصیه کنند.این نشانه های معقولی در رابطه با چشم انداز بیماری به ما می دهد.(پیش اگهی)

روش درمان لنفوم غیر هوچکین چه می باشد؟

روش درمانی توصیه شده در رابطه با هر مورد بستگی به عوامل مختلفی دارد از جمله:نوع دقیق لنفوما و مرحله ان و به خصوص اینکه درجه ان بالا یا پایین است,سن شما ,سلامت عمومی شما,به تعداد گره های اسیب دیده بخشهایی از بدن شما را تحت تاثیر قرار می دهد.

روش درمانی که ممکن است در نظر گرفته شود شامل موارد زیر است:

شیمی درمانی:

 شیمی درمانی یک روش درمان است که از داروهای ضد سرطان جهت کشتن سرطان(لنفوم)سلولی یا متوقف کردن تقسیم استفاده می شود. درجه بالای لنفوم غیر هوچکین معمولا توسط تزریق مستقیم داروهای شیمی درمانی به داخل ورید(شیمی درمانی داخل وریدی ) انجام می شود.به طور معمول از یک سری داروهای ترکیبی استفاده می شود.رایج ترکیب از مواد مخدر که استفاده می شود:سیکلوفسفامید,دوکسوربیسین ,وین کریستین و پردینیزولون(اغلب مراجعه کننده از عنوان سی اچ او پی برای این ترکیب استفاده می کند)

برای درجه پایین لنفوم غیر هوچکین هنگامی که ما می خواهیم به صورت فعال معالجه را انجام دهیم توصیه می شود که ازشیمی درمانی داخل وریدی و قرص های شیمی درمانی که اغلب برای درمان مورد استفاده قرار می گیرند.(برای اطلاعات بیشتر به جزوه جداگانه ای به نام شیمی در مانی مراجعه کنید.)

انتی بادی های مونوکلونال:

گاهی اوقات این روش درمانی علاوه بر شیمی درمانی مورد استفاده قرار می گیرد(برای مثال از محصولی به نام ریتوکسی مپ به عنوان یک انتی بادی منوکلونال  به صورت رایج استفاده می شود.انتی بادی های منوکلونال پروتئین های کوچکی هستند و نسبت به شیمی درمانی های نرمال متفاوت می باشند.انها با اتصال به لنفوسیت های غیر طبیعی عمل کرده و کمک می کند تا بدون اسیب رساندن به سلون های دیگر انها نابود شوند.

پرتودرمانی:

رادیو تراپی یک راه درمانی می باشد که پرتوهایی با تشعشعات و انرژی بالا بر روی بافت های سرطانی متمرکز می شوند.این باعث مرگ سلولهای سرطانی و متوقف شدن تقسیم می شود.در صورتی که شما یک یا دو گره لنفی دارید که تحت تاثیر قرار گرفته است به طور عمده از این روش استفاده می شود.(برای جزئیات بیشتر بروشور جداگانه ای به نام پرتو درمانی را مطالعه کنید)

پیوند سلول های بنیادی:

پیوند سلول های بنیادی (که گاهی به ان پیوند مغز استخوان گویند) بعضی اوقات انجام می گیرد.سلول های بنیادی سلول های نا بالغی می باشند که در سلول های بالغ خونی در مغز استخوان توسعه می یابند.لنفوسیت ها از سلول های بنیادی خون مشتق شده اند.به طور خلاصه برای کشتن لنفوسیت های غیر نرمال از شیمی درمانی با دوز بالا (یا گاهی پرتو درمانی )استفاده می شود.با این حال سلول های بنیادی که سلول های طبیعی خونی تولید می کنند را می کشند.به همین دلیل پس از شیمی درمانی سلول های بنیادی که سلول های طبیعی خونی تولید می کنند به شما داده خواهد شد .(برای جزئیات بیشتر بروشور جداگانه ای به نام پیوند سلول های بنیادی را مطالعه کنید)

عمل جراحی:

جراحی یک درمان معمول نمی باشد.گاهی ممکن است انجام یک سری عملیات در جهت حذف یک اندام انجام گیرد(مانند طحال) یا برای قسمتی از یک اندام که به شدت توسط لنفوم اسیب دیده است.گاهی ممکن است توده ای از تومور به صورت غیر توده ای در طی شیمی درمانی حذف شود.

تماشا و انتظار:

هیچ گونه درمانی ممکن است برای لنفوم غیر هوچکین درجه پایین توصیه نشود.به این رویکرد نام تماشا و انتظار داده شده است.هنگامی که شما به طور کلی احساس خوبی داشته باشید و هیچ گونه علائمی از لنفوما (به جز گره های متورم بدون درد) را نداشته باشید به طور عمده از رویکرد تماشا و انتظار استفاده می شود.لنفوم غیر هوچکین درجه پایین به اهستگی رشد می کند و ممکن است واقعا به هیچ گونه درمانی به مدت 1 سال یا بیشتر نیاز نداشته باشد.

شیمی درمانی یا راه های دیگر ممکن است در ایجاد علائم توسط بیماری تاخیر ایجاد کند.متخصص شما سعی دارد به طور مرتب شما را چک کند تا اطلاعاتی در رابطه با اندازه غدد لنفی ,سرعت رشد و سایر عوامل بدست اورد.و تمامی این کارها باید در هنگام شروع دوره درمان اغاز شود

شما باید با متخصصی که پرونده شما در دست او است کاملا صحبت کنید.انها قادر خواهند بود در رابطه با جوانب مثبت ومنفی,میزان احتمال موفقیت و عوارض جانبی احتمالی و جرئیات دیگر در مورد گزینه های مختلف درمان و نوع ومرحله لنفوم در اختیار ما قرار می دهد.

شما باید در باره ی اهداف درمان با متخصص خود صحبت کنید برای مثال:

*ممکن است هدف از معالجه درمان لنفوم باشد.برخی از لنفوم های غیر هوچکین می توانند درمان شوند.یه خصوص لنفوم غیر هوچکین درجه بالا نیز قابل درمان است(چزشکان تمایل دارند از کلمه ی بهبودی به جای کلمه درمان استفاده کنند)بهبودی به این معنا می باشد که هیچ گونه شواهدی ازسرطان( لنفوم)ا در طی درمان های زیر مشاهده نمی شود.اگر شما در دوره ی بهبودی باشید ممکن است بیماری شما قابل درمان باشد در بعضی موارد لنفوما بعد از ماه ها یا سالها باز می گردد. به این دلیل است که پزشکان تنها گاهی تمایل به استفاده از کلمه درمان دارند.

*ممکن است هدف از درمان تنها کنترل لنفوم باشد.اگر یک درمان واقع بینانه نباشد,با معالجه ان اغلب ممکن است رشد یا سرعت لنفوما محدود شود به این ترتیب پیشرفت سریع ان کاهش یابد و امکان دارد شما تا مدتی هیچ گونه علائمی نداشته باشید.به خصوث تعداد زیادی از لنفوم های غیر هوچکین نمی توانند درمان شوند اما می توانند برای یک مدتی معالجه شوند.

*هدف از درمان ممکن است اسان کردن علائم باشد.در صورتی که درمان امکان پذیر نباشد .درمان ممکن است برای کاهش اندازه تومور های لنفوم که ممکن است سبب اسان شدن یک سری علائم مثل درد استفاده شود.در صورتی که لنفوم غیر هوچکین پیشرفته شده باشد ممکن است شما نیازمند معالجاتی چون مسکن ها یا سایر معالجات جهت کمک کردن به از بین رفتن درد یا سایر علائم شوید.

پیش اگهی (چشم انداز )چیست؟

پیش اگهی بستگی به عوامل مختلفی دارد برای مثال نوع دقیق ,سطح و مرحله لنفوم می باشد به طور کاملا کلی:

*بسیاری از افراد مبتلا به لنفوم هوچکین با درجه بالا درمان خواهند شد بنابراین هدف از معالجه لنفوم غیر هوچکین درمان ان می باشد.درمان در بیشتر موارد در مراحل اولیه صورت می گیرد با این وجود هنوز  هم یک فرصت خوب برای درمان وجود دارد حتی اگر افراد در مراحل پیشرفته تری از بیماری قرار داشته باشند.اگرچه لنفوم غیر هوچکین به صورت بسیار سریع و تهاجمی رشد می کند اما سلول های سرطانی در این نوع نسبت به لنفوم غیر هوچکین با درجه پایین در اثر شیمی درمانی اسان تر کشته می شوند.

*لنفوم غیر هوچکین با درجه پایین چون با اهستگی پیشرفت می کند شیمی درمانی به میزان کمی در مقایسه با لنفوم غیر هوچکین با درجه بالا قابلیت درمان دارد .با این حال معالجه ممکن است بیماری را کنترل کند علائم بیماری را برای ماه ها و سالها از بین ببرد.چون انها به اهستگی رشد می کنند و اغلب لنفوم غیر هوچکین با درجه پایین به صورت تنبل (کند) به نظر می رسد و واقعا برای یک مدت کاملا کوتاهی هیچ گونه پیشرفتی ندارد.

* راه های معالجاتی برای سرطان ها مانند لنفوم غیر هوچکین برگرفته از پیشرفت هایی است که در بخشی از علم پزشکی صورت گرفته است درمان های جدید همچنان توسعه و ایجاد چشم اندازهای وسیع اطلاعاتی را سوق می دهد و بالا می برد.متخصص شما می داند که پرونده شما می تواند اطلاعات دقیق تری در رابطه با چشم انداز خاص ونوع ومرحله ی بیماری لنفوم غیر هوچکین در رابطه با  احتمال پاسخ شما به درمان به او بدهد.

سرگیجه خوش خیم موضعی پروگزیمال چیست

سرگیجه خوش خیم موضعی پروگزیمال چیست ؟ در سرگیجه خوش خیم پروگزیمال چه اتفاقی می افتد؟ علائم سرگیجه خوش خیم موضعی پروگزیمال چه می باشند؟

سرگیجه خوش خیم موضعی یا پروگزیمال هنگامی ایجاد می شود که سر خود را در جهت خاصی حرکت می دهید و به دلیل وجود ذره های کوچک موجود در لابیرنت گوش داخلی ایجاد می شود که پس از چند هفته به صورت خود به خود رفع خواهد شد.ساده ترین روش درمان حرکت دادن سر در جهات مختلف که پس از چند دقیقه می تواند مشکل را رفع کند و در این درمان از نیروی جاذبه کمک گرفته می شود که در جهتی سر را حرکت می دهیم که بر خلاف جهاتی باشد که باعث سرگیجه می شوند.

سرگیجه خوش خیم موضعی پروگزیمال چیستسرگیجه خوش خیم موضعی یا پروگزیمال چیست؟

این نوع اختلال در رابطه با گوش داخلی می باشد یک علت رایج  بیماری سرگیجه این نوع اختلال می باشد و به خصوص در افراد سالخورده بسیار شایع می باشد.

خوش خیم به این معناست که نه سرطانی بوده و نه جدی می باشد.(علائم این بیماری ممکن است ناخوشایند باشند اما علت زمینه ای ان جدی نمی باشد)

پروگزیمال به این معناست که در محدوده زمانی معین ناگهان علائم ان خود را بروز می دهند.

حالت موضعی به این معناست که بعضی از حالت ها و موقعیت ها باعث ایجاد این علائم می شوند.یعنی به محض انکه سر در موقعیت خاصی قرار می گیرد علائم اغاز می شوند.

سرگیجه با احساس چرخش ایجاد می شود.شما احساس می کنید جهان دور سرتان می چرخد و ناپایدار است و اغلب احساس می کنید بیمارید و سرگیجه دارید.

درک گوش داخلی:

گوش داخلی دارای بخش حلزونی شکل و نیم دایره است.این بخش دارای ساختارهایی کانال مانند است که این کانال ها پر از مایع است و این کانال ها مانند دخمه هایی پر پیچ و خم هستند و کانال های نیم دایره ای سبب استقرار و تعادل شما در هنگام حرکت می شوند.حلزون گوش مرتبط با مقوله ی شنیدن می باشد.

در گوش داخلی سه کانال( قدامی,خلفی ,جانبی) وجود دارد و زاویه قاومه نسبت به یکدیگر دارند و حرکت در جهات مختلف راست و چپ و پایین احساس می شود .سه کانال نیم دایره ای متصل به هم که پر از مایع بوده و به انها راهرو گفته می شود در ساختار حلزونی گوش قرار دارند.

حرکات سرتوسط گوش احساس می شوند زیرا هنگامی که سر حرکت می کند مایع نیز درون لابیرنت های ساختارهای نیم دایره ای در گوش داخلی حرکت می کند و حرکت سیال سبب می شود موهای ریزی که داخل لابیرنت ها هستند در اثر حرکت مایع به حرکت در بیایند.هنگامی که این موهای ریز حرکت می کنند باعث تحریک  عصبی می شود عصب به مغز فرستاده می شود که به ان عصب دهلیزی می گویند و این اطلاعات حتی جنبش ها و موقعیت سر را در حالت چشم بسته تشخیص می دهد. لابیرنت ها در گوش سبب می شود که ما به خوبی موقعیت خود را تشخیص داده و تعادل خود را در هنگام حرکت حفظ کنیم.

در سرگیجه خوش خیم پروگزیمال چه اتفاقی می افتد؟

این اختلال توسط چند قطعه جامد که به صورت شناور در لابیرنت قرار دارد ایجاد می شود که این تکه ها از کریستالهای کربنات کلسیم ساخته شده اندو تصور می شود که بافت پوششی داخل راهرو و دخمه پر پیچ و خم شکسته است این تکه کوچک اوتوکونیا نام دارد این مشکل به علت حضور تکه کوچک در لابیرنت می باشد با این حال مشکلاتی رخ می دهد که این تکه وارد یکی از کانال های نیم دایره ای می شود.

یکی از کانال هایی که به طور معمول تحت تاثیر قرار می گیرد کانال خلفی می باشد هنگامی که هنوز سر شما در ان موقعیت قرار دارد یک قطعه کوچک در ته کانال خلفی قرار دارد و هنگامی که سر در جهت خاصی حرکت می کند ان قطعه نیز در جهت حرکت مایع حرکت می کند.

قطعه در امتداد موهای ظریف حرکت می کند که در راستای خط کانال نیم دایره ای بوده و بمباران پیام ها در انتهای عصب گوش اغاز می شود .عصب پیام های اضافی را از بخشی از گوش که تحت تاثیر پیام های عادی می باشد می فرستد به بخش هایی از گوش که تحت تاثیر قرار نگرفته است. و سپس شما احساس سرگیجه شدید می نمایید.

دلیل اینکه تکه های جامد از بافت پوششی داخل گوش یا دخمه پر پیچ و خم جدا شده و رها می شوند مشخص نمی باشد. این اختلال اغلب در افراد بالای 40 سال رخ می دهد و ممکن است علت ان به سن باز گردد و این اختلال یکی از عوامل شایع ایجاد سرگیجه در افراد می باشد.با این حال در افرادی که جراحت داشته و یا عفونت در داخل گوش داخلی انان رخ داده پیش می اید.گاهی ان در افراد جوان بدون هیچ نشانه ای رخ می دهد و زنان اغلب دو برابر مردان تحت تاثیر قرار می گیرند.

 علائم سرگیجه خوش خیم موضعی پروگزیمال چه می باشند؟

علامت اصلی سرگیجه می باشد که فقط مدت کوتاهی طول می کشد (به طور معمول 10-20 ثانیه نهایتا 1 دقیقه یه طول می انجامد )و سپس به طور کامل از بین می رود و سرگیجه معمولا با تغییر در موقعیت سر ایجاد می شود. به عنوان مثال برخاستن از بستر و غلتیدن در ان می تواند، عامل ایجاد سرگیجه باشد که به مدت کوتاهی سبب تحریک و ایجاد سرگیجه شده و سپس رفع می شود.

با ایجاد هر سرگیجه ممکن است شما احساس حالت تهوع داشته باشید که در ان استفراغ رایج نمی باشد.سرگیجه نهایتا چند ثانیه طول می کشد ولی حالت تهوع شاید ساعتها طول بکشد.

پس از آن شما احساس خوبی دارید و ان احساس سابق به طور کامل برطرف می شود حرکات سر موجب به وجود امدن این تحریکات می شوند و انسان به طور غریزی از ان حرکات سر اجتناب می کند.

در بیشتر موارد در طی چندین هفته یا ماه دلیل این بیماری مشخص می شود قطعات جامد ممکن است به صورت شناور در راهروهای کانال خلفی قرار گیرند یا محو شوندو در نهایت هیچ علامتی موجود نباشد.

در نهایت پس از انکه پس از چند ماه  نشانه ها از بین رفتند در اثر عود دوباره بیماری احتمال برگشت دارند و در بعضی موارد تا چند سال باقی می مانند.

ایا نیازی است من ازمایش بدهم؟

علائم این اختلال کاملا مشخص است و دکتر ممکن است در اثر داشتن یک سری ویژگی ها مشکوک شود که شما دارای این بیماری هستید.برای اطمینان از شما می خواهید ازمایشی به نام مانور دیکس هالپیک دهد.این کار شامل نشستن بر روی نیمکت یک پزشک می باشد و در نهایت دکتر از شما خواهد خواست به پشت دراز بکشید و سر خود را در جهت خاصی حرکت دهید که این حرکات سبب می شود یک سری سرگیجه ها در فرد ایجاد شود.

مانور اپلی:

این درمان ساده ممکن است توسط پزشک توصیه شود اغلب زمانی این کار انجام می شود که شما قطعاتی به نام (اتوکونیا) را در ته کانال نیم دایره خلفی گوش داخلی خود داشته باشید که در ان هر چهار حرکت سر انجام می شود و در سر شما به مدت 30 ثانیه در هر جهت قرار می گیرد.

حرکات سر اساسا سبب می شود که لوله های نیم دایره ای به حرکت در بیایند و بر اساس نیروی ثقل قطعات جامد (اتوکونیا)ته نشین شوند و در نتیجه تمامی علائم از بین می روند و محو می شوند.

پس از یک مانور اپلی موارد زیر معمولا توصیه می شود این است که اجازه می دهند این قطعات (اتوکونیا)به صورت خود به خود رفع شود برای جلوگیری از خطر عقب افتادن کانال های نیم دایره ای خلفی:

به مدت 48 ساعت بر روی تخت دراز نکشید و در طی زمان خواب سعی کنید بر روی صندلی بنشینید.

به مدت 1 هفته به سمتی که تحت تاثیرقرار گرفته دراز نکشید.

در حالت ایده ال به مدت یک هفته از خم شدن بیش از حد جلوگیری کنید.

برخی از مطالعات گزارش می کند که این روش (مانور اپلی)در 8 نفر از 10  مورد پاسخ داده است و یک روش درمانی موفقیت امیز بوده است و اما اگر این درمان کار نکرد شانس این وجود دارد که با تکرار یک جلسه درمان یا یک هفته بیشتر شانس خوب شدن وجود دارد.در صورتی که موفقیت امیز باشد مانور اپلی می تواند یکی از چند روشی باشد که به جای جراحی مورد استفاده قرار گرفته و در نهایت راه حل جراحی است. این جراحی چند دقیقه ای می تواند به طور چشمگیری علائم بیمار را از بین ببرد و در صورت بازگشت علائم ، روش مانور را دوباره تکرار می کنیم.

تمرینات برانت:

در صورتی که روش مانور پاسخ گو نبود از این تمرینات استفاده می کنیم که دارای حرکات مختلفی در رابطه با سر در مقایسه با روش مانورمی باشد و پزشک روش و چگونگی این روش را به شما توضیح می دهد.

بدون درمان:

اگر مانور یا تمرینات برانت موفقیت امیز نبود شما می توانید هنوز هم خوشبین باقی بمانید این اختلال یک بیماری بوده که بدون هیچ گونه درمانی علائم ان بعد چند هفته تا چند ماه از بین می روند.یک مطالعه میگوید که این شرایط در افراد مبتلا به این اختلال پس از چند هفته از بین می روند این قطعات جامد( اتوکونیا ) به طور متوسط پس از چند هفته از بین می روند و تمامی علائم رفع می شوند.

عمل جراحی:

عمل جراحی معمولا به ندرت استفاده می شود و معمولا به صورت خود به خود و یا توسط روش مانور اپلی قابل درمان است گاهی نشانه ها برای ماه ها و سال ها باقی می مانند و از میزان انها کاسته نمی شود و تصویربرداری از کانال خلفی گوش داخلی نیز یک گزینه تشخیصی می باشد که می تواند متخصص گوش را از شرایط شما اگاه کند.

چگونه می توانیم خود را ازعوارض سرگیجه های موضعی پروگزیمال ایمن نگه داریم؟

*توصیه می شود که رانندگی نکنید زیرا ممکن است سرگیجه های پروگزیمال به صورت ناگهانی رخ دهد.

*شما باید در شغل خود به کارفرمای خود اطلاع دهید که دچار چنین سرگیجه هایی می شوید برای مثال در صورتی که با نردبان ,ماشین الات سنگین یا ماشین کار می کنید.
*از مکان هایی در اطراف خانه تان که امکان سقوط در انها وجود دارد اجتناب کنید و از رختخواب به ارامی خارج شوید و درکل از مشاغلی که در ارتفاع یا مستلزم استفاده از وسایل خطرناک می باشند دوری کنید.

سریشی یا چسبناک شدن گوش

در این بخش مطالعه میکنید : سریشی یا چسبناک شدن گوش چیست ؟ چه كساني به خاطر گوش سریشی نياز به عمل دارند؟ جراحي ها برای گوش سریشی به چه صورتي هستند؟ آيا اين عملها ريسكي در پي دارند؟  برخي از نگراني هاي متداول در گذاشتن پولك ها و آيا پولكها گوش سریشی  را كاملا بهبود مي دهند؟

سريشي (چسبناک) شدن گوش شرايطي است كه در آن گوش مياني با مايعي سريش مانند به جاي هوا پر ميشود. اين سبب ناشنوايي ميشود. در بيشتر موارد خود به خود رفع ميشود. اگر سريشي شدن گوش ادامه يابد جراحي براي تميز كردن مايع و گذاشتن پولكهاي لاستيكي توصيه ميشود. اين مقاله در مورد جراحي هايي است كه براي درمان سريشي شدن گوش انجام ميشوند. لطفا توجه فرمائيد: اغلب كودكاني كه گوششان سريشي شده است نيازي به عمل ندارند.

گوش سریشیچه كساني به خاطر گوش سریشی نياز به عمل دارند؟

اگر بعد از زمان”تحت نظر بودن” گوش سريشي تميز نشد ممكن است براي بازگرداندن شنوايي به حالت معمول جراحي پيشنهاد شود. زمان پيشنهادي براي “انتظار و تحت نظر بودن” از كودكي به كودك ديگر متفاوت است و به عواملي مثل سن كودك، شدت افت شنوايي، آيا قبلا هم گوش سريشي شده است، آيا كودك به مدرسه ميرود و آيا يادگيري يا سخن گفتن را تحت تاثير قرار داده است، و غيره بستگي دارد.

جراحي ها به چه صورتي هستند؟

برش پرده صماخ (Myringotomy) و گذاشتن پولكهاي لاستيكي يكي از عملهاي رايج است. (به شكل زير مراجعه نمائيد.) برش پرده صماخ يك برش ظريف (حدودا 2 تا 3 ميلي متري) است كه در پرده صماخ ايجاد ميشود. مايع تخليه و يك پولك لاستيكي (مجراي تهويه) اغلب گذاشته ميشود. پولك مثل يك لوله كوچك است كه در ميان پرده صماخ قرار داده ميشود. اين پولك اجازه ورود هوا به گوش مياني را مي دهد. شنوايي سريعا بهبود مي يابد.
برداشتن آدنوئيد (لوزه سوم) گاهي پيشنهاد ميشود. آدنوئيدها توده هاي كوچكي از بافت غده اي (همانند لوزه) هستند. آنها در انتهاي حفره بيني در نزديكي ورودي شيپور استاش قرار دارند. اگر آدنوئيدها بزرگ باشند برداشتن آنها تخليه شيپور استاش را بهبود مي بخشد. آدنوئيدها معمولا فقط زماني برداشته مي شوند كه كودك مبتلا به گوش سريشي بيشتر مواقع دچار سرماخوردگي شود.
شيوه ليزر براي ايجاد يك حفره كوچك در پرده صماخ و فراهم آوردن امكان تخليه. تاثيراين شيوه مشابه برداشتن پرده صماخ و گذاشتن پولك لاستيكي است. با اين وجود، براي اين كار نيازي به بيهوشي عمومي نيست. بنابراين، در موارد انتخابي انجام ميشود. همچنين، گاهي به جاي ليزر از يك چاقوي نازك براي ايجاد منفذ در پرده صماخ استفاده ميشود كه از داخل آن پولك وارد ميشود.
انجام جراحي هاي بالا زمان زيادي نمي برد  به صورت سرپايي انجام ميشوند. گاهي هم يك روز ماندن در بيمارستان مورد نياز است.

آيا اين عملها ريسكي در پي دارند؟

همانند هر عمل ديگري اين جراحي ها نيز ممكن است عوارضي در نتيجه بي هوشي داشته باشند. با اين وجود، ريسك آن بسيار كم است.

برخي از نگراني هاي متداول در گذاشتن پولك ها

شنا كردن اغلب مشكلي ندارد. با اين وجود بهتر است از زيرآبي رفتن و رفتن به عمق آب اجتناب شود. برخي جراحان استفاده از گوش گير را در زمان شنا توصيه مي كنند. هميشه در اين مورد به توصيه جراح خود عمل كنيد.
شستن. سعي كنيد آب صابون وارد گوشتان نشود. سر خود را داخل آب صابوني نبريد. به شيوه معمول خارج گوش را بشوييد. مي توانيد يك پنبه را آغشته به وازلين كرده و در مجراي گوش قرار دهيد تا از ورود آب به گوش اجتناب شود.
در واقع اگر پولك در گوش خود داريد پرواز برايتان  راحت تر است. پولك سبب ميشود فشار بين گوش مياني و خارجي برابر شود. با اين كار در زمان بلند شدن و فرود آمدن هواپيما دچار گوش درد نميشويد.
تصوير زير محل قرار گيري پولك را نشان مي دهد.

وقتي پولك لاستيكي در گوش قرار داده ميشود چه اتفاقي مي افتد؟

پولكها امكان ورود هوا به گوش مياني را فراهم مي آورند. با رشد پرده صماخ، معمولا بعد از 4 تا 12 ماه، پولكها اغلب از گوش بيرون مي افتند. در اين مدت هم اغلب سريشي گوش از بين رفته است. برشي كه در پرده صماخ براي گذاشتن پولك زده شده است اغلب سريعا با بيرون افتادن پولك بهبود مي يابد.

پولك ها آن قدر كوچك هستند كه وقتي مي افتند متوجه آن نميشويد.

آيا پولكها گوش سريشي را كاملا بهبود مي دهند؟

وقتي پولك به بيرون مي افتد اغلب مشكل گوش سريشي از بين رفته است. با اين وجود، گاهي بعد از افتادن پولك و بهبود پرده صماخ، مايع دوباره باز مي گردد. گاهي ممكن است تكرار عمل براي گذاشتن پولك لاستيكي جديد نياز باشد. در برخي كودكان گاهي ممكن است چندين بار پولك گذاشته شود تا سريشي گوش از بين برود.

آيا پولك ها عوارضي دارند؟

از هر 20 كودكي كه پولك گذاشته است حدودا يك نفر ممكن است گوشش ترشحات داشته باشد كه اغلب در طول يا بعد از سرماخوردگي اين اتفاق مي افتد و اغلب دردناك يا جدي نيست. اگر اين اتفاق افتاد به پزشك عمومي مراجعه نمائيد. داروهاي آنتي بيوتيك يا قطره هاي گوش ممكن است تجويز شوند و ترشحات خيلي زود برطرف ميشوند. گاها، ترشحات تداوم داشته و بايد پولك برداشته شود.
ممكن است آسيبي جزئي به پرده صماخ برسد اما احتمال اينكه ايجاد مشكلي نمايد كم است.
به ندرت يك منفذ كوچك بعد از بيرون افتادن پولك باقي مي ماند. اگر اين اتفاق افتاد مي توان با يك عمل كوچك ان را برطرف كرد.

مقاله درباره شنوایی سنجی

ما چگونه ميشنويم؟ ساختار گوش . شنوایی سنجی چيست؟ چه عواملي سبب افت شنوايي ميشوند؟ شنوایی سنجی چگونه عمل مي كند؟ شنوایی سنجی چه كاربردي دارد؟ از شنوایی سنجی در چه  شرايط ی استفاده ميشود ؟  آيا شنوایی سنجی عوارض جانبي دارد؟ براي آماده شدن براي شنوایی سنجی چه اقداماتي بايد انجام داد؟ مطالبی هستنند که می توانید در این بخش از پزشک تو مطالعه نمایید.

شنوایی سنجی

شنوایی سنجی شامل یک روش آزمايش كردن شنوایی می باشد که خود فرد در آن به تست به صورت آگاهانه پاسخ بدهد. البته راههاي مختلفي براي آزمودن شنوايي وجود دارد كه بسته به سن فرد و نوع افت شنوايي متفاوت است.

توجه: اطلاعات ارائه شده در زير فقط يك راهنماي عمومي است. اقدامات و شيوه هاي آزمايش در بيمارستانهاي مختلف مي تواند متفاوت باشد. هميشه از دستورات توصيه شده توسط پزشك يا بيمارستان محلي خود پيروي كنيد.

ساختار گوش

گوش به سه قسمت تقسيم ميشود. گوش خارجي (بيروني) شامل قسمتهايي است كه شما مي توانيد ببينيد كه لاله گوش ناميده ميشود، و يك ساختار باريك مجرايي كه كانال گوش ناميده ميشود. در انتهاي كانال پرده صماخ قرار دارد. پرده صماخ گوش خارجي را از مياني جدا مي كند. پرده صماخ يك غشاء است كه محكم كشيده شده و كمي شبيه پوست يك طبل است.

گوش میانی يك حجره پر از هوا است. داخل آن سه تا استخوان كه كوچكترين استخوانها در بدن هستند و استخوانهاي ركابي، سنداني و چكشي ناميده ميشوند قرار دارند. اين استخوانها به هم متتصل هستند. آخرين استخوان در اين گروه يعني استخوان ركابي، گوش مياني را به گوش داخلي متصل مي كند. فضاي هواي گوش مياني با شيپور استاش به انتهاي بيني متصل ميشود.

گوش داخلي از دو بخش تشكيل شده است. حلزون گوش در شنوايي نقش دارد. سيستم وستيبولار (دستگاه دهليزي) به حفظ تعادل كمك ميكند. حلزون گوش يك محفظه حلزوني شكل است كه با مايع پر شده است. در ديواره هاي آن سلولهاي مخصوص حسي به نام ياخته هاي مويي وجود دارند. اين سلولها امواج صوتي را به سيگنالهاي الكتريكي تبديل مي كند. حلزون گوش به عصبي متصل است كه به مغر منتهي ميشود.

دستگاه دهليزي از شبكه اي از مجراها كه كانالهاي نيم دايره اي ناميده ميشوند به علاوه دهليز تشكيل شده است. دستگاه دهليزي همچنين از سلولهاي حسي خاصي تشكيل شده است اما در اينجا به جاي صدا حركات را تشخيص مي دهند. هم حلزوني گوش و هم دستگاه دهليزي به عصبي متصل هستند كه سيگنالهاي الكتريكي را به مغز حمل مي كند.


ما چگونه ميشنويم؟

وقتي هوا به ارتعاش در مي آيد، امواج صوتي ايجاد ميشوند. براي شنيدن، گوش بايد امواج صوتي را به سيگنالهاي الكتريكي تبديل كند تا مغز بتواند آنها را تفسير نمايد. وقتي امواج صوتي به پرده صماخ مي رسند سبب ارتعاش آن ميشوند. ارتعاشات پره صماخ سبب حركت استخوانهاي كوچك گوش مياني ميشود. آخرين استخوان اين گروه، استخوان ركابي، ارتعاشات را به حجره پر شده از مايع كه حلزون گوش ناميده ميشود انتقال مي دهد. وقتي حلزوني ارتعاشات را دريافت كرد، مايع داخل آن شروع به حركت مي كند. با حركت مايع سلولهاي مخصوص حسي سيگنالهاي الكتريكي ايجاد مي كنند. اين سيگنالهاي الكتريكي به مغز فرستاده ميشوند. مناطق خاصي در مغز اين سيگنالها را دريافت كرده و آنها را به چيزي كه با عنوان صدا مي شناسيم تبديل مي كند.

گوشهاي شما سيگنالهاي الكتريكي ايجاد مي كنند كه نمود انواع خارق العاده اي از صداها هستند. براي مثال، سرعت لرزش پرده صماخ با انواع مختلف صدا فرق مي كند. در صداهاي بم، پرده صماخ به آرامي به ارتعاش در مي آيد. در صداهاي زير با سرعت بيشتري مرتعش ميشود. اين بدان معنا است كه ياخته هاي مويي مخصوص در حلزوني نيز با سرعتهاي متفاوتي مرتعش ميشوند. بدين طريق سيگنالهاي مختلفي به مغز فرستاده ميشود. اين يكي از راههايي است كه ما مي توانين بين صداها با طيفهاي مختلف تمايز قائل شويم.

شنوایی سنجی چيست؟

شنوایی سنجی يك واژه پزشكي است كه به معناي آزمودن شنوايي به كار مي رود. در شنوايي سنجي بررسي ميشود كه آيا مشكلي در مكانيسمهاي مختلف كه به ما امكان شنيدن صداها را مي دهند وجود دارد يا خير.

چه عواملي سبب افت شنوایی ميشوند؟

.
آسيب به هر قسمت گوش مي تواند سبب افت شنوايي شود. اگر مشكلي در كانال گوش يا گوش مياني باشد، سبب مشكلي به نام كم شنوايي رسانش ميشود. در كم شنوايي رسانش، جابه جايي صدا (انتقال) مسدود ميشود يا به گوش مياني منتقل نميشود. ناشنوايي رسانش دلايل مختلفي دارد و به افت شنوايي دائمي يا موقت منتهي ميشود. يك علت رايج آن در كودكان جمع شدن مايع در فضاي گوش مياني است كه گوش سريشي ناميده ميشود. (براي اطلاعات بيشتر به مقاله اي با عنوان “گوش سريشي” مراجعه نمائيد.)

اگر حجره پر از مايع گوش كه حلزوني ناميده ميشود يا عصب شنوايي به درستي كار نكنند سبب افت شنوايي حسي-شنوايي ميشود. معمولا اين بدان معنا است كه ياخته هاي مويي در حلزوني به درستي كار نمي كنند و يا مشكلي در عصب شنوايي وجود دارد و بنابراين مقداري يا كل صداها به مغر فرستاده نمي شوند. كم شنوايي حسي-عصبي اغلب دائمي هستند. مي توانند خفيف، متوسط يا شديد يا عميق باشند و يك گوش يا هر دو گوش را تحت تاثير قرار دهند.

ممكن است كم شنوايي رسانش و حسي و عصبي با هم اتفاق افتند كه كم شنوايي تركيبي ناميده ميشود.

شنوایی سنجی چگونه عمل مي كند؟

تستهاي مختلفي براي بررسي توانايي شنوايي وجود دارند. اين تستها بر اساس فرد تست شونده و علت انجام آن متفاوت است. نوزادان وقتي صدايي ميشنوند قادر نيستند بگويند كه صدا را شنيده اند و بنابراين از شيوه هاي خاصي براي آنها استفاده ميشود. در كودكان اصول تست ممكن است مشابه بزرگسالان باشد اما شيوه انجام آزمونها ممكن است تفاوت داشته باشد تا بتوان دقيق ترين نتايج را به دست آورد. آزمايشات تكميلي ديگري نيز وجود دارد كه به كمك آنها مي توان ميزان عملكرد گوش مياني و مغز را در مسير شنوايي تعيين كرد.

رايج ترين آزمونهاي شنوايي در زير ارائه شده اند.

آزمايش كودك تازه متولد شده

آزمون otoacoustic emissions(گسيلهاي صوتي گوش) (OAE) يك شيوه ساده، بدون درد و سريع براي غربالگري نوازدان تازه متولد كم شنوا است. يك گوشي حاوي يك ميكروفن و يك بلندگوي كوچك در گوش قرار داده ميشود. بلندگو صداهاي تيك تيك در گوش ايجاد مي كند. اين صداها به حجره پر شده از مايعي به نام حلزوني منتقل ميشود. اگر حلزوني به درستي كار كند، با پس فرستادن صدا به كانال گوش پاسخ مي دهد. اين پاسخ توسط ميكروفن تشخيص داده ميشود. اين آزمون اين قدر حساس است كه حتي كم شنوايي هاي ناچيز را هم مي توان با آن شناسايي كرد. اگر پاسخ خوب باشد ديگر به بررسي بيشتر نيست.

گاهي در زمان اين آزمون، پاسخ شناسايي نميشود. اين مي تواند نشانه كم شنوايي باشد اما ابتداعا بايد آن را به خاطر عوامل ديگر دانست. دليليش مي تواند اين باشد كه نوزاد مغشوش بوده، در اتاق سر و صدا بوده و يا بعد از تولد هنوز مقداري مايع در گوش مانده است. اغلب اين تست دوباره تكرار ميشود و اگر باز هم پاسخ مناسبي دريافت نشد سپس با آزمون ديگري كه automated auditory brainstem response (AABR)  ناميده ميشود دوباره تست گرفته ميشود.

در AABR يك گوشي كوچك  در گوش نوزاد صداهاي تيك ايجاد مي كند. اگر نوزاد اين صداها را بشنود، با سنسورهايي كه بر روي پوست نوزاد نصب شده اند مي توان سيگنال موجود در عصب شنوايي را اندازه گيري كرد. صدا تا ميزان خاصي بلند ميشود. اگر با اين كار پاسخي دريافت نشد به تستهاي بيشتري براي تشخيص نياز خواهد بود.

هم تست OAE و هم AABR زماني بهترين نتيجه را دارند كه كودك خوابيده باشد چون اگر حركت كودك زياد باشد و پاسخ شناسايي شده خيلي كم باشد مي تواند پنهان شده و شناسايي نشود.

آزمايش در نوزادان و كودكان كوچكتر

در كودكان از شيوه اي كه visual reinforcement audiometry (شنوايي سنجي ديدار پاداشي) ناميده ميشود استفاده ميشود. در اين آزمون كودك صداهايي را ميشنود كه از طريق اسپيكرهايي در اتاق آزمايش پخش ميشود. وقتي كودك صداها را ميشنود و سرش را به طرف صدا مي چرخاند جايزه اي دريافت مي كند كه اغلب يك پاداش ديداري مثل نورهاي چشمك زن يك اسباب بازي است. فردي كه شنوايي كنترل را آزمايش مي كند به تقويت اين رفتار با هر بار جايزه دادن به كودك در زماني كه به طرف صدا بر مي گردد ادامه مي دهد. سپس فردي كه شنوايي كودك را آزمايش مي كند شنوايي كودك را ارزيابي مي كند تا ببيند آيا به انواع مختلف صداها واكنش نشان مي دهد. با اين كار مي توان كمترين حد صدا را كه كودك ميشنود را شناسايي كرد.

با بالاتر رفتن سن كودك و در نتيجه راحت تر ارتباط برقرار كردن اين آزمون پاداش مدار مي تواند انواع مختلفي داشته باشد.

آزمايش در كودكان بزرگتر و بزرگسالان

براي آزمايش بزرگسالان اغلب از شيوه شنوایی سنجی با صداي خالص استفاده ميشود. در اين شيوه از ماشيني كه شنواسنج ناميده ميشود براي نواختن مجموعه اي از صداها كه از طريق هدفون شنيده ميشود استفاده ميشود. گام (فركانس، كه با واحد هرتز اندازه گيري ميشود) و بلندي (شدت، كه با دسيبل سنجيده ميشود) صداها متفاوت است.

فرد متخصصي بلندي صدا را كنترل و تا حدي آن را پايين مي آورد كه ديگر نتوانيد آن را بشنويد. سپس دوباره آن را بلند مي كند تا دوباره بتوانيد آن را بشنويد. هر دفعه كه صدا را ميشنويد بايد با بلند كردن دست يا فشار دادن دكمه اي علامت دهيد حتي اگر صدا برايتان بسيار نامفهوم و ضعيف باشد. سپس متخصص آزمايش را چندين بار تكرار مي كند وهر بار صدا بم تر ميشود. هر گوش جداگانه آزمايش ميشود.

نتايج تست روي يك نمودار مخصوص كه نمودار شنيداري ناميده ميشود نمايش داده ميشود كه به نشان دادن الگوي افت شنوايي شما كمك مي كند.

شنوایی سنجی چه كاربردي دارد؟

از شنوایی سنجی در شرايط مختلفي از جمله موارد زير استفاده ميشود:

براي ارزيابي كم شنوايي در هر كسي كه متوجه مشكلات شنوايي دائم در يك يا هر دو گوشش شده باشد يا در فهميدن كلمات در محاوره مشكل داشته باشد.
در تعيين نوع و ميزان افت شنوايي (رسانش، حسي-شنوايي يا هر دو).
غربال نوزادان و كودكان براي مشكلات شنوايي كه مي تواند با توانايي يادگيري، سخن گفتن و فهم زبان تداخل داشته باشد.
براي غربال كم شنوايي در افرادي كه مرتبا در معرض صداهاي بلند هستند يا داروهاي خاصي مثل جنتامايسين را مصرف مي كنند.
براي آماده شدن براي شنوایی سنجی چه اقداماتي بايد انجام داد؟

اغلب نياز به آماده سازي خاصي براي شنوایی سنجی نيست. اگر تشخيص داده شده كه گوش شما موم دارد احتمالا قبل از تست اين موم بايد برداشته شود تا تداخلي با نتايج ايجاد نكند.

اگر شما يا كودكي كه از او آزمايش گرفته ميشود دچار سرماخوردگي يا عفونت گوش هستيد حتما به متخصص خود اطلاع دهيد چون مي تواند با نتايج تداخل داشته باشد.

آيا شنوایی سنجی عوارض جانبي دارد؟

اين آزمايشات بسيار ايمن بوده و عوارض حاصل از آن بسيار نادر است.